خانه مرجعیت در رسانه هاآخرین اخبارنامه ی سرگشادۀ مرجع عالیقدر در آستانۀ انتخابات ریاست جمهوری دورۀ نهم 1383/10/28

نامه ی سرگشادۀ مرجع عالیقدر در آستانۀ انتخابات ریاست جمهوری دورۀ نهم 1383/10/28

توسط دفتر
653 بازدید
A+A-
تنظیم مجدد

آيت‌الله العظمی اسدالله بيات زنجانی(مدظله) درباره‌ي نهمين دوره‌ي انتخابات رياست جمهوري در نامه‌اي خطاب به مردم با تاكيد بر اين كه در برهه‌اي حساس و سرنوشت‌ساز از دوران‌هاي تاريخ قرار داريم و بر آگاهان جامعه است كه در حد آگاهي‌اي كه دارند، چنان‌چه ابهامات و جرياناتي مشاهده كردند كه ممكن است در روند حركت جامعه و مردم نوعي ركود، سكون و بلاتكليفي به وجود آورد، آراء و نظرات صريح خود را بيان كنند و از اظهارنظر خودداري نكنند زيرا اين امر از مصاديق امر به معروف و نهي از منكر است كه تضمين‌كننده‌ي نظارت و سلامت همگاني است، آورده اند: « لذا لازم مي‌دانم با صراحت بگويم امروز شرايط از حساسيتي برخوردار است كه به اعتقاد من با هيچ زمان ديگري قابل مقايسه نيست. شايد بتوانيم شرايطي كه در آن قرار داريم را با دوران جنگ خندق (احزاب) در صدر اسلام مقايسه كنيم. در جريان خندق تمامي احزاب و مخالفان اسلام در برابر رسول خدا (ص) و امت اسلام صف‌آرايي كرده و به شكلي صريح و تهاجمي بر نابودي اسلام و رسول خدا (ص) مصمم شده بودند. آن زمان پيامبر خدا (ص) فرمودند: امروز تمام اسلام در برابر تمام كفر قرار گرفته است.»

در ادامه‌ي اين نامه آمده است كه « مع‌الاسف در طول ربع قرن گذشته، جمهوري اسلامي با همه قوت و موفقيت‌هايي كه داشته است، به علل گوناگون كه در خلال همين نوشتار در حد امكان اشاره خواهم كرد؛ از جهات گوناگون، نقاط آسيب‌پذير آن مورد شناسايي دشمنان قرار گرفته و امكان نفوذ دشمنان فراهم شده است و چنان‌چه امروز در فكر آن نباشيم فردا دير خواهد بود. مقدار زيادي از آسيب‌پذيري نظام به نوع برخورد مسؤولان و صاحب‌منصبان حكومتي برمي‌گردد و مقداري هم به كساني برمي‌گردد كه به عنوان مدافعان حقوق مردم و مدعيان حمايت از حق مردم شناخته شده‌اند كه در ضمن تحليل موضوع به آن هم خواهيم پرداخت.

اگر شرايط و حساسيت‌هاي موجود درك شود، باور اين نكته سخت نخواهد بود كه مطمئن‌ترين و استوارترين تكيه‌گاه هر نظام مشروع و قانوني و نيز نظام اسلامي ما، اعتماد متقابل مردم به نظام اسلامي و نظام اسلامي به مردم است. اگر اين نظام اسلامي در اين مدت توانسته است در مقابل تمامي بحران‌ها و جريان‌هاي خطرناك با قامتي استوار بايستد و سربلند بيرون آيد و فقدان شخصيت‌هاي بزرگ سياسي و فرهنگي خود، مانند رييس جمهور محبوب، نخست وزير مكتبي و رياست ديوان عالي كشور عاليقدر و متفكران بزرگ را تحمل كند و از جنگ نابرابر هشت ساله و مشكلاتي مانند آنها، با كمال متانت و قدرت سربلند بيرون آيد تنها بدين سبب است كه به اصل اعتماد متقابل نظام و مردم توجه شده است. در حقيقت بار اصلي انقلاب اسلامي و اين نظام مقدس بر دوش همين مردم بوده است و چون نيروي مردم متكي بر نيروي لايزال خداوندي و يدالله مع الجماعه است، لذا از همه اين بحران‌ها رو سفيد و پيروز به درآمده است.

