چهارشنبه , ۱ شهریور ۱۳۹۶
آخرین خبرها
خانه » رساله عملیه » احکام نماز

احکام نماز

  کلیات

نماز یکی از شعائر بزرگ اسلام و واجبات دینی است که اگر مورد قبول حضرت حق واقع شد، بقیۀ اعمال انسان نیز قبول می‏شود و اگر پذیرفته نشد بقیۀ اعمال نیز مورد پذیرش حضرت حق قرار نخواهد گرفت. از حضرت امام محمّد باقر نقل شده است که فرمودند: اولین چیزی که بنده به آن محاسبه خواهد شد نماز است.
در حدیث دیگری امام محمّد باقر از رسول خدا نقل می‏کنند که فرمود: همچنان که انسان، اگر در شبانه روز پنج بار خود را شستشو دهد ناپاکی و آلودگی از بدن او زدوده می‏شود، نمازهای پنج‌گانه نیز انسان را از گناهان و ناپاکیهای اخلاقی پاک می‏کند.
شایسته است انسان نماز را بسیار مهم بشمارد و آن‎را در اول وقت بجا آورد، در روایتی از پیامبر گرامی اسلام آمده است: کسی‌که نماز را سبک بشمارد به شفاعت من نایل نخواهد شد.
در حدیث آمده است روزی رسول خدا در مسجد مردی را مشاهده کردند که مشغول نماز است، ولی رکوع و سجود را به‌طور کامل و صحیح بجا نمی‏آورد، در این حال حضرت فرمودند: اگر این مرد در این حال بمیرد به دین من از دنیا نرفته است.
خلقت انسان برای رشد و تکامل او است و تکامل او در ارتباط با خداست و بهترین وسیلۀ ارتباط با خدا نماز است، بنابراین انسان باید نماز را با توجّه کامل و خضوع و خشوع و وقار تمام بخواند و از غفلت و شتاب‌زدگی بپرهیزد و توّجه داشته باشد که با چه کسی سخن می‏گوید و خود را در مقابل عظمت و بزرگی خداوند عالم ناچیز ببیند.
نمازگزار باید توبه و استغفار کند. او باید هر گناهی که مانع قبول شدن نماز است همچون حسد، کبر، غیبت، خوردن حرام، آشامیدن مسکرات، ندادن خمس و زکات و هر گناه دیگری را ترک کند.
نمازگزار سزاوار است حتّی از کارهایی که ثواب نماز را کم می‏کند نیز بپرهیزد، مثلاً در حال خواب آلودگی یا خودداری از ادرار به نماز نایستد و در موقع نماز نیز به آسمان نگاه نکند.
شایسته است نمازگزار کارهایی که ثواب نماز را زیاد می‏کند بجا آورد، مانند انگشتر عقیق به دست کردن، لباس پاکیزه پوشیدن، شانه و مسواک زدن و خود را خوش‌بو کردن.

  اقسام نماز

نماز از نظر وجوب و استحباب به دو قسم تقسیم می‏شود: نمازهای واجب و مستحب.
الف- نمازهای واجب‏
مسئلۀ ۸۲۷ :    نمازهای واجب هفت قسم هستند:
۱- نمازهای یومیه که نماز جمعه یکی از آنهاست.
۲- نماز میت.
۳- نماز آیات.
۴- نماز طواف واجب خانۀ خدا.
۵- نماز قضای پدر و مادر.
۶- نمازی که با اجیر شدن یا عهد، نذر و یمین بر انسان واجب می‏شود.
۷- نماز عید فطر و قربان با حضور امام معصوم‏ و بنا بر احتیاط واجب در زمان غیبت آن امام بزرگوار با وجود شرایطی که بعداً بیان خواهد شد.

  نمازهای واجب یومیه و اوقات آنها‏

مسئلۀ ۸۲۸ :    نمازهای واجب یومیه عبارتند از: نماز ظهر، عصر، مغرب، عشا و صبح. نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشا هرکدام چهار رکعت، نماز مغرب سه رکعت و نماز صبح دو رکعت است که در مسافرت و نیز در حال خوف با شرایطی که ذکر خواهد شد، نمازهای چهار رکعتی دو رکعت خوانده می‏شوند.
مسئلۀ ۸۲۹ :    در روز جمعه با احراز شرایطی که در مسائل نماز جمعه گفته خواهد شد، نماز به عنوان یکی از دو واجب تخییری، دو رکعت خواهد بود و چنانچه شرایط نماز جمعه موجود نباشد به جای نماز جمعه، نماز ظهر خوانده می‏شود.
مسئلۀ ۸۳۰ :    هر یک از نمازهای ظهر، عصر، مغرب و عشا وقت مخصوص و مشترک دارند، ولی نماز صبح شریکی ندارد تا وقت مشترک داشته باشد.
مسئلۀ ۸۳۱ :    ظهر شرعی از راه حرکت آفتاب و نصب شاخص معلوم می‏شود، بدین ترتیب که اگر چوب یا آهن صاف را به‌طور عمود در زمین هموار فرو ببرند، صبح که آفتاب بر آن بتابد سایۀ آن به سوی مغرب می‏افتد و هر چه خورشید بالاتر می‏رود سایه، ضمن آنکه به سمت مشرق در چرخش است کوتاه‏تر می‏شود؛ هنگامی که سایۀ چوب به آخرین درجۀ کوتاهی رسید(معمولاً در کشور ایران چنین است) و بار دیگر در جهت عکس شروع به بلند شدن کرد، اوّلِ ظهر شرعی است؛ در بعضی شهرها مثل مکۀ مکرمه که گاهی موقع ظهر سایه کاملاً از بین می‏رود و پس از آنکه سایه پیدا شد، معلوم می‏شود ظهر شده است.
مسئلۀ ۸۳۲ :    وقت مخصوص نماز ظهر از اول ظهر شرعی است تا وقتی که به اندازة زمان خواندن یک نماز ظهر، با توجّه به حالات مکلف سپری شود. وقت مخصوص نماز عصر نیز تا هنگامی است که به اندازة خواندن یک نماز عصر، به حسب حال مکلف، به مغرب بیشتر وقت نمانده باشد. اگر کسی تا این وقت نماز ظهر را نخوانده باشد، نماز ظهرش قضاست و باید نماز عصر خود را در این وقت به صورت ادا بخواند. فاصلۀ میان وقت مخصوص نماز ظهر و وقت مخصوص نماز عصر وقت مشترک نماز ظهر و عصر است.
مسئلۀ ۸۳۳ :    اگر قبل از خواندن نماز ظهر سهواً مشغول خواندن نماز عصر شود و در بین نماز متوجه شود که اشتباه کرده است، اگر به رکوع چهارم نرسیده باشد واجب است نیت را به نماز ظهر برگرداند و پس از تمام شدن آن، نماز عصر را بخواند و در صورتی‌که پس از ورود به رکوع چهارم متوجّه شود که اشتباه کرده است، ظاهر آنست که نمازش باطل است، گرچه بهتر است آن نماز را تمام کند و بعد نماز ظهر را خوانده، سپس نماز عصر را اعاده کند. در صورتی‌که سهواً یا به سبب فراموشی نماز عصر را قبل از نماز ظهر بخواند و به اتمام برساند و یادش بیاید نماز ظهر را نخوانده است، نمازش صحیح است و نماز ظهر را بعداً بخواند، ولیکن احتیاط آنست که نماز قبلی را که خوانده است ظهر قرار دهد و چهار رکعت دیگر را به نیت مافی‌الذّمّه قرار دهد.
مسئلۀ ۸۳۴ :    وقت نماز جمعه اول ظهر است و بنا بر مشهور تا وقتی‌که سایۀ شاخص در طرف مشرق به اندازة خود شاخص بشود ادامه خواهد داشت.
مسئلۀ ۸۳۵ :    وقت نماز مغرب از طریق «حَمرۀ مَشرقیه» شناخته می‏شود. حمرۀ مشرقیه بدین صورت است که پس از غروب آفتاب درسمت مشرق سرخی مختصری دیده می‏شود، این سرخی در مدت ده تا پانزده دقیقه به تدریج کم رنگ می‏شود و از بالای سر انسان می‏گذرد تا حدّی که دیگر دیده نمی‏شود و هم زمان با زوال آن، سرخی مختصری در سمت مغرب دیده می‏شود و این آغاز وقت نماز مغرب است.
مسئلۀ ۸۳۶ :    وقت نماز مغرب و عشا از اوّل مغرب تا نیم شب ادامه دارد، ولی در صورت عمد و توجّه اول باید مغرب را بخواند بعد نماز عشا را بجا آورد و در این صورت اگر نماز عشا را قبل از مغرب بخواند، نمازش باطل است، مگر در صورتی‌که تا نیمه شب، زمانی بیش از اندازۀ خواندن نماز عشا، آن هم به حسب حال مکلّف، باقی‏نمانده باشد و اگر کسی تا این هنگام نماز مغرب را نخوانده است، باید اوّل نماز عشا را بخواند و بعد نماز مغرب را و بنا بر احتیاط مغرب را به قصد مافی الذمّه، نه به نیت ادا و نه قضا انجام دهد.
مسئلۀ ۸۳۷ :    اگر کسی اشتباهاً یا به سبب فراموشی نماز عشا را پیش از نماز مغرب بخواند و بعد از نماز بفهمد، نمازش صحیح است و باید نماز مغرب را بعد از آن بجا آورد.
مسئلۀ ۸۳۸ :    اگر پیش از خواندن نماز مغرب اشتباهاً مشغول نماز عشا شود و در بین نماز بفهمد، دو حالت دارد:
الف) چنانچه به رکوع رکعت چهارم نرفته است، باید نیت را به مغرب برگرداند و بنشیند و نماز را تمام کند و بعد نماز عشا را بخواند.
ب) چنانچه به رکوع رکعت چهارم رفته است، نمازش باطل است و باید نماز را قطع کند و پس از خواندن نماز مغرب، عشا را بجا آورد، اگرچه بهتر است آن نماز را تمام کند و بعد نماز مغرب را بخواند و سپس عشا را اعاده کند.
مسئلۀ ۸۳۹ :    آخر وقت نماز عشا نصف شب است و احتیاط آنست که برای نماز مغرب و عشا و مانند آن شب را از اول مغرب تا نماز صبح و برای نماز شب و مانند آن تا اوّل آفتاب حساب کنند، به این صورت تقریباً یازده ساعت و پانزده دقیقه بعد از ظهر شرعی آخر وقت نماز مغرب و عشاست، گرچه در ایام سال کمی تفاوت می‏کند و اول نماز شب حدود دوازده ساعت بعد از ظهر شرعی است.
مسئلۀ ۸۴۰ :    اگر به واسطۀ عذری مانند خواب و فراموشی و امثال اینها، نماز مغرب و عشا را به تأخیر بیندازد و تا نصف شب نخواند واجب است تا قبل از اذان صبح بجا آورده و احتیاطاً نیت ادا و قضا نکند و اگر اختیاراً تا نصف شب نماز مغرب و عشا را به تأخیر بیاندارد، معصیت کرده است و بنا بر احتیاط واجب باید تا قبل از نماز صبح بدون نیت ادا یا قضا آن‎را بجا آورد.
مسئلۀ ۸۴۱ :    نزدیک اذان صبح در سمت مشرق سپیده‏ای به صورت عمودی پدیدار می‏شود که به آن «فجر اول» یا «فجر کاذب» می‏گویند، پس از چند دقیقه آن سپیده ناپدید شده و سپیدۀ دیگری به صورت افقی و پهن در همان سمت نمایان می‏شود که به آن «فجر دوم» یا «فجر صادق» گفته می‏شود؛ هنگامی که فجر صادق نمایان شود، آغاز وقت نماز صبح است که تا طلوع آفتاب ادامه می‏یابد.

  سایر احکام وقت نمازهای یومیه

مسئلۀ ۸۴۲ :    انسان وقتی می‏تواند مشغول نماز شود که یقین به دخول وقت نماز پیدا کند یا اطمینان به دست آورد که وقت نماز شده است و این اطمینان از هر راهی که پیدا شود حجّت است؛ همچنین می‏تواند به شهادت دو مرد عادل و یا یک نفر وقت شناس و خبره که از گفتۀ او وثوق و اطمینان پیدا می‏شود یا به اذان مؤذّن وقت شناس اعتماد کند.
مسئلۀ ۸۴۳ :    کسانی که نابینا هستند یا در زندان به سر می‏برند و قدرت تشخیص وقت را ندارند بنا بر احتیاط واجب تا وقتی که یقین به دخول وقت نماز پیدا نکرده‏اند، نمی‏توانند نماز بخوانند.
مسئلۀ ۸۴۴ :    اگر انسان به خاطر ابر یا حوادث آسمانی دیگر مانند خورشید گرفتگی که مانع از حصول یقین همۀ مردم می‏شود، نتواند در اول وقت نماز یقین پیداکند که وقت داخل شده یا نه، در صورتی‌که گمان به دخول وقت نماز پیدا کند، می‏تواند مشغول نماز شود، گرچه بهتر است نماز را به تأخیر بیندازد تا اطمینان پیدا کند.
مسئلۀ ۸۴۵ :    در صورتی‌که انسان بدون احراز یکی از راههایی که در مسئلۀ ۸۴۲ گفته شد شروع به نماز کند، نمازش باطل است، مگر آنکه بعداً معلوم شود همۀ نماز در وقت واقع شده و قصد قربت هم صورت گرفته است.
مسئلۀ ۸۴۶ :    اگر انسان با یکی از راههایی که در مسئلۀ ۸۴۲ گفته شد یقین کند که وقت نماز داخل شده است و مشغول نماز شود و پس از نماز بفهمد همۀ نمازی که خوانده، در خارج وقت واقع شده است، نمازش باطل است؛ اما اگر بعد از نماز بفهمد مقداری از آن نماز در وقت و مقداری در خارج وقت واقع شده است، بنا بر قول مشهور فقها نمازش صحیح است و اقوی‏ نیز قول مشهور است ولو اینکه احتیاط مستحب آنست که نماز را در این صورت اعاده کند .
مسئلۀ ۸۴۷ :    اگر انسان با یکی از راههایی که در مسئلۀ ۸۴۲ گفته شد، یقین کند که وقت نماز شده است و مشغول نماز شود، سپس در وسط نماز بفهمد که هنوز وقت داخل نشده، نمازش باطل است؛ اگر در وسط نماز بفهمد که در همان وسط نماز وقت داخل شده، نمازش صحیح است، گرچه احتیاط مستحب آنست که نماز را دوباره اعاده کند.
مسئلۀ ۸۴۸ :    اگر کسی نمازش را شروع کند بدون توجه به اینکه باید یقین پیدا کند وقت نماز داخل شده تا مشغول نماز شود، در صورتی‌که بعد از تمام شدن نماز بفهمد نمازی که خوانده به‌طور کلّی خارج از وقت بوده یا اینکه نداند خارج از وقت نماز بوده یا در وقت آن، نمازش باطل است؛ همچنین اگر بعد از نماز بفهمد که در وسط خواندن نماز وقت داخل شده، واجب است نماز را اعاده کند، ولی اگر بعد از نماز بفهمد که تمام نمازش در وقت واقع شده و با قصد قربت هم انجام شده است، نمازش صحیح است.
مسئلۀ ۸۴۹ :    اگر انسان یقین کند که وقت داخل شده و مشغول خواندن نماز شود، سپس در بین نماز شک کند که وقت داخل شده یا نه، نمازش باطل است، ولی اگر یقین کند که وقت داخل شده وشک کند در اینکه آن مقدار نمازی که تا به حال خوانده است در وقت بوده یا نه، نمازش صحیح است.
مسئلۀ ۸۵۰ :    اگر وقت نماز به قدری تنگ باشد که اگر مستحبات نماز را بجا آورد مقداری از واجبات نماز در خارج وقت واقع می‏شود، واجب است در این صورت مستحبّات نماز را ترک کند، مثلاً اگر به جهت خواندن قنوت مقداری از خود نماز در خارج وقت واقع می‏شود، واجب است قنوت را ترک کند.
مسئلۀ ۸۵۱ :    کسی‌که فقط به اندازة خواندن یک رکعت نماز وقت داشته باشد، واجب است نماز را به نیت ادا بخواند، ولی جایز نیست عمداً نماز را تا این مقدار به تأخیراندازد و اگر عمداً این مقدار به تأخیر بیندازد معصیت کرده است.
مسئلۀ ۸۵۲ :    کسی‌که مسافر نیست و نمازها را باید تمام بخواند، اگر از وقت ظهر و عصر تا غروب به اندازة پنج رکعت، زمان باقی مانده باشد، واجب است هر دو را به ترتیب و به نیت ادا بخواند و اگر کمتر از این مقدار وقت باقی مانده باشد، واجب است عصر را به نیت ادا بخواند و ظهر را بعد از آن قضا کند؛ همچنین اگر تا نصف شب به اندازة خواندن پنج رکعت نماز وقت دارد، واجب است مغرب و عشا را به نیت ادا بخواند و اگر کمتر از این مقدار وقت داشته باشد، فقط عشا را به نیت ادا و بعداً نماز مغرب را بدون نیت قضا و یا ادا بجا آورد؛ در هر دو صورت اگر بعداً معلوم شود هنوز وقت باقی است، ظهر را در صورت اول و مغرب را در صورت دوم، فوراً به نیت ادا بخواند.
مسئلۀ ۸۵۳ :    کسی‌که مسافر است و نماز را باید شکسته بخواند اگر تا غروب آفتاب فقط به اندازۀ خواندن سه رکعت نماز وقت داشته باشد، واجب است نماز ظهر و عصر را به نیت ادا و به ترتیب بخواند و اگر کمتر وقت داشته باشد، واجب است فقط عصر را به نیت ادا بخواند و بعداً ظهر را قضا کند؛ اگر تا نصف شب به اندازة خواندن چهار رکعت وقت داشته باشد، واجب است مغرب و عشا را به نیت ادا و به ترتیب بخواند و اگر کمتر وقت داشته باشد واجب است عشا را به نیت ادا و بعداً نماز مغرب را بدون نیت ادا و یا قضا بجا آورد.
مسئلۀ ۸۵۴ :    کسی‌که به سبب عذر یا معصیت عمداً نماز مغرب و عشا را به تأخیراندازد تا نصف شب شود، بنا بر احتیاط واجب تا اذان صبح نماز مغرب و عشا را به ترتیب و بدون نیت ادا و یا قضا بجای آورد.
مسئلۀ ۸۵۵ :    مستحب است نمازهای یومیه را در اول وقت بخوانند و سفارش زیادی در این‌باره شده است و هرچه نماز به اول وقت نزدیک‏تر باشد بهتر است، مگر آنکه تأخیر نماز از جهات دیگر بهتر باشد، مثلاً صبر کنند که نماز را با جماعت بخوانند.
مسئلۀ ۸۵۶ :    کسی‌که عذری دارد اگر بخواهد نمازش را اول وقت بخواند باید با تیمّم بخواند یا با لباس نجس نمازش را بجا آورد، چنانچه می‏داند یا احتمال می‏دهد که اگر صبر کند عذرش برطرف می‏شود، باید صبر کند و نماز خود را در آخر وقت بخواند، ولی لازم نیست به قدری صبر کند که وقت خواندن مستحبات را هم نداشته باشد.
مسئلۀ ۸۵۷ :    کسی‌که عذری غیر از عذرهای موارد تیمّم دارد، مثلاً اگر الان نماز بخواند باید با لباس نجس یا نشسته یا بدون لباس نماز بخواند، در صورتی‌که یقین داشته باشد که عذرش تا آخر وقت باقی می‏ماند، می‏تواند نمازش را در اوّل وقت با همان عذر بخواند و چنانچه عذر او در اثنای وقت برطرف شود، نمازش را بدون آن عذر اعاده می‏کند. اگر عذر یکی از موارد تیمّم را داشته باشد و بداند عذرش تا آخر وقت باقی می‏ماند نیز می‏تواند نمازش را اوّل وقت با تیمّم بخواند؛ اگر در وسط وقت عذرش برطرف شود همان نمازی را که با تیمّم خوانده است، کفایت می‏کند و اعاده واجب نیست، گرچه اگر دوباره بخواند مطلوب‌تر است.
مسئلۀ ۸۵۸ :    اگر شخص نمازگزار مسائل و احکام مربوط به شکیات، سهویات، افعال و ارکان نماز را نداند و احتمال دهد که اگر نماز را شروع کند یکی از آنها پیش می‏آید، واجب است برای یاد گرفتن آنها نماز اوّل وقت را به تأخیر بیندازد تا بیاموزد، ولی اگر اطمینان داشته باشد که اگر نماز را شروع کند به‌طور صحیح آن‎را تمام می‏کند، می‏تواند در اول وقت نمازش را بخواند، پس اگر نماز را شروع کرد و مسئله‏ای که حکم آن‎را نمی‏داند پیشامد نکرد، نمازش صحیح است و اگر پیشامد کرد می‏تواند به یکی‏از دو طرف احتمال، عمل و نماز را تمام کند و بعد از اتمام نماز حکم مسئله را بپرسد، اگر باطل بود اعاده کند.
مسئلۀ ۸۵۹ :    اگر وقت نماز وسعت داشته باشد، ولی طلبکار طلبش را مطالبه کند، در صورت امکان باید اول بدهی خود را بپردازد و بعد نمازش را بخواند و همچنین است در تمام مواردی که یک تکلیف واجبِ فوری در وقتی که نماز وسعت دارد پیشامد کند مثلاً در وسعت نماز متوجّه شود مسجد نجس است یا بیماری باید فوراً به بیمارستان رسانده شود، در این صورت خواندن نماز را به تأخیر می‏اندازد تا به مسائل فوق بپردازد و در هر صورت اگر انسان عمداً واجب فوری را ترک و به واجب موسع بپردازد، اگرچه معصیت کرده، ولی نمازش صحیح است.

  نمازهایی که باید به ترتیب خوانده شوند

مسئلۀ ۸۶۰ :    انسان باید نماز عصر را بعد از نماز ظهر و نماز عشا را بعد از نماز مغرب بخواند و اگر عمداً عصر را قبل از ظهر و عشا را قبل از مغرب بخواند، نمازش باطل است.
مسئلۀ ۸۶۱ :    اگر به نیت نماز ظهر مشغول نماز شود و در بین نماز یادش بیاید که نماز ظهر را خوانده است، نمی‏تواند نیت را به عصر برگرداند، بلکه باید نماز را رها کرده و نماز عصر را آغاز کند، در نماز مغرب و عشا نیز ‌چنین است.
مسئلۀ ۸۶۲ :    اگر در بین نماز عصر یقین پیدا کند که نماز ظهر را نخوانده است و نیت را به نماز ظهر برگرداند وداخل رکن شود و پس از دخول در رکن یادش بیاید که قبلاً نماز ظهر را خوانده، نمازش باطل است و باید نماز عصر را بخواند، ولی اگر پیش از دخول در رکن یادش بیاید، باید نیت را به عصر برگرداند و آنچه به نیت ظهر خوانده باز هم به نیت عصر بخواند و بنا بر احتیاط نماز عصر را دوباره بخواند.
مسئلۀ ۸۶۳ :    اگر در بین نماز عصر شک کند که نماز ظهر را خوانده یا نه، واجب است نیت را به ظهر برگرداند و نماز را به نیت ظهر تمام کند و عصر را بعد از آن بخواند و اگر وقت آن‎قدر کم است که بعد از آن حتّی به مقدار یک رکعت هم باقی نمی‏ماند، واجب است همان نماز را به نیت عصر تمام و نماز ظهر را بعد از آن قضا کند.
مسئلۀ ۸۶۴ :    اگر در بین نماز عشا و قبل از رسیدن به رکوع شک کند که نماز مغرب را خوانده است، در صورتی‌که وقت آن‎قدر کم باشد که بعد از تمام شدن همان نماز نصف شب می‏شود و به مقدار حتی یک رکعت هم برای نماز بعدی تا نصف شب وقت باقی نمی‏ماند، لازم است به همان نیت نماز عشا نماز را تمام کند و بعداً نماز مغرب را بنا بر احتیاط، نه به نیت قضا و نه ادا بجا آورد و اگر وقت بیشتری در اختیار دارد، واجب است نیت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را سه رکعتی تمام کند و بعد نماز عشا را بخواند.
مسئلۀ ۸۶۵ :    اگر در بین نماز عشا پیش از رکوع رکعت چهارم شک کند که نماز مغرب را خوانده یا نه، بنا بر احتیاط واجب نیت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را سه رکعتی تمام کند و بعد نماز عشا را بخواند، ولی چنانچه وقت به قدری کم است که بعد از تمام شدن نماز نصف شب می‏شود، باید به نیت عشا نماز را تمام کند و بعد نماز مغرب را بنا بر احتیاط بدون نیت ادا یا قضا بجا آورد.
مسئلۀ ۸۶۶ :    اگر در نماز عشا پس از رسیدن به رکوع شک کند که نماز مغرب را خوانده یا نه‏ در صورتی‌که وقت اختصاصی عشا نباشد، مثلاً وقت به اندازۀ پنج رکعت یا بیشتر باقی مانده باشد، باید نماز را به هم بزند و نماز مغرب و عشا را به ترتیب بجا آورد، اگرچه بهتر است نماز را تمام کند و بعداً نماز مغرب و عشا را اعاده کند، ولی اگر وقت آن‎قدر کم باشد که فقط برای نماز عشا تا نصف شب وقت باقی باشد، نماز را به نیت عشا تمام کند و انجام نماز مغرب نیز لازم نیست.
مسئلۀ ۸۶۷ :    اگر کسی نمازی را که خوانده است احتیاطاً دوباره بخواند و بین نماز یادش بیاید، نمازی را که قبل از آن لازم بوده، نخوانده است (مثلاً وقتی که نماز عصر را احتیاطاً می‏خوانده یادش بیاید که نماز ظهر را اصلاً نخوانده) نمی‏تواند نیت نماز احتیاط را به نماز ظهر برگرداند، بلکه نمازش باطل است و باید آن‎را به هم بزند و به ترتیب اول نماز ظهر و بعد عصر را بخواند.
مسئلۀ ۸۶۸ :    برگرداندن نیت از نماز قضا به ادا و از نماز مستحب به واجب و از مستحب به مستحب، صحیح نیست، ولی برگرداندن نیت از نماز واجب ادا به نماز واجب قضا در صورت وسعت وقت نماز ادا، جایز بلکه مستحب است. در صورتی‌که نماز قضا یکی یا چند تا باشد و از همان روز باشد، در وسعت وقت ادا، عدول مطابق با احتیاط است، اما برگرداندن نیت از واجب به مستحب در صورتی‌که برای رسیدن مثلاً به نماز جماعت باشد و برای کسب ثواب بیشتر، اشکال ندارد و در غیر این صورت به هیچ عنوان جایز نیست.
مسئلۀ ۸۶۹ :    اگر وقت نماز ادا وسعت داشته باشد، نمازگزار می‏تواند در بین نماز نیت را به قضا برگرداند، ولی باید برگرداندن نیت به نماز قضا ممکن باشد، مثلاً اگر مشغول نماز ظهر است در صورتی می‏تواند نیت را به قضای صبح برگرداند که داخل رکعت سوم نشده باشد، اما اگر وارد رکعت سوم شده باشد، نماز را به همان نیت قبلی ادامه دهد و پس از آن نماز صبح را قضا کند.

