برجستگی های شیوه اجتهادی – فقهی امام(ره)

(این مقاله در ویژه نامه منتشر شده به مناسبت سالروز ارتحال امام(ره) به چاپ رسیده است.)

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

برجستگی های شیوه اجتهادی – فقهی امام(ره)

به قلم مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی بیات زنجانی(مدظله العالی)

مطلبی که در این مجموعه مورد تحقیق قرار گرفته، تفاوتهای محوری و اصلی مدرسه فقهی حضرت امام(ره) با دیگر فقیهان است و نگارنده بر این باور است که حضرت امام(ره) را می توان از نظر فقهی، صاحب مدرسه و مکتب دانست ونیز می توان مدرسه او را با مدارس و مکاتب فقیهانی چون شیخ طوسی، مفید، صاحب جواهر و شیخ انصاری مقایسه کرد؛ به همین جهت کوشیده شده است مشترکات، تمایزها و تفاوتهای آنها مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.

حضرت امام(ره) مانند دیگر فقیهان بزرگ خط مشی فقاهتی و اجتهادی خویش را برگزیده و روی همان روش و روال، حرکت علمی خود را آغاز و در مواردی روی آن تاکید داشته و برای مثال در مورد تحصیل در حوزه ها به روش سنتی، عدول از آن را ناروا و نادرست خوانده اند. ” اما در مورد دروس، تحصیل و تحقیق در حوزه ها، اینجانب معتقد به فقه سنتی و اجتهاد جواهری هستم و تخلف از آن را جایز نمی دانم؛ اجتهاد به همان سبک صحیح است.”( پیام به روحانیون، مراجع و طلاب و ائمه جمعه، صحیفه امام ج۲۱ ص ۲۸۹-۲۹۰)

و نیز در تعریف اجتهاد از همان تعابیر و قالبهای دیگران استفاده کرده و فرموده اند:” هو تحصیل الحکم الشرعی المستنبط بالطرق المتعارفه لدی اصحاب الفنّ او تحصیل العذر کذلک و هو لا یحصل الّا بتحصیل المقدمات” اجتهاد عبارت است از به دست آوردن حکم شرعی اعم از حکم ظاهری و واقعی از راههای شناخته شده نزد اصحاب این فن که از روی اجتهاد و استنباط به دست می آید و یا اینکه عبارت است از اینکه انسان طریق معذور بودن از همان طرق مذکور را از طریق اجتهاد بدست آورد و این معنا بدون فراهم کردن مقدمات اجتهاد بدست نمی آید(الاجتهاد و التقلید ص۹-۱۷)

و در حصول اجتهاد فقاهتی مقدماتی را لازم می شمارد که نوعاً فقها و اصولیون بزرگ در مباحث اجتهاد و تقلید روی همان مبادی و مقدمات تاکید کرده اند مانند آشنائی به فنون ادبیات عرب از قبیل صرف و نحو و معانی و بیان و لغت که در فهم معانی قرآن و سنت اثرگذارند و انس با محاورات عرفی و موضوع شناسی عرفی که اساس و مبنای محاورات قرآن و سنت بر آن استوار است و آشنائی با علم و دانش منطق که برای درست اندیشیدن و فکر کردن، امری ضروری و لازم است و اصول فقه که همان نقش منطق را تنها درباره استنباط احکام الهی از منابع تشریع ایفا می کند و علم رجال که عهده دار تشخیص انسانهای مورد وثوق از غیر آنان است و نقش این علم در استنباط احکام الهی از روایات اهل بیت(ع) که بیشترین احکام خداوند از روایات آنان بصورت اجتهادی بدست می آید. بر صاحبان فن پوشیده نیست و از آن جمله که مهمترین مبادی و مقدمات اجتهاد و فقاهت بحساب می آید، انس و آشنائی با کتاب خدا است که در لسان نبی اسلام(ص) ثقل اکبر نامیده شده و به عنوان مبنا، اساس و معیار سنجش حق و باطل و پایه اولیه و محوری شریعت محسوب می شود. بنابر این مجتهد باید در فهم آیات و الفاظ قرآنی بکوشد و معانی لغوی و عرفی آن را تشخیص دهد و نسبت میان آیات و تعارضات و راه حل آنها و قرائن معینه و صارفه آنها را مورد توجه قرار دهد و از شان نزول آنها و کیفیت استدلال ائمه معصومین و نحوه استنباط احکام الهی از آیات قرآن غفلت نکند و همچنین “باید بکوشد با ادبیات و فرهنگ اهل بیت(ع) و روایات آنان که مبنا و اساس علم دین و استنباط احکام شرعی است، آشنا گردیده و با توجه لسان و کیفیت محاورات و مخاطبات آن بزرگواران به استنباط احکام خداوند بپردازد.”(الاجتهاد و التقلید ص۹/۱۷) .

