قصاص یا دیۀ اعضای بدن‏

مسئلۀ 3689 :    در بریدن اعضای بدن انسان و ایجاد جراحت در آن، قصاص جایز است، مشروط بر آنکه قابل کنترل باشد و دقت شود که زیاده‎روی نشود و علی‏الاحوط با اجازۀ حاکم شرع جامع شرایط انجام شود و اگر کنترل ممکن نباشد، دیه بگیرند.
مسئلۀ 3690 :    میزان و ضابطة کلّی در دیة اعضای اصلی بدن انسان این است که هر عضوی که فرد است مانند زبان و آلت تناسلی، بریدن و از بین بردن آن موجب دیة کامل است؛ یعنی یکی از شش چیزی که در دیة قتل گفته شد یا قیمت آنها با توافق و تراضی طرفین. هر عضو اصلی که جفت باشد مانند دست، پا، چشم و گوش، بریدن یا از بین بردن جفت آنها دیة کامل و از بین بردن یکی از آنها موجب نصف دیة کامل است. ولی در بریدن بیضه در صورتی که بیضة چپ باشد، دوسوّم دیه و در صورتی که بیضة راست باشد یک‎سوم دیه؛ در بریدن هر دو لب، دیة کامل، ولی در بریدن لب بالا نصف دیه و در بریدن لب پایین دوسوم دیة کامل؛ در بریدن هر دو پلک دیة کامل یک چشم که نصف دیة کامل است و در بریدن یکی از پلکها، پلک بالا به تنهایی یک‎سوم دیة یک چشم، ولی در پایینی نصف دیة یک چشم لازم است، اگرچه احتیاط در بریدن یک لب و یک بیضه و دو پلک، مصالحه برای نصف دیة کامل انسان است و در حکم دیه فرقی میان صورت عمد و غیر عمد آن وجود ندارد.
مسئلۀ 3691 :    دیة چند چیز مانند دیة قتل است:
1- دو چشم کسی را درآورند یا کور کنند. اگر یکی از آنها را درآورند یا کور کنند باید نصف دیة قتل را بپردازند، ولی اگر کسی بر حسب خلقت یا به جهت حادثه‏ای غیر ارادی، یک چشم بیشتر ندارد، برای درآوردن یا کور کردن همان یک چشم، دیة کامل لازم است و اگر چهار پلک دو چشم کسی را ببرند، بنا بر مشهور دیه تمام است و اگر دو پلک را ببرند، نصف دیه و احوط مصالحه است.
2- دو گوش کسی را از بیخ ببرند یا آنها را به‌طور کلّی کر کنند و امید بهبودی و خوب شدن هم نداشته باشد و اگر یکی از آنها را ببرند یا کر کنند، باید نصف دیة قتل را بدهند. اگر نرمه یک گوش کسی را ببرند باید یک‎سوم دیة یک گوش و اگر مقداری از نرمة یک گوش را ببرند باید به نسبت بریده شده به تمام نرمه، دیه پرداخت کنند.
3- تمام بینی یا تمامی نرمة بینی کسی را ببرند و یا کاری کنند که به‌طور کلّی بویی را نفهمد و امید خوب شدن هم از بین رفته باشد.
4- زبان کسی را که لال نیست از بیخ ببرند، ولی اگر قسمتی از زبان را ببرند، علی‎الأحوط نسبت آن قسمت را به همۀ زبان بسنجند. همچنین اگر نقصی در اثر بریدن زبان در مخارج حروف بیست و هشت‎گانه پیدا شود، آن‎را محاسبه کنند، یعنی دیة کامل انسان را به حروف بیست و هشت‎گانه به‌طور مساوی تقسیم کنند و در صورتی که در دو حالت قبل از بریدن و بعد از آن در مخارج حروف، تفاوتی پیدا شده باشد، با همدیگر مصالحه کنند و این حکم با توجّه به این است که حروف در زبان عربی بیست و هشت حرف است و اصل در تقسیم زبان عربی است و در تقسیط و تقسیم مخارج حروف فرقی میان حروف خفیف و سبک و غیر آنها نیست و اگر زبان آدم لال را ببرند باید یک‎سوم دیة قتل را بدهند و اگر قسمتی از آن‎را ببرند، آن قسمت را نسبت به همۀ زبان او بسنجند و حساب کنند.