  نمازهای مستحب : نافله‏ های شبانه‎روز و وقت آنها

مسئلۀ ۸۷۰    نمازهای مستحبی زیاد است که به آنها «نافله» می‏گویند و از میان نمازهای مستحبی به خواندن نافله‏های شبانه‌روز سفارش بیشتری شده است. نمازهای نافلۀ شبانه‌روز در غیر روز جمعه، سی و چهار رکعت و در روز جمعه سی و هشت رکعت است و ترتیب نافله‏های شبانه‌روز به شرح زیر است:
۱- نافلۀ نماز ظهر هشت رکعت است و به صورت چهار نماز دو رکعتی پیش از نماز ظهر خوانده می‏شود و زمان آن بنا به مشهور که اقوی‏ است از اول ظهر است تا هنگامی که سایۀ علامت یا شاخص، دو هفتم آن شود که در لسان اهل بیت از آن به ذراع یا قدم تعبیر شده است.
۲- نافلۀ نماز عصر هشت رکعت است و به صورت چهار نماز دو رکعتی پیش از نماز عصر خوانده می‏شود و وقت آن بنا به مشهور که اقوی‏ است تا هنگامی است که سایۀ علامت یا شاخص، به چهار هفتم آن برسد  و اگر بخواهند نافلۀ ظهر و عصر را بعد از دو وقتی که بیان شد بخوانند بهتر است نافلۀ ظهر را بعد از نماز ظهر و نافلۀ عصر را بعد از نماز عصر بجا آورده و بنا به احتیاط واجب نیت ادا یا قضا نکنند.
۳- نافلۀ نماز مغرب چهار رکعت است که به صورت دو نماز دو رکعتی بعد از نماز مغرب خوانده می‏شود و زمان آن بنا به مشهور پس از نماز مغرب تا وقتی است که سرخی ‏طرف مغرب که بعد از غروب آفتاب در آسمان پیدا می‏شود به کلّی ناپدید شود، ولیکن اظهر آنست که زمان آن تا آخر وقت نماز مغرب باشد و آن وقت قبلی ‏وقت فضیلت نافلۀ مغرب است؛ هر چند احتیاط آنست که در این صورت بدون نیت ادا یا قضا بجا آورند.
۴- نافلۀ نماز عشا دو رکعت است که بنا به احتیاط واجب نشسته می‏خوانند و دو رکعت آن یک رکعت ایستاده حساب می‏شود و زمان آن بعد از اتمام نماز عشا تا نیمه شب است و بهتر است بلافاصله پس از نماز عشا خوانده شود.
۵- نافلۀ نماز صبح دو رکعت است و پیش از نماز صبح خوانده می‏شود و زمان آن بعد از گذشتن از نصف شب به مقدار خواندن یازده رکعت نماز شب است، ولی احتیاط آنست که قبل از فجر اوّل نخوانند، مگر آنکه متّصل به نماز شب بجا آورند که در این صورت مانعی ندارد؛ پایان وقت نافلۀ صبح زمانی است که سرخی طرف مشرق نمایان شود.
۶- نافلۀ شب یازده رکعت است که هشت رکعت آن به نیت «نافلۀ شب» به صورت چهار نماز دو رکعتی خوانده می‏شود و دو رکعت دیگر به نیت «نماز شَفع» و یک رکعت به نیت «نماز وتر» است. وقت نافلۀ شب از نیمه شب تا اذان صبح است و بهتر است نزدیک اذان صبح خوانده شود.
مسئلۀ ۸۷۱    در روز جمعه چهار رکعت به شانزده رکعت نماز نافلۀ ظهر و عصر اضافه می‏شود به این معنا که در روز جمعه بیست رکعت نماز نافله خوانده می‏شود و ترتیب آن بدین گونه است:  شش رکعت وقتی که آفتاب بالا می‏آید به صورت سه رکعت نماز دو رکعتی، شش رکعت دیگر نزدیک ظهر و دو رکعت آن هنگام ظهر که همان وقت زوال است وشش رکعت دیگر بعد از اقامۀ نماز جمعه خوانده می‏شود.
مسئلۀ ۸۷۲    نافلۀ ظهر و عصر را نباید در سفر خواند، ولی نافلۀ عشا را به امید ثواب و به قصد رجا می‏توان بجا آورد.
مسئلۀ ۸۷۳    در غیر روز جمعه اگر بداند نوافل ظهر و عصر را در وقتش نمی‏تواند انجام بدهد، می‏تواند به قصد ورود، قبل از ظهر انجام دهد و اگر نداند که در وقتش می‏تواند انجام دهد یا نه و یا اینکه بداند در وقت معین می‏تواند انجام دهد، ولی می‏خواهد در این وقت انجام ندهد بلکه می‏خواهد قبل از ظهر انجام دهد، اقوی‏ اینست که جایز است ولو اینکه بهتر است در این صورت به نیت رجا وامید ثواب انجام دهد.
مسئلۀ ۸۷۴    نمازهای نافله را می‏توان نشسته خواند، ولی بهتر است دو رکعت نماز نافلۀ نشسته را یک رکعت حساب کند.
مسئلۀ ۸۷۵    مسافر و کسی‌که برای او سخت است نافلۀ شب را بعد از نصف شب بخواند، می‏تواند آن‎را در اول شب بجا آورد.
مسئلۀ ۸۷۶    نمازهای نافله را باید دو رکعت، دو رکعت بجا آورند به جز نماز وتر که یک رکعت است. مستحب است در رکعت دوم نمازها ی نافله و نیز در نماز وتر قنوت بخوانند، ولی در نماز شفع اگر بخواهند قنوت را بجا آورند به امید ثواب باشد و اظهر و احوط آنست که در وتر به همان قنوت قبل از رکوع اکتفا شود.
مسئلۀ ۸۷۷    در تمام مواردی که انسان مردد باشد بین اینکه نماز شب را جلوتر از وقت خودش بجا آورد یا قضا کند، قضا افضل است، مثلاً مسافر یا کسانی که نمی‏توانند به علت کوتاهی شب، کسالت و هر دلیل دیگر در وقت نماز شب بیدار شوند، هم می‏توانند قبل از نصف شب آن‎را بجا آورند و هم می‏توانند بعد از نماز صبح آن‎را قضا کنند و اگر قضا کنند ثواب آن بیشتر از انجام آن قبل از وقتش است.

  نمازهای مستحب : نماز غفیله و احکام آن

مسئلۀ ۸۷۸    از جمله نمازهای مستحب که بین نماز مغرب و عشا خوانده می‏شود «نماز غفیله» است که دو رکعت است و وقت این نماز بنا بر احتیاط بعد از نماز مغرب است تا هنگامی که سرخی خورشید از سمت مغرب به کلی ناپدید شود. بنابراین وقت نماز غفیله بنا بر احتیاط تا یک ساعت و نیم بعد از مغرب است و اگر بخواهد بعد از این زمان بخواند به قصد رجا و به امید ثواب باشد.
در رکعت اول نماز غفیله باید پس از حمد به جای سوره، این آیه خوانده شود:
الف- «وَ ذَالنُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَی فِی‎الظُّلُمَاتِ أَنْ لَاإِلَهَ‎إِلاَّأَنْتَ سُبْحَانَک إِنِّی کنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ کذَلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ».
و در رکعت دوّم پس از حمد به جای سوره این آیه را بخواند:
ب- «وَ عِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ الَّتِی لَا یعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَ یعْلَمُ مَا فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ مَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاَّ یعْلَمُهَا وَ لَا حَبَّةٍ فِی ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَ لاَ رَطْبٍ وَ لَا یَابِسٍ إِلاَّ فِی کتَابٍ مُبِینٍ».
و در قنوت آن بگوید:
ج- «أَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْئَلُک بِمَفَاتِیحِ الْغَیْبِ الَّتِی لَا یعْلَمُهَا إِلاَّ أَنْتَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍوَآلِهِ وَ أَنْ تَفْعَلَ بِی کذَا وَ کذَا» و به ‌جای عبارت «کذَا وَ کذَا» حاجات خود را به زبان آورد و بعد از آن بگوید:
د- «أَللَّهُمَّ أَنْتَ وَلِیُّ نِعْمَتِی وَ الْقَادِرُ عَلَی طَلَبَتِی تَعْلَمُ حَاجَتِی فَأَسْئَلُک بِحَقِّ مُحَمَّدٍوَآلِ‎مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلَامِ لَمَّا قَضَیتَهَا لِی».
مسئلۀ ۸۷۹    در صورتی‌که دو رکعت از نافلۀ مغرب را با این کیفیت انجام دهد یا اینکه دو رکعت از نافلۀ مغرب را به نیت هر دو- هم نافله و هم غفیله- بجا آورد، کفایت می‏کند و اگر بخواهد زائد بر چهار رکعت نافلۀ مغرب دو رکعت دیگر با کیفیت نماز غفیله انجام دهد، احتیاط آنست که به قصد رجای مطلق بجا آورد.

  احکام قبله‏

مسئلۀ ۸۸۰    خانۀ کعبه که در مکۀ مکرّمه قرار دارد قبلۀ مسلمانان جهان است. کسانی که در مسجدالحرام و نزدیک خانۀ کعبه قرار دارند، واجب است هنگام نماز ‏خواندن به‌طور دقیق مقابل آن بایستند و کعبه را در برابر خود قرار دهند و به طرف آن نماز بخوانند، امّا کسانی که در جاهای دور قرار دارند اگر طوری به طرف کعبه بایستند که گفته شود رو به قبله ایستاده‏اند کفایت می‏کند؛ تمامی کارهایی که مانند ذبح حیوانات واجب است رو به قبله انجام گیرد نیز همین طور است.
مسئلۀ ۸۸۱    کسانی که نماز واجب را ایستاده می‏خوانند واجب است صورت و سینه و شکم آنها رو به قبله باشد و لازم نیست سر زانوها و انگشتان نیز به طرف قبله باشد، گرچه بهتر است.
مسئلۀ ۸۸۲    کسانی که معذورند و نشسته نماز واجب می‏خوانند، واجب است صورت سینه و شکم آنها به طرف قبله باشد.
مسئلۀ ۸۸۳    کسانی که معذورند و حتّی نمی‏توانند نشسته نماز بخوانند و می‏خواهند خوابیده نماز واجب بخوانند، واجب است اگر بتوانند به پهلوی راست طوری بخوابند که جلوی بدن ‏رو به قبله باشد و اگر نتوانند باید به پهلوی چپ طوری بخوابند که جلوی بدن آنها رو به قبله باشد و اگر این حالت هم ممکن نباشد واجب است در حال نماز به پشت بخوابند به‌طوری که کف پاهای آنان رو به قبله باشد.
مسئلۀ ۸۸۴    نماز احتیاط و سجده و تشهّد فراموش شده در حکم نماز واجب است و باید رو به قبله باشد، در مورد سجدۀ سهو نیز احتیاط آنست که رو به قبله باشد.
مسئلۀ ۸۸۵    لازم نیست نمازهای مستحبی که در حال راه رفتن یا سواره خوانده می‏شوند رو به قبله باشند، اما احتیاط واجب آنست که اگر در حال استقرار و سکون هستند، رو به قبله خوانده شوند.
مسئلۀ ۸۸۶    کسی‌که می‏خواهد نماز بخواند واجب است برای پیدا کردن قبله تلاش کند تا به سمت قبله یقین پیدا کند و نیز می‏تواند به گفتۀ دو شاهد عادل که از روی ‏نشانه‏های حسّی شهادت می‏دهند یا به قول کسی که با قواعد علمی قبله را می‏شناسد و مورد اطمینان است عمل کند و اگر هیچ کدام از اینها عملی نشد، واجب است به ظنّ و گمانی که از محراب مسلمانان یا قبور آنان یا از هر راه دیگری پیدا می‏شود عمل کند؛ حتّی اگر از گفتۀ فاسق یا کافری که به واسطۀ قواعد علمی قبله را می‏شناسد، گمان به قبله پیدا کند کفایت می‏کند.
مسئلۀ ۸۸۷    کسی‌که گمان به قبله دارد چنانچه بتواند گمان قوی‏تری پیدا کند، نمی‏تواند به گمان خود عمل کند، مثلاً اگر میهمان از گفتۀ صاحب‌خانه گمان به قبله پیدا کند، ولی بتواند از راه دیگر گمان بیشتری حاصل کند، نباید به گفتۀ صاحب‌خانه قناعت کند.
مسئلۀ ۸۸۸    اگر برای پیدا کردن قبله هیچ راه و هیچ وسیله‏ای ندارد یا با وجود تلاش گمانش به هیچ طرف نمی‏رود، چنانچه وقت نماز وسعت دارد بنا بر احتیاط واجب چهار نماز به چهار طرف بخواند، اگرچه اقوی آنست یک نماز به یکی از جهات چهارگانه کفایت می کند. و اگر به اندازة چهار نماز وقت ندارد به اندازه‏ای که وقت دارد نماز بخواند، مثلاً اگر فقط به اندازة یک نماز وقت دارد باید نماز را به هر طرفی که می‏خواهد بخواند و بنا بر احتیاط قضای نماز را هم بجا آورد و باید نمازها را به گونه‏ای بخواند که یقین کند یکی از آنها رو به قبله باشد یا انحراف آن به طرف راست یا چپ قبله نرسیده باشد، یعنی کمتر از چهل و پنج درجه باشد.
مسئلۀ ۸۸۹    اگر یقین یا گمان کند که قبله در یکی از دو طرف است واجب است به هر دو طرف نماز بخواند و اگر به طرفهای دیگر هم گمان ضعیف داشته باشد بهتر است به چهار طرف نماز بخواند.
مسئلۀ ۸۹۰    کسی‌که باید به چند طرف نماز بخواند، اگر بخواهد نمازهای ظهر و عصر یا مغرب و عشا را بخواند، واجب است به ترتیب بخواند، مثلاً نماز ظهر قبل از عصر و نماز مغرب قبل از عشا خوانده شود و بهتر است نماز اول را به هر چند طرف که واجب است بخواند سپس نماز دوّم را شروع کند.
مسئلۀ ۸۹۱    کسی‌که یقین به قبله ندارد، اگر بخواهد غیر از نماز کاری کند که واجب است رو به قبله باشد، مثلاً بخواهد سر حیوانی را ببرد، واجب است طبق ظنّ و گمانش عمل کند و اگر گمان ممکن نیست به هر طرف که انجام دهد صحیح است.
مسئلۀ ۸۹۲    در صورتی‌که با علم و عمداً حیوانی را رو به قبله ذبح نکند، آن حیوان نجس و گوشتش حرام است. اگر قبله را فراموش کند یا جاهل به قبله باشد یا حکم و موضوع را نداند یا رعایت قبله به هیچ وجه ممکن نباشد، در این حالات اگر حیوانی را ذبح کند آن حیوان پاک و حلال است.
مسئلۀ ۸۹۳    اگر میت مسلمانی را رو به قبله دفن نکرده باشند، واجب است قبر را بشکافند و میت را رو به قبله دفن کنند، مگر اینکه جسد میت متلاشی شده باشد و نبش و شکافتن قبر او موجب هتک حرمت و بی‌احترامی به او بشود که در این صورت نبش قبر جایز نیست.
مسئلۀ ۸۹۴    برای کسانی که عالم و عامد هستند و غفلت از قبله ندارند خود خانۀ کعبه، قبله است. بنابراین اگر با علم و اختیار قبله را رعایت نکنند، نمازشان باطل است؛ اگرچه مقدار انحراف به حدّ سمت راست و چپ قبله نرسیده باشد. ولی اگر جاهل به حکم باشند یا اینکه حکم را فراموش کرده باشند یا در اجتهاد و جستجوی قبله خطا کرده باشند، اگر انحراف از قبله در حد چپ و راست و پشت به قبله نرسیده باشد و بعد از پایان نماز انحراف را بفهمند، نمازشان درست است و نه اعاده دارد و نه قضا، چون مابین یمین و یسار (راست و چپ) برای این افراد قبله محسوب است؛ ولی اگر در وسط نماز بفهمند این مقدار از قبله انحراف صورت گرفته است در این صورت آن مقداری که خوانده‏اند درست است و مابقی را به طرف قبله برمی‌گردانند و نماز را تمام می‏کنند، اگرچه احتیاط مستحب آنست که نماز را اعاده کنند. برای کسانی هم که جاهل به حکم هستند یا بدون تلاش و کوشش برای پیدا کردن قبله نماز خوانده‏اند احتیاط مؤکدتر است. اگر انحراف از قبله در حدّ یمین و یسار یا پشت به قبله باشد، اگر در اثنای نماز بفهمند و وقت نیز ولو به اندازة یک رکعت باقی مانده باشد، باید نماز را به هم بزنند و از اول رو به قبله بخوانند، ولی اگر در اثنای نماز معلوم شود که انحراف از قبله در حدّ یمین، یسار یا پشت به قبله بوده، ولی وقت به اندازۀ حتی یک رکعت هم باقی نمانده است یا بعد از نماز معلوم شود انحراف از قبله به اندازة دست راست و چپ یا پشت به قبله واقع شده است، اقوی‏ آنست که نماز صحیح است و نه اعاده لازم است و نه قضا؛ اگرچه احتیاط مستحب آنست که در همۀ این موارد نماز را اعاده کنند، به خصوص در مواردی که معلوم شود نماز پشت به قبله واقع شده است یا در اثنای نماز معلوم شود، ولی به اندازة یک رکعت از وقت باقی نمانده باشد، احتیاط مؤکدتر است.

  پوشش بدن در نماز

مسئلۀ ۸۹۵ :    از جمله واجبات در نماز برای مرد و زن پوشانیدن بدن است؛ منتهی پوشش در حال نماز برای مرد و زن یکسان نیست و با هم فرق دارد. در صورتی‌که نمازگزار مرد باشد واجب است عورتین خود را بپوشاند و بهتر است از ناف تا زانو باشد چه او را ببینند یا نبینند و اگر زن باشد واجب است تمام بدن خود را بپوشاند، ولی‏پوشاندن صورت به اندازه‏ای که در وضو شسته می‏شود و دستها تا مچ و پاها هم تا مچ لازم نیست، امّا برای اینکه مطمئن شود مقدار واجب را پوشانیده است، باید مقداری از اطراف صورت و مقداری هم پایین‏تر از مچ دست و پاها را بپوشاند.
مسئلۀ ۸۹۶ :    موقعی که انسان قضای سجده یا تشهّد فراموش شده را بجا می‏آورد و نیز بنا به احتیاط واجب در موقع سجدۀ سهو هم باید خود را همانند وقتی که نماز می‏خواند بپوشاند.
مسئلۀ ۸۹۷ :    اگر انسان با علم و عمداً در حال نماز خود را نپوشاند، نمازش باطل است و همچنین اگر ندانستن مسئله به سبب کوتاهی و تقصیر باشد بنا بر احتیاط نمازش را دوباره بخواند.
مسئلۀ ۸۹۸ :    اگر نمازگزار در بین نماز بفهمد جایی از بدن را که باید بپوشاند، نپوشانیده، واجب است که فوراً آن‎را بپوشاند و نماز را تمام کند، مگر آنکه پوشاندن آن زیاد طول بکشد که در این صورت احتیاط آنست که نماز را با همان وضع تمام و بعداً اعاده کند، ولی چنانچه بعد از نماز بفهمد جایی پیدا بوده، نمازش صحیح است.
مسئلۀ ۸۹۹ :    اگر نمازگزار لباسش به گونه‌ایست که در حال قیام و ایستادن او را می‏پوشاند، ولی ممکن است در حال رکوع یا سجود نپوشاند، اگر موقع پیدا شدن عورتین به وسیله‏ای بتواند خود را بپوشاند، نمازش صحیح است و بهتر است که با آن لباس نماز نخواند.
مسئلۀ ۹۰۰ :    انسان می‏تواند در نماز با هر چیزی خود را بپوشاند حتّی با علف یا برگ درختان، گرچه بهتر است موقعی با علف و برگ درخت خود را بپوشاند که چیز دیگری مانند پارچه و غیر اینها نداشته باشد.
مسئلۀ ۹۰۱ :    اگر انسان غیر از گِل، ساتر دیگری برای پوشاندن عورتین خود نداشته باشد و بخواهد نماز بخواند، اگر گِل رقیق و نازک باشد به گونه‏ای که عرفاً آن‎را ساتر ندانند، اظهر این است که نماز را عریان و برهنه بخواند و اگر گِل کلفت و ضخیم باشد و عرف آن‎را ساتر به حساب آورد، در حال اضطرار می‏تواند با آن نماز بخواند.
مسئلۀ ۹۰۲ :    اگر نمازگزار چیزی که بتواند با آن خود را بپوشاند نداشته باشد، ولی احتمال می‏دهد اگر نماز را به تأخیر بیندازد چیزی پیدا می‏کند، بنا بر احتیاط واجب باید نماز را به تأخیراندازد و در این صورت اگر تا آخر وقت چیزی پیدا نکرد، باید طبق وظیفۀ خود عمل کند.
مسئلۀ ۹۰۳ :    کسی‌که می‏خواهد نماز بخواند و برای پوشاندن خود حتی برگ درخت و علف و گِل ضخیم هم ندارد و احتمال هم نمی‏دهد تا آخر وقت بتواند چیزی پیدا کند، در صورتی‌که نامحرم او را ببیند واجب است نشسته نماز بخواند و عورت خود را با رانهایش بپوشاند و اگر اطمینان دارد که کسی او را نمی‏بیند باید ایستاده نماز بخواند و جلوی خود را با دست بپوشاند و در هر صورت برای رکوع و سجود اشاره کند و برای سجده سرش را مقداری بیشتر پایین بیاورد.