همانطوریکه داود بن فرقد از امام صادق (ع) نقل کرده که فرموده اند: “شما فقیه ترین مردم هستید آنگاه که معانی کلام ما را بشناسید و بفهمید؛ همانا کلمه بوجوه مختلف و بصورت های گوناگون گردانده می شود و اگر انسان بخواهد می تواند سخنش را هر طور بگرداند و دروغ نگوید.”(معانی الاخبار ص۱ و وسایل الشیعه ج۲۷ کتاب القضاء باب ۹ از ابواب صفا قاضی ص۸۴ ح۲۷).

و نیز در عیون اخبار الرضا، امام هشتم(ع) چنین می فرماید:”کسی که متشابهات قرآن را به محکمات آن برگرداند در راه راست وارد شده است” و سپس فرموده اند:” در اخبار ما هم مثل قرآن متشابهاتی مانند متشابهات قرآن و محکماتی مانند محکمات قرآن وجود دارد و اگر کسی از متشابهات روایات ما تبعیت کند، در ضلالت افتاده است.”(وسائل الشیعه – ج۲۷ باب۹)،

و کسی که می خواهد اجتهاد کند در کنار مقدمات قید شده، از تفریع فروع و عرضه آنها بر اصول و قواعد و تلاش مستمر برای کسب قدرت استنباط احکام الهی غفلت نکند چراکه اجتهاد، نه تنها آشنائی به علوم فکری صرفاً نظری نیست بلکه از علوم عملی و تجربی است و تجربه و عمل در آن نقش اول را دارد و همراه آنها از بررسی و تتبع کلمات اصحاب مخصوصاً قدمای آنان مانند شیخ طوسی در بعضی از تالیفات و صدوقین و مفید و دیگران که عصرشان بر عصر امامان(ع) نزدیک بوده و معمولا فتاوای آنان منطبق بر متون اخبار آنان بوده است، دریغ نورزد چراکه انس با کلمات و روش کارشان در فقه و استنباط احکام، انسان را برای بدست آوردن احکام الهی مطمئن می سازد زیرا که آنان استوانه های فن اند و اعرف به روح شریعت می باشند و مقدار زیادی از اصول اولیه نزد آنان بوده است و امروز در اختیار ما نیست حتی بعضی از آنها که قابل توجه است در زمان محقق و علامه هم نبوده است و نیز از آراء عامه و نظرات علمای اهل سنت هم نباید غافل شد چون توجه به آنها هم در فهم معانی اخبار و نیز در حل تعارضات روایات دخالت تام دارد.

