دیدار جمعی از جوانان اصلاح طلب با آیت الله العظمی بیات زنجانی

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

جمعی از جوانان اصلاح طلب، ضمن حضور در دفتر حضرت آیت الله العظمی بیات زنجانی(مدظله العالی)، با ایشان دیدار و گفتگو کردند.

مرجع عالیقدر در ابتدای این دیدار و پس از استماع سخنان حضار، از طرح سئوالات شفاف و مواضع روشن آنان تشکر کرده و آن را نشانۀ دلسوزی آنان دانسته و سپس بیانات خود را با این جمله آغاز کردند که: بیان دغدغه‌ها در فضای کنونی جامعه، تداعی‌گر یک ماجرای تاریخی است؛ اینکه در ظهر عاشورا، چه دلیلی وجود داشت تا امام حسین بن علی(ع) به نماز بایستند و حتی در این راه، عده ای از یاران ایشان هم هدف تیرهای دشمن قرار گرفته و به شهادت برسند؟ هدف امام(ع) از این کار در آن لحظۀ تاریخی و سرنوشت‌ساز چیست؟ چرا در زیارتنامه تأکید شده است که “أشهد أنّک قد أقمت الصلوه”؟ دلیل این کار این است که سید‌الشهداء علیه‌السلام می‌خواهد تبلیغات امویان مبنی بر خروج آن حضرت و یارانش از دین خدا را نقش برآب کند و مظلومانه ندایش را در تاریخ ثبت کند که ما مسلمانیم و به دست کسانی به شهادت رسیده‌ایم که به ظاهر مسلمان بوده و خود را قائل به حفظ ظواهر اسلامی می دانسته اند.

ایشان در فراز دیگری از سخنانشان فرمودند: در نگاه امیرالمومنین(ع)، قدرت وسیله‌ای است برای احقاق حقوق آحاد جامعه. حال اگر در جامعه‌ای این قدرت از وسیله بودن خارج شده و تبدیل به یک هدف شود، به خصوص اگر این اتفاق در یک جامعه مسلمان رخ دهد که حاکمان آن نیز در پی حفظ ظواهر دینی هستند، در نهایت همان اتفاقی خواهد افتاد که در کربلا افتاد. شاهد این قضیه عبارات امیرالمومنین(ع)  در اواخر خطبۀ شقشقیه است.

ایشان تاکید کردند: قدرت وسیلۀ احقاق حق است و اگر نتوان با آن حقی را احیاء کرد، آن قدرت مشروعیت خود را از دست می‌دهد، ولو آنکه کسانی بخواهند برای آن مشروعیت بسازند.

معظم له افزودند: اینکه گاهی دیده می شود در جامعۀ ما برخی با منتقد همانند معاند رفتار می‌کنند، دلیلش کاملاً روشن است چراکه قدرت برای آنان هدف است، نه تعالیم دینی و پیاده سازی آنها. لذا برای دستیابی به این هدف، برخی با هر توجیهی که شده می‌خواهند منتقدین خود که عمدتاً از سر دلسوزی لب به نقد گشوده اند را سرکوب کنند. این یک موضوع تکراری است و در تاریخ هم نمونه‌های فراوانی از این ماجرا وجود دارد.

مرجع عالیقدر با اشاره به اینکه در سه دوره یعنی ده سال حکومت پیامبر(ص)، پنج سال حکومت امام علی(ع) و یک سال حکومت امام حسن(ع)، یک مورد نمی توان یافت که کسی به صِرف متهم بودن، تحت تعقیب قرار گرفته یا بازداشت شود، تاکید کردند: نه تنها با صرف وجود اتهام کسی بازداشت و از حقوق اجتماعی محروم نمی‌شد، بلکه حتی افرادی می نشسته و جلساتی برگزار و توطئه چینی می‌کردند و سخنانی بر علیه امیرالمومنین(ع) می‌ گفتند، ولی مادامی‌که دست به کار فیزیکی نزده بوده و دستشان آلوده به خون دیگران نشده بود، امام با آنان برخورد نمی‌کرد. برخی از این نوع رفتار به امام گلایه می‌کردند ولی امام در پاسخ می‌فرمود: آنها کاری نکرده‌اند که حکومت حاکم با آنان برخورد کند.

ایشان افزودند: در تاریخ یک نمونه را نمی‌توان یافت که امیرالمومنین(ع) در جنگها، پیش از طرف مقابل، شمشیر کشیده و جنگی را آغاز کرده باشد. حتی یک نمونه در سیرۀ معصومین نمی‌یابید که کسی مثلاً از امیر المؤمنین(ع) پرسش یا انتقادی نموده و امام با آن برخورد کرده باشد.