  شرایط لباس نمازگزار و احکام آن

مسئلۀ ۹۰۴ :    لباس نمازگزار دارای شش شرط است:

  شرط اول

لباس نمازگزار باید پاک باشد؛ بنابراین اگر کسی عمداً با بدن یا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است.
مسئلۀ ۹۰۵    کسی‌که نمی‏دانسته با بدن و لباس نجس نماز باطل است و با آن حال نماز خوانده است، نمازش باطل است چه در یاد گرفتن مسئله کوتاهی کرده باشد و چه نکرده باشد.
مسئلۀ ۹۰۶    اگر به سبب جهل به مسئله‌، نجس بودن چیزی را نمی‏دانسته، مثلاً نمی‏دانسته عرق کافر نجس است و با آن نماز بخواند، در صورتی‌که مقصّر باشد نمازش باطل است و اگر در دانستن قاصر بوده، گرچه مرتکب گناه نشده است، ولی احتیاطاً باید نمازش را اعاده کند.
مسئلۀ ۹۰۷    اگر نمازگزار نداند که بدن و لباسش نجس است و با این حال نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد که بدن یا لباسش نجس بوده است، نمازش صحیح است، ولی بهتر است در وسعت وقت نمازش را دوباره بخواند.
مسئلۀ ۹۰۸    اگر کسی‌که نجس بودن بدن یا لباس از یادش برود و با این فراموشی مشغول نماز شود، چه در بین نماز یادش بیاید و چه بعد از نماز، اگر وقت اجازه بدهد نمازش را اعاده کند و اگر در خارج وقت باشد، باید نمازش را قضا کند.
مسئلۀ ۹۰۹    اگر کسی در بین نماز متوجه شود که بدن یا لباس او نجس است و بعد از درک این مطلب چیزی نخوانده باشد یا بفهمد بدن یا لباس او نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده یا قبلاً نجس بوده است، دوحالت پیش می‏آید:
۱- وقت نماز وسعت دارد و این فرض نیز دو صورت دارد:
الف- چنانچه طوری باشد که اگر بدن یا لباس را آب بکشد یا لباس را عوض کند یا بیرون آورد صورت نماز به هم می‏خورد و یا اگر لباس را بیرون آورد، برهنه می‏ماند باید نماز را رها کند و با بدن و لباس پاک نماز بخواند.
ب- اگر به گونه‏ای باشد که صورت نماز به هم نمی‏خورد باید بدن یا لباس را تطهیر یا عوض کند و نماز را به اتمام برساند و نمازش صحیح است.
۲- وقت نماز تنگ باشد، اینجا نیز دو حالت پیش می‏آید:
الف- چنانچه آب کشیدن بدن یا لباس و عوض کردن لباس صورت نماز را به هم می‏زند باید با همان حال نماز را بخواند و نماز او صحیح است.
ب- چنانچه به گونه‏ای باشد که صورت نماز به هم نمی‏خورد باید بدن یا لباس را آب بکشد یا عوض کند و نماز را هم تمام کند.
مسئلۀ ۹۱۰    کسی‌که در پاک بودن بدن یا لباس خود شک دارد و قبلاً نیز یقین به نجاست آن نداشته است و پس از بررسی و تفحّص نیز اثری از نجاست پیدا نکند و با این حال نمازش را بخواند و پس از نماز متوجّه شود که بدن یا لباس او نجس بوده، نمازش صحیح است و اگر بدون بررسی نمازش را بخواند، احتیاطاً آن‎را قضا کند.
مسئلۀ ۹۱۱    اگر خونی در بدن یا لباس خود ببیند و یقین کند که از خونهای نجس نیست مثلاً خون پشه است، چنانچه بعد از نماز بفهمد از خونهایی بوده که نمی‏شود با آن نماز خواند، بنا بر احتیاط نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا کند.
مسئلۀ ۹۱۲    اگر کسی لباسش را آب بکشد و یقین پیدا کند که پاک شده است و با آن نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد پاک نشده است، نمازش صحیح است.
مسئلۀ ۹۱۳    اگر خونی در بدن یا لباس خود ببیند و یقین کند از خونهای نجسی است که نماز خواندن با آنها صحیح است مثلاً یقین داشته باشد که خون دمل و زخم است، در صورتی‌که بعد از نماز بفهمد خونی بوده که نماز با آن باطل است، نمازش صحیح است و بنا بر احتیاط مستحب در وقت اعاده و در خارج وقت قضا کند.
مسئلۀ ۹۱۴    اگر خونی در بدن یا لباسش ببیند و یقین کند که از خونهای نجس نیست، مثلاً خون پشه است، در صورتی‌که بعد از نماز علم پیدا کند از خونهایی بوده که نماز خواندن با آن صحیح نیست، نمازش صحیح است، گرچه احتیاط مستحب آنست که در وقت اعاده و در خارج وقت قضا کند.
مسئلۀ ۹۱۵    اگر نمازگزار نجس بودن چیزی را فراموش کند و بدن یا لباسش با رطوبت به آن برسد و در همان حال فراموشی نماز بخواند و بعد یادش بیاید، نمازش صحیح است، ولی اگر بدنش با رطوبت به چیزی که نجس بودن آن‎را فراموش کرده برسد و بدون اینکه خود را آب بکشد، غسل کند و نماز بخواند، هم غسل و هم نمازش باطل است و اگر جایی از اعضای وضو با رطوبت به چیزی که نجس بودن آن‎را فراموش کرده برسد و قبل از آن که آنجا را آب بکشد، وضو بگیرد و نماز بخواند، وضو و نمازش باطل است، مگر آنکه طوری باشد که با غسل یا وضو بدن نیز پاک شود مثلاً آن جای نجس را زیر آب جاری یا کر قرار دهد که در این صورت بدن پاک می‏شود و درنتیجه از این جهت غسل و وضو و نماز نیز صحیح خواهد بود.
مسئلۀ ۹۱۶    کسی‌که یک لباس بیشتر ندارد، اگر بدن و آن لباس با هم نجس شوند و به اندازۀ آب کشیدن فقط یکی از آنها آب داشته باشد، چنانچه به سبب سرما یا مانند آن نتواند لباس را بیرون آورد و نجاست هر دو یکی باشد یا نجاست بدن شدیدتر باشد، باید بدنش را آب بکشد و در لباس نجس نماز بخواند و چنانچه نجاست لباس شدیدتر از بدن باشد، مثلاً نجاست لباس با بول، ولی نجاست بدن با چیزهای دیگر باشد ظاهر آنست که در این صورت مکلّف میان شستن بدن یا لباس مخیر است و اگر می‏تواند لباسش را بیرون آورد بنا بر احتیاط بدن را آب بکشد، در این صورت اگر وقت نماز وسعت دارد احتیاطاً دو نماز بخواند، یکی در لباس نجس و یکی بدون لباس و اگر وقت تنگ است با همان لباس نجس نماز بخواند.
مسئلۀ ۹۱۷    کسی‌که غیر از لباس نجس لباس دیگری ندارد یا اینکه وقت نماز تنگ است و نمی‏تواند لباس پاک پیدا کند یا وقت وسعت دارد، ولی احتمال نمی‏دهد بتواند لباس پاک پیدا کند، در این صورت اگر می‏تواند لباس را به اندازة مدّت نماز بیرون آورد و عریان بماند، واجب است به دستوری که برای برهنگان داده شده عمل کند و اگر به علّت سرما و مانند آن نتواند لباس را بیرون آورد باید با همان لباس نجس نمازش را بخواند و صحیح است.
مسئلۀ ۹۱۸    کسی‌که دو لباس دارد و می‏داند یکی از آنها نجس است و نتواند آن دو را آب بکشد و نداند لباس نجس کدام یک از این دو است، در این صورت اگر وقت وسعت دارد واجب است نماز را با هر دو لباس بخواند و اگر وقت تنگ است با هر کدام که نماز بخواند اشکال ندارد، ولی احتیاط این است که بعد از وقت با لباس دیگر قضا کند.

  شرط اول

لباس نمازگزار باید پاک باشد؛ بنابراین اگر کسی عمداً با بدن یا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است.
مسئلۀ ۹۰۵ :    کسی‌که نمی‏دانسته با بدن و لباس نجس نماز باطل است و با آن حال نماز خوانده است، نمازش باطل است چه در یاد گرفتن مسئله کوتاهی کرده باشد و چه نکرده باشد.
مسئلۀ ۹۰۶ :    اگر به سبب جهل به مسئله‌، نجس بودن چیزی را نمی‏دانسته، مثلاً نمی‏دانسته عرق کافر نجس است و با آن نماز بخواند، در صورتی‌که مقصّر باشد نمازش باطل است و اگر در دانستن قاصر بوده، گرچه مرتکب گناه نشده است، ولی احتیاطاً باید نمازش را اعاده کند.
مسئلۀ ۹۰۷ :    اگر نمازگزار نداند که بدن و لباسش نجس است و با این حال نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد که بدن یا لباسش نجس بوده است، نمازش صحیح است، ولی بهتر است در وسعت وقت نمازش را دوباره بخواند.
مسئلۀ ۹۰۸ :    اگر کسی‌که نجس بودن بدن یا لباس از یادش برود و با این فراموشی مشغول نماز شود، چه در بین نماز یادش بیاید و چه بعد از نماز، اگر وقت اجازه بدهد نمازش را اعاده کند و اگر در خارج وقت باشد، باید نمازش را قضا کند.
مسئلۀ ۹۰۹ :    اگر کسی در بین نماز متوجه شود که بدن یا لباس او نجس است و بعد از درک این مطلب چیزی نخوانده باشد یا بفهمد بدن یا لباس او نجس است و شک کند که همان وقت نجس شده یا قبلاً نجس بوده است، دوحالت پیش می‏آید:
۱- وقت نماز وسعت دارد و این فرض نیز دو صورت دارد:
الف- چنانچه طوری باشد که اگر بدن یا لباس را آب بکشد یا لباس را عوض کند یا بیرون آورد صورت نماز به هم می‏خورد و یا اگر لباس را بیرون آورد، برهنه می‏ماند باید نماز را رها کند و با بدن و لباس پاک نماز بخواند.
ب- اگر به گونه‏ای باشد که صورت نماز به هم نمی‏خورد باید بدن یا لباس را تطهیر یا عوض کند و نماز را به اتمام برساند و نمازش صحیح است.
۲- وقت نماز تنگ باشد، اینجا نیز دو حالت پیش می‏آید:
الف- چنانچه آب کشیدن بدن یا لباس و عوض کردن لباس صورت نماز را به هم می‏زند باید با همان حال نماز را بخواند و نماز او صحیح است.
ب- چنانچه به گونه‏ای باشد که صورت نماز به هم نمی‏خورد باید بدن یا لباس را آب بکشد یا عوض کند و نماز را هم تمام کند.
مسئلۀ ۹۱۰ :    کسی‌که در پاک بودن بدن یا لباس خود شک دارد و قبلاً نیز یقین به نجاست آن نداشته است و پس از بررسی و تفحّص نیز اثری از نجاست پیدا نکند و با این حال نمازش را بخواند و پس از نماز متوجّه شود که بدن یا لباس او نجس بوده، نمازش صحیح است و اگر بدون بررسی نمازش را بخواند، احتیاطاً آن‎را قضا کند.
مسئلۀ ۹۱۱ :    اگر خونی در بدن یا لباس خود ببیند و یقین کند که از خونهای نجس نیست مثلاً خون پشه است، چنانچه بعد از نماز بفهمد از خونهایی بوده که نمی‏شود با آن نماز خواند، بنا بر احتیاط نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا کند.
مسئلۀ ۹۱۲ :    اگر کسی لباسش را آب بکشد و یقین پیدا کند که پاک شده است و با آن نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد پاک نشده است، نمازش صحیح است.
مسئلۀ ۹۱۳ :    اگر خونی در بدن یا لباس خود ببیند و یقین کند از خونهای نجسی است که نماز خواندن با آنها صحیح است مثلاً یقین داشته باشد که خون دمل و زخم است، در صورتی‌که بعد از نماز بفهمد خونی بوده که نماز با آن باطل است، نمازش صحیح است و بنا بر احتیاط مستحب در وقت اعاده و در خارج وقت قضا کند.
مسئلۀ ۹۱۴ :    اگر خونی در بدن یا لباسش ببیند و یقین کند که از خونهای نجس نیست، مثلاً خون پشه است، در صورتی‌که بعد از نماز علم پیدا کند از خونهایی بوده که نماز خواندن با آن صحیح نیست، نمازش صحیح است، گرچه احتیاط مستحب آنست که در وقت اعاده و در خارج وقت قضا کند.
مسئلۀ ۹۱۵ :    اگر نمازگزار نجس بودن چیزی را فراموش کند و بدن یا لباسش با رطوبت به آن برسد و در همان حال فراموشی نماز بخواند و بعد یادش بیاید، نمازش صحیح است، ولی اگر بدنش با رطوبت به چیزی که نجس بودن آن‎را فراموش کرده برسد و بدون اینکه خود را آب بکشد، غسل کند و نماز بخواند، هم غسل و هم نمازش باطل است و اگر جایی از اعضای وضو با رطوبت به چیزی که نجس بودن آن‎را فراموش کرده برسد و قبل از آن که آنجا را آب بکشد، وضو بگیرد و نماز بخواند، وضو و نمازش باطل است، مگر آنکه طوری باشد که با غسل یا وضو بدن نیز پاک شود مثلاً آن جای نجس را زیر آب جاری یا کر قرار دهد که در این صورت بدن پاک می‏شود و درنتیجه از این جهت غسل و وضو و نماز نیز صحیح خواهد بود.
مسئلۀ ۹۱۶ :    کسی‌که یک لباس بیشتر ندارد، اگر بدن و آن لباس با هم نجس شوند و به اندازۀ آب کشیدن فقط یکی از آنها آب داشته باشد، چنانچه به سبب سرما یا مانند آن نتواند لباس را بیرون آورد و نجاست هر دو یکی باشد یا نجاست بدن شدیدتر باشد، باید بدنش را آب بکشد و در لباس نجس نماز بخواند و چنانچه نجاست لباس شدیدتر از بدن باشد، مثلاً نجاست لباس با بول، ولی نجاست بدن با چیزهای دیگر باشد ظاهر آنست که در این صورت مکلّف میان شستن بدن یا لباس مخیر است و اگر می‏تواند لباسش را بیرون آورد بنا بر احتیاط بدن را آب بکشد، در این صورت اگر وقت نماز وسعت دارد احتیاطاً دو نماز بخواند، یکی در لباس نجس و یکی بدون لباس و اگر وقت تنگ است با همان لباس نجس نماز بخواند.
مسئلۀ ۹۱۷ :    کسی‌که غیر از لباس نجس لباس دیگری ندارد یا اینکه وقت نماز تنگ است و نمی‏تواند لباس پاک پیدا کند یا وقت وسعت دارد، ولی احتمال نمی‏دهد بتواند لباس پاک پیدا کند، در این صورت اگر می‏تواند لباس را به اندازة مدّت نماز بیرون آورد و عریان بماند، واجب است به دستوری که برای برهنگان داده شده عمل کند و اگر به علّت سرما و مانند آن نتواند لباس را بیرون آورد باید با همان لباس نجس نمازش را بخواند و صحیح است.
مسئلۀ ۹۱۸ :    کسی‌که دو لباس دارد و می‏داند یکی از آنها نجس است و نتواند آن دو را آب بکشد و نداند لباس نجس کدام یک از این دو است، در این صورت اگر وقت وسعت دارد واجب است نماز را با هر دو لباس بخواند و اگر وقت تنگ است با هر کدام که نماز بخواند اشکال ندارد، ولی احتیاط این است که بعد از وقت با لباس دیگر قضا کند.

  شرط دوم

لباس نمازگزار باید مباح باشد. پس کسی‌که می‏داند پوشیدن لباس غصبی حرام است، اگر با علم و عمداً با لباس غصبی یا لباسی که نخ یا دکمه یا هر چیز دیگر غصبی در آن به کار رفته است نماز بخواند، واجب است احتیاطاً نماز را با لباس غیر غصبی دوباره بخواند و ظاهر این است که جاهل مقصّر در حکم عالم و عامد است.
مسئلۀ ۹۱۹ :    کسی‌که می‏داند پوشیدن لباس غصبی حرام است، ولی نمی‏داند که نماز را باطل می‏کند، اگر عمداً با لباس غصبی نماز بخواند بنا بر احتیاط واجب نماز را با لباس غیر غصبی اعاده کند.
مسئلۀ ۹۲۰ :    کسی‌که نمی‏داند یا فراموش کند که لباسش غصبی است و با آن نماز بخواند، در صورتی‌که خود او غصب نکرده، نمازش صحیح است و اگر خودش غصب کرده احتیاطاً نمازش را اعاده کند.
مسئلۀ ۹۲۱ :    اگر نداند یا فراموش کند که لباس او غصبی است و در بین نماز متوجه شود، در صورتی‌که عورتش با چیز دیگری که مباح باشد پوشیده است و می‏تواند فوراً و بدون از دست رفتن و برهم زدن موالات نمازش لباس غصبی را بیرون آورد، واجب است آن‎را فوراً بیرون آورد و نماز را تمام کند و صحیح است و اگر عورت با چیز دیگری غیر از ساتر غصبی‏ پوشیده نیست یا اگر پوشیده باشد اما نمی‏تواند فوراً و بدون به هم خوردن موالات لباس غصبی را بیرون آورد، اگر به مقدار حتّی یک رکعت هم وقت برای نماز باقی بماند، واجب است نماز را بشکند و با لباس غیر غصبی نمازش را بخواند و اگر این مقدار هم وقت ندارد واجب است در حال نماز لباس غصبی را بیرون آورد و طبق وظیفۀ برهنگان نمازش را بخواند و تمام کند.
مسئلۀ ۹۲۲ :    اگر کسی برای حفظ جان خود با لباس غصبی نماز بخواند یا مثلاً برای اینکه دزد لباس غصبی را نبرد با آن نماز بخواند، نمازش صحیح است.
مسئلۀ ۹۲۳ :    اگر کسی با عین پولی که خمس یا زکاتش داده نشده است لباس بخرد یا لباس را نسیه بخرد و در موقع معامله قصدش این باشد که از همان پولی که خمس یا زکاتش داده نشده است، بپردازد و با آن لباس نماز بخواند، در حکم لباس غصبی بوده و نمازش باطل است.
مسئلۀ ۹۲۴ :    اگر چیز غصبی مانند پول یا قلم همراه او باشد و نماز خواندن با آن تصرّف آن چیز حساب شود، بنا بر احتیاط واجب نمازش را دوباره بجا آورد.

  شرط سوم

لباس نمازگزار باید از اجزای مردۀ حیوانی که خون جهنده دارد- حیوانی که اگر رگ او را بِبُرند خون با جهش بیرون می‏آید-  نباشد، بلکه بنا بر احتیاط واجب از اجزای دارای روح حیوان مرده‏ای که خون جهنده ندارد، مانند ماهی و مار نیز نباشد، خواه در لباس به کار برود یا همراه او باشد.
مسئلۀ ۹۲۵  :  چیزهایی مانند مو، پشم و کرک مردار حلال گوشت که روح ندارد چنانچه همراه نمازگزار باشد یا در لباس او به کار رفته باشد، اشکال ندارد.
مسئلۀ ۹۲۶  :  اگر همراه نمازگزار چیزی باشد که نداند پوست حیوان است، نماز خواندن در آن اشکالی ندارد حتی اگر به عنوان لباس نیز به کار رفته باشد.
مسئلۀ ۹۲۷  :  در صورتی‌که نمازگزار به اصل میته بودن چیزی جاهل باشد و با پوست آن بخواهد نماز بخواند، اشکال ندارد و اگر جاهل به اصل مردار بودن حیوان نباشد، ولی در میته بودن آن شک کند، در این صورت نماز خواندن با آن لباس جایز نیست و اگر بخواند باید دوباره بجا آورد، ولی اگر می‏دانسته که حتماً میته است، ولی فراموش کرده و با آن نماز خوانده است، اگر از اجزای صاحب روح حیوان دارای خون جهنده باشد در وسعت وقت باید نماز را اعاده و در خارج از وقت قضا کند و اگر نباشد نه اعاده لازم است و نه قضا.

  شرط چهارم

لباس نمازگزار باید از اجزای حیوانات حرام گوشت نباشد، همچنین نباید از اجزای حیوانات حرام گوشت- مانند موی گربه-  به بدن یا لباس نمازگزار بچسبد یا همراه او باشد، هرچند بنا بر احتیاط آن حیوان خون جهنده نداشته باشد.
مسئلۀ ۹۲۸ :    اگر آب دهان یا بینی یا رطوبت دیگری از حیوان حرام گوشت مانند عرق گربه بر بدن یا لباس نمازگزار باشد مادامی که آن تَری باقی است، نماز باطل است و اگر خشک شده و عین آن برطرف شده باشد، نماز صحیح ست.
مسئلۀ ۹۲۹ :    اگر مو یا عرق یا آب دهان انسان دیگری بر بدن یا لباس نمازگزار باشد، اشکال ندارد.
مسئلۀ ۹۳۰ :    اگر نمازگزار شک داردکه لباسش از اجزای حیوان حلال گوشت است یا حرام گوشت، چه در داخل کشور اسلامی تهیه شده باشد یا در خارج، نماز خواندن با آن اشکالی ندارد.
مسئلۀ ۹۳۱ :    همراه داشتن موم و عسل و مروارید در حال نماز اشکالی ندارد. خون پشه، ساس و مانند اینها از حیواناتی که گوشت ندارند و اگر با آن نماز بخواند نماز را باطل نمی‏کند.
مسئلۀ ۹۳۲ :    اگر با لباسی که نمی‏دانسته از حیوان حرام گوشت است نماز بخواند، نمازش صحیح است، ولی چنانچه می‏دانسته و فراموش کرده است بنا بر احتیاط واجب آن نماز را دوباره بخواند.
مسئلۀ ۹۳۳ :    اگر انسان احتمال دهد که تکمۀ صدفی و مانند آن از حیوان باشد و یا اینکه بداند صدف است، ولی احتمال بدهد صدف حیوانی است که گوشت ندارد، نماز خواندن با آن اشکال ندارد.
مسئلۀ ۹۳۴ :    پوشیدن خز خالص در نماز اشکال ندارد، ولی بهتر است از پوست سنجاب استفاده نشود.
مسئلۀ ۹۳۵ :    در هر موردی که نمازگزار شک کند که لباسش از پوست حیوانی است که خوردن گوشت آن حلال است یا نه و نیز شک کند که اصلاً از اجزای حیوان است یا نه، نماز خواندن با آن اشکال ندارد.

  شرط پنجم

اگر نمازگزار مرد است در لباس او نباید طلا به کار رفته باشد و نماز مرد با چنین لباسی باطل است، بلکه پوشیدن لباسی که از طلا در بافت آن استفاده شده- زربافت- مطلقاً برای مرد ، در نماز و غیر آن حرام است.
مسئلۀ ۹۳۶ :  زینت کردن به طلا مثل آویختن طلا به گردن، انگشتر طلا به دست کردن و بستن ساعت طلا به دست برای مردان حرام و نمازی که با آن خوانده شود باطل است. احتیاط واجب آنست که از عینک طلا هم استفاده نکنند، ولی زینت کردن به طلا برای زنان چه در نماز و چه در غیر آن اشکال ندارد.
مسئلۀ ۹۳۷ :   زینت کردن مردان با انگشتر پلاتین که از طلا ساخته نشده است و گذاشتن دندان طلا در صورتی که ظاهر نباشد و زینت محسوب نشود، اشکالی ندارد و نماز را باطل نمی‏کند. همچنین حمل طلا و همراه داشتن آن در صورتی‌که به عنوان پوشش و تزیین محسوب نشود، جایز است و موجب باطل شدن نماز نمی‏شود.
مسئلۀ ۹۳۸ :  اگر مردی از عینک و انگشتر طلا در حال نماز استفاده نکند، بلکه فقط عینک و انگشتر را همراه خود داشته باشد، چون عنوان پوشیدن بر آن صدق نمی‏کند، اشکالی ندارد و موجب بطلان نماز نمی‏شود.
مسئلۀ ۹۳۹اگر مردی نداند یا فراموش کند که انگشتر طلا یا لباس زربافت پوشیده است و با آنها نماز بخواند، نمازش صحیح است. اگر هم بداند که این انگشتر یا لباس از طلاست، ولی نداند که نماز خواندن در آن حرام است و موجب باطل شدن نماز می‏شود، در صورتی‌که در یاد گرفتن مسئله کوتاهی نکرده باشد، نمازش صحیح است، ولی اگر کوتاهی کرده است بنا بر احتیاط پس از آگاهی از این حکم باید نمازش را دوباره بجا بیاورد.
مسئلۀ ۹۴۰  :  اگر انسان شک داشته باشد که لباسی از طلاست، پوشیدن آن اشکال ندارد و نماز را نیز باطل نمی‏کند.