حضرت امام(ره) با تاکید بر روی همه این مسائل و مطالبی که گذشت و با اصرار بر اینکه اگر کسی هر کدام از این مبادی را مورد غفلت قرار دهد معلوم نیست استنباطی که از منابع تشریع می کند مطابق موازین، قابلیت استناد داشته و حجت باشد عناصر جدیدی را وارد کرده و با دخیل دانستن آنها، به اجتهاد و فقاهت و استنباط احکام خدا می پردازد و صرف توجه و تسلط به مبادی فوق الذکر را اجتهاد مصطلح نامیده و آن را برای استنباط احکام الهی در این عصر پیچیده کافی نمی داند و از علمای حوزه های علمیه موکداً می خواهد به این نکته ها و عناصر توجه کنند و از کنار آنان به سادگی نگذرند و فکر نکنند با همان اجتهاد مرسوم قبلی و بدون لحاظ و توجه به عناصر جدید می توانند پاسخ های مورد نیاز جامعه کنونی را بدهند زیرا که نیاز بشریت امروز هم از حیث کمیت و هم از حیث کیفیت، با نیازهای بشریت اعصار گذشته فرق کرده است، روشهای برخورد نسل امروز با گذشتگان بسیار متفاوت است اگرچه فقه ما که یکی از آثار امام ششم است و ظرفیتهای زیادی است همانطوریکه امام نیز فرمودند:”ما مفتخریم مذهب ما مذهب جعفری است و فقه ما که دریای بی پایان است یکی از آثار اوست.”(وصیت نامه امام)

کسی می تواند وارد در غواصی این دریای بی پایان شود که تمام ابزار لازم برای این کار را داشته و از ابزار جدید و ضروری عصر برای مقابله با امواج و تلاطمها و تهدیدات بهره ببرد و الّا غرق خواهد شد.

الف- غنصر مصلحت: “یکی از آن ملاحظات دخالت غنصر مصلحت در استنباط است.”

به همین جهت فرموده است:” امروز با کمال خوشحالی به مناسبت انقلاب اسلامی حرفهای فقها و صاحب نظران به رادیو و تلویزیون و روزنامه ها کشیده شده است چراکه نیاز عملی به این بحثها و مسائل است مثلاً در مساله مالکیت و محدوه آن، در مساله زمین و تقسیم بندی آن، در انفال و ثروتهای عمومی و در مسائل پیچیده پولی و بانکداری و یا نقش زن در نظام های اجتماعی جدید و مسائلی از این دست که همگی مهم و اثرگذارند….” لذا در ادامه می فرماید: “در حکومت اسلامی همیشه باید باب اجتهاد باز باشد و طبیعت انقلاب و نظام همیشه اقتضا می کند که نظرات اجتهادی-فقهی در زمینه های مختلف ولو مخالف با یکدیگر آزادانه عرضه شده و کسی حق و توان جلوگیری از آن را نداشته باشد ولی مهم شناخت درست حکومت و جامعه است که بر اساس آن نظام اسلامی بتواند به نفع مسلمانان برنامه ریزی کند و همین جا است که اجتهاد مصطلح در حوزه ها کافی نمی باشد بلکه یک فرد اگر اعلم در علوم معهود حوزه ها هم باشد ولی نتواند مصلحت جامعه را تشخیص دهد و یا نتواند افراد صالح و مفید را از افراد ناصالح تشخیص دهد و بطور کلی در زمینه اجتماعی فاقد بینش صحیح و قدرت تصمیم گیری باشد، این فرد در مسائل اجتماعی و حکومتی مجتهد نیست و نمی توان زمام امور جامعه را بدست وی سپرد.(نامه به آقای محمد علی انصاری – صحیفه امام جلد۲۱ ص۱۷۶-۱۷۸)

همینجاست که ما نیز معتقدیم او نه تنها نمی تواند زمام امور جامعه را بدست گیرد بلکه حق اظهارنظر اسلامی و کارشناسانه درباره احکام اجتماعی و سیاسی و حکومتی اسلام را نیز ندارد و در حقیقت مجتهد مطلق نیست.

ب-زمان و مکان: هنر فقاهت حضرت امام(ره)  این است در عین اینکه روی فقه سنتی حوزه ها تاکید می ورزد و سفارش اکید دارد که با همان وضعیتی که به ما به ارث رسیده است،  باید به نسل بعدی منتقل شود و انحراف از آن را موجب انحطاط فقه می داند و با تاکید می فرماید: ” من کراراً به همه تاکید کرده ام که این حوزه ها باید به همان وضع سنتی خودش محفوظ باشد، آن فقهی که در بین ما هست یک فقهی است که اگر از آن راه منحرف شود، از بین می رود؛ باید همانطور و با همان قوتی که مشایخ ما از اول تا حالا حفظ کرده اند، ما هم به همان ترتیب آن را حفظ کنیم.”(سخنرانی در جمع ائمه جمعه خوزستان – صحیفه امام – ج۱۶ ص۱۳)

