مسئلۀ 1986 : هرگاه انسان در اثر کاسبی، کشاورزی، تجارت، سرمایهگذاریهای خُرد و کلان، واسطهگری و بالأخره با هر نوع اقدام و برنامه ریزی و عملیات اقتصادی و مالی، درآمدی داشته باشد، ولو اینکه از طریق احیای زمینهای موات و لمیزرع یا به دست آوردن مباحات اوّلیه یا ارائة خدمات فنّی، فرهنگی، اجتماعی، انسانی و مانند اینها و یا از راه کارگری یا انجام نماز و روزۀ استیجاری باشد، در صورتی که از مخارج سالیانة خودش و کسانی که تحت تکفّل او هستند بیشتر بماند و زیاد بیاید، مطابق مسائل بعدی واجب است خمس آنها را بپردازد.
مسئلۀ 1987 : اگر چیزی که زیاد آمده به خاطر قناعت کردن بوده است به گونهای که اگر قناعت نمیشد، چیزی زیاد نمیآمد، باز هم خمس مازاد واجب است.
مسئلۀ 1988 : کسی که هزینههای زندگی او به عهدۀ دیگری است باید خمس همۀ درآمدهای خود را بپردازد، ولی اگر مقداری از آنرا خرج زیارت، میهمانی و مانند آن کرده باشد، فقط باید خمس باقی مانده را بدهد.
مسئلۀ 1989 : زنی که در اثر کسب، درآمدی دارد و از طرفی شوهرش مخارج او را میپردازد، باید آخر سال خمس درآمد خود را بدهد، همچنین اگر شوهر ندارد یا شوهر مخارج او را نمیدهد و خود درآمدی داشته باشد، چنانچه چیزی از مخارج سالیانهاش زیاد بیاید، باید خمس آنرا بپردازد، حتی هرگونه فایده و درآمدی که زن به دست میآورد و ملک او میشود هرچند به صورت کسب نباشد، چنانچه از مخارج سالیانهاش چیزی زیاد بیاید باید خمس آنرا بپردازد، ولی لازم نیست خمس مهریة خود را بدهد هر چند بهتر است.
مسئلۀ 1990 : کسی که مالی را طبق ضوابط شرعی به عنوان خمس به دست آورده یا به عنوان زکات واجب یا صدقة مستحبّی مالک شده است، در صورتی که از آن نفعی ببرد و آن منفعت از مخارج سالیانهاش زیاد بیاید واجب است خمس آنرا بدهد، ولی اگر خود خمس یا زکات یا صدقة مستحبّی به آن اندازه باشد که از مخارج سالیانهاش زیاد بیاید، ظاهراً خمس ندارد، گرچه بهتر است خمس آنرا نیز بدهد، امّا در مورد زکات و صدقات مستحبّه احوط بلکه اقوی آنست که اگر از مخارج سالیانهاش زیاد بیاید، خمس آنرا باید بپردازد.
مسئلۀ 1991 : کاسبان، تجّار، صنعتگران و مانند اینها یک سال پس از شروع به دست آوردن سود، بایستی خمس آنچه از مخارج سالیانۀ آنها اضافه آمده را بپردازند. کسی هم که شغلش کاسبی نباشد و بهطور اتفاقی دادوستدی کند و سودی ببرد، پس از آنکه یک سال از سود بردن او گذشت باید خمس مقدار اضافه بر مخارج سالیانهاش را بپردازد.
مسئلۀ 1992 : نهالهایی که شخصی میخرد و خمس آنها را میپردازد و میکارد و مخارجی نیز برای کشت آنها صرف میکند و در زمان خاصی آنها را میبرد چه موقعی باشد که عرفاً زمان قطع آنها فرا رسیده یا زودتر از آن قطع کند، مقدار رشد آنها جزء درآمد آن سالی است که درختها را قطع کرده است در صورتی که سودی داشته باشد پس از کسر مخارج سالیانه و قیمت اصل آن مال، باید خمس آنچه را از مخارج سالیانه زیاد آمده بپردازد.
مسئلۀ 1993 : اگر بهطور مثال درختی که خریده و خمسش را داده است یا به او ارث رسیده، میوه بدهد، آنچه از مخارج سالیانه زیاد بیاید خمس دارد و اگر درخت رشد کند یا گوسفندی که داشته چاق شود، رشد درخت یا چاقی گوسفند از درآمد سالی است که آنها را میفروشد یا عرفاً وقت فروش آنهاست، پس لازم نیست هر سال حساب کند.
مسئلۀ 1994 : اگر ملکی را برای افراد معین مثلاً برای زن و فرزندان خود وقف کند، چنانچه آنها در آن ملک زراعت و درختکاری کنند و از آن سودی کسب کنند که از مخارج سالیانة آنها زیاد بیاید، باید خمس آنرا بپردازند. اگر هم به صورت دیگری از آن ملک سود ببرند، مثلاً اجارۀ آنرا دریافت کنند، باید خمس مقداری را که از مخارج سالیانة آنان زیاد میآید، بپردازند.
مسئلۀ 1995 : اگر کسی اجیر شود تا کاری را طی چند سال انجام دهد و اجرت همه را یکجا دریافت کند، آن اجرت بر تعداد آن سالها تقسیم میشود و سهم مربوط به سال اول، درآمد آن سال محسوب میشود.
مسئلۀ 1996 : اگر مالی نزد کافر یا کسی که به دادن خمس عقیده ندارد، مشمول خمس شود و سپس از طریق معامله و خرید و فروش به دست شخصی برسد، واجب نیست خمسی را که به آن تعلّق گرفته بپردازد، ولی اگر رایگان به دست آن شخص برسد، جزء درآمد او محسوب میشود و اگر با درآمدهای دیگر او از مخارج سالیانهاش زیاد بیاید باید خمس آنچه را زیاد آمده است بدهد.
بازدید ها: 65