ایشان ضمن توصیۀ حضّار به مطالعۀ تاریخ اسلام فرمودند: شما به عهدنامه مالک اشتر مراجعه کنید. در آنجا امام(ع) می‌فرماید: اگر کسی در جامعه‌ای نتواند بدون دغدغه سئوال خود را طرح کند، این را باید نشانۀ مرگ آن جامعه دانست.

معظم له تصریح کردند:  اینکه سئوال می کنند آیا در نظام افرادی وجود دارند که نتوان از آنها سئوال کرد، جوابش منفی است. برای نمونه به صحیفه نور نگاه کنید. در نظام ما کسی بالاتر از امام خمینی(ره) که نبوده است. ما در مجلس نامه‌ای به آن بزرگوار نوشتیم و از ایشان سئوال هم داشتیم وآن بزرگوار، پدرانه و بزرگوارانه جواب نامۀ ما را داده‌اند.

معظم له در ادامه فرمودند: وقتی بحث مطلقه بودن ولایت فقیه طرح می‌شود، برخی این «مطلقه» را به معنای فوق قانون بودن برداشت می‌کنند در حالیکه چنین معنائی نمی‌دهد و مقنن هم هیچگاه چنین چیزی را مراد نکرده است. در اینجا «مطلقه» در برابر «مقیده» است و معنای فوق قانون بودن را نمی‌دهد. بحث بر سر برداشت‌های مختلف از یک کلام و ایدۀ اساسی است.

ایشان در ادامه با ذکر مثالی ادامه دادند: یقیناً قرآن کریم، کتابی آسمانی است که به واسطه جبرئیل از سوی خداوند بر قلب پیامبر نازل شده است ولی زمانی امیرالمومنین(ع) مفسر آن است و زمانی هم عمروعاص دست به تفسیر آن زده است. آیا هر دو تفسیر یکسان است؟ این مطلب را در پاسخ به افرادی عرض می‌کنم که می‌گویند مشکل در قانون اساسی است. بنده این مطلب را قبول ندارم بلکه عرض من این است که با تفسیر درست و عقلائی همین قانون اساسی، می‌توان کشور را به خوبی اداره کرد. ولی وقتی برخی آقایان تفاسیر من عندی را وارد می‌کنند و مثلاً با ایده‌ای مانند همین نظارت استصوابی چنین عمل می‌کنند و در نتیجه وضع جامعه همینی می‌شود که همه شاهد آن بوده و هستیم و طبیعاً مشکلاتی به وجود خواهد آمد که جبران آن یا سخت و یا غیر ممکن خواهد بود.

من عمده مشکلات بوجود آمده در کشور را ناشی از تفسیرهائی مانند نظارت استصوابی می‌دانم و معتقدم طراحان این نوع نظارت در پیشگاه خداوند مسوولند و فردای قیامت باید به خاطر تضییع حق این همه افراد پاسخگو باشند.

ایشان در فرازهای پایانی سخنان خود فرمودند: باید بر قانون اساسی با تفسیر امام خمینی(ره)  تأکید کرد و این تفسیر را با ذکر شاخص‌ها بیان نموده و تشریح کرد که نظریه و تفسیر حاکم در جامعه، با نظریه و تفسیر امام(ره) از قانون اساسی در تضاد است. امام(ره) به وضوح و به کرّات می‌فرمود که نظامیان حقّ دخالت در کارهای سیاسی را ندارند. امام(ره) تاکید داشت: سئوال از مسوولین باید در جامعه نهادینه شود. امام(ره) می فرمود: مجلس در رأس قواست. امام(ره) می‌فرمود: چه من در بین شما باشم و یا نباشم، نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد. امام(ره) می‌فرمود: میزان رأی ملت است. اینها همه کلیدهایی از اندیشۀ امام(ره) است که امروز عامدانه فراموش شده است؛ چون در بسیاری از مواضع، قدرت تبدیل به هدف شده است، نه وسیله. همۀ ما اعم از حوزوی و دانشگاهی باید مفاهیم اساسی و مورد نیاز جامعه را درست و علمی تبین کنیم و اگر این تکلیف را درست انجام ندهیم، مسوولیم، چون زمینه را برای تضییع حقوق افراد باز گذاشته‌ایم.

آیا تمایل به دریافت آخرین اخبار و اعلانات دارید؟
خیر
بله