  شرط ششم

اگر نمازگزار مرد است نباید لباس او ابریشم خالص باشد و در غیر نماز نیز پوشیدن آن برای مرد حرام است. حتی اگر آستر لباس یا جزئی دیگر از لباس او از ابریشم خالص باشد، بنا بر احتیاط واجب پوشیدن آن برای مرد حرام و نماز در آن باطل است، بلکه زن نیز بنا بر احتیاط در لباس ابریشم نماز نخواند، ولی می‏تواند در غیر نماز لباس ابریشمی بپوشد.
مسئلۀ ۹۴۱ :    کسی‌که نداند لباسی از ابریشم خالص است، می‏تواند از آن استفاده کند و در آن نماز بخواند.
مسئلۀ ۹۴۲ :    دستمال ابریشمی و مانند آن اگر در جیب مرد باشد و با آن نماز بخواند اشکال ندارد و نمازش صحیح است.
مسئلۀ ۹۴۳ :    استفاده از لباس ابریشمی در تمام مواردی که عنوان ستر و پوشش صدق نمی‏کند، مانند درست کردن متّکا، ملحفه و غیره و نیز استفاده به عنوان لحاف و زیرانداز اشکال ندارد.
مسئلۀ ۹۴۴ :    در صورتی‌که نمازگزار به سبب جهل یا فراموشی در ابریشم خالص نماز بخواند، در صورت نسیان چه حکم را فراموش کند و چه موضوع را و همچنین در صورت جهل به موضوع و اصل ابریشم بودن، نماز صحیح است و اعاده ندارد اگرچه دوباره بخواند بهتر است؛ ولی در صورت جهل به حکم، مخصوصاً در مواردی که جهل به سبب ‏کوتاهی باشد، احتیاط واجب آنست نماز را دوباره بخواند.
مسئلۀ ۹۴۵ :    پوشیدن لباس غصبی، ابریشم خالص، زربافت و لباسی که از اجزای حیوانات مرده تهیه شده، در حالت ضرورت و ناچاری اشکال ندارد و کسی‌که ناچار است و لباس دیگری هم ندارد و تا آخر وقت هم اضطرار او از بین نمی‏رود، می‏تواند با این لباسها نماز بخواند.
مسئلۀ ۹۴۶ :    اگر کسی غیر از لباس غصبی یا لباسی که از مردار تهیه شده یا از ابریشم خالص یا زربافت است، لباس دیگری ندارد و در پوشیدن لباس ناچار نیست، واجب است طبق وظیفه و تکلیف برهنگان نماز بخواند.
مسئلۀ ۹۴۷ :    نمازگزار اگر چیزی که با آن بتوان عورتین را پوشاند، ندارد واجب است بخرد یا کرایه کند، مگر آنکه خرید و کرایۀ آن به قدری پول بخواهد که فراهم کردن آن در وسع او نباشد و یا در صورت مقدور بودن، خرید یا کرایه مضر به حال او خواهد بود، واجب است طبق دستور برهنگان نماز بخواند.
مسئلۀ ۹۴۸ :    کسی‌که برای خواندن نماز لباس ندارد، اگر شخصی حاضر بشود به او لباسی هدیه یا عاریه بدهد، اگر قبول کردن آن برایش مشقّت و حرج نداشته باشد، واجب است قبول کند، بلکه در صورتی‌که عاریه کردن و طلب هدیه برای نمازگزار سخت نباشد، واجب است از کسی که لباس دارد و با درخواست نمازگزار آن شخص لباسی به او عاریه یا هدیه می‏دهد، طلب بخشش یا عاریه کند.
مسئلۀ ۹۴۹ :    پسری که به سن بلوغ نرسیده است، پوشیدن لباس ابریشم خالص برایش اشکالی ندارد و ولی او اگر در پوشانیدن این لباس به فرزندش کمک کند حرامی مرتکب نشده است و اگر با این لباس نماز هم بخواند باطل نیست.
مسئلۀ ۹۵۰ :    کسی‌که واجب است خوابیده نماز بخواند، اگر لحافش از اجزای حیوانات حرام گوشت یا نجس یا از ابریشم خالص باشد، در صورتی‌که عنوان لباس و پوشش صدق کند، برهنه باشد یا نباشد، بنا بر اقوی‏ نمازش باطل است و اگر عنوان لباس صدق نکند نمازش باطل نیست، گرچه ظاهر این است که در صورتی‌که برهنه باشد لحاف به‌طور طبیعی لباس محسوب خواهد شد، امّا تشک و زیرانداز اگر از موارد گفته شده باشد، چون عنوان لباس صدق نمی‏کند اشکال ندارد، مگر آنکه با گوشۀ تشک و زیرانداز بخواهد خود را بپوشاند که در این صورت اگر نماز بخواند، باطل است.
مسئلۀ ۹۵۱ :    انسان باید از پوشیدن لباس شهرت یعنی لباسی که در نظر عُرف زننده است و از جهت زنندگی انگشت‌نما و موجب هتک و بی‌احترامی باشد پرهیز کند، ولی اگر با آن لباس نماز بخواند اشکال ندارد.
مسئلۀ ۹۵۲ :    احتیاط واجب آنست که مرد لباس زنانه و زن لباس مردانه در ملا عام نپوشد، ولی اگر با آن لباس نماز بخواند اشکال ندارد و چنانچه پوشیدن آن به‌طور موقّت و برای یک هدف عقلایی باشد اشکال ندارد.
مسئلۀ ۹۵۳ :    در تمام مواردی که نمازگزار اول وقت ساتر ندارد یا ساتر جامع شرایط ندارد و احتمال می‏دهد تا آخر وقت پیدا بشود، بنا بر احتیاط واجب باید نماز را به تأخیر بیندازد و در آخر وقت به وظیفۀ خود عمل کند.

  مواردی که لازم نیست بدن و لباس نمازگزار پاک باشد

مسئلۀ ۹۵۴ :    در سه صورت اگر بدن یا لباس نمازگزار نجس باشد نمازش صحیح است:
اوّل: اگر بدن یا لباس نمازگزار به وسیلۀ زخم، جراحت یا دملی که در بدن اوست، خون‌آلود شده باشد، اگر آب کشیدن زخم و تعویض پانسمان آن به‌طور معمول سخت و مشکل باشد، نماز با آن اشکال ندارد، ولی اگر زخم جزئی است و خیلی زود خوب می‏شود و آب کشیدن آن بی‌ضرر و آسان است، باید هنگام نماز آن‎را آب کشید، مگر آنکه مقدار خون آن از مساحت یک درهم کمتر باشد.
دوّم: اگر لباس نمازگزار به خون کمتر از یک درهم- تقریباً به اندازۀ بند انگشت سبّابه یا شهادت-  و یا بدن او بنا بر احتیاط به خون کمتر از یک نخود، آلوده شود نماز با آن اشکال ندارد.
سوّم: اگر نمازگزار در تمام وقت نماز راه دیگری جز خواندن نماز با لباس نجس نداشته باشد.
مسئلۀ ۹۵۵ :    در دو صورت اگر فقط لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحیح است:
۱- اگر لباس کوچک یا هر چیز کوچک دیگری که همراه نمازگزار است مانند جوراب، دستمال، چاقو و انگشتر نجس، به شرط آنکه از مردار و حیوان حرام گوشت برای زن و مرد و از ابریشم و طلا برای مرد ساخته نشده باشد، همچنین ملاک در کوچکی لباس آنست که نتوان عورت را با آن پوشاند، ولی همراه داشتن دستمال بزرگ و نجسی که می‏توان عورت را با آن پوشانید در نماز محلّ اشکال است.
۲- اگر لباس مادری که پرستار کودک است با ادرار پسر بچه نجس باشد به شرط آنکه لباس دیگری نداشته و بنا بر احتیاط توان تهیۀ آن‎را نیز نداشته باشد و نیز در هر شبانه روز باید یک مرتبه آن‎را بشوید، اگرچه مخیر است در هر ساعتی که بخواهد آن‎را آب بکشد، ولی احتیاط مؤکد آنست که آن‎را آخر روز آب بکشد تا نمازهای ظهر، عصر، مغرب و عشا را با لباس پاک یا با حدّاقل نجاست بجا آورد و نیز اگر بیشتر از یک لباس دارد، ولی ناچار است همۀ آنها را بپوشد، چنانچه در شبانه روز یک مرتبه با دستوری که گفته شد همۀ آنها را آب بکشد کافی است.
مسئلۀ ۹۵۶ :    اگر جایی از بدن یا لباس نمازگزار که با زخم فاصله دارد با رطوبت زخم نجس شده باشد، معفوّ و بخشیده نبوده و نماز خواندن با آن جایز نیست، ولی اگر مقداری از بدن یا لباس نمازگزار که معمولاً به رطوبت زخم آلوده می‏شود با رطوبت زخم نجس شود بخشیده است و نماز خواندن با آن مانعی ندارد.
مسئلۀ ۹۵۷ :    اگر از زخمی که داخل دهان و بینی و مانند اینهاست خون به بدن یا لباس انسان برسد و به اندازة مساحت یک درهم و یا بیشتر باشد، نمی‏توان از آن اغماض کرد و بنا بر احتیاط نباید با آن نماز بخوانند، ولی بواسیر- دانه‏هایش بیرون باشد یا نباشد- ظاهر آنست که مانند زخم است و خون آن حکم خون زخم را دارد و بخشیده شده است و نماز هم با آن اشکال ندارد.
مسئلۀ ۹۵۸ :    کسی‌که در بدنش زخمی دارد، اگر در بدن یا لباسش خونی ببیند که به اندازۀ یک درهم یا بیشتر باشد و نداند از زخم است یا از خون دیگر، نمی‏تواند با آن نماز بخواند.
مسئلۀ ۹۵۹ :    چرک و دارویی که معمولاً همراه زخم و دمل است و نجس می‏شود، حکم جراحت دمل را دارد.
مسئلۀ ۹۶۰ :    اگر در بدن انسان چند زخم وجود داشته باشد و زخمها طوری به هم نزدیکند که عرفاً یک زخم حساب می‏شود تا هنگامی که خوب نشده است نماز با آنها اشکال ندارد، ولی اگر به قدری از هم دورند که هر کدام یک زخم جداگانه حساب می‏شود، در این صورت هر کدام که خوب شد واجب است برای نماز بدن و لباس را از آن خون آب بکشد.
مسئلۀ ۹۶۱ :    اگر به اندازة حتّی سر سوزنی خون حیض و بنا بر احتیاط خون نفاس و استحاضه و خون سگ، خوک، کافر، مردار وهر جاندار حرام گوشت غیر از انسان در بدن یا لباس نمازگزار باشد، نماز باطل است.
مسئلۀ ۹۶۲ :    اگر خونهای دیگری غیر از خون حیض و بنا بر احتیاط استحاضه و نفاس، مثلاً خون بدن خود انسان یا خون حیوان حلال گوشت، اگرچه در چند جای بدن یا لباس باشد، در صورتی‌که مجموع آن کمتر از درهم در لباس و کمتر از نخود در بدن باشد، نماز خواندن با آن اشکال ندارد.
مسئلۀ ۹۶۳ :    اگر کسی شک کند که خونها به اندازة یک درهم در لباس و یک نخود در بدن است، چنانچه قبلاً به این‏ اندازه نبوده است، نماز خواندن با آنها اشکال ندارد.
مسئلۀ ۹۶۴ :    خونی که روی لباس بدون آستر می‏ریزد و به پشت آن می‏رسد یک خون حساب می‏شود، ولی اگر پشت لباس جداگانه خونی شود و دو خون به هم برسند و یکی شوند، بنا بر احتیاط واجب باید هرکدام را جدا حساب کرد، پس اگر مجموع آنها به اندازۀ یک درهم باشد، نماز با آن صحیح نیست.
مسئلۀ ۹۶۵ :    اگر خونی که در لباس است کمتر از یک درهم باشد و رطوبتی به آن برسد در صورتی‌که خون و رطوبتی که به آن رسیده است به اندازة یک درهم یا بیشتر شود و اطراف را آلوده کند، نماز با آن باطل است، ولی اگر رطوبت وخون به اندازۀ یک درهم نشود و اطراف را هم آلوده نکند، در این صورت اگر رطوبت خشک شود و عین آن برطرف گردد نماز با آن اشکال ندارد و اگر عین رطوبت باقی باشد در این حالت اظهر آنست که نماز خواندن با آن اشکال ندارد، اگرچه احتیاط مستحب آنست که با آن نماز نخوانند. اگر اطراف را آلوده کند ولو اینکه مجموع به اندازة یک درهم نباشد، نماز خواندن با آن محل اشکال است و احوط وجوبی آنست که با آن نماز نخوانند، حکم بدنی که به کمتر از یک نخود خون آلوده شده و رطوبتی از خارج به آن رسیده باشد نیز چنین است.
مسئلۀ ۹۶۶ :    اگر بدن یا لباس نمازگزار با چیزی غیر از خون نجس شود، گرچه کمتر از یک درهم در لباس یا کمتر از یک نخود در بدن باشد نماز باطل است و نیز اگر بدن یا لباس با آب یا چیز دیگری که با خون نجس شده است، نجس شود نماز باطل است.
مسئلۀ ۹۶۷ :    اگر خونی که در بدن یا لباس است کمتر از یک درهم یا یک نخود باشد و نجاست دیگری به آن برسد، مثلاً قطره‏ای بول به آن اصابت کند، نمازی که با آن خوانده شود باطل است‏.
مسئلۀ ۹۶۸ :    خونی که کمتر از یک درهم یا کمتر از یک نخود از آن به صحّت نماز ضرر نمی‏رساند، اگر عین آن از بین برود، حکمش از بین نمی‏رود و باقی است.
مسئلۀ ۹۶۹ :    خونی که غلیظ است و از مقداری که بر صحّت نماز ضرر می‏رساند کمتر است و اگر رقیق بشود از این مقدار بیشتر می‏شود و به نماز ضرر خواهد رساند، مضرّو مبطل نیست و نماز خواندن با آن اشکالی ندارد.

  مستحبّات و مکروهات لباس نمازگزار

مسئلۀ ۹۷۰ :   چند چیز در لباس نمازگزار مستحب است که این موارد از جملۀ آنها هستند: عمّامه با تحت الحنک، پوشیدن عبا و لباس سفید، به تن کردن پاکیزه‏ترین لباسها، استعمال بوی خوش، دست کردن انگشتر عقیق، پوشاندن قدمهای پا برای زنان و نیز مستحب است لباس از پنبه و کتان به تن کردن و آویختن گردن‌بند در زنان.
مسئلۀ ۹۷۱  :  چند چیز در لباس نمازگزار مکروه است که این موارد از جملۀ آنها هستند: پوشیدن لباس سیاه غیر از عمامه و عبا و لباس چرک یا تنگ، پوشیدن لباسی که نقش صورت دارد، باز بودن دکمه‏های لباس، پوشیدن لباس نازک، به تن کردن لباسی که نشانۀ کبر و غرور باشد، چسباندن دستها به بدن در صورتی‌که پیراهن و شلوار نپوشیده باشد، نماز خواندن با حنا و رنگ قبل از آنکه شسته شود، پوشیدن لباس مخصوص جوانان برای پیران، لباس خانمها در حالی‌که هیچ‌کدام از زیورآلات‌شان را همراه نداشته باشند. البته مستحبّات و مکروهات منحصر به مواردی که در این مسئله و مسئلۀ قبل آورده شد نیست. فقهای عظام‏ آنها را در کتابهای فقهی و ادعیه با استناد به روایات اهل بیت ذکر کرده‏اند که ما در این رساله به بعضی از آن موارد اشاره کردیم.

  مکان نماز و شرایط آن : شرط اوّل

مسئلۀ ۹۷۲ :    مکان نمازگزار باید مباح باشد. نماز در جای غصبی حتّی اگر روی فرش یا تخت غیرغصبی باشد باطل است، ولی نماز زیر سقف و خیمۀ غصبی اگر زمینش مباح باشد باطل نیست.
مسئلۀ ۹۷۳ :    نماز خواندن در ملکی که منفعت آن متعلق به دیگری است بدون اجازۀ او باطل است، پس اگر صاحب‌خانه یا هر کس دیگر در خانۀ اجاره‏ای بدون اجازۀ مستأجر نماز بخواند، نمازش باطل است، همچنین نباید بدون اجازه در ملکی که دیگری حقّی دارد نماز خواند، مثلاً اگر میت وصیت کرده باشد که یک‌سوم مال او را به مصرفی برسانند، تا وقتی که یک‌سوم را جدا نکرده‏اند در ملک او نماز نخوانند.
مسئلۀ ۹۷۴ :    کسی‌که در مسجد و یا سایر اماکن عمومی نشسته اگر دیگری جای او را گرفته و غصب کند و در آنجا نماز بخواند نمازش باطل است و باید در محل دیگر نماز خود را اعاده کند.
مسئلۀ ۹۷۵ :    کسی‌که در خانه یا هر ملک دیگری شریک دارد، اگر سهم هرکدام از شریکان جدا نشده باشد، بدون اجازۀ شریک یا شرکا نمی‏توان در آن خانه و یا ملک تصرف کرد و اگر بدون اجازۀ شریک یا شرکا نماز بخوانند باطل است.
مسئلۀ ۹۷۶ :    اگر در جایی نماز بخواند که نمی‏داند غصبی است یا در جایی که قبلاً غصبی بودن آن‎را می‏دانسته، ولی فراموش کرده است نماز بخواند و بعد از اتمام نماز متوجّه شود که غصبی است، در صورتی‌که خودش غصب نکرده باشد، نمازش صحیح است و اگر خودش غصب کرده و فراموش کرده باشد و در آنجا نماز بخواند و بعد از آن متوجه شود، احتیاط این است که نمازش را دوباره بخواند.
مسئلۀ ۹۷۷ :    اگر بداند جایی غصبی است، ولی نداند نماز در جای غصبی باطل است و در آنجا نماز بخواند، اگر ندانستن او به سبب کوتاهی در یاد گرفتن باشد بنا بر احتیاط واجب نماز او باطل است و اگر کوتاهی نکرده باشد، اگرچه ظاهر آنست که نمازش صحیح است، ولی بهتر است نمازی را که خوانده دوباره بخواند.
مسئلۀ ۹۷۸ :    اگر با عین پولی که خمس و زکات آن داده نشده است، ملکی خریداری کند، تصرّف در آن ملک حرام و نماز در آن نیز باطل است.
مسئلۀ ۹۷۹ :    اگر صاحب ملک به‌طور زبانی اجازۀ خواندن نماز را بدهد، ولی نمازگزار بداند قلباً راضی نیست، نماز خواندن در آنجا درست نیست، ولی اگر در ظاهر و به صورت زبانی اجازه ندهد، ولی نمازگزار یقین داشته باشدکه قلباً رضایت دارد، نمازش صحیح است.
مسئلۀ ۹۸۰ :    کسی‌که ناچار است نماز واجب را سواره بخواند، اگر اسب یا زینش غصبی باشد نمازش باطل است و در این مسئله فرقی بین نماز واجب و مستحبی نیست، یعنی همان‌گونه که نماز واجب باطل می‏شود نماز مستحبی نیز باطل است.
مسئلۀ ۹۸۱ :    تصرّف در ملک میتی که خمس یا زکات در مال اوست، حرام و نماز در آن باطل است، مگر آنکه بدهکاری او را بدهند.
مسئلۀ ۹۸۲ :    میتی که به مردم بدهکار است یا خمس و زکات بر ذمّۀ اوست اگر بدهکاری او به اندازة همۀ مال یا بیشتر باشد، تصرف در ملک او حرام و نمازخواندن در آن باطل است، ولی تصرفات جزئی که در حدّ برداشتن میت و کفن و دفن او معمول است اشکال ندارد و اگر بدهکاری او کمتر از مالش باشد در صورتی‌که ورثه تصمیم داشته باشند بدهی میت را بپردازند، هر نوع تصرّفی که مانع پرداخت بدهکاری نباشد ظاهراً اشکال ندارد.
مسئلۀ ۹۸۳ :    در صورتی‌که میت بدهکاری نداشته باشد، ولی بعضی از ورثه، نابالغ، دیوانه یا غایب باشند، در این صورت تصرف در اموال آنها بدون اجازۀ ولیّ آنها حرام و نماز خواندن در آن نیز باطل است، ولی تصرفات جزئی که برای برداشتن و غسل و کفن و دفن میت لازم است اشکال ندارد.
مسئلۀ ۹۸۴ :    نماز خواندن در اماکن عمومی مانند هتلها، مسافرخانه‏ها، حمامها، رباطها و غریب‌خانه‏ها که برای واردین آماده شده است، اگر اطمینان پیدا شود که صاحبش راضی است اشکالی ندارد و در صورت عدم اطمینان مشکل است، البتّه نماز خواندن در اماکن فوق الذکر با قرائن و ظاهر حال نشان دهندۀ این است که صاحبان آنها راضی هستند و لذا نماز خواندن در آنها اشکالی ندارد.
مسئلۀ ۹۸۵ :    نماز خواندن در غیر اماکن عمومی که در مسئلۀ قبل گذشت در صورتی صحیح است که مالک آن اجازه دهد یا حرفی بزند که از آن معلوم شود برای نماز خواندن اجازه داده است، مثلاً اجازه دهد تا در ملک او بنشیند یا بخوابد که از اینها فهمیده می‏شود برای نماز خواندن هم اجازه داده است.
مسئلۀ ۹۸۶ :    در زمینهای وسیعی که دور از شهر و روستا قرار دارد و چراگاه حیوانات است، نماز خواندن، نشستن، خوابیدن، قرآن خواندن و امثال اینها در صورتی که ضرر نرساند جایز است، اگر چه صاحبان آنها اجازه ندهند، اما اراضی زراعی که نزدیک شهر و روستا قرار دارد و دیوار هم ندارد، اگرچه مالکان آنها صغیر و دیوانه باشند، نماز خواندن و عبور کردن و تصرّفات جزئی که مضرّ به محصولات زمین نیست، اشکالی ندارد، ولی اگر یکی از صاحبان آنها ناراضی باشد، بنا بر احتیاط واجب تصرف جایز نیست و اگر کسی در این حالت نماز بخواند باید نمازش را اعاده کند.

  مکان نماز و شرایط آن : شرط دوم

مسئلۀ ۹۸۷  :  مکان نمازگزار باید آرام و بدون حرکت باشد به‌طوری که استقرار و طمأنینۀ نمازگزار به هم نخورد، بنابراین خواندن نماز در وسایل نقلیۀ در حال حرکت که قهراً موجب حرکت زیاد و تکان خوردن انسان می‏شوند، باطل است، مگر در حال ناچاری مانند تنگی وقت که در این صورت نیز باید تا جایی که می‏تواند و صورت نماز به هم نمی‏خورد به هنگام حرکت چیزی نخواند و هرگاه وسیلۀ نقلیه از سمت قبله برگشت، نمازگزار روی خود را به سوی قبله برگرداند.
مسئلۀ ۹۸۸ :   نماز خواندن در اتومبیل، هواپیما و قطار و هر وسیلۀ دیگر هنگامی که ایستاده باشد، با رعایت شرایط دیگر نماز اشکال ندارد.
مسئلۀ ۹۸۹  :  روی خرمن گندم، جو، برنج و امثال اینها که انسان نمی‏تواند بدون حرکت باشد، نماز خواندن باطل است.

  مکان نماز و شرایط آن : شرط سوم

مسئلۀ ۹۹۰  :  نمازگزار باید در جایی نماز بخواند که احتمال عقلایی بدهد می‏تواند نمازش را به انجام برساند، بنابراین اگر در جایی نماز بخواند که اطمینان دارد به سبب برف و باران و ازدیاد جمعیت و تردّد وسایل نقلیه و مانند آنها نمی‏تواند نماز را تمام کند، نمازش باطل است.
مسئلۀ ۹۹۱ :   در جایی که احتمال باد و باران و تردّد خودرو و ازدحام جمعیت و مانند آنها را می‏دهد و اطمینان به تمام کردن نماز ندارد، اگر نماز را به امید پیش نیامدن مانع و تمام کردن آن شروع کند و به مانعی هم برخورد نکند، نمازش صحیح است.

  مکان نماز و شرایط آن : شرط چهارم

مسئلۀ ۹۹۲  :  مکان نمازگزار باید طوری باشد که نمازگزار در حال قیام بتواند راست بایستد و هنگام رکوع و سجده به راحتی و به‌طور صحیح به رکوع و سجده رود. اگر ناچار شود در جایی که سقف آن کوتاه یا مکان آن کوچک است نماز بخواند به گونه‏ای‏که نتواند راست بایستد یا جای رکوع و سجده نداشته باشد، باید به قدری که ممکن است قیام، رکوع و سجده را کامل بجا آورد.

  مکان نماز و شرایط آن : شرط پنجم

مسئلۀ  ۹۹۳ :   اگر مکان نمازگزار نجس است، نباید طوری تَر باشد که رطوبت آن به بدن یا لباس نمازگزار برسد و او را نجس کند، مگر نجاستی که در نماز بخشیده شده است.
مسئلۀ ۹۹۴  :  جایی که نمازگزار نماز می‏خواند احتیاط مستحب آنست که پاک باشد، ولی جایی که پیشانی بر آن می‏گذارد واجب است پاک باشد، بنابراین اگر جای‏ پیشانی نجس باشد، حتّی اگر خشک هم باشد، نماز باطل است.