اما در جای دیگری اینگونه می فرماید:”اینجانب معتقد به فقه سنتی و اجتهاد جواهری هستم و تخلف از آن را جایز نمی دانم. اجتهاد به همان سبک صحیح است ولی این بدان معنا نیست که فقه اسلام، پویا نیست؛ زمان و مکان دو غنصر تعیین کننده در اجتهادند.”

البته تفسیریکه امام از نقش زمان و مکان دارند با تعریف خاص و قالب مشخص شده ای بیان شده است تا دیگران بدون توجه به مراد ایشان، تحت این عنوان موجب تغییر مسلمات فقهی – اسلامی نشوند. لذا اینگونه می فرماید: “مساله ای که در قدیم دارای حکمی بوده است به ظاهر همان مساله در روابط حاکم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد یک نظام ممکن است حکم جدیدی پیدا کند بدان معنا که با شناخت دقیق روابط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی همان موضوع اول از نظر ظاهر با قدیم فرقی نکرده است ولی واقعاً موضوع جدیدی شده باشد که قهراً حکم جدیدی می طلبد به همین جهت مجتهد باید به مسائل زمان خویش احاطه داشته باشد.”(پیام به روحانیون، مراجع، مدرسین و طلاب و ائمه جمعه و جماعات – صحیفه امام – ج۲۱ – ص۲۸۹-۲۹۰)

و یا اینکه فرموده است:” یکی از مسائل بسیار مهم در دنیای پر آشوب کنونی، نقش زمان و مکان در نوع تصمیم گیریهاست.(پیام به اعضای مجمع تشخیص مصلحت – صیحفه امام – ج۲۱ – ص۲۱۷)

ج- نگاه نظام مند به اسلام: در نگاه حضرت امام(ره)به اسلام، این آئین بصورت مجموعه واحد و منسجم و مرتبط به یکدیگر دیده شده است بطوریکه هر کدام از احکام الهی که بخاطر یکی از عناوین وضع شده، به منزله مهره ای از یک زنجیر متصل ملحوظ گردیده است و برای مثال این موضوع می توان با قاطعیت گفت که آیه مبارکه ” الیوم اکملت لکم دینکم…”(سوره مائده –آیه۴) دلالت بر این موضوع دارد که اسلام مجموعه ای از اجزا و مولفه های گوناگون است و با جعل ولایت و امامت علی (ع) به مرحله تمامیت که همان واجدیت اثر مطلوب است، می رسد و این احکام و موضوعات اگر بصورت مجرد و انتزاعی دیده شوند، آن اثر لازم و مطلوب را نخواهند داشت کما اینکه اگر در قالب یک نظام منسجم سیاسی دیده نشوند خاصیت و اثر مطلوب را نخواهند داشت.

امام به عنوان یک فقیه زبردست، نگاهش به اسلام و ضرورت تشکیل حکومت اسلامی را در جملاتی اینگونه می فرماید:” دلیل دیگر بر لزوم تشکیل حکومت، ماهیت و کیفیت احکام اسلام(احکام شرعی) است. ماهیت و کیفیت این قوانین اینگونه می رساند که برای تکوین یک دولت و برای اداره سیاسی و اقتصادی و فرهنگی تشریع گشته است، احکام مالی مانند زکات و خمس و فیء و انفال و خراجات و مالیات با این دید، وضع شده اند آیه ۶۰ سوره انفال که فرمان اعداد و تقویت عده و عُدّه را صادر کرده، با همین دید نازل شده است.احکام مربوط به جهاد و دفاع، امربه معروف و نهی از منکر با توجه به مراتب و مراحل آن و احکام مربوط به فرمان صلح و جنگ و قواعد آنها و…. و امثال ذلک همگی نشان دهنده همین ارتباط و پیوستگی است.(ولایت فقیه – ص۲۵-۳۵)

در حقیقت آثار و منافعی که برای دین و احکام دینی و موضوعات مربوط به آن در لسان قرآن و روایات اهل بیت(ع) ذکر شده است، در صورتی این آثار دیده خواهد شد که آنها در کنار یکدیگر مانند پیکر واحد و زنده دیده شوند و به مرحله اجرا در آیند و اسلامی که قواعد و قوانین آن در کنار یکدیگر دیده نشود، ممکن است اثرات تخریبی اش از کفر و بی دینی افزون تر باشد.