5- تمام دندانهای کسی را از بین ببرند؛ دیة هر کدام از دوازده دندان جلوی دهان که شش عدد آنها در بالا و شش عدد آنها در پایین است، پنجاه مثقال شرعی (هیجده نخود) طلای سکه‎دار و پانصد درهم نقرة سکه‎دار است و دیة هر کدام از شانزده دندان عقبی دهان بیست و پنج مثقال شرعی طلای سکه‎دار یا دویست و پنجاه درهم نقرة سکه‎دار است.
6- دو لب کسی را ببرند؛ اگر یکی از آنها را ببرند مطابق مسئلۀ پیش عمل شود و احوط آنست که بر نصف دیه توافق و مصالحه کنند.
7- بر کسی طوری صدمه و آسیب برسانند که موی تمام ریش یا سر او بریزد و دیگر نروید، ولی اگر با زور روی کسی را بتراشند و دوباره بروید، باید یک‎سوم دیه را بدهند.
8- هر دو دست کسی را از مچ یا بالاتر قطع کنند؛ ولی اگر یک دست او را قطع کنند باید نصف دیة قتل را بدهند.
9- هر ده انگشت دست کسی را از بیخ ببرند؛ دیة هر انگشت یک‎دهم قتل است و دیۀ هر بند انگشت یک‎سوّم دیة انگشت و در انگشت شست دیة هر بند، نصف انگشت است.
10- هر دو پای کسی را از مَفصل یا بالاتر و یا همۀ انگشتهای پاهای او را ببرند؛ دیة هر انگشت یک‎دهم قتل است.
11- پشت کسی را طوری بشکنند که اصلاً نتواند بنشیند و به هیچ وجه خوب نشود.
12- طوری به کسی آسیب برسانند که عقل او از بین برود و برنگردد.
13- طوری به کسی آسیب برسانند که صدا و نطق او از بین برود و دیگر برنگردد.
14- دو ران انسان را از بیخ ببرند.
15- آلت تناسلی مرد را از ختنه‎گاه یا بیشتر ببرند؛ ولی اگر آلت مردانگی عِنّین را ببرند، یک‎سوّم دیة کامل را باید بدهند.
16- بیضه‏های مردی را از بین ببرند، ولی اگر یکی از آنها را از بین ببرند، مطابق مسئلۀ پیش عمل کنند و احوط آنست که بر نصف دیه توافق و مصالحه کنند.
17- آلت زنانگی و فرج زن را به‌طور کلّی ببُرند و از بین ببَرند.
18- دو پستان زنی را ببرند؛ ولی اگر یکی از آنها را ببرند باید نصف دیة یک زن را بدهند.
19- به کسی طوری آسیب وارد کنند که به هیچ وجه نتواند جلوی ادرار یا مدفوع خود را بگیرد.
20- نخاع کسی را به‌طور کلّی قطع کنند.
21- زنی افضا شود، یعنی مخرج بول و حیض او یکی شود. اگر به وسیلۀ اجنبی افضا شده باشد چه به وسیلۀ نزدیکی کردن یا به وسیلۀ دیگر، باید دیة کامل به او بدهد، ولی‏اگر به سبب نزدیکی کردن شوهر افضا شده باشد در صورتی که بعد از بلوغ باشد، بر شوهر چیزی لازم نیست، ولی اگر قبل از بلوغ باشد، احوط آنست که با طلاق جدا شود. اگر با عملیات پزشکی به حالت اول بازگردد، ازدواج مجدد با او بلامانع است، اگرچه مهریه و دیة افضا را که دیة کامل است باید بدهد و اگر آن زن پس از طلاق و خروج از عدّه با کس دیگری هم ازدواج کرده باشد، احتیاط آنست که افضا کننده، نفقۀ او را تا آخر عمر بپردازد.