  مکان نماز و شرایط آن : شرط ششم

مسئلۀ ۹۹۵ :    از جاهایی نباشد که ایستادن و ماندن در آن جایز نیست، پس نباید زیر سقفی که در شُرُف ویران شدن است و یا روی جایی که نام مبارک خدا یا آیات قرآن کریم بر آن نوشته شده است نماز بخواند و اگر بخواند بنا بر احتیاط باطل است.
مسئلۀ ۹۹۶ :    نماز خواندن روی قبور امامان معصوم، حتی قبور علما و بزرگان دین اگر موجب بی‌احترامی باشد، حرام است و کسی‌که نمازش را در محلهای فوق الذکر بخواند، بنا بر احتیاط باید اعاده کند.
مسئلۀ ۹۹۷ :    بر نمازگزار واجب است که برای رعایت احترام و ادب در مشاهد مشرّفه در صورتی‌که بی‌احترامی باشد، جلوتر از قبر پیامبر و امامان معصوم نایستد و اگر ایستاد و نماز خواند و بی‌احترامی به آن بزرگواران بود، کاری حرام مرتکب شده است و بنا بر احتیاط نمازش را اعاده کند.
مسئلۀ ۹۹۸ :    اگر میان قبر یا ضریح مطهّر و نمازگزار چیزی مانند دیوار و درب حایل شود، به گونه‏ای که موجب بی‌احترامی نباشد، نماز خواندن اشکالی ندارد، ولی‏فاصله شدن صندوق شریف و ضریح و پارچه‏ای که روی آن افتاده کافی نیست.
مسئلۀ ۹۹۹ :    بنا بر احتیاط لازم است بین زن و مرد در حال نماز به مقدار یک وجب فاصله باشد و در صورتی‌که فاصلۀ بین آنها کمتر از ده ذراع- تقریباً پنج متر- باشد، نماز خواندن در آنجا کراهت دارد؛ در این حکم تفاوتی بین زنان محرم و نامحرم وجود ندارد.
مسئلۀ ۱۰۰۰ :    احتیاط مستحب آنست که زن هنگام نماز مقداری عقب‏تر از مرد بایستد و محل سجدۀ زن کمی عقب‏تر از محل ایستادن مرد باشد و اگر زن جلوتر از مرد یا مساوی او بایستد در صورتی‌که فاصله‏ای بین آنها نباشد بنا بر احتیاط نمازشان را اعاده کنند و اگر فاصلۀ بین آنها کمتر از ده ذراع باشد، نماز خواندن در آنجا کراهت شدید دارد.
مسئلۀ ۱۰۰۱ :    اگر بین زن و مرد که موازی هم ایستاده‏اند یا زن جلوتر از مرد ایستاده، مانعی مانند دیوار یا پرده حایل شود نمازشان صحیح است و نیز اگر بین آنها به اندازة ده ذراع یا بیشتر فاصله باشد کراهت نمازشان نیز از بین می‏رود.
مسئلۀ ۱۰۰۲ :    ممنوعیت و کراهت مذکور در مسائل فوق در مواردی است که زن و مرد هر دو مشغول نماز باشند، ولی در صورتی‌که مرد مشغول نماز باشد و زن حضور داشته باشد، ولی نماز نخواند نه ممنوع است و نه مکروه.
مسئلۀ ۱۰۰۳ :    در احکام مذکور در مسائل فوق فرقی بین نمازهای واجب و مستحبی نیست.
مسئلۀ ۱۰۰۴ :    ممنوعیت یا کراهت مذکور در صورتی است که زن و مرد در حال اختیار باشند، ولی در صورتی که وقت تنگ باشد یا هر دو مجبور شوند و رعایت شرایط مذکور در مسائل پیشین ممکن نباشد، در یک جا و موازی هم نماز خواندن نه ممنوع است و نه مکروه و اگر وقت وسیع باشد بهتر است اول مرد نمازش را بخواند بعد زن.
مسئلۀ ۱۰۰۵ :    بودن مرد و زن نامحرم در جای خلوت محل اشکال است و احتیاط آنست که در آن محل نماز نخوانند، ولی اگر یکی از آنها مشغول نماز باشد و دیگری‏که نامحرم است وارد شود، نماز اولی اشکال ندارد. مکان خلوت به جایی گفته می‏شود که در معرض رفت و آمد نباشد و برای ارتباط آن دو در آنجا عرفاً مانع و رادعی ‏نباشد.
مسئلۀ ۱۰۰۶ :    نماز خواندن در جایی که صدای لهو و لعب شنیده می‏شود یا انسان در معرض گناه دیگری قرار می‏گیرد، محل اشکال است، اگرچه اقوی‏ در این مسئله و مسئلۀ قبل صحت نماز است، ولی احتیاط مستحب نخواندن نماز در آنجاست.

  مکان نماز و شرایط آن : شرط هفتم

مسئلۀ ۱۰۰۷ :    محل گذاشتن پیشانی نمازگزار در حالت عادی نباید بیش از چهار انگشتِ بسته از محل قرار گرفتن زانوهایش، بالاتر یا پایین‏تر باشد؛ احتیاط واجب آنست که همچنین بیش از این مقدار از محل قرار گرفتن سرِ انگشتان پا و دو کف دست او پست‏تر یا بلندتر نباشد.

  جاهایی که خواندن نماز در آنها مستحب است

در روایات اسلامی بسیار سفارش شده است که انسان نمازهایش را در مسجد بخواند. بهتر از همۀ مسجدها مسجدالحرام است و بعد مسجد النبی‏  در مدینۀ منوّره، سپس مسجد کوفه و بیت المقدّس، سپس در مسجد جامع شهر و روستا و بعد از آن مسجد محل و بعد مسجد بازار. خوب است انسان در خانۀ خودش جایی را برای‏خواندن نماز آماده و معین کند و آنجا را به عنوان مسجد خانه قرار دهد.
مسئلۀ ۱۰۰۸ :    نماز در حرم امامان معصوم مستحب و بلکه بهتر از بسیاری از مساجد است. در روایات آمده است که نماز در حرم مطهّر امام الموحدین امیرالمؤمنین علی‏بن‏ابی‏طالب‏ برابر ده هزار نماز در جای دیگر است .
مسئلۀ ۱۰۰۹ :    زیاد رفتن به مساجد و رفتن به مسجدی که نمازگزار ندارد، مستحب است و نرفتن و تعطیل کردن مسجد مکروه است و نیز همسایۀ مسجد اگر عذری نداشته باشد مکروه است در غیر مسجد نماز بخواند.

  جاهایی که نماز خواندن در آنها مکروه است

مسئلۀ ۱۰۱۰ :    نماز خواندن در چند جا مکروه است، از جمله: داخل حمام، مقابل انسان، مقابل عکس و مجسّمۀ هر چیزی که روح دارد، مگر آنکه روی آن‎را بپوشانند، محلّی که در آن عکس باشد، مقابل آتش و چراغ، مقابل قبر، روی قبر، بین دو قبر یا داخل قبرستان، همچنین در کوچه‏ها و خیابانها اگر برای کسانی که عبور می‏کنند زحمت نباشد و اگر زحمت باشد حرام است، زمین نمکزار، مقابل چاه و چاله‏ای که محل بول آدمی باشد، جایی که فرد جُنب در آنجا باشد و در برابر نمازگزار، قرآن، کتاب باز یا هر چیزی که فکر و حواس او را به خود مشغول کند.
مسئلۀ ۱۰۱۱ :    کسی‌که بخواهد در محل عبور و مرور مردم یا در حالی‌که کسی در جلوی او ایستاده نماز بخواند، مستحب است جلوی خود چیزی بگذارد و اگر چوب یا ریسمانی هم باشد کفایت می‏کند.
مسئلۀ ۱۰۱۲ :    اگر زن در خانه‏اش نماز بخواند، ثوابش از نماز خواندن او در مسجد بیشتر است و نیز مستحب است که مردها واجبات را در مسجد و مستحبّات را در منزل بجا آورند.

  اذان و اقامه

مسئلۀ ۱۰۱۳ :    مستحب مؤکد است که نمازگزار پیش از شروع نمازهای واجب یومیه اذان و اقامه بگوید، خواه در وطن باشد یا مسافر، نمازش ادا باشد یا قضا. مستحب است قبل از نماز عید فطر و قربان به جای اذان و اقامه سه مرتبه «أَلصَّلاَۀ» گفته شود. در نمازهای واجب دیگر مانند نماز میت نیز به امید رجا و ثواب سه مرتبه «أَلصَّلاَۀ» بگوید.
مسئلۀ ۱۰۱۴ :    مستحب است در روز اوّلی که بچه به دنیا می‏آید یا پیش از آنکه بند نافش بیفتد در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه بگویند.
مسئلۀ ۱۰۱۵ :    اذان هجده جمله است: چهار مرتبه «أَللَّهُ أَکبَر» ، دو مرتبه «أَشْهَدُ أَنْ لاَإِلَهَ‎إِلاَّاللَّه» ، دو مرتبه «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ‎اللَّه» ، دو مرتبه «حَیِّ عَلَی الصَّلاَةِ» ، دو مرتبه «حَیِّ عَلَی‎الْفَلاَحِ» ، دو مرتبه «حَی عَلَی خَیرِ الْعَمَلِ» ، دو مرتبه «أَللَّهُ أَکبَرُ» یعنی «خدای متعال بزرگ‏تر از آنست که توصیف شود» و دو مرتبه «لاَإِلَهَ‎إِلاَّاللَّه» .
مسئلۀ ۱۰۱۶ :    جملۀ «أَشْهَدُ أَنَّ عَلِیاً وَلِیُّ‎اللَّهِ» جزء اذان و اقامه نیست مخصوصاً اگر اذان صلاتی را که برای شروع خواندن نماز گفته می‏شود در مقابل اذان اعلان- اذانی که به عنوان شعار تشیع است- که جنبۀ شعائری دارد، بپذیریم این جمله جزء اذان و اقامه صلاتی نیست، ولیکن مطلوبیت ذکر آن بعد از «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ‎اللَّهِ» به قصد قربت مطلقه محرز است.
مسئلۀ ۱۰۱۷ :    اقامه هفده جمله است، یعنی دوبار «أَللَّهُ أَکبَرُ» از اول اذان و یک «لاَإِلَهَ‎إِلاَّاللَّه» از آخر آن کم می‏شود و بعد از گفتن «حَیِّ‎ عَلَی‎ خَیرِالْعَمَلِ» دوبار «قَدْ قَامَتِ الصَّلاَة» اضافه می‏گردد.
مسئلۀ ۱۰۱۸ :    لازم است در بین جمله‏های اذان و اقامه موالات و پی‌درپی بودن کلمات را رعایت کنند و بیش از اندازۀ معمول فاصله نیندازند؛ در صورت عدم مواظبت و عدم رعایت موالات لازم است مجدّداً از اول اذان و اقامه بگویند.
مسئلۀ ۱۰۱۹ :    اذان و اقامه باید به زبان عربی فصیح و به همان ترتیبی که گفته شد بعد از فرارسیدن وقت نماز گفته شود و اگر عمداً یا به سبب فراموشی قبل از وقت آن گفته شود باطل است.
مسئلۀ ۱۰۲۰ :    لازم است اذان را قبل از اقامه بگویند و اگر بعد از آن گفته شود صحیح نیست.
مسئلۀ ۱۰۲۱ :    اگر جملات و کلمات اذان و اقامه را بدون ترتیب بگوید، مثلاً «حَیِّ عَلَی‎الصَّلاَةِ» را بعد از «حَیِّ عَلَی‎الْفَلَاحِ» بگوید، باید از همان‎جایی که ترتیب به هم خورده شروع کند و دوباره بگوید.
مسئلۀ ۱۰۲۲ :    در صورتی‌که قبل از شروع اقامه شک کند که آیا اذان را گفته یا نه، باید اذان بگوید، ولی اگر مشغول اقامه شود و بعد شک کند که اذان را گفته است یا نه، گفتن اذان لازم نیست.
مسئلۀ ۱۰۲۳ :    مستحب است بین اذان و اقامه یک قدم بردارد (به خصوص برای کسی‌که نمازش را فرادا بخواند) یا بنشیند یا سجده کند، ذکری بگوید، دعایی بخواند، قدری ساکت باشد یا حرفی بزند یا دو رکعت نماز بخواند؛ ولی حرف زدن بین اذان و اقامۀ نماز صبح و نماز خواندن بین اذان و اقامۀ مغرب مستحب نیست.
مسئلۀ ۱۰۲۴ :    مستحب است کسی را که برای گفتن اذان معین می‏کنند، امین، عادل، وقت شناس بوده و صدایش بلند باشد و در مکان بلندی اذان بگوید. با توجّه به اینکه امروز ابزاروآلات صوتی پیشرفت کرده است و برخی از اهداف و انگیزه‏های استحبابی به وسیلۀ این دستگاه‏ها تأمین می‏شود، کفایت می‏کند. ظاهراً این شرایط مربوط به زمانهایی است که ابزاروآلات و دستگاه‏های مزبور وجود نداشته است؛ در هر صورت اگر کسی بدون استفاده از ابزار کنونی بخواهد اذان و اقامه بگوید رعایت آن شرایط مستحب است.
مسئلۀ ۱۰۲۵ :    مستحب است انسان موقع گفتن اذان رو به قبله بایستد و با وضو یا غسل باشد، به خصوص در حال اقامه و دستها را به گوش بگذارد و صدا را بلند کرده و بکشد، بین جمله‏های اذان را کمی فاصله بیندازد و در بین آنها صحبت نکند.
مسئلۀ ۱۰۲۶ :    مستحب است بدن انسان در موقع گفتن اقامه آرام باشد و اقامه را آهسته‏تر از اذان بگوید، جمله‏های اقامه را به هم نچسباند، ولی به اندازه‏ای که بین جمله‏های اذان فاصله می‏اندازد بین جمله‏های اقامه فاصله نیندازد.
مسئلۀ ۱۰۲۷ :    اذان و اقامۀ نماز جماعت را باید مرد بگوید، ولی در جماعت زنان اگر زن اذان و اقامه بگوید اشکال ندارد.
مسئلۀ ۱۰۲۸ :    کسی‌که اذان و اقامه دیگری را می‏شنود مستحب است آن‎را تکرار کند و می‏تواند وقتی که به «حَیِّ عَلَی‎الصَّلاَةِ» و «حَیِّ عَلَی‎الْفَلاَحِ» و «حَیِّ عَلَی خَیرِالْعَمَلِ» رسید خود آن جملات را تکرار کند یا به ‌جای آنها «لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ» بگوید و بهتر است اقامه را به امید ثواب و قصد رجا تکرار کند.
مسئلۀ ۱۰۲۹ :    در صورتی شنیدن اذان و اقامه دیگری از گفتن خود نمازگزار کفایت می‏کند که فاصلۀ زیادی نیفتاده باشد به‌طوری که عرفاً آن اذان و اقامه را برای این نماز به حساب بیاورند و الاّ اگر فاصله زیاد باشد و اذان و اقامه را برای این نماز محسوب نکنند، کافی نیست و نمازگزار باید اذان و اقامه نمازش را بگوید و در هر دو صورت تکرار کردن و نکردن تفاوتی ندارد.
مسئلۀ ۱۰۳۰ :    اگر در نحوۀ گفتن اذان و اقامه، جملات و کلمات طوری ادا شود که غِنا بر آن صدق کند به گونه‏ای که گفته شود مانند آوازخوانی است که در مجالس لهو و لعب معمول است، حرام است و به آن اذان و اقامه نمی‏شود اکتفا کرد.
مسئلۀ ۱۰۳۱ :    اقوی‏ آنست که اذان گفتن زن از اذان و اقامۀ مرد کفایت نمی‏کند، با قصد شهوت و لذّت شنیده شود و یا نه فرقی نمی‌کند و مرد باید مستقلاً اذان و اقامه بگوید.

  مواردی که اذان گفتن از نمازگزار ساقط می‌شود

مسئلۀ ۱۰۳۲ :    در پنج مورد اذان گفتن از نمازگزار ساقط می‏شود:
۱- نماز عصر روز جمعه که پس از نماز جمعه خوانده می‏شود؛
۲- نماز عصر روز عرفه که روز نهم ذی‎الحجه در عرفات خوانده می‏شود؛
۳- نماز عشای شب عید قربان برای حاجیانی که از عرفات عازم مشعر الحرام هستند؛
۴- نماز عصر و عشای زن مستحاضه؛
۵- نماز عصر و عشای کسانی که نمی‏توانند از بیرون آمدن ادرار یا مدفوع خود جلوگیری کنند.
بعید نیست که در مورد دوم و سوم بجا آوردن اذان به نیت ورود مشروع نبوده و خلاف سنّت باشد، بنابراین احتیاط آنست اگر گفته شود به نیت رجا و قصد مطلوبیت مطلقه باشد.

  مواردی که گفتن اذان و اقامه، هر دو ساقط می‎شود

مسئلۀ ۱۰۳۳ :    اذان و اقامه در موارد زیر ساقط می‏شود:
۱ – اگر برای خواندن نماز وارد مسجد شده و ببیند برای آن نماز اذان و اقامه گفته شده است.
۲ – کسی‌که برای خواندن نماز جماعت به مسجد برود و ببیند نماز جماعت تمام شده، ولی صفوف به هم نخورده است و جمعیت هنوز پراکنده نشده اند، اگر برای آن نماز اذان و اقامه گفته باشند، آن شخص برای نماز خود بنا بر اقوی‏ نمی‏تواند اذان و اقامه بگوید و اظهر آنست که در این دو مورد اذان و اقامه با آن شرایطی که گفته شد مشروع نیست.
۳ – کسی‌که اذان و اقامۀ دیگری را بشنود و بین آن اذان و اقامه و نمازی که می‏خواهد بخواند عرفاً فاصلۀ زیادی نباشد، در این مورد سقوط اذان و اقامه از باب «رخصت» است یعنی نمازگزار هم می‏تواند بگوید و یا نگوید.
مسئلۀ ۱۰۳۴ :    اگر کسی برای نماز خواندن وارد مسجد شود و بداند نمازی که خوانده شده با جماعت بوده است، ولی شک کند که صحیح خوانده شده یا نه، اذان و اقامه از وی ساقط می‏شود.

  واجبات نماز

مسئلۀ ۱۰۳۵ :    واجبات نماز یازده چیز است:
۱ – نیت، ۲ – قیام، ۳ – تکبیرة‎الاحرام، ۴ – قرائت، ۵ – رکوع، ۶ – سجود، ۷- ذکر رکوع و سجود، ۸- تشهّد، ۹- سلام، ۱۰- ترتیب، ۱۱- موالات و پی‌درپی بجا آوردن اجزاء و افعال نماز.
مسئلۀ ۱۰۳۶ :    از میان واجبات نماز پنج مورد آن رکن است:
۱- نیت، ۲- تکبیرةالاحرام، ۳- قیام در موقع گفتن تکبیرةالاحرام و قیام متّصل به رکوع یعنی ایستادن قبل از رکوع، ۴- رکوع، ۵- دو سجده.
مسئلۀ ۱۰۳۷ :    بنا بر مشهور اگر نمازگزار عمداً یا اشتباهاً یکی از ارکان نماز را ترک یا اضافه کند، نمازش باطل است اما در غیر رکن اگر اشتباهاً ترک و اضافه کند، نماز باطل نیست و فقط در صورت عمد باطل می‏شود؛ ولیکن باید توجّه داشت زیاد شدن نیت در نماز متصور نیست و زیاد شدن قیام بدون زیاد شدن تکبیرة‎الاحرام و رکوع ممکن نیست و باطل شدن نماز به سبب زیاد شدن تکبیرة‎الاحرام اشتباهاً معلوم نیست چون «أَللَّهُ أَکبَر»، ذکرُ اللّه است و ذکر خداوند در هر حال مطلوب است، لذا معلوم نیست موجب بطلان نماز باشد.

  مسائل واجبات و ارکان نماز : نیت

مسئلۀ ۱۰۳۸ :    واجب است انسان فقط برای انجام فرمان خداوند متعال نماز بخواند، بنابراین کسی‌که ریا می‏کند، یعنی برای نشان دادن عملی به مردم نماز می‏خواند، خواه همۀ اعمال یا بعضی از آنان را ریا می‌کند، نمازش باطل است، ولی اگر نماز را برای خداوند عالم بخواند و ریا در قلب وی خطور کند امّا تأثیری در عمل نداشته باشد نمازش صحیح است.
مسئلۀ ۱۰۳۹ :    اگر نمازگزار قسمتی از نمازش را نیز برای غیر خدا بخواند نمازش باطل است، چه از قسمتهای واجب نماز باشد مانند حمد و سوره و چه مستحب مانند قنوت، بلکه اگر تمام نماز را برای خدا بخواند، ولی برای نشان دادن به مردم در محل مخصوص بخواند مثلاً به مسجد برود یا اوّل وقت یا با جماعت بخواند، در این حالات باز هم باطل است.
مسئلۀ ۱۰۴۰ :    واجب است نمازگزار هنگام شروع نماز متوجّه باشد که نماز ظهر می‏خواند یا عصر، نمازی که می‏خواند قضاست یا ادا. اگر نماز صبح و نافلۀ آن‎را بجا می‏آورد که هر دو مثل هم هستند، ولی یکی واجب است و دیگری مستحب و تعیین هر یک از آنها با قصد نمازگزار صورت می‏گیرد، اگر آنها را تعیین نکند نمازش باطل است، گرچه تعیین تعداد رکعات نماز لازم نیست.
مسئلۀ ۱۰۴۱ :    واجب است نمازگزار از اول تا آخر نماز یا در هر عبادت دیگر به نیت خود باقی بماند و اگر در بین نماز چنان غفلت کند که اگر کسی از او سؤال کند چه کاری انجام می‏دهی، بگوید نمی‏دانم، نمازش باطل است.
مسئلۀ ۱۰۴۲ :    احتیاط آنست که نیت را در نماز به زبان نیاورد و تلفّظ نکند، به خصوص در نماز احتیاط که برای شک انجام می‏شود، احتیاط مذکور مؤکدتر است.

  مسائل واجبات و ارکان نماز : قیام

مسئلۀ ۱۰۴۳ :    قیام ایستادن است و در موقع گفتن تکبیرة‎الاحرام و قبل از رکوع که به آن قیام متّصل به رکوع می‏گویند، رکن است. قیام موقع خواندن حمد و سوره و قیام بعد از رکوع اگر چه واجب است، ولی رکن نیست و اگر به سبب فراموشی ترک شود، نماز صحیح است.
مسئلۀ ۱۰۴۴ :    واجب است نمازگزار قبل از گفتن تکبیرة‎الاحرام و بعد از آن مقداری بایستد تا یقین کند که در حال ایستادن تکبیر گفته است.
مسئلۀ ۱۰۴۵ :    واجب است نمازگزار در حال قیام، راست و بدون حرکت بایستد، از خم شدن به اطراف بپرهیزد و بنا به احتیاط واجب به جایی تکیه نکند و اگر ناچار شود به چیزی یا جایی تکیه کند یا در حال خم شدن برای رکوع پاهایش را حرکت دهد، حتّی در حال اختیار اشکال ندارد.
مسئلۀ ۱۰۴۶ :    کسی‌که می‏تواند درست بایستد، اگر طوری پاها را گشاد بگذارد که ایستادن معمولی بدان صدق نکند، نمازش باطل است.
مسئلۀ ۱۰۴۷ :    اگر در موقع ایستادن به سبب فراموشی بدن را حرکت دهد یا به طرفی خم شود یا به جایی تکیه کند، اشکال ندارد، ولی در هنگام قیام، هنگام گفتن تکبیرة‎الاحرام و قیام متّصل به رکوع، اگر چه به سبب فراموشی باشد بنا بر احتیاط مستحب نماز را تمام و بعد اعاده کند، هر چند در صورت تکیه دادن یا حرکت به سبب فراموشی‏صحّت نماز خالی از قوّت نیست مگر آنکه ایستادن صدق نکند.
مسئلۀ ۱۰۴۸ :    واجب است نمازگزار هنگام ایستادن هر دو پایش روی زمین باشد اگرچه لازم نیست سنگینی بدن روی هر دو پا باشد و نیز حرکت دستها و انگشتان در حال نماز اشکال ندارد، ولی بهتر است آنها را حرکت ندهد.
مسئلۀ ۱۰۴۹ :    اگر در حال خواندن حمد و سوره و دیگر ذکرهای واجب، نمازگزار بدون اختیار حرکت کند به‌طوری که از حالت استقرار و آرامش خارج شود بنا بر احتیاط پس از آرام شدن بدن جملاتی را که در حال حرکت خوانده است، دوباره بخواند.
مسئلۀ ۱۰۵۰ :    اگر نمازگزار بخواهد کمی به جلو برود یا به عقب برگردد یا اندکی به طرف راست و چپ حرکت کند، بنا به احتیاط واجب در حال حرکت چیزی نگوید و صبر کند تا بدن آرام بگیرد و سپس بگوید.
مسئلۀ ۱۰۵۱ :    بنا بر احتیاط هنگام گفتن ذکرهای واجب بلکه مستحب نیز بدن باید آرام و بدون حرکت باشد، ولی جملۀ «بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ أَقُومُ وَ أَقْعُدُ» را باید در حال برخاستن بگوید.
مسئلۀ ۱۰۵۲ :    اگر در حالت حرکت بدن ذکری بگوید، مثلاً هنگام رفتن به رکوع یا سجده تکبیر بگوید، چنانچه آن‎را به قصد ذکر خاصی که در نماز دستور داده‏اند بگوید، باید احتیاطاً نماز را اعاده کند، مگر اینکه به خاطر ندانستن مسئله بوده و در یادگیری هم کوتاهی نکرده باشد، ولی چنانچه به این قصد نگوید بلکه بخواهد ذکری‏گفته باشد نماز او صحیح است.
مسئلۀ ۱۰۵۳ :    کسی‌که بتواند ایستاده و بدون تکیه دادن به جایی نماز بخواند، اگر ایستاده، ولی با تکیه دادن نمازش را بخواند باطل است؛ اگر کسی بتواند ایستاده و با تکیه کردن به جایی نماز بخواند، اگر نمازش را نشسته بخواند باطل است؛ کسی‌که می‏تواند نشسته و بدون تکیه به چیزی نماز بخواند، اگر نمازش را نشسته و با تکیه به چیزی‏ بخواند نمازش باطل است؛ و کسی‌که بتواند نشسته و با تکیه به چیزی نماز بخواند، اگر نمازش را خوابیده بخواند، نمازش باطل است.
مسئلۀ ۱۰۵۴ :    اگر در بین نماز از ایستادن عاجز شود واجب است بنشیند و اگر از نشستن ناتوان شود واجب است بخوابد، ولی تا بدنش آرام نگرفته، واجب است از گفتن ذکرها خودداری کند.
مسئلۀ ۱۰۵۵ :    اگر نمازگزار به هیچ عنوان قدرت نشستن ندارد واجب است به گونه‏ای که در احکام قبله گفته شد به طرف راست بدن بخوابد به‌طوری که جلوی بدنش رو به قبله باشد و اگر به طرف راست نمی‏تواند، به طرف چپ بخوابد، به‌طوری که جلو بدن رو به قبله باشد و اگر آن هم ممکن نباشد به پشت بخوابد به‌طوری که کف پاهایش رو به قبله باشد.
مسئلۀ ۱۰۵۶ :    کسی‌که می‏تواند ایستاده نماز بخواند، ولی می‏ترسد به سبب ایستادن مریض شود یا بیماری‏اش طولانی‏تر شود یا ضرری به او برسد، می‏تواند نشسته نماز بخواند و اگر از آن هم بترسد می‏تواند خوابیده نماز بخواند.
مسئلۀ ۱۰۵۷ :    کسی‌که نشسته نماز می‏خواند اگر بعد از خواندن حمد و سوره بتواند بایستد و رکوع را ایستاده بجا آورد و از ایستادن هیچ ضرری متوجه او نباشد باید بایستد و رکوع را بجا آورد و اگر نتواند یا احتمال ضرر بدهد باید به همان حال نشسته رکوع کند و این ترتیب برای کسی‌که نشسته نماز می‏خواند نیز صدق می‏کند.
مسئلۀ ۱۰۵۸ :    کسی‌که عذری دارد، ولی احتمال می‏دهد تا آخر وقت عذرش برطرف شود و بتواند ایستاده نماز بخواند، باید احتیاطاً صبر کند و در آخر وقت برابر وظیفۀ خود عمل کند؛ همچنین کسی‌که احتمال می‏دهد در آخر وقت می‏تواند نشسته نماز بخواند، در اوّل وقت نمازش را خوابیده نخواند، ولی چنانچه نماز را اوّل وقت بخواند با قصد اینکه اگر در آخر وقت عذرش برطرف شد دوباره بخواند و عذرش باقی بماند، نمازش صحیح است و اگر عذرش برطرف شد دوباره می‏خواند.
مسئلۀ ۱۰۵۹ :    کسی‌که عذر دارد و همۀ نماز یا قسمتی از آن‎را نشسته یا خوابیده می‏خواند، اگر در وقت نماز عذرش برطرف شد بنا بر احتیاط دوباره نماز را کامل بخواند.
مسئلۀ ۱۰۶۰ :    مستحب است نمازگزار در حال قیام بدن را راست نگاه دارد، شانه‏ها را پایین بیندازد و دستها را روی رانها بگذارد، انگشتها را به هم بچسباند و جای ‏سجده را نگاه کند، سنگینی بدن را به‌طور مساوی روی هر دو پا بیندازد، با خضوع و خشوع باشد، پاها را پس و پیش نگذارد و آنها را به هم نچسباند. در صورتی که نمازگزار مرد باشد حداکثر فاصلۀ بین دو پا تا یک وجب بیان شده است.