اكنون تمام نگراني اين است كه اين اصل، كمرنگ و به نوعي متزلزل شود. خداي عالم نياورد روزي را كه مردم نسبت به عملكرد مسؤولان، صاحب‌نظران و ارائه‌دهندگان نظرات رسمي نظام اسلامي با حالت ترديد و شبهه نگاه كنند و عملكرد آنان را با خواست‌هاي مردمي و اهداف كلي نظام جمهوري اسلامي كه حضرت امام (ره) طراح و معمار آن بود، همسو و همراه نديده و بلكه متضاد ببيند و تمام همت دشمنان ملت و نظام اسلامي مصروف همين مطلب است كه نشان بدهند ميان اهداف نظام اسلامي و خواست‌هاي به حق و مشروع مردم و عملكرد مسؤولان تفاوت وجود دارد.

تمام تلاش معاندان بر اين است كه فضايي فراهم شود تا اين تفاوت و تفارق را حتي اگر وجود نداشته باشد، امري واقعي نشان دهند و فاصله ميان مردم و مسؤولان را بيشتر كنند. با كمال تأسف در داخل نيز عملكرد عده‌اي از دست‌اندركاران نظام به عملي شدن نيات مخالفان نظام – خواسته يا ناخواسته – ياري رسانده است. [بعضا]در عملكرد چندين ساله شوراي نگهبان و دستگاه قضايي و مانند ايشان زمينه اين نوع تلقي به چشم مي‌خورد و يا اين كه دلسوزان نظام اسلامي در مقاطع مختلف تذكرات لازم را داده‌اند ولي تاكنون گوش شنوا نبوده و يا كمتر بوده است.»

ایشان با بيان اين كه «با اعتقاد راسخ و ايمان كامل بر اين نكته تأكيد دارم كه هر وقت به مردم اعتماد شده است، صادقانه با ايشان سخن گفته شده و از حقوق قانوني و مشروع آنان دفاع صورت گرفته است، هرگاه نظام احتياج به دفاع و حمايت مردم پيدا كرده است، آنان با قدرت و توان وارد صحنه شده و از نظام حمايت كرده‌اند.» آورده اند: « لذا تنها عامل و مضمن سلامت و امنيت نظام اسلامي همانا اعتماد، حضور و پشتيباني جدي مردم است. آناني كه فكر مي‌كنند مي‌توانند با استظهار به حمايت نيروهايي از بيرون، حال از هر كشور و صاحب هر مسلكي كه باشند، نظامي را كه مورد اعتماد مردم است تغيير دهند و نظام ديگري را جايگزين آن بكنند، سخت در اشتباهند.

قانون اساسي جمهوري اسلامي، مبناي اصل نظام اسلامي و مشروعيت آن، آراي مردم و پذيرش آگاهانه آنان مي‌داند و اين اصل آن قدر محكم و استوار است كه حاكم بر تمامي اصول مندرج در آن مي‌باشد و سخن جاودانه حضرت امام (ره) كه با صراحت بيان كرده‌اند «ميزان رأي مردم است» اشاره به همين نكته اساسي دارد و به همين جهت در فصل‌هاي مختلف آن، مظاهر و تبلورهاي ميزان بودن رأي مردم، به روشني ديده شده و براي نهادينه كردن آن تمهيدات لازم را پيش‌بيني كرده است. بنابراين يكي از مهمترين وظايف ما تمرين اين اصل و فراهم كردن شرايط تحقق آن و تثبيت پايه‌هاي آن است.