مسئلۀ 3692 :    اگر مردی اجنبی زنی را با اکراه افضا کند، یعنی مخرج بول و حیض او را یکی کند، هم دیۀ کامل را باید بپردازد و هم مهرالمثل او را بدهد و اگر زن با میل خود تن به این کار بدهد و اکراه نداشته باشد تنها دیه را باید بپردازد. اگر زن باکره باشد و مورد اکراه واقع شود علاوه بر دیۀ کامل و مهرالمثل، «اَرش» بکارت را هم باید بدهد و اگر مکره نباشد علاوه بر دیۀ کامل، ارش بکارت را باید بدهد.
مسئلۀ 3693 :    اگر افضا کننده غیر بالغ باشد، مهریه و دیه بر عهدۀ عاقله است.
مسئلۀ 3694 :    اگر پس از افضا محل بهبود یافت و به حالت اولیة خود بازگشت، احوط مصالحه است.
مسئلۀ 3695 :    اگر کسی بیش از یکی از جنایتهایی که در مسئلۀ 3691 گفته شد مرتکب گردد، دیه تکرار می‏شود. مثلاً اگر به کسی ضربه‏ای وارد کند که هم صدای او از بین برود و هم کور شود و هم کر، سه دیة کامل باید به او بدهد.
مسئلۀ 3696 :    دیة زن با دیة مرد تا یک‌سوم دیة کامل قتل مساوی است و چنانچه دیه از یک‎سوم دیة قتل بیشتر باشد، دیة زن به نصف دیة مرد تنزّل می‏یابد و این از متفرّدات امامیه است.
مسئلۀ 3697 :    اگر کسی گوشت هر دو باسن کسی را به‌طور کامل ببرد طوری که به استخوان برسد دیة کامل باید بدهد و اگر مقداری از آن‎را ببرد به نسبت‏ اندازة مساحت بریده شده باید دیه پرداخت کند و در این جهت میان زن و مرد فرقی نیست.
مسئلۀ 3698 :    اگر پس از بریده شدن گوشتهای باسن، همانها مورد عمل جرّاحی قرار گیرد و اثری از آن جنایت باقی نماند، تفاوت قیمتها را باید بپردازد.
مسئلۀ 3699 :    مقدار دیة شل و فلج کردن هر عضوی که دیة معینی دارد، دو سوّم دیة قطع آنست و چنانچه عضو شل و فلج کسی را قطع کنند، یک‌سوم دیة قطع عضو سالم آن‎را باید به مصدوم بپردازند.
مسئلۀ 3700 :    اگر کمر انسان به‌طوری شکسته شود که هم توانایی راه رفتن او از بین برود و هم نزدیکی کردن، مرتکب این عمل باید دو دیة کامل انسان را بپردازد.
مسئلۀ 3701 :    اگر مردی به شکم زن جوانی آن چنان ضربه‏ای بزند که وضعیت قاعده و خون او را به هم زده و فاسد کند و خون نبیند، یک سال به وی مهلت داده می‏شود، اگر در این مدّت به وضعیت عادی باز گردد، در آن «حکومت» است یعنی او را برده فرض می‏کنند و با این وضع قیمت می‏کنند و بدون آن هم قیمت می‏کنند و مابه‌التفاوت را به او می‏دهند و اگر برنگردد یک‌سوم دیة کامل را به او می‏دهند.
مسئلۀ 3702 :    در موارد اختلاف در اینکه، وضعیت خون دیدن و قاعدة‏ زن از بین رفته یا نه، مرجع تشخیص، اهل خبره و متخصص این کار است. اگر از ابتدا با گفتن آنان اطمینان حاصل شود که زن به سبب آن جنایت خون نمی‏بیند، ضارب یک‎سوم دیه را باید بدهد و اگر اهل خبره و متخصص وجود نداشته باشد یا اینکه خود آنان اختلاف داشته باشند، مطابق مسئلۀ پیش عمل می‏شود.
مسئلۀ 3703 :    اگر زن مدّعی شود، بر هم خوردن وضعیت قاعده و خون دیدن او به سبب جنایت جانی است، ولی جانی آن‎را انکار کند، قول زن با قسمش مقدّم است.

بازدید ها: 29

ادامه مطلب

قبلی: نماز استسقاء (طلب باران)