  مسائل واجبات و ارکان نماز : تکبیرة‎الاحرام

مسئلۀ ۱۰۶۱ :    مستحب است نمازگزار قبل از تکبیرة‎الاحرام یعنی قبل از گفتن «أَللَّهُ أَکبَرُ»، بگوید: «یا مُحْسِنُ قَدْ أَتَاک الْمُسِیئُ وَ قَدْ أَمَرْتَ الْمُحْسِنُ أَنْ یتَجَاوَزَ عَنِ الْمُسِیئُ، أَنْتَ الْمُحْسِنُ وَ أَنَا الْمُسِیئُ، بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَجَاوَزْ عَنْ قَبِیحٍ مَا تَعْلَمُ مِنِّی»  سپس بگوید «أَللَّهُ أَکبَر».
مسئلۀ ۱۰۶۲ :    بهتر است دعای «یَا مُحْسِنُ….» به قصد رجا خوانده شود و نمازگزار، محل مخصوصی برای خواندن آن در نظر نگیرد. البتّه در این زمینه دعاهای بسیاری در کتب ادعیه ذکر شده است که دوستداران می‏توانند به آنها رجوع کنند. در این رساله به همین مقدار بسنده می‏شود.
مسئلۀ ۱۰۶۳ :    گفتن «أَللَّهُ أَکبَر» در اول هر نماز، واجب و رکن است و واجب است حروف آن‎را پشت سر هم بگوید و نیز واجب است هر دو کلمه را به عربی صحیح به همان نحو که گفته شد بگوید و اگر به عربی غلط یا ترجمه به هر زبانی بگوید صحیح نیست و نماز محقّق نمی‏شود.
مسئلۀ ۱۰۶۴ :    احتیاط واجب آنست که تکبیرة‎الاحرام را به چیزی که قبل از آن می‏خوانده مثلاً به اقامه نچسباند.
مسئلۀ ۱۰۶۵ :    اگر نمازگزار بخواهد «أَللَّهُ أَکبَرُ» را به کلمه‏ای که بعد از آن می‌گوید مثلاً «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم» بچسباند، واجب است «ر» اکبر را ضمّه بدهد، اگرچه بهتر است اصلاً وصل نکند.
مسئلۀ ۱۰۶۶ :    هنگام گفتن تکبیرة‎الاحرام باید بدن آرام باشد، پس اگر عمداً در حال حرکت تکبیرة‎الاحرام را بگوید، باید نمازش را دوباره بخواند و اگر به خاطر ‏اشتباه حرکت کند احتیاطاً نماز را تمام کند و دوباره بخواند هر چند در این حالت صحّت نماز و تکبیر خالی از قوّت نیست مگر اینکه ایستادن صدق نکند.
مسئلۀ ۱۰۶۷ :    اگر نمازگزار «أَللَّهُ تَعَالی‏ أَکبَر» بگوید، باطل است و اگر «أَللَّهُ أَکبَرُ مِنْ أَنْ یوصَفْ» یا اینکه «أَللَّهُ أَکبَرُ مِنْ کلِّ شَی‏ءٍ» نیز بگوید بنا بر احتیاط واجب نماز باطل است، گرچه در این صورت احتیاط آنست که نماز را تمام کند و بعداً اعاده کند.
مسئلۀ ۱۰۶۸ :    نمازگزار باید تکبیر، حمد، سوره، ذکر و دعا را طوری بخواند که خودش بشنود و اگر به سبب سنگینی گوش یا کری یا سر و صدای زیاد یا موانع دیگر نشنود، واجب است طوری بخواند که اگر مانعی وجود نداشت می‏شنید.
مسئلۀ ۱۰۶۹ :    کسی‌که نمی‏تواند تکبیرة‎الاحرام را به عربی صحیح بگوید، واجب است یاد بگیرد و قبل از یاد گرفتن جایز نیست نماز را شروع کند مگر آنکه وقت تنگ شده باشد که در این صورت می‏تواند نماز را همان طور شروع کند و اگر به صورت عربی غیر صحیح نیز بلد نیست می‏تواند تکبیرة‎الاحرام را به هر زبانی که می‏تواند بگوید و اشکال ندارد، ولی ذکرهای دیگر از تکبیرة‎الاحرام کفایت نمی‏کند.
مسئلۀ ۱۰۷۰ :    کسی‌که لال است یا زبان او بیماری دارد به گونه‏ای که نمی‏تواند تکبیرة‎الاحرام را درست بگوید، باید هر طوری که می‏تواند بگوید و اگر به‌طور کلّی توان گفتن آن‎را ندارد باید از قلب خود بگذراند و برای تکبیر با انگشت خود اشاره کند و اگر می‏تواند زبان را هم حرکت دهد.
مسئلۀ ۱۰۷۱ :    حکم تکبیرات مستحبه در تمامی خصوصیات مانند حکم تکبیرة‎الاحرام است حتی دربارۀ وظیفۀ لال و کسی‌که مرضی دارد و نمی‏تواند «أَللَّهُ أَکبَر» را درست تلفظ کند یا اصلاً نمی‏تواند آن‎را بگوید.
مسئلۀ ۱۰۷۲ :    اگر وقت نماز وسعت داشته باشد و نمازگزار بتواند یاد بگیرد، ولی کوتاهی کند و یاد نگیرد و نماز را در تنگی وقت با تکبیرة‎الاحرام غیر صحیح شروع کند بنا بر احتیاط نماز را طبق وظیفه تمام و بعد از یادگیری اعاده کند.
مسئلۀ ۱۰۷۳ :    اگر بعد از گفتن تکبیرة‎الاحرام شک کند که آن‎را درست گفته یا نه، چنانچه مشغول خواندن چیزی شده و شک کرده است به شک خود اعتنا نکند و اگر چیزی نخوانده است بنا بر احتیاط واجب صورت خود را از قبله بگرداند و سپس تکبیر را اعاده کند و اگر با همان تکبیر نماز را تمام کند و دوباره بخواند بهتر است.
مسئلۀ ۱۰۷۴ :    اگر بعد از گفتن تکبیرة‎الاحرام شک کند که آن‎را به‌طور صحیح گفته یا نه، چه مشغول چیزی شده و چه نشده باشد به شک خود اعتنا نکند.
مسئلۀ ۱۰۷۵ :    مستحب است موقع گفتن تکبیر اول نماز و نیز تکبیرهای وسط آن، دستها را با انگشتان به هم پیوسته، تا مقابل گوشها بالا ببرد و از گوشها بالاتر نبرد؛ و نیز مستحب است باطن دستها به طرف قبله باشد و با شروع تکبیرة‎الاحرام دستها را بالا ببرد و با اتمام آن پایین بیاورد، گر چه اقوی‏ این است که بدون بلند کردن دستها نیز جایز است تکبیرة‎الاحرام گفته شود.
مسئلۀ ۱۰۷۶ :    مستحب است در آغاز هر نمازی، واجب باشد یا مستحب، علاوه بر تکبیرة‎الاحرام شش تکبیر دیگر هم گفته شود و بهتر است که یکی از آنها را را به نیت افتتاح و تکبیرة‎الاحرام و مابقی را به نیت قربت مطلقه یا تکبیر اولی را به نیت افتتاح و تکبیرة‎الاحرام و مابقی را به نیت قربت مطلقه، یا شش تکبیر اولی را به نیت قربت مطلقه و تکبیر آخر را به نیت تکبیرة‎الاحرام بگوید.
مسئلۀ ۱۰۷۷ :    جایز است که نمازگزار، تکبیرات مذکور در مسئلۀ قبل را به صورت پی‌درپی و بدون فاصلۀ هیچ دعایی بگوید، ولی افضل آنست که بعد از گفتن سه تکبیر این جملات را بگوید: «أَللَّهُمَّ أَنْتَ الْمَلِک الْحَقُّ، لاَإِلَهَ‎إِلاَّ أَنْتَ سُبْحَانَک إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْلِی ذَنْبِی إنَّهُ لاَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ» بعد دو تکبیر بگوید و پس از آن این جملات را بخواند: «لَبَّیْک وَ سَعْدَیْک وَ الْخَیْرُ فِی یَدَیْک وَ الشَّرُّ لَیْسَ إِلَیْک وَ الْمهْدِی مَنْ هَدَیْتَ، لاَ مَلْجَأَ مِنْک إِلاَّ إِلَیْک، سُبْحَانَک وَ حَنَانَیْک، تَبَارَکتَ وَ تَعَالَیْتَ، سُبْحَانَک رَبَّ الْبَیْتِ» و بعد دو تکبیر باقی مانده را بگوید و پس از آن این جملات را بخواند: «وَجَّهْتُ وَجْهِی لِلَّذِی فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ عَالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهَادَةِ، حَنِیفاً مُسْلِماً وَ مَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِکینَ، إِنَّ صَلاَتِی وَ نُسُکی وَ مَحْیَایَ وَ مَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ، لاَ شَرِیک لَهُ وَ بِذَلِک أُمِرْتُ وَ أَناَ مِنَ الْمُسْلِمِینَ» و بعد از آن نماز را شروع کند و بگوید: «أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ، أَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ …» و تا آخر سورۀ حمد را بخواند.

  مسائل واجبات و ارکان نماز : قرائت

مسئلۀ ۱۰۷۸ :    در رکعت اوّل و دوّم نمازهای یومیه واجب است پس از تکبیرةالاحرام اوّل سورۀ حمد و سپس بنا براحتیاط واجب یک سورۀ کامل از سوره‏هایی که سجدۀ واجب ندارند (به جز سوره‏های نجم، سجده، فصّلت و علق) خوانده شود، ولی چنانچه وقت نماز تنگ باشد به‌طوری که اگر سوره را بخواند، تمام یا قسمتی از نماز در خارج وقت خوانده می‏شود یا مثلاً بترسد که دزد یا درنده یا چیز دیگری به او صدمه بزند، نباید سوره را بخواند و چنانچه در کاری خیلی عجله داشته باشد می‏تواند سوره را نخواند.
مسئلۀ ۱۰۷۹ :    نمازگزار بعد از نیت و ایستادن به نماز و گفتن تکبیرة‎الاحرام باید سورۀ حمد را به عربی و به ترتیب زیر بخواند: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ »، «أَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ»، «أَلرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»، «مَالِک یوْمِ الدِّینِ»، «إِیاک نَعْبُدُ وَ إِیاک نَسْتَعِینُ»، «إِهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیم»، «صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیهِم»، «غَیرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیهِمْ وَ لاَ الضَّالِّینَ» .
مسئلۀ ۱۰۸۰ :    نمازگزار هنگام خواندن سورۀ حمد نباید قصد دعا داشته باشد بلکه باید نیت او خواندن قران باشد.
مسئلۀ ۱۰۸۱ :    ترتیب در خواندن حمد و سوره لازم است، یعنی اوّل باید حمد و پس از آن سوره را بخواند؛ پس اگر عمداً سوره را پیش از حمد بخواند نمازش باطل است و چنانچه سهواً سوره را پیش از حمد بخواند و در بین آن یادش بیاید، باید سوره را رها کند و بعد از خواندن حمد سوره را از اوّل بخواند. اگر بعد از خواندن حمد یادش بیاید که سوره را قبلاً خوانده، لازم نیست حمد را دوباره بخواند بلکه فقط سوره را اعاده کند اما اگر بعد از ورود به رکوع متوجه شود که به ترتیب انجام نداده، اعتنا نکند.
مسئلۀ ۱۰۸۲ :    در یک رکعت بعد از خواندن حمد می‏تواند بیش از یک سوره را بخواند، هر چند این کار در نماز واجب کراهت دارد و احوط ترک آنست.
مسئلۀ ۱۰۸۳ :    کسی‌که حمد و سوره یا یکی از آنها را فراموش کند و پس از رسیدن به رکوع متوجّه شود، نمازش صحیح است و بنا بر احتیاط واجب باید پس از نماز برای هر کدام که فراموش کرده دو سجدۀ سهو بجا آورد که کیفیت آن بعداً بیان خواهد شد، ولی اگر قبل از خم شدن برای رکوع یا بعد از آن و قبل از رسیدن به حدّ رکوع متوجّه شود، باید حمد یا سوره یا هردو آنها را که فراموش کرده است بخواند.
مسئلۀ ۱۰۸۴ :    در نمازهای واجب انتخاب و خواندن هر یک از سوره‏های قرآن به جز سوره‏هایی که سجدۀ واجب دارند، اشکال ندارد، واگر نمازگزار عمداً یکی‏از آن سوره‏ها را بخواند بنا بر احتیاط واجب نمازش باطل است.
مسئلۀ ۱۰۸۵ :    اگر سهواً یکی از سوره‏های سجده‌دار را شروع کند، در صورتی‌که قبل از رسیدن به آیۀ سجده متوجه شود واجب است که احتیاطاً آن سوره را رها کند و سورۀ دیگری بخواند و اگر بعد از خواندن آیۀ سجده متوجّه شود، واجب است احتیاطاً برای آن آیه، سجده بجا آورد بعد آن سوره را تمام کند و سوره دیگری را به نیت قَربت مطلقه و بدون نیت واجب یا مستحب بخواند و احتیاطاً نمازش را دوباره بخواند؛ اگر برای سجدۀ آیۀ سجده، فقط اشاره کند و سجده‏ای بجا نیاورد، ظاهر این است که نمازش صحیح است و اعاده ندارد و اگر برای آیۀ سجده اشاره نکند و بعد از اتمام سوره به رکوع برود و بعد از رکوع به سجده که می‏رود مقداری از سجده را به قصد سجدۀ تلاوت سورۀ سجده‌دار و مقداری از آن‎را به نیت سجدۀ همان نماز قرار دهد، اقوی‏ این است که نمازش صحیح است و زیاده‏ای هم صورت نگرفته است تا نماز را مورد اشکال قرار دهد.
مسئلۀ ۱۰۸۶ :    اگر نمازگزار در حال نماز آیۀ سجده را به‌طور قهری بشنود و به اشاره سجده کند، نماز او صحیح است و بعد از نماز احتیاطاً سجدۀ تلاوت را بجا آورد؛ اگر عمداً به آیۀ سجده گوش کرد به دستور مسئلۀ قبل عمل کند.
مسئلۀ ۱۰۸۷ :    در نماز مستحبی خواندن سوره لازم نیست، گرچه آن نماز به سبب نذر کردن واجب شده باشد و اگر نذر به اصل نماز که مستحب است و در آن سورۀ مخصوص ذکر نشده متعلق باشد و یا در بعضی از نمازهای مستحبی مثل نماز وحشت که سورۀ مخصوص دارد بخواهد به دستور آن نماز عمل کند باید سوره را بخواند.
مسئلۀ ۱۰۸۸ :    اگر بعد از قرائت حمد یکی از دو سورۀ توحید و یا «کافرون» را شروع کند نمی‏تواند آنها را رها کند و سورۀ دیگری بخواند و نیز جایز نیست از یکی از این دو سوره به دیگری عدول کند، ولی اگر سورۀ دیگری را شروع کند بنا بر احتیاط تا وقتی که به نصف سوره نرسیده باشد می‏تواند آن‎را رها کند و سورۀ دیگری ‏را بخواند اگرچه اقوی‏ آنست که تا قرائت دوسوم سوره می‏تواند سورۀ اول را رها کرده و به سورۀ دیگری عدول کند.
مسئلۀ ۱۰۸۹ :    در نماز جمعه و نیز در نماز ظهر روز جمعه مستحب است در رکعت اول بعد از حمد، سورۀ جمعه و در رکعت دوم بعد از حمد سورۀ منافقین را بخواند و اگر نمازگزار قرائت یکی از این دو سوره را شروع کرده باشد، احتیاطاً باید ادامه دهد و آن‎را رها نکند حتّی اگر به نصف سوره هم نرسیده باشد.
مسئلۀ ۱۰۹۰ :    اگر نمازگزار در نمازجمعه یا نماز ظهر روز جمعه، به سبب فراموشی به ‌جای سوره‏های جمعه و منافقین سورۀ دیگری را بخواند ولو اینکه توحید و کافرون باشد، مادامی که به نصف نرسیده است می‏تواند آن‎را رها کند و سورۀ جمعه یا منافقین را بخواند، امّا اگر عمدی باشد، بنا بر احتیاط نمی‏تواند سورۀ توحید یا کافرون را رها کند و جمعه یا منافقین را بخواند.
مسئلۀ ۱۰۹۱ :    اگر مقداری از سوره را فراموش کند یا به خاطر ضرورت و ناچاری مثلاً به سبب تنگی وقت نتواند آن سوره را تمام کند، می‏تواند آن‎را رها کند و سورۀ دیگری را اگرچه از نصف یا دو سوم هم گذشته باشد و حتی سورۀ توحید و کافرون باشد، بخواند.
مسئلۀ ۱۰۹۲ :    اظهر آنست که سورۀ فیل و قریش و نیز سوره‏های ضحی و انشراح در نماز در حکم یک سوره هستند و باید به همان ترتیب که در قرآن آمده است با گفتن «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» بخوانند.
مسئلۀ ۱۰۹۳ :    آیۀ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»، جزء سوره است، غیر از سورۀ برائت که «بِسْمِ اللَّهِ» ندارد، بنابراین خواندن آن پیش از سوره در نماز لازم است، جز درسورۀ برائت.
مسئلۀ ۱۰۹۴ :    هر سوره‏ای را که می‏خواهند در نماز بخوانند، بنا بر احتیاط واجب باید «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» آن‎را هم به نیت همان سوره بخوانند، بنابراین صحیح نیست که اول «بِسْمِ اللَّهِ» را بخوانند بعد سوره را معین کنند و یا به نیت سوره‏ای «بِسْمِ اللَّهِ» بگویند و بعد سوره‏ای دیگر را به جای آن بخوانند و اگر بخواهند عدول کنند، «بِسْمِ اللَّهِ» آن‎را هم باید دوباره بخوانند.
مسئلۀ ۱۰۹۵ :    بر زن و مرد واجب است که حمد و سورۀ نماز ظهر و عصر را آهسته بخوانند و بر مرد واجب است که حمد و سورۀ نماز صبح، مغرب و عشا را بلند بخواند و نیز تمام کلمات و حروف حمد و سوره (حتی حرف آخر) را بلند بخواند.
مسئلۀ ۱۰۹۶ :    زنان مخیر هستند که حمد و سورۀ نمازهای صبح، مغرب و عشا را بلند یا آهسته بخوانند و اگر نامحرم صدایشان را بشنود احتیاطاً واجب است آهسته بخوانند.
مسئلۀ ۱۰۹۷ :    در جایی که واجب است حمد و سوره را بلند بخوانند، اگر عمداً آهسته بخوانند یا برعکس، نماز باطل است. اگر به سبب فراموشی یا جهل به اصل موضوع یا حکم باشد، حتی اگر نمازگزار متوجه سؤال بشود، ولی دنبال جواب نرود و سؤال نکند، اگر قصد قربت تحقق پیدا کرده باشد، نمازش صحیح است، گرچه در صورت توجه به سؤال و نپرسیدن آن بهتر است که اعاده کند. اگر در وسط خواندن حمد و سوره بفهمد اشتباه کرده است لازم نیست آن مقداری را که خوانده است دوباره بخواند، گرچه احوط آنست که اعاده کند.
مسئلۀ ۱۰۹۸ :    ملاک در بلندی و آهسته بودن صدا، جوهره داشتن و تشخیص عرف است، بنابراین اگر صدای نمازگزار به قدری آهسته باشد که تنها خود او بشنود و به نظر عرف مردم بلند به حساب نیاید، هر چند جوهرۀ صدا را داشته باشد نمی‌توان به آن اکتفا کرد.
مسئلۀ ۱۰۹۹ :    در خواندن حمد و سوره‏ای که واجب است بلند خوانده شود، اگر صدا را بیش از حد معمول بلند کنند مثلاً فریاد بکشند، نماز باطل است.
مسئلۀ ۱۱۰۰ :    واجب است نمازگزار تمام افعال، اعمال و اذکار نماز را یاد بگیرد و همۀ کلماتی را که لازم است، به‌طور صحیح بیاموزد و ادا کند و افرادی که نیاموخته‏اند واجب است در فراگیری آن کوشش کنند و کسانی که نمی‏توانند به هیچ وجه به‌طور صحیح یاد بگیرند، بنا بر احتیاط در صورت امکان لازم است کسی به آنها تلقین کند و اگر آن هم امکان ندارد هر طور که می‏توانند بخوانند و بنا بر احتیاط مستحب نماز را با جماعت بخوانند.
مسئلۀ ۱۱۰۱ :    اگر یکی از کلمات حمد و سوره را نداند یا عمداً آن‎را نگوید یا به جای حرفی، حرف دیگر را بگوید، مثلاً به جای «ض» بگوید «ز»، یا جایی را که باید بدون إعراب (فتحه، کسره یا ضمه) خوانده شود إعراب دهد یا تشدید را نگوید، نماز باطل است.
مسئلۀ ۱۱۰۲ :    اگر إعراب کلمه‏ای را نداند، واجب است یاد بگیرد، ولی اگر در کلمه‏ای که وقف کردن در آخر آن جایز است همیشه وقف کند، لازم نیست إعراب آن‎را یاد بگیرد.
مسئلۀ ۱۱۰۳ :    کسی‌که حمد و سوره و کارهای دیگر نماز را خوب نمی‏داند، ولی می‏تواند یاد بگیرد، در صورت وسعت وقت واجب است یاد بگیرد و اگر وقت تنگ است در صورت امکان بنا بر احتیاط نماز را با جماعت بخواند.
مسئلۀ ۱۱۰۴ :    واجب است تسبیحات اربعه و نیز ذکرهای واجب نماز مانند ذکر رکوع و سجود و تشهّد به عربی فصیح خوانده شود و اگر نداند کلمه‏ای باید با سین تلفّظ شود یا با صاد واجب است یاد بگیرد و چنانچه به هر دو شکل بخواند نمازش باطل است، مگر آنکه هر دو گونه قرائت شده باشد و به امید رسیدن به واقع هر دو را بخواند یا کلمه‏ای که خوانده شده است از اذکار باشد و حتّی اگر غلط هم خوانده شود از ذکر بودن خارج نشود، در این صورت نماز صحیح است.
مسئلۀ ۱۱۰۵ :    اگر انسان کلمه‏ای را صحیح بداند و مدّتی نیز همین‌گونه نماز بخواند و بعد متوجّه شود غلط بوده است، در صورتی که در یادگیری کوتاهی نکرده باشد، نمازهایی که خوانده صحیح است و برای نمازهای بعدی باید یاد بگیرد، ولی اگر کوتاهی کرده باشد بنا بر احتیاط در وقت اعاده و در خارج وقت قضا کند.
مسئلۀ ۱۱۰۶ :    اگر در کلمه‏ای «واو» باشد و حرف قبل از واو در آن کلمه ضمّه داشته باشد و بعد از واو در همان کلمه همزه «ء» به کار رفته باشد، مانند کلمۀ سوء، بهتر است که آن واو را مد بدهند و بکشند و نیز اگر در کلمه‏ای الف باشد و حرف قبل از آن، فتحه «َ» داشته باشد و حرف بعدی هم همزه «ء» باشد مانند جَاءَ، بهتر است الف آن‎را مد داده و بکشند، همچنین اگر در کلمه‏ای حرف «ی» باشد و حرف قبل آن کسره داشته و بعد از آن هم همزه «ء» واقع شده باشد مانند جِیئَ، بهتر است با مد خوانده شود و اگر بعد از واو، یا و الف، به جای همزه، حرفی باشد که ساکن است یعنی هیچ کدام از حرکات فتحه و کسره و ضمه را نداشته باشد، باز هم بهتر است این سه حرف و یا به عبارتی این سه صدا با مد، خوانده شوند مانند «وَ لاَ الضَّآلِّینَ» که بعد از الف در ضالّین، لام ساکن واقع شده و بهتر است الف آن با مد خوانده شود.
مسئلۀ ۱۱۰۷ :    بهتر است که در نماز وقف به حرکت و وصل به سکون نکند و معنای وقف به حرکت آنست که حرکت حرف آخر کلمه را بگوید و بعد مکث کند و سپس کلمۀ بعد را بخواند مثلاً بگوید «أَلرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» و میم آخر را کسره دهد و بعد قدری مکث کرده و بگوید «مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ»؛ و معنای وصل به سکون آنست که کلمه‏ای را بدون اظهار حرکت حرف آخرش، به کلمۀ بعدی وصل کند مثلاً بگوید أَلرَّحْمَنِ الرَّحِیمْ و میمِ أَلرَّحِیمِ را بدون اینکه کسره دهد بلافاصله به کلمۀ بعدی وصل کند و آن‎را بگوید.
مسئلۀ ۱۱۰۸ :    نمازگزار در رکعت سوم و چهارم نماز می‏تواند فقط حمد را بخواند یا سه مرتبه «سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لاَإِلَهَ‎إِلاَّاللَّهُ‎ وَاللَّهُ‎أَکبَرُ»  یا یک مرتبه همین ذکر را بگوید و همچنین می‏تواند در یک رکعت حمد و در رکعت دیگر تسبیحات بخواند؛ البتّه در رکعتهای سوم و چهارم تسبیحات از حمد افضل است و بهتر است که سه مرتبه هم خوانده شود.
مسئلۀ ۱۱۰۹ :    اگر تسبیحات در رکعت سوم و چهارم بیشتر از سه مرتبه خوانده شود به نیت ذکر مطلق اشکالی ندارد، ولی اگر به قصد ورود و دستور ذکر نماز خوانده شود، جایز نیست.
مسئلۀ ۱۱۱۰ :    در تنگی وقت نماز واجب است که تسبیحات اربعه یکةبار گفته شود.
مسئلۀ ۱۱۱۱ :    بر مرد و زن واجب است در رکعت سوّم و چهارم نماز تسبیحات اربعه را آهسته بخوانند.
مسئلۀ ۱۱۱۲ :    در مواردی که به جای تسبیحات، حمد را می‏خوانند، بنابراحتیاط واجب حتّی «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» را هم باید آهسته بخوانند.
مسئلۀ ۱۱۱۳ :    کسانی که نمی‏توانند تسبیحات اربعه را یاد بگیرند یا به‌طور صحیح ادا کنند واجب است به جای تسبیحات، حمد را بخوانند.
مسئلۀ ۱۱۱۴ :    اگر در یکی از دو رکعت اول نماز به گمان اینکه دو رکعت آخر است تسبیحات بخواند، در صورتی که قبل از رکوع بفهمد، باید حمد و سوره را بخواند، ولی‏اگر بعد از رکوع بفهمد نمازش صحیح است و برای ترک حمد و سوره درصورت دوّم و زیادۀ تسبیحات در هر دو صورت بنا بر احتیاط واجب سجدۀ سهو بجا آورد.
مسئلۀ ۱۱۱۵ :    اگر دو رکعت اوّل نماز به خیال اینکه دو رکعت آخر است، تسبیحات بخواند یا در دو رکعت آخر نماز به خیال اینکه دو رکعت اوّل است حمد بخواند، چه قبل از رکوع بفهمد و چه بعد از رکوع، نمازش صحیح است.
مسئلۀ ۱۱۱۶ :    اگر نمازگزار بخواهد در رکعت سوم یا چهارم، حمد بخواند و اتّفاقاً تسبیحات بر زبانش جاری شود یا بخواهد تسبیحات بگوید، حمد بر زبانش جاری شود، لازم است آن‎را رها کند و از اول با قصد حمد یا تسبیحات را بخواند، ولی اگر عادت دارد یکی از آنها را بخواند و همان چیز مطابق عادت بر زبانش جاری شود و قصدش هم مطابق همان باشد، می‏تواند آ‎نرا ادامه دهد و نمازش صحیح است.
مسئلۀ ۱۱۱۷ :    کسی‌که عادت دارد در رکعت سوم و چهارم تسبیحات بخواند، اگر بدون قصد مشغول خواندن حمد بشود، باید آن‎را رها کند و دوباره حمد یا تسبیحات را با قصد بخواند، ولی اگر از عادت خود غافل باشد و حمد را به نیت و قصد انجام وظیفه بخواند، نمازش صحیح است و لازم نیست حمد را اعاده کند.
مسئلۀ ۱۱۱۸ :    مستحب است که نمازگزار در رکعت سوم و چهارم نماز، بعد از تسبیحات استغفار کند مثلاً بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ إِلَیهِ» یا بگوید: «أَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی» اگر نمازگزار قبل از رکوع شک کند که حمد یا تسبیحات را خوانده است یا نه، ولو اینکه وارد استغفار شده یا استغفار را تمام کرده باشد واجب است حمد و سوره را بخواند.
مسئلۀ ۱۱۱۹ :    اگر نمازگزار در رکعت سوم و چهارم قبل از رکوع و قبل از مشغول شدن به استغفار شک کند که حمد و تسبیحات را خوانده است یا نه، باید حمد و سوره را بخواند و یا به گمان اینکه تسبیحات را خوانده مشغول استغفار گردد و شک کند، احتیاط واجب آنست که حمد یا تسبیحات را بخواند. اگر در حال خم شدن که هنوز به حد رکوع نرسیده است در اینکه تسبیحات را خوانده یا نه شک کند، احتیاط واجب آنست که برگردد و حمد یا تسبیحات را بخواند.
مسئلۀ ۱۱۲۰ :    اگر نمازگزار بعد از رسیدن به رکوع رکعت سوم یا چهارم شک کند که حمد یا تسبیحات را خوانده یا نه، نباید به شک خود اعتنا کند.
مسئلۀ ۱۱۲۱ :    اگر نمازگزار شک کند فلان کلمه یا آیه را صحیح گفته یا نه، مثلاً شک کند که آیۀ «أَلْحَمْدُ لِلَّه رَبِّ الْعَالَمِینَ» را درست گفته یا نه، دو صورت دارد:
۱- وارد جزئی شده که بعد از آن آیه یا کلمه باید آورده شود و از ارکان نماز هم باشد. مثلاً بعد از ورود به رکوع شک کند که فلان آیه یا کلمه را صحیح گفته یا نه، اینجا نباید به شک خود اعتنا کند، ولی اگر وارد جزئی شده باشد که از ارکان نباشد مثلاً مشغول آیۀ سوم باشد و شک کند که آیۀ اول را درست خوانده است یا نه، در این حالت هم می‏تواند به شک خویش اعتنا نکند و هم می‏تواند احتیاطاً برگردد و آن آیه یا کلمه را درست بخواند و بعد به ترتیب آیات بعدی را بخواند و تا هنگامی که به حد وسواس نرسیده باشد ولو برای چندمین بار می‏تواند برگردد و دوباره بخواند و در صورتی‌که به خاطر تکرار دچار وسواس شود، احتیاطاً نماز را دوباره بخواند.
۲- اصلاً وارد جزء بعدی نشده است که در این حالت باید آن آیه یا کلمه را به‌طور صحیح دوباره بگوید.