د- نگاه حکومتی:

یکی از مهمترین عناصری که در فقه امام(ره) از برجستگی خاصی برخوردار است و در تمام آراء و افکار فقهی آن بزرگوار به وضوح به چشم می خورد، نگاه حکومتی است.

در نگاه امام(ره)، اسلام به عنوان یک آئین جامع، عهده دار سعادت فردی و اجتماعی و تنها راه برای تامین منافع و مصالح بشر دیده شده است و برای اینکه این توان را نشان دهد باید به مرحله اجرا درآید و این اجرا، در گرو حکومت صالح و البته به مدیریت صالحان محقق می شود و طبیعتاً بدون اجرا شدن احکام اسلامی به دست فردی با این مشخصه، قابلیت نشان دادن این قدرت و توان را نخواهد داشت. بنابراین در فقه مورد نظر امام(ره) که اخلاق و عمل برگرفته شده از ایمان به خدا را در کنار یکدیگر دیده است اصل، نشان دادن اسلام حقیقی به عنوان راه حل مشکلات جاری بر دنیای امروز معرفی میشود. لذا می فرماید:”درک موقعیت و نقاط ضعف و قوت دو قطب سرمایه داری و کمونیزم که در حقیقت استراتژی حکومت بر جهان را ترسیم می کنند از ویژگی های یک مجتهد جامع الشرایط است، یک مجتهد باید زیرکی، فراست، هدایت یک جامعه بزرگ اسلامی و حتی غیر اسلامی را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوا و زهدی که در خور شان مجتهد است واقعاً مدیر ومدبر باشد، حکومت در نظر مجتهد واقعی، فلسفه عملی تمامی فقه در تمامی زوایای زندگی بشریت است. حکومت نشان دهنده جنیه عملی فقه در برخورد با تمامی معضلات اجتماعی، سیاسی و نظامی و فرهنگی است. فقه تئوری واقعی و کامل اداره انسان از گهواره تا گور است؛ هدف اساسی این است که ما چگونه می خواهیم اصول محکمه فقه را در عمل فرد و جامعه پیاده کنیم و بتوانیم برای معضلات جواب داشته باشیم و همه ترس استکبار از همین مساله است که فقه و اجتهاد، جنبه عینی و عملی پیدا کند و قدرت برخورد در مسلمانان بوجود آورد.”(پیام به روحانیون و …. صحیفه امام – ص۲۹۰-۲۸۹).

بنابراین می توان با صراحت بر این نکته تاکید کرد که در نظام فقاهتی – اجتهادی امام(ره) در عین اینکه از روش سنتی اجتهاد جواهری دفاع شده است و عدول از آن را ناروا و خطرناک می داند، از عناصر چهارگانه مصلحت به عنوان رکن اول، غنصر زمان و مکان با تفسیریکه خود آن بزرگوار دارند به عنوان رکن دوم، نگاه نظام مند و پیوسته به اسلام و احکام آن به عنوان رکن سوم و نظام حکومتی و همراه با نظام سیاسی به عنوان رکن چهارم استفاده کرده و هرکدام از ارکان چهارگانه فروع و نتایجی دارد که تحلیل آنها نیازمند فرصت بیشتری است و طبیعتاً با نگاه محققانه با آراء و اندیشه های امام(ره)، می توان استفاده از این عناصر را به صورت محسوس در گفتار و کردار ایشان مشاهده کرد.

آیا تمایل به دریافت آخرین اخبار و اعلانات دارید؟
خیر
بله