امروز حضور اكثريت مردم و اظهار و ابراز رأي قاطع آنان در هر مقطع، نشان‌دهنده‌ي اعتماد و حمايت آنان از نظام اسلامي و برنامه‌ها و تصميمات مديران ارشد آن است، حضور كم‌رنگ و بي‌رونق آنان نيز خبر از نوعي انتقاد و اعتراض مي‌دهد و اين واقعيتي است كه در مقاطع گوناگون خود را آشكار ساخته است.

در حقيقت ميان نوع برخورد مسؤولان، اظهاركنندگان، احزاب و نخبگان جامعه، و حضور مردم تأثير متقابل وجود دارد. مردم برخوردها و عملكردهاي صحيح و صادقانه افراد و احزاب و مسؤلان را فراموش نمي‌كنند و در حافظه ايشان باقي مي‌ماند و به طور مستقيم يا غيرمستقيم در برخوردهاي خويش آن را منعكس مي‌سازند. مردم خائن و خادم با يك چشم نگاه نمي‌كنند و به راحتي ميان سياسي‌كاري و عمل صحيح و صادقانه، حتي اگر نافع نباشد فرق مي‌گذارند. عملكرد مثبت، رفتار صادقانه و منطقي، و نشأت‌گرفته از روحيه اكرام ديگران و ايمان الهي، در وجدان عمومي مردم اثر مثبت مي‌گذرد و فراموش نمي‌شود.

مردم ايران فهيم، منطقي، ريشه‌دار، انسان‌دوست، غيور و داراي فرهنگي كهن و طولاني است و نشان داده‌اند كه از تحليل قوي و مستدلي برخوردارند و حق و باطل، و صادق و غيرصادق را تشخيص مي‌دهند. اين ملت در عين اين كه خود داراي تمدني كهن است ولي از اسلام محمدي (ص) و علوي (ع) در طول چهارده قرن به وسيله عالمان بزرگ و انديشمندان سترگ دفاع صادقانه كرده است. اگر مردم ايران از اسلام دفاع كرده است، در انقلاب اسلامي قهرمانانه شركت جسته است، در مدت هشت سال دفاع مقدس با رهبري امام (ره) در برابر تمامي قدرت‌هاي مهاجم ايستاده است، عملي از روي علم و آگاهي انجام داده است. حضور پررنگ و غيورانه مردم در دوم خرداد سال 1376 و حمايت ايشان از اصلاحات نيز آگاهانه بوده و با علم و آگاهي از حركت اصلاح‌طلبي دفاع كرده است و در برابر اگر در جريان انتخابات دوره هفتم حضوري بي‌رونق داشته، باز هم از روي آگاهي بوده است. مردم ايران با اشخاص خاص و جريانات و احزاب معين عقد اخوت نبسته است. بلكه با اسلام اصيل، با خادمان صادق، مسؤولان شجاع و متعهد، با افكار منطقي و علمي، متفكران با شهامت و مدافعان آزادي‌هاي خدادادي انسان و كرامت انساني هم‌پيمان شده است.

مردم ايران فرزندان اصيل علم، فهم، شعور و آگاهي‌اند. اين مردم مطمئن‌ترين و غيرقابل نفوذترين سنگرهاي نظام اسلامي هستند و در اين مقطع حضور اكثريت قاطع و چشم‌گير مردمي تنها راه حراست و حمايت از نظام اسلامي است. همه مسؤولان و دست‌اندركاران نظام موظف‌اند تمام امكانات و شرايط را براي حضور حداكثري مردم فراهم سازند و از هر نوع اقدام و اظهار نظري كه موجب عدم حضور و يا كمرنگ شدن حضور آنان شود پرهيز كنند. هر نوع برخوردي كه موجب كمرنگ شدن حضور مردم باشد، از مصاديق ضربه زدن به نظام اسلامي و خيانت به آن محسوب مي‌شود.»