  مسائل واجبات و ارکان نماز : مستحبات قرائت نماز

مسئلۀ ۱۱۲۲ :    مستحب است نمازگزار کلمات حمد، تسبیحات و دیگر اذکار را شمرده بخواند و در حمد و سوره، آخر آیات را وقف کند- همچنان‎که مشهور چنین گفته‏اند و ترتیل نیز چنین تفسیر شده است- و به معنای آیات توجّه کند و پس ازخواندن حمد کمی صبر کند و بعد سوره را آغاز کند و پس از خواندن سوره لحظه‏ای صبر کند و بعد تکبیر پیش از رکوع را بگوید و به رکوع برود یا قنوت را بخواند.
مسئلۀ ۱۱۲۳ :    مستحب است نمازگزار در رکعت اول قبل از خواندن حمد بگوید «أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ» و در رکعت اول و دوم نماز ظهر و عصری که به جماعت خوانده می‌شود، امام جماعت «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» را بلند بگوید و در نماز فرادا هم خود نمازگزار آن را بلند بخواند. همچنین مستحب است که اگرنماز را به جماعت می‏خواند، بعد از تمام شدن سورۀ حمدِ امام و اگر فرادا می‏خواند بعد از اتمام سورۀ حمد خودش بگوید: «أَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ».
مسئلۀ ۱۱۲۴ :    مستحب است نمازگزار بعد از قرائت سورۀ توحید یک یا دو یا سه بار این جمله را بگوید: «کذَلِک اللَّهُ رَبُّنَا» یا «کذَلِک اللَّهُ رَبِّی» و این ذکر مربوط به توحید است و ربطی به قنوت ندارد و بعد از سوره‏های دیگر گفته نشود.
مسئلۀ ۱۱۲۵ :    مستحب است در تمام نمازها در رکعت اول سورۀ قدر و در رکعت دوم سورۀ توحید را بخوانند.
مسئلۀ ۱۱۲۶ :    مکروه است انسان در تمام نمازهای شبانه‎روز خود یک بار هم سورۀ توحید را نخواند.
مسئلۀ ۱۱۲۷ :    مکروه است سوره‏ای که در رکعت اول خوانده است در رکعت دوم هم بخواند، غیر از سورۀ توحید که در هر رکعت که خوانده شود کراهت ندارد.
مسئلۀ ۱۱۲۸ :    مکروه است انسان با یک نفس سورۀ توحید یا هم حمد و هم توحید را بخواند.
مسئلۀ ۱۱۲۹ :    اگر نمازگزار در اثنای قرائت اسم شریف حضرت محمّد را بشنود جایز و بلکه بهتر است صلوات بفرستد و با پی‌درپی بودن نماز منافات ندارد و نیز اگر کسی در وسط نماز به نمازگزار سلام کند واجب است نمازگزار جواب او را بدهد و با موالات که یکی از شرایط صحت نماز است منافات ندارد و جزئیات و چگونگی سلام و جواب آن در محل خودش خواهد آمد، انشاءاللّه.

  مسائل واجبات و ارکان نماز : رکوع

مسئلۀ ۱۱۳۰ :    واجب است انسان در هر رکعت از نمازهای واجب و مستحب بعد از حمد و سوره یا تسبیحات اربعه، به نیت رکوع به‌طور معمول به اندازه‏ای خم شود که کف دستها به سر زانو برسد و احتیاطاً دستها را بر سر زانوها بگذارد.
مسئلۀ ۱۱۳۱ :    اگر به قصد کار دیگری غیر از رکوع مثلاً برای کشتن جانور خم شود نمی‏تواند آن‎را رکوع به حساب آورد، بلکه باید بایستد و دوباره برای رکوع خم شود و به سبب این عمل رکن زیاد نشده و نماز باطل نمی‏شود.
مسئلۀ ۱۱۳۲ :    کسی‌که دستها یا زانوانش با دیگران فرق دارد، مثلاً کوتاه یا بلندتر است، واجب است به اندازة معمول دیگران خم شود به گونه‏ای که عرفاً گفته شود رکوع کرده است.
مسئلۀ ۱۱۳۳ :    کسی‌که نشسته نماز می‏خواند، واجب است برای رکوع به اندازه‏ای خم شود که اگر ایستاده رکوع می‏کرد به همان‏ اندازه خم می‏شد و بهتر آنست که به اندازه‏ای خم شود که صورتش به محل سجده نزدیک شود، امّا کسی که خوابیده نماز می‏خواند و نمی‏تواند خم بشود، باید برای رکوع و سجده اشاره کند و اشارۀ سجده در صورت امکان بیشتر از اشارۀ رکوع باشد.
مسئلۀ ۱۱۳۴ :    اگر کسی بدون تکیه به چیزی نتواند رکوع کند واجب است به چیزی تکیه کرده و رکوع کند و اگر با تکیه به چیزی هم نتوانست به اندازة متعارف رکوع خم شود لازم است هر اندازه می‏تواند برای رکوع خم شود و برای رکوع اشاره هم بکند و اگر نتواند حتّی با تکیه بر چیزی بایستد و برای رکوع خم شود، واجب است در صورت امکان هنگام رکوع بنشیند و در حال نشسته به رکوع برود و بهتر است نماز دیگری نیز در حال قیام بخواند و در همان حال به رکوع با سر اشاره کند.
مسئلۀ ۱۱۳۵ :    کسی‌که در حال قیام می‏تواند به رکوع برود و با سر اشاره کند و توان خم شدن ندارد، ولی در حال نشسته می‏تواند اندکی خم بشود، واجب است نماز را در حالت ایستاده بخواند و بنا بر احتیاط نماز دیگری نیز بخواند و در موقع رکوع بنشیند و هر قدر می‏تواند برای رکوع خم شود.
مسئلۀ ۱۱۳۶ :    کسی‌که برای رکوع خم شده است، اگر بعد از رسیدن به حد رکوع و آرام گرفتن بدن، سر از رکوع بردارد و دوباره به قصد رکوع خم شود، نمازش باطل است و باید اعاده کند.
مسئلۀ ۱۱۳۷ :    کسی‌که برای رکوع واجب است با سر اشاره کند، اگر نتواند اشاره کند، باید به نیت رکوع چشمها را برهم بگذارد و به نیت برخاستن از رکوع آنها را بازکند و اگر از این هم ناتوان باشد باید در قلب نیت رکوع کند و ذکرش را بگوید.
مسائل و توضیحات مربوط به ذکر رکوع، در بند هفتم از واجبات نماز (ذکر رکوع و سجود) خواهد آمد.
مسئلۀ ۱۱۳۸ :    بعد از اتمام ذکر رکوع واجب است راست بایستد و بعد از آنکه بدن آرام گرفت و مطمئن شد به سجده رود و اگر عمداً قبل از ایستادن یا قبل از آرام گرفتن بدن به سجده رود، نمازش باطل است.
مسئلۀ ۱۱۳۹ :    برای نمازگزاری که رکوع را فراموش کند، دو حالت متصور است یکی اینکه قبل از رسیدن به سجده یادش بیاید، پس واجب است بایستد و به نیت رکوع خم شود و رکوعش را بجا بیاورد و اگر از حالت خمیده بدون راست شدن به رکوع برگردد نمازش باطل است، حالت دوّم اینست که بعد از رسیدن پیشانی به زمین یا بعد از سجدۀ اول و قبل از شروع سجدۀ دوم یادش بیاید، در این‎صورت نیز باید برگردد و بایستد و به رکوع برود و بعد از اتمام نماز برای سجدۀ زیادی دو سجدۀ سهو بجا آورد و بنا بر احتیاط نماز را دوباره بخواند و اگر بعد از ورود به سجدۀ دوم یادش بیاید که رکوع را فراموش کرده، نمازش باطل است.
مسئلۀ ۱۱۴۰ :    اگر پیش از آنکه به مقدار رکوع خم شود و بدن آرام گیرد عمداً ذکر رکوع را بگوید، در صورتی که به همین ذکر اکتفا کند نمازش به دلیل عدم اتیان ذکر بر وجه صحیح، باطل است و اگر آن‎را دوباره به قصد قربت مطلقه بگوید ظاهراً نمازش صحیح است و دلیلی بر بطلان آن وجود ندارد، ولی اگر دوباره به قصد همان ذکر رکوع، در حال آرامش بدن ذکر را بگوید بنا بر احتیاط واجب نمازش را تمام کرده و دوباره بخواند.
مسئلۀ ۱۱۴۱ :    اگر موقع گفتن ذکر واجب بدون اختیار یا اشتباهاً به قدری حرکت کند که بدن از حالت آرامش خارج شود، واجب است پس از آرام گرفتن بدن، احتیاطاً آن ذکر را دوباره به قصد قربت مطلقه یعنی بدون نیت وجوب یا استحباب بخواند و نمازش صحیح است و اگر حرکتش اندک باشد خللی به نماز وارد نمی‏کند.
مسئلۀ ۱۱۴۲ :    اگر به سبب بیماری و مانند آن نتواند به اندازة ذکر رکوع در رکوع بماند، چنانچه بتواند پیش از آنکه از حد رکوع بیرون آید ذکر را بگوید واجب است در آن حال بگوید و اگر این مقدار را نیز نتواند در رکوع بماند و ذکر بگوید، لازم است احتیاطاً در حال برخاستن سه مرتبه «سُبْحَانَ اللَّهِ» بگوید تا یقین کند که حداقل یکی از تسبیحات را در حال رکوع گفته است.
مسئلۀ ۱۱۴۳ :    اگر قبل از تمام شدن ذکر واجب عمداً سر از رکوع بردارد، نمازش باطل است، ولی اگر سهواً باشد، دو صورت دارد:
۱- پیش از آنکه از حال رکوع خارج شود یادش بیاید که ذکر رکوع را تمام نکرده، در این صورت واجب است در حال آرامش بدن ذکر رکوع را بگوید.
۲- بعد از خارج شدن از حال رکوع یادش بیاید، در این صورت نمازش صحیح است و بنا بر احتیاط دو سجدۀ سهو برای فراموش کردن ذکر بگوید.

  مسائل واجبات و ارکان نماز : مستحبّات رکوع

مسئلۀ ۱۱۴۴ :    نمازگزار مستحب است:
۱- قبل از رفتن به رکوع در حالی که راست ایستاده تکبیر بگوید.
۲- هنگام گفتن تکبیر دستها را تا بناگوش بلند کند مانند آنچه در تکبیرة‎الاحرام گذشت.
۳- در حال رکوع پشت را صاف و گردن را بکشد و مساوی پشت نگاه دارد.
۴- در حال رکوع میان دو قدم را نگاه کند.
۵- کف دستها را روی زانوها بگذارد به‌طوری‎که انگشتانش باز باشند و دست راست را روی زانوی راست و دست چپ را روی زانوی چپ بگذارد.
۶- قبل از گفتن ذکر رکوع یا بعد از آن صلوات بفرستد.
۷- ابتدا دست راست را بر زانوی راست بگذارد.
۸- بازوها را به هم نچسباند و مانند دو بال باز نگهدارد.
۹- قبل از گفتن ذکر «سُبْحَانَ رَبِّی الْعَظِیمِ وَ بِحَمْدِهِ» این ذکر را بگوید: «أَللَّهُمَّ لَک رَکعْتُ وَ لَک أَسْلَمْتُ وَ بِک آمَنْتُ وَ عَلَیک تَوَکلْتُ وَ أَنْتَ رَبِّی، خَشَعَ لَک سَمْعِی وَ بَصَرِی وَ شَعْرِی وَ بَشَرِی وَ لَحْمِی وَ دَمِی وَ مُخِّی وَ عَصَبِی وَ عِظَامِی وَ مَا أَقَلَّتْ قَدَمَای غَیرَ مُسْتَنْکفٍ وَ لاَ مُسْتَکبِرٍ وَ لاَ مُسْتَحْسِرٍ».
۱۰- بعد از رکوع برخیزد و راست بایستد و در حال آرامش بگوید: «سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ» و در ادامه این‎طور بگوید: «أَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ، أَهْلَ الْجَبَرُوتِ وَ الْکبْرِیاءِ وَ الْعَظَمَۀ، أَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ» و دستها را از زانو بالاتر بگذارد.
۱۱- زنها در رکوع دستها را از زانو بالاتر بگذارند و زانوها را طوری عقب ندهند که برآمدگی باسنهایشان آشکار گردد و مردها بهتر است زانوها را به عقب بدهند.

