دیدار اعضای انجمن‌های اسلامی دانشجویان دانشکدۀ روان‌شناسی و دانشکدۀ اقتصاد دانشگاه تهران با مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی بیات زنجانی

بسم الله الرحمن الرحیم

انجمن‌های اسلامی دانشجویان دانشکدۀ روان‌شناسی و دانشکدۀ جامعه شناسی دانشگاه تهران

اعضای انجمن‌های اسلامی دانشجویان دانشکدۀ روان‌شناسی و دانشکدۀ اقتصاد دانشگاه تهران، با حضور در دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی بیات زنجانی(مدظله العالی) با ایشان دیدار و گفتگو کردند.
در ابتدای این دیدار که صبح روز پنجشنبه نهم آبانماه ۱۳۹۲ برگزار شد، اعضای دو انجمن اسلامی به اظهار نظر و ایراد سخن پرداخته و سؤالاتی پیرامون مسائل مختلف بیان داشتند.
حضرت آیت الله العظمی بیات زنجانی پس از استماع سخنان حضار، بیانات خود را با تقدیر و تشکر از حضور میهمانان آغاز کرده و با اشاره به سؤالات مطرح شده فرمودند: با سؤالاتی که شما بیان فرمودید، تقریباً هر روز برخورد دارم که به دلیل تغییر شکل ارتباطات، عمدتاً به شکل صریح و بی پرده مطرح می شود و به دلیل مواجهۀ روزانه با این سؤالات، از جنس دغدغه های موجود در ذهن شما عزیزان مطلعم؛ از قضا نشریه ای دانشجوئی غالب این سؤالات را از بنده پرسیده و به آنها مفصلاً پاسخ داده ام که در آنها از رابطۀ حوزه و دانشگاه تا بحث قبض و بسط شریعت، سؤال شده بود که احتمالاًً به زودی منتشر خواهد شد و در دسترس عموم قرار خواهد گرفت.
ایشان افزودند: من در شیوۀ برخوردهای علمی، به شیوۀ فیلسوفان کلاسیک و بویژه به روش ارسطو معتقدم و شدیداً از مشی مشّاء دفاع می‌کنم، چراکه رابطۀ بین استاد و شاگرد را محدود به حجره‌ها و کلاس ها نمی‌دانم و معتقدم بحث و تبادل نظر، باید همیشگی و به صورت آزاد و بی دغدغه باشد و یکی از مبانی نام‌گذاری فلسفۀ مشاء نیز همین است که در حال قدم زدن و راه رفتن صورت می گرفته است. مصنوعی نبودن این درس و بحث مهم است. کاش این شیوۀ بحث، توسط همۀ حوزویان و دانشگاهیان زنده و احیاء شود و همگان بدون داشتن موضع خاص، با هم به بحث و تبادل نظر بپردازند.
معظم له با اشاره به ارتباط مستمر با فضای دانشگاهی کشور ابراز داشتند: من دانشگاه را هم از بیرون می شناسم و هم از درون؛ چراکه هم سالها در دانشگاه تدریس کرده ام و هنوز هم با دانشگاهیان مرتبطم. سؤال این است که آیا دین با مدرنیته قابل جمع شدن است؟ پاسخ این است که این سؤال، مربوط به امروز نیست، بلکه از گذشته های دور سابقه دارد؛ شیخ الرئیس ابوعلی سینا در مقدمۀ کتاب “مبدا و معاد” بر این نکته تأکید می کند که “امروز فلسفۀ یونان طوری بر دنیای اسلام سایه افکنده که همگان تصور می کنند فلسفه با دین در تعارض است” این همان مطلبی ست که عرض کردم؛ آن روز می گفتند فلسفه با دین در تعارض است و امروز بحث عدم تجمیع دین و مدرنیته را مطرح می کنند.
ایشان افزودند: اینجا باید ابتدائاً دین و ایدئولوژی را تعریف کرد. اگر ما ایدئولوژی را چارچوبی خشک و غیر قابل انعطاف همچون نظام های مارکسیستی بدانیم، با هیچ شرایط دیگری سازگار نخواهد شد ولی اگر قرائت از دین مبسوط و منعطف شد، حتی اگر در قالب یک ایدئولوژی منعطف هم بیان شود، قطعاً مفاهیمی همچون مدرنیته و مدرنیسم را در خود هضم خواهد کرد.
معظم له تأکید کردند: اگر به جای چماق، زور و تحمیل، از عناصری از جنس تفکر و برون‌دادهای بحثی آن استفاده شود و به مردم اجازه داده شود که مسائل را بفهمند بعد قبول کنند، آیا مشکلی پیش خواهد آمد؟ آیا اگر اسلام را با شیوۀ استدلالی و منطقی تعریف کنیم، باز خواهند گفت که با پرسش‌گری دنیای مدرن رابطه ندارد؟ نام این را گذاشته‌ایم “عقلانیت” که اولین شرط برای یک ایدئولوژی و فرآورده‌های ایدئولوژیک است و دقیقاً همانی است که به دلیل تعطیل کردنش توسط برخی، امروز ما دچار چالش‌هائی از قبیل طرح همین موضوعات هستیم که اسلام را در تعارض با دنیای مدرن تعریف می‌کنند. بنابراین اگر عقلانیت بشود معیار و ملاک، بخش قابل توجهی از مشکلات حل خواهد شد.