در ادامه‌ي اين نامه آورده شده: « مطابق قانون اساسي رييس جمهور بالاترين مقام اجرايي كشور، رييس قوه‌ي مجريه، مسؤول اجراي قانون اساسي و نماينده‌ي مستقيم مردم در صحنه‌هاي گوناگون داخلي و خارجي است. رييس جمهور قوي كسي است كه مستظهر مردم و مورد حمايت اكثريت قاطع آنان باشد. رأي بالاي مردم تثبت‌كننده‌ي پايه‌هاي نظام، نشانگر استحكام آن و اعتماد جدي و واقعي مردم است. اگرچه قوه‌ي مجريه تنها رييس جمهور نيست، وليكن مظهر اين قوه و تبلور آراء مردم در آن، انتخاب رييس جمهور است. رييس جمهور وقتي مي‌تواند در صحنه‌هاي گوناگون داخلي و خارجي از موضع قوت و محكم سخن بگويد و در برابر مطامع سلطه‌جويانه و سياست‌هاي آمرانه‌ي قدرت‌هاي بزرگ بايستد كه از حمايت قاطع مردم برخوردار شود.

بر كسي پوشيده نيست حمايت پانزده يا 30 درصدي و يا حداكثر 51 درصدي كه در بعضي مراحل انتخابات، به منصه ظهور رسيد، از نظر رواني و جايگاه مردمي و نوع تلقي‌هاي بين‌المللي، غير از حمايت 80 درصدي، حال اندكي بيشتر يا كمتر، از آن مي‌باشد. امروز ما به حمايت بالاتر از هفتاد و پنج درصد مردم نياز داريم. امروز رفع مشكلات نظام و تثبيت پايه‌ها و تضمين آن، با كمتر از رقم فوق ميسر نيست، بنابراين همه موظف هستيم در تأمين اين هدف از تمامي امكانات و شرايط موجود استفاده كنيم و از عوامل كاهنده آن اجتناب ورزيم.

از مسائل مهمي كه در كم‌رنگ شدن حضور اكثري مردم دخيل است، حرص و طمع بعضي از جريانات فكري و سياسي جامعه نسبت به حكومت است. ايشان با اين كه در گذشته تجربه كردند نگاه انحصارگرايانه نه تنها مفيد نيست بلكه ممكن است مضر هم باشد و حتي امكان دارد موجب عكس‌العمل دفعي مردم شود مانند آنچه در دوم خرداد رخ داد. ولي با كمال تأسف اين طرز تفكر چه به راست موسوم شود و چه در لفافه چپ پيچيده شود و چه مدعي آبادگري باشد، موجب شده است در سالهاي اخير جرياني روي كار بيايد و جريان ديگري با همه عظمت و تأثيرگذاري كنار برود و بدين ترتيب جامعه ما هميشه عرصه تجربه‌آموزي نيروهاي تازه‌كار و ناشي شود. انسانهاي مجرب، مديران توانا و سياست‌مداران پخته و نخبه، و اولياي اصلي انقلاب با كوله‌باري از تخصص، تعهد، تجربه، توان و وفاي به انقلاب در انزوا قرار گيرند و افرادي كه نه انقلابي‌اند و نه ارزشي، بلكه هميشه از دور نظاره‌گر قضايا بوده‌اند، گمان كنند رياست جمهوري مانند شركت سهامي است با اين كه اين مسؤوليت با قد و قواره ايشان متناسب نيست اما با خالي كردن عرصه از انسان‌هاي كارآمد، زمينه را براي خويش آماده مي‌بينند.