  مسائل واجبات و ارکان نماز : سجود

مسئلۀ ۱۱۴۵ :    نمازگزار باید در هر رکعت از نمازهای واجب یا مستحب بعد از رکوع دو سجده بجا بیاورد؛ سجده آنست که پیشانی، کف دو دست، سر دو زانو و سر دو انگشت بزرگ پاها را روی زمین قرار دهد.
مسئلۀ ۱۱۴۶ :    در هر رکعت دو سجده با هم یک رکن به حساب می‏آیند، پس اگر نمازگزار در یک رکعت نماز واجب عمداً یا به سبب فراموشی دو سجده را ترک یا دو سجده اضافه کند، نمازش باطل است.
مسئلۀ ۱۱۴۷ :    اگر عمداً یک سجده کم و زیاد کند نماز باطل می‏شود؛ اگر سهواً یک سجده کم کند دو صورت دارد:
الف- وقتی که قبل از رسیدن به رکوع رکعت بعد یادش بیاید، واجب است برگردد و قضای آن سجده را بجای آورد و احتیاطاً برای هر ایستادن و ذکر زیادی دو سجدۀ سهو بجای آورد.
ب- بعد از رسیدن به رکوع رکعت بعد یادش بیاید که در این صورت واجب است بعد از نماز قضای آن سجده را انجام دهد و دو سجدۀ سهو نیز بجای آورد.
ولی اگر سهواً یک سجده اضافه کند چه قبل از رکوع رکعت بعد یادش بیاید یا بعد از آن، نمازش صحیح است و برای اضافه شدن یک سجده دو سجدۀ سهو بجای آورد، کیفیت و چگونگی سجدۀ سهو بعداً بیان خواهد شد.
مسئلۀ ۱۱۴۸ :    لازم نیست تمام پیشانی روی زمین قرار گیرد بلکه به اندازه‏ای که عرفاً سجده گفته شود کفایت می‏کند و بنا بر احتیاط جای سجده از یک بند انگشت کمتر نباشد و بهتر است به مقدار یک درهم باشد و اگر همین مقدار متفرِّق بود، ولی مانند دانه‏های تسبیح به هم اتصال داشت اشکالی ندارد.
مسئلۀ ۱۱۴۹ :    اگر پیشانی را عمداً یا سهواً بر زمین نگذارد، سجده نکرده است حتّی اگر جاهای دیگر به زمین برسد، ولی اگر پیشانی را به زمین بگذارد و اشتباهاً جای ‏دیگر را به زمین نرساند یا ذکر نگوید، سجده صحیح است.
مسئلۀ ۱۱۵۰ :    اگر نمازگزار به سبب بیماری و مانند آن نتواند در سجده آرام بگیرد، نمازش صحیح است، ولی باید قبل از آنکه از حالت سجده خارج شود ذکر واجب سجده را بگوید.
مسئلۀ ۱۱۵۱ :    اگر پیش از آنکه پیشانی به زمین برسد و بدن آرام بگیرد عمداً ذکر سجده را بگوید یا قبل از آنکه ذکر سجده تمام شود عمداً سر از سجده بردارد، در هر دو صورت نمازش باطل است.
مسئلۀ ۱۱۵۲ :    اگر قبل از آنکه پیشانی به زمین برسد اشتباهاً ذکر سجده را بگوید، چنانچه پیش از سر برداشتن از سجده بفهمد باید دوباره در حال آرام بودن ذکر سجده را بگوید و چنانچه بعد از آنکه سر از سجده برداشت بفهمد، نمازش صحیح است.
مسئلۀ ۱۱۵۳ :    اگر نمازگزار در حال سجده یکی از اعضای هفت‎گانه بدن را عمداً از زمین بردارد، نمازش باطل است، ولی موقعی که مشغول ذکر نیست، اگر غیر از پیشانی، اعضای دیگر را بردارد و دوباره بر زمین بگذارد، اگر ذکر را در حال آرامش بگوید، اشکال ندارد.
مسئلۀ ۱۱۵۴ :    اگر در سجدۀ اول مهر به پیشانی نمازگزار بچسبد و با همان حال به سجده برود، اشکال دارد؛ اگر در سجدۀ اول پیشانی با خاک آلوده شده است در صورتی‏که حایل و مانع باشد، واجب است برای سجدۀ دوم خاک را برطرف کند، اگر حایل نیز محسوب نشود، بهتر است پاک کند.
مسئلۀ ۱۱۵۵ :    اگر نمازگزار در سجده بفهمد چیزی مانند موی سر و چادر یا هر چیز دیگری میان پیشانی و مهر فاصله ‏انداخته است، برای رفع آن نمی‏تواند پیشانی را بلند کند بلکه واجب است هر طوری که امکان دارد چیزی را که فاصله ‏انداخته برطرف کند.
مسئلۀ ۱۱۵۶ :    محل پیشانی نمازگزار نباید از جای زانوها و بنا بر احتیاط از جای سرانگشتان پا بیش از حدود چهار انگشت بسته، پست‏تر یا بلندتر باشد، همچنین در زمین شیب‎داری که میزان سراشیبی آن معلوم نیست، احتیاط واجب آنست که محل پیشانی نمازگزار از جای انگشتان پا و سر زانوهای او از این مقدار پست‏تر یا بلندتر نباشد.
مسئلۀ ۱۱۵۷ :    واجب است بین آن چیزی که پیشانی بر آن قرار می‏گیرد و خود پیشانی مانعی وجود نداشته باشد چه آن چیز مُهر باشد یا هر چیزی که سجده به آن صحیح است. بنابراین اگر مهر آن‎قدر چرک باشد که در حقیقت پیشانی روی آن قرار نگیرد بلکه روی چرک و مانع قرار گیرد، سجده بر آن باطل است، ولی اگر تنها رنگ مهر تغییر کند و عرفاً مانع به حساب نیاید، سجده اشکال ندارد.
مسئلۀ ۱۱۵۸ :    محل سجده واجب است پاک باشد، ولی اگر مثلاً مهری را که پاک و خشک است روی فرش نجس بگذارد یا یک طرف مهر پاک و طرف دیگر آن نجس باشد و به طرف پاک سرایت نکند، گذاشتن پیشانی روی طرف پاک اشکال ندارد و سجده بر آن صحیح است.
مسئلۀ ۱۱۵۹ :    در سجده باید کف دستها روی زمین قرار گیرد، ولی در حال ناچاری پشت دستها هم مانعی ندارد و اگر آن هم ممکن نشد باید مچ دست را بگذارند و اگر آن هم نشد باید تا آرنجها هر جایی را که می‏توانند روی زمین بگذارند و در صورت غیرممکن بودن این حالت گذاشتن بازو کافی است.
مسئلۀ ۱۱۶۰ :    در سجده باید سر دو انگشت بزرگ هر دو پا روی زمین قرار گیرد و اگر روی دو انگشت بزرگ یا زیر آنها یا انگشتهای دیگر یا روی پا یا به علت بلند بودن ناخن، سر شست بر زمین نرسد، نماز باطل است و کسی که به علت ندانستن مسئله نمازهای خود را این‎گونه خوانده است، چنانچه در یادگیری کوتاهی کرده باشد، به احتیاط واجب باید اعاده کند.
مسئلۀ ۱۱۶۱ :    اگر به‌طور غیر معمول سجده شود، مثلاً سینه و شکم به زمین بچسبند یا پاها را دراز کند و هفت عضو سجده به زمین برسد، چنانچه عنوان سجده صدق کند اظهر آنست که نماز صحیح است هر چند بهتر است اعاده شود، ولی اگر طوری غیر متعارف باشد که سجده به آن صدق نکند، باید نمازها را اعاده کند.
مسئلۀ ۱۱۶۲ :    چنانچه در پیشانی زخم یا مانند آن باشد، اگر ممکن است باید با قسمت سالم پیشانی سجده کند و اگر زخم تمام پیشانی را فرا گرفته باشد به‌طوری‎که هیچ جای آن‎را نتواند روی زمین بگذارد، باید با یکی از دو طرف پیشانی سجده کند و بنا بر احتیاط واجب ابرو را هم روی زمین بگذارد هر چند به تکرار نماز باشد و بنا بر احتیاط طرف راست را بر طرف چپ مقدّم بدارد و اگر ممکن نیست با چانه و بینی وگرنه با هر جایی از صورت که ممکن است سجده کند و اگر با هیچ جایی از صورت نیز ممکن نیست، با جلوی سر سجده کند.
مسئلۀ ۱۱۶۳ :    کسی که نمی‏تواند پیشانی را روی زمین بگذارد واجب است آن مقدار که می‏تواند خم شود و مهر یا هر چیز دیگری که سجده بر آن صحیح است را بر جای ‏بلندی قرار دهد و پیشانی را روی آن بگذارد به‌طوری‎که عرفاً بگویند سجده کرده است، ولی باید کف دستها، زانوها و انگشتان پا را به‌طور معمول بر زمین بگذارد؛ اگر نمی‏تواند خم شود باید برای سجده بنشیند و با سر اشاره کند و اگر نتواند با چشمها اشاره کند و در هر دو صورت احتیاط واجب آنست که اگر می‏تواند به قدری مهر را بلند کند که پیشانی را بر آن بگذارد و تا ممکن است کف دستها و زانوها و انگشتان پا را بر زمین بگذارد و اگر با سر یا چشمها نمی‏تواند اشاره کند، باید در قلب خود نیت سجده کند و بنا بر احتیاط واجب با دست و مانند آن برای سجده اشاره کند.
مسئلۀ ۱۱۶۴ :    کسی که نمی‏تواند بنشیند باید ایستاده نیت سجده کند و چنانچه می‏تواند برای سجده با سر و اگر نمی‏تواند با چشمها اشاره کند و اگر این را هم نمی‏تواند در قلب نیت سجده کند و بنا بر احتیاط واجب با دست و مانند آن برای سجده اشاره کند.
مسئلۀ ۱۱۶۵ :    اگر پیشانی بدون اختیار از جای سجده بلند شود اگر ممکن است نباید دوباره به جای سجده برساند، چه ذکر سجده را گفته باشد چه نگفته باشد و اگر نتواند سر را نگاه دارد و بی‎اختیار دوباره به جای سجده برسد روی هم یک سجده حساب می‏شود و اگر ذکر نگفته باشد باید به قصد قربت مطلقه یعنی به قصد تقرب به خداوند و بدون نیت وجوب و استحباب بگوید.
مسئلۀ ۱۱۶۶ :    جاهایی که لازم است تقیه کند می‏تواند بر فرش و مانند آن سجده کند و لازم نیست برای خواندن نماز جای دیگری برود و اگر بتواند بر چیزی سجده کند که سجده بر آن صحیح است مانند حصیر، سنگ، فرش، خاک و مانند اینها در صورتی که به زحمت نیفتد و موجب وهن مذهب نیز نشود، نباید بر چیزی سجده کند که در فقه امامیه گفته شده که سجده بر آنها صحیح نیست.
مسئلۀ ۱۱۶۷ :    محل سجده باید آرام و مستقر باشد، بنابراین سجده کردن بر چیزی که بدن روی آن آرام نمی‏گیرد باطل است، ولی اگر روی تشک یا چیز دیگری که بعد از سرگذاشتن و مقداری پایین رفتن آرام می‏گیرد سجده کند اشکال ندارد.
مسئلۀ ۱۱۶۸ :    در هر رکعت از نماز که تشهّد ندارد بهتر است بعد از سجدۀ دوم قدری بی‎حرکت بنشیند و سپس برخیزد.
مسئلۀ ۱۱۶۹ :    سجده کردن به غیر خداوند متعال حرام است و اینکه بعضی افراد در مقابل قبور ائمّۀ معصومین پیشانی بر زمین می‏گذارند فقط در صورتی‏اشکال ندارد که برای خدا و شکر او باشد.

  چیزهایی که سجده بر آنها صحیح است

مسئلۀ ۱۱۷۰ :    سجده بر زمین و چیزهای غیر خوراکی و پوشاکی که از زمین می‏رویند مانند چوب و برگ درخت صحیح است، گرچه مانند علف و کاه خوراک حیوانات باشد، ولی سجده بر موادی که مصرف خوردنی و پوشیدنی برای انسان دارند، مانند گندم، جو، نان و نیز بر مواد معدنی مانند طلا، نقره، شیشه، عقیق، فیروزه و مانند اینها باطل است؛ همچنین سجده بر چیزهایی که از نفت گرفته می‏شوند صحیح نیست.
مسئلۀ ۱۱۷۱ :    سجده بر سنگهای معدنی مانند مرمر، سنگهای سیاه، سنگ آهک، سنگ گچ و خاکهای معدنی مانند خاک رس و سرامیک صحیح است، ولی بهتر است در حال اختیار به گچ پخته و آجر و کوزۀ گلی و مانند آن سجده نکند.
مسئلۀ ۱۱۷۲ :    سجده بر گَلهایی که خوراکی نیستند صحیح است، ولی احتیاط لازم آنست که به گُلهایی که داروی خوراکی به شمار می‏روند و از زمین می‏رویند مانند گل بنفشه و گاوزبان، نیز سجده نکنند.
مسئلۀ ۱۱۷۳ :    احتیاط واجب آنست که به درخت مو و انگور در صورتی که خشک نشده باشد سجده نکنند.
مسئلۀ ۱۱۷۴ :    سجده بر کاغذ اشکال ندارد، گرچه از پنبه و مانندآن ساخته شده باشد.
مسئلۀ ۱۱۷۵ :    بهترین چیز برای سجده کردن تربت حضرت سیدالشّهداء، بعد از آن خاک، سنگ و بعد از آن گیاه است.
مسئلۀ ۱۱۷۶ :    اگر نمازگزار چیزهایی را که سجده بر آنها صحیح است ندارد یا دارد، ولی به دلیل سرما یا گرمای زیاد و مانند اینها نمی‏تواند بر آنها سجده کند، بر پنبه یا کتان رشته نشده می‏تواند سجده کند و اگر نبود، می‏تواند بر قیر و مواد معدنی دیگر سجده کند و اگر اینها هم نبود می‏تواند بر لباس خود سجده کند و اگر لباس هم نبود بر پشت دست سجده کند و در صورت داشتن لباس کتانی و پنبه‏ای و البسۀ دیگر ظاهراً لباس کتان و پنبه بر دیگر لباسها مقدّم است.
مسئلۀ ۱۱۷۷ :    سجده بر خاک و گِل سست که پیشانی بر آنها مستقر و آرام نمی‏گیرد باطل است و اگر پیشانی بر روی آنها آرام بگیرد اشکال ندارد.
مسئلۀ ۱۱۷۸ :    اگر هنگام نماز چیزی که بر آن سجده صحیح است را گم کند و چیز دیگری از آن قبیل در اختیار نداشته باشد، چنانچه وقت تنگ است باید به ترتیبی که در مسئلۀ ۱۱۷۶ گفته شد عمل کند و اگر وقت وسعت دارد بنا بر احتیاط نماز را به ترتیبی که در مسئلۀ مذکور قبل گفته شد تمام کند و آن‎را دوباره بخواند.
مسئلۀ ۱۱۷۹ :    چنانچه هنگام سجده متوجّه شود پیشانی را بر چیزی گذاشته که سجده بر آن باطل است، اگر ممکن بود باید پیشانی را بدون بلند کردن سر بر روی چیزی‏که سجده بر آن صحیح است بکشد. اگر وقت تنگ بوده و ممکن نباشد بنا بر احتیاط بر هر چه ممکن است از سنگهای معدنی، لباس و غیر آنها سجده کند و نماز را تمام کند و بعد اعاده کند. اگر وقت وسعت داشت می‏تواند نماز را بشکند و آن‎را صحیح اعاده کند و بهتر است طبق مسئلۀ ۱۱۷۶ عمل کند.
مسئلۀ ۱۱۸۰ :    اگر بعد از سجده و بلند کردن سر بفهمد پیشانی بر چیزی گذاشته است که سجده بر آن باطل است، بنا بر احتیاط واجب یک سجده بر چیزی که سجده بر آن صحیح است انجام دهد و نماز را هم دوباره بخواند.

  مسائل واجبات و ارکان نماز : ذکر رکوع و سجود

مسئلۀ ۱۱۸۱ :    نمازگزار واجب است در رکوع بعد از آنکه بدنش آرام گرفت ذکر بگوید و ظاهر آنست که هر ذکری که شامل تسبیح، تحمید، تهلیل و تکبیر باشد کفایت می‏کند و اگر بخواهد «سُبْحَانَ اللَّهِ»  را بگوید کمتر از سه مرتبه نگوید و اگر غیر از «سُبْحَانَ اللَّهِ» را بگوید، کمتر از سه مرتبه «سُبْحَانَ اللَّهِ» و یا یک مرتبه «سُبْحَانَ رَبِّی الْعَظِیمِ وَ بِحَمْدِهِ» ، نباشد و در حال ضرورت یک «سُبْحَانَ اللَّهِ» کافی است و اختیار تسبیح با کیفیتی که بیان شد مطابق با احتیاط است.
مسئلۀ ۱۱۸۲ :    مستحب است نمازگزار در ذکر رکوع اگر «سُبْحَانَ رَبِّی الْعَظِیمِ وَ بِحَمْدِهِ» را انتخاب می‏کند، سه یا پنج یا هفت مرتبه یا بیشتر و به صورت فرد بگوید.
مسئلۀ ۱۱۸۳ :    ذکر رکوع و سجود باید دنبال هم و به عربی صحیح گفته شود، همچنین باید به مقدار ذکر واجب، بدن آرام باشد و ذکر مستحب را نیز اگر به قصد ذکری که برای رکوع دستور داده‏اند بگوید، بنا بر احتیاط واجب آرام بودن بدن لازم است.
مسئلۀ ۱۱۸۴ :    واجب است که نمازگزار در حالت سجده هم ذکر بگوید و همان‎طور که در رکوع گذشت گفتن هر نوع ذکر که شامل تسبیح، تهلیل، تحمید و تکبیر باشد کافی است و احتیاط آنست که اگر «سُبْحَانَ اللَّه» را در سجده بخواهد بگوید، سه مرتبه تکرار کند و اگر غیر از آن بخواهد ذکر دیگری بگوید باید از مقدار سه مرتبه «سُبْحَانَ اللَّه» یا یک مرتبه «سُبْحَانَ رَبِّی الْأَعْلَی وَ بِحَمْدِهِ»  کمتر نباشد و اگر ذکر اخیر را بخواهد بگوید مستحب است سه، پنج، هفت یا بیشتر به صورت فرد بگوید و در حال بیماری یک‎بار «سُبْحَانَ اللَّه» گفتن کفایت می‏کند.
مسئلۀ ۱۱۸۵ :    ذکر سجده را باید پشت سر هم و به عربی صحیح بگوید و واجب است به اندازۀ ذکر واجب بدن آرام و مستقر باشد، در اذکار مستحبی نیز اگر به قصد ورود و ذکری که برای سجده و محلّ خاص دستور داده شده است گفته شود احتیاط لازم آنست که بدن آرام و مستقر باشد.
مسئلۀ ۱۱۸۶ :    بعد از تمام شدن ذکر سجدۀ اول واجب است سر از سجده بردارد و بنشیند و پس از آنکه بدن به‌طور کامل آرام گرفت دوباره سجده کند.
مسئلۀ ۱۱۸۷ :    مستحب است بعد از آنکه از سجدۀ اول برخاست و بدن آرام گرفت، تکبیر گفته و بعد بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ إِلَیهِ».

  مستحبات و مکروهات سجده

مسئلۀ ۱۱۸۸ :    چند چیز در سجده مستحب است، از جمله:
۱ – کسی که ایستاده نماز می‏خواند، بعد از آنکه سر از رکوع برداشت و کسی که نشسته نماز می‏خواند بعد از آنکه کاملاً نشست، برای رفتن به سجده، «أَللَّهُ أَکبَرُ» بگوید و دستها را برای تکبیر بلند کند.
۲- موقع رفتن به سجده، مرد ابتدا دستها و زن ابتدا زانوها را بر زمین قرار دهد.
۳- بینی را نیز بر مهر یا چیزی که سجده بر آن صحیح است بگذارد.
۴- در سجده دعا کند و از خدا حاجت بخواهد و مستحب است این دعا را بخواند: «یا خَیرَ الْمَسْئُولِینَ وَ یا خَیرَ الْمُعْطِینَ، أُرْزُقْنِی وَ ارْزُقْ لِعَیالِی مِنْ فَضْلِک، إِنَّک ذُو فَضْلٍ عَظِیمٍ»
۵- در حال سجده انگشتان را به هم بچسباند و در برابر صورت بگذارد به‌طوری‎که سر آنها رو به قبله باشد.
۶- بعد از سجده بر ران چپ بنشیند و روی پای راست را بر کف پای چپ بگذارد.
۷- هنگامی که پس از هر سجده نشست و بدنش آرام گرفت، «أَللّهُ أَکبَر» بگوید و دستها را برای تکبیر بلند کند.
۸- هنگامی که بعد از سجدۀ اول بدنش آرام گرفت «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ إِلَیه» بگوید.
۹- برای رفتن به سجدۀ دوم در حال آرامی بدن دستها را بلند کند و أللّهُ أکبَر بگوید.
۱۰- سجده را طول دهد و در سجده صلوات بفرستد.
۱۱- پس از سجده در حال نشستن دستها را روی رانها بگذارد.
۱۲- هنگام برخاستن دستها را بعد از زانوها از زمین بردارد.
۱۳- در حال برخاستن برای قیام «بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ أَقُوُمُ وَ أَقْعُد»  بگوید. البته برای سجده مستحبات دیگری هم وجود دارد که به تفصیل در دیگر کتابهای فقهی آمده است.
مسئلۀ ۱۱۸۹ :    خواندن قرآن در سجده مکروه است و نیز فوت کردن بر محل سجده برای برطرف کردن گرد و غبار و همچنین تکیه کردن در حال نشستن بر باسنها و بلند کردن ساقهای پا مکروه است. اگر در حال فوت کردن دو حرف از دهان خارج شود نماز باطل است و مکروهات دیگری نیز هست که درکتب فقهی آمده است.

  سجدۀ واجب در قرآن

مسئلۀ ۱۱۹۰ :    در هر یک از چهار سورۀ سجده (۳۲)، فُصّلت (۴۱)، نجم (۵۳)، علق (۹۶) یک آیۀ سجده وجود دارد، هرگاه انسان یکی از این چهار آیه را بخواند یا به آن گوش دهد باید فوراً سجده کند و اگر فراموش کرد هر وقت یادش آمد باید سجده کند. نیز اگر گوش ندهد، ولی بی‌اختیار به گوش او بخورد بنا بر احتیاط سجده کند.
مسئلۀ ۱۱۹۱ :    اگر آیۀ سجده را از بچه‏ای که خوب و بد را نمی‏فهمد یا از کسی که قصد خواندن قرآن ندارد یا از رادیو یا ضبط صوت، ولو به صورت قهری شنید، بنا بر احتیاط واجب سجده کند، ولی اگر گوش بدهد، واجب است سجده کند.
مسئلۀ ۱۱۹۲ :    اگر هنگام خواندن یکی از آیات سجده از دیگری هم بشنود، بنا بر احتیاط واجب دو سجده بجای آورد.
مسئلۀ ۱۱۹۳ :    در بجای آوردن سجدۀ واجب قرآنی وضو، غسل، رو به قبله بودن، پاک بودن بدن و لباس شرط نیست، ولی باید جای او غصبی نباشد و پیشانی را روی چیزی که سجده بر آن صحیح است بگذارد و بنا به احتیاط واجب جای پیشانی او از محل زانوها و سر انگشتان، بیش از چهار انگشت بسته بلندتر نباشد و بنا بر احتیاط باید جای پیشانی پاک و نیز عورت پوشیده باشد، همچنین باید لباس او در صورتی که سجده کردن تصرف در آن باشد، غصبی نباشد.
مسئلۀ ۱۱۹۴ :    سجدۀ قرآنی تشهّد، سلام و تکبیر افتتاحیه ندارد، ولی هنگامی که سر از سجده برمی‎دارد، مستحب است احتیاطاً تکبیر بگوید.
مسئلۀ ۱۱۹۵ :    سجدۀ قرآنی وقتی واجب می‏شود که خود آیات سجده را بخواند یا گوش کند، ولی اگر ترجمۀ آیات سجده را بخواند یا بشنود، سجده واجب نیست.
مسئلۀ ۱۱۹۶ :    در سجدۀ واجب قرآنی، واجب است به‌طوری عمل کند که عرفاً بگویند سجده کرده است و بنا بر اقوی‏ ذکر هم واجب نیست، گرچه بهتر است ذکری گفته شود و بهتر است بگوید: «لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ حَقّاً حَقّاً، لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ إِیمَاناً وَ تَصْدِیقاً، لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ عُبُودِیۀً وَ رِقّاً، سَجَدْتُ لَک یا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً لاَ مُسْتَنْکفاً وَ لاَ مُسْتَکبِراً، بَلْ أَنَا عَبْدٌ ذَلِیلٌ ضَعِیفٌ خَائِفٌ مُسْتَجِیرٌ.»

  مسائل واجبات و ارکان نماز : تشهّد

مسئلۀ ۱۱۹۷ :    نمازگزار باید در رکعت دوم تمام نمازهای واجب و مستحب غیر از نماز وتر که یک رکعت است و رکعت سوم نماز مغرب و رکعت دوم و چهارم نمازهای ‏چهار رکعتی بعد از سجدۀ دوم بنشیند و در حالی که بدنش آرام است بگوید: «أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِیک لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، أَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد» .
مسئلۀ ۱۱۹۸ :    کلمات تشهد باید به عربی صحیح و به‌طوری که معمول است پشت سر هم و با ترتیب گفته شود و اگر عمداً خلاف آن گفته شود نماز باطل است.
مسئلۀ ۱۱۹۹ :    اگر نمازگزار تشهد را عمداً نخواند، نمازش باطل است، ولی اگر آن‎را فراموش کند و بایستد یکی از دو صورت زیر را دارد:
الف- چنانچه قبل از رسیدن به رکوع متوجه شود باید بنشیند و تشهد را بخواند و دوباره بایستد و تسبیحات یا حمد را بخواند و بعد از سلام نماز بنا بر احتیاط برای هر یک از ایستادنهای بیجا و چیزهایی که خوانده دو سجدۀ سهو بجای آورد.
ب- چنانچه در رکوع رکعت بعد یا پس از آن متوجه شود، باید نماز را تمام کند و بعد از سلام نماز بنا بر احتیاط تشهد را قضا کند و نیز برای تشهد فراموش شده دو سجدۀ سهو بجای آورد.
مسئلۀ ۱۲۰۰ :    در تشهد چند چیز مستحب است: ۱- نشستن بر ران چپ، ۲- روی پای راست را بر کف پای چپ گذاشتن، ۳- قبل از تشهد، گفتن «أَلْحَمْدُ لِلَّه» یا بگوید: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ خَیرُ الْأَسْمَاءِ لِلَّهِ»، ۴- گذاشتن دستها بر روی رانها، ۵- چسباندن انگشتان به یکدیگر، ۶- نگاه کردن به دامان، ۷- بعد از تشهد چنانچه در رکعت آخر نباشد بگوید: «وَ تَقَبَّلْ شَفَاعَتَهُ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَه».
مسئلۀ ۱۲۰۱ :    مستحب است زنها هنگام نشستن و خواندن تشهد، رانها را به هم بچسبانند و از زمین بلند کنند.

  مسائل واجبات و ارکان نماز : سلام نماز

مسئلۀ ۱۲۰۲ :    بعد از تشهد رکعت آخر مستحب است نمازگزار در حالی که نشسته و بدنش آرام است بگوید: «أَلسَّلَامُ عَلَیک أَیهَا النَّبِی وَ رَحْمَۀُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُه»  و پس از آن واجب است بگوید: «أَلسَّلَامُ عَلَیکمْ وَ رَحْمَۀُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ»  یا بگوید: «أَلسَّلَامُ عَلَینَا وَ عَلی‏ عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِینَ» ، ولی اگر این سلام را بگوید، احتیاط مستحب آنست که بعد از آن «أَلسَّلَامُ عَلَیکمْ وَ رَحْمَۀُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُه» را هم بگوید و اگر سلام آخری را گفت از نماز خارج می‏شود و گفتن سلام دیگری لازم نیست.
مسئلۀ ۱۲۰۳ :    سلام نماز گرچه موجب خروج از نماز می‏شود، ولی آن سلامی که واجب است گفته شود جزء نماز است و واجب است به صورت عربی صحیح خوانده شود و اگر کسی عمداً سلام واجب را نگوید نمازش باطل است.
مسئلۀ ۱۲۰۴ :    اگر سلام واجب نماز را فراموش کند و پس از اندک زمانی یادش بیاید یکی از سه حالت زیر پیش می‏آید:
الف- اگر صورت نماز به هم نخورده و کاری که با نماز منافات دارد انجام نداده باشد، سلام را بگوید و نمازش صحیح است.
ب- اگر کاری که فقط عمدی آن نماز را باطل می‏کند، اشتباهاً انجام داده، مثلاً حرف زده باشد، سلام نماز را بگوید و دو سجدۀ سهو نیز بجا آورد.
ج- اگر کاری که عمدی و سهوی آن نماز را باطل می‏کند انجام داده، مثلاً پشت به قبله کرده است، اگر چه اقوی‏ آنست که نمازش صحیح است و لیکن بهتر است دو سجدۀ سهو بجا آورد و نماز را دوباره بخواند.