ایشان همچنین اضافه کردند: بحث دوم در به رسمیت شناختن حق مخاطب و مخالف در اظهار نظر و نقد است؛ یعنی اینکه ما لااقل به همان اندازه‌ای که برای خودمان حق اظهارنظر قائلیم، این حق را برای طرف مقابل نیز قائل شویم. اینکه من امروز به خواهران هم عرض می کنم تا همانند برادران صحبت کرده و دغدغه هایشان را بگویند به دلیل اعتقاد به همین حرف و مبادی دیگری مانند جنسیت بردار نبودن پرسشگری و تعقل است.
این همان کرامت انسانی است که باید به عنوان دومین اصل و اساس در ایدئولوژی مدّنظر قرار گیرد.
معظم له سپس افزودند: مسألۀ بعدی آزادی است. اگر یک ایدئولوژی پایه اش عقلانی شد و به فکر دیگران – چه صاحب ایدئولوژی باشند یا نباشند – بها داد و حق آزادی بشر را برای انتخاب به رسمیت شناخت، هیچگاه شکست نخواهد خورد؛ کمااینکه راه ماندگار ماندن ایدوئولوژی‌های اسلامی نیز همین بوده است؛ در برابر بدیهی است اگر یک ایدئولوژی آزادی دیگران را سلب کند، به دیگران بها نداده و حرمت آنان را حفظ نکند و از روش های عقلانی برای مباحث خود استفاده نکند، محکوم به شکست و نابودی است.
حضرت آیت الله العظمی بیات زنجانی با اشاره به روایتی از معصوم(ع) فرمودند: در وسائل الشیعه از امام صادق(ع) نقل است به فردی که راهی سفر حج بوده، چنین می فرماید که در آنجا با اقوام و ملل مختلف در ارتباط خواهید بود، در رفتار با آنها با حُسن خلق رفتار کنید تا بگویند رهبران شما اینگونه رفتار می کنند.
ایشان تصریح کردند: با توضیحاتی که داده شد عقلانیت، تکریم انسان ها و حق آزادی برای آنها سه عنصری است که از اجزاء ماهوی اسلام است؛ آن جاهائی که می فرماید “لقد کرمنا بنی آدم” و یا “أفلا تعقلون” و یا “إنّ أکرمکم عندالله أتقیکم”؛ اسلام نمی گوید چرا مرا نمی پذیرید، بلکه می گوید چرا تفکر نمی کنید! می گوید چرا سؤال نمی کنید؟ امیرالمؤمنین(ع) که در عصمتش شکی نیست، از جامعۀ اسلامی می خواهد تا از او و حکومتش سؤال شود. او دارد به ما آموزش می دهد که در جامعۀ اسلامی، رابطۀ بین حاکمان و مردم چگونه باید باشد. این همان ایدئولوژی اسلامی است که ما از آن دفاع می کنیم.
مرجع عالیقدردر پاسخ به سؤالی که دربارۀ رابطۀ دین با سیاست مطرح شد گفتند: من سیاست را نوعی تدبیر و مدیریت می دانم و مدیریت را تبلور فکر، اندیشه، منش، کنش، درک و فهم صاحب سیاست؛ این مدیریت، دقیقاً نشانۀ ذات سیاستمدار است بدین معنا که از منش مدیریتی هر انسان می‌توان دریافت که تا چه حد عقلانی هست یا نه؛ یا اینکه نسبت به دیگران با کینه رفتار می کند یا با عشق و علاقۀ انسانی؛ اینجاست که اگر به سیرۀ سیاسی علی ابن ابیطالب(ع) نگاه کنید، خواهید دید که مدیریت او، نماد سیاست اسلامی است. آنجائی که بعد از فتح بصره، وارد آنجا می شود و رو به مردم می گوید من در حق شما امام بدی بودم؟ در حق شما ظلمی کردم؟ آیا پیش از اینکه فرماندار مرا بکشید، با شما وارد جنگ شدم؟ چرا با من اینگونه رفتار کردید؟ حال خودتان بگویید که باید با شما چه کنم؟ و وقتی در برابر این پاسخ قرار می گیرد که یا امیرالمؤمنین هر چه با ما کنی حق است! می فرماید از همه شما گذشتم. این نماد تدبیر و سیاست اسلامی است. حال باید سؤال کرد که اگر سیاست اینگونه باشد، با دین سازگار نیست؟
مرجع عالیقدر در پایان بیانات خود در پاسخ به بحثی دیگر در باب مقام و جایگاه زنان ادامه دادند: پیامبر مکرم اسلام در روایتی زن را در ردیف نماز بیان می کند و آن را همانند نماز محبوب می‌دارد. لذا می توان گفت در لسان پیامبر، زن موجودی مقدس است. از طرفی آدم بدون حوا خلق نشده و در قیامت هم زن و مرد در کنار هم محشور خواهند شد. بنابراین نمی‌توان گفت که یکی از این دو جنس بر دیگری برتری دارد بلکه زن بدون مرد یا مرد بدون زن، انسان کامل محسوب نمی‌شوند.

آیا تمایل به دریافت آخرین اخبار و اعلانات دارید؟
خیر
بله