اينجانب به عنوان دلسوز و علاقمند به نظام اسلامي و كسي كه تجربه دوران‌هاي قبل از انقلاب اسلامي و پس از آن را دارد و با شناختي كه از جريانات و سردمداران جريانات مختلف دارم، با احترام به تمام كساني كه مي‌خواهند با حضورشان در صحنه، رقابت‌ها را جدي‌تر كنند و با ايجاد جو رقابت، زمينه حضور اكثري مردم را فراهم سازند، متذكر مي‌شوم با حضور اولياي انقلاب و با حضور زجرديدگان دوران ستمشاهي، و با وجود انسان‌هاي انقلابي، مدير، توانمند و مجرب در صحنه‌هاي گوناگون اجرا و تقنين، و نيز مقتدر در مقام دفاع از حقوق مردم و شهروندان، با حضور اين نوع تخصص‌ها، دوباره به تجربه‌ي افرادي جديد نپردازيم و با اين كار اين همه دستاوردهاي مفيد و سودمند را از دست ندهيم و با دست خودمان به تخصص‌هاي تجربه‌شده و مديران كارآمد ستم روا مداريم، اهداف جزئي و گروهي و باندي، حقيرتر از آن است كه به خاطرش به نظام اسلامي و ملت قهرمان‌مان ظلم روا داريم و با كنار گذاشتن مديران لايق و صالح موجب يأس و دلسردي افراد خدوم جامعه‌مان گرديم.

در پايان لازم مي‌دانم صادقانه با برادران و خواهران فهيم و دلسوز و دوست‌داران اصلاحات مطالبي را در ميان بگذارم و البته قبلا هم در بعضي از مناسبت‌ها به بعضي از ايشان متذكر شده‌ام. اولا دوستان عزيز و دلسوز اگر با نگاه اعتبار و استنتاج عملكرد هفت ساله خود را مورد مداقه و مطالعه قرار دهيم و سهم تك، تك جريانات را در پيروزي اصلاحات – در دوم خرداد – يا ركود و سكوت آن مشخص سازيم، سهم خود اصلاح‌طلبان كمتر از ديگران نيست. اگر دوستان ما شوراهاي اسلامي را در سطح كشور تا حدود زيادي از دست دادند، در اين باره از سهم خودشان غافل نباشند و فرصت‌هاي سوخته و از دست داده شده خود را فراموش نكنند. مطمئنا با از دست دادن شوراهاي اسلامي، بستر را براي از دست دادن مجلس تا حدود زيادي فراهم كرديم و نبايد در اين ميان از عملكرد منفي خودمان غفلت بكنيم. در اين جريان هم شديدا تذكر مي‌دهم كه مبادا با ايجاد جبهه‌ي مخالف در جريان اصلاحات و يا ارائه سخنان غيرمنطقي و غيرعلمي، زمينه‌ي از دست رفتن اين فرصت فراهم شود. اگر جبهه‌ي اصلاحات متحد شود و روي فرد واحد با همان خصوصيات كه در بندهاي فوق به آنها اشاره شد، تكيه كنند، صادقانه با مردم سخن بگويند و مانند جريان رقيب از موضع قيموميت با مردم و نيز با اعضاي حزب و تشكيلات عمل نكنند، به نظام اسلامي و اصلاحات اصيل و صحيح بيانديشند، از مطامع جرياني و گروهي پرهيز كنند، و بر فردي اجماع كنند كه بتواند با تدبير و اعمال اقتدار در ميان قواي حاكم بر نظام سخن بگويد و در حل معضلات و مشكلات سياسي، اقتصادي و معيشتي مردم بكوشد، اينجانب اطمينان دارم مردم اصلاح‌طلبان را تنها نمي‌گذارند و تا آخر پشت آنان خواهند ايستاد. اميدوارم برادران و خواهران ما در وقت مناسب تصميم سرنوشت‌ساز را بگيرند.»

QR Code

اشتراک‌گذاری این نوشته

کد QR را اسکن کنید یا از لینک کوتاه بالا برای اشتراک‌گذاری این نوشته استفاده کنید

همچنین ممکن است دوست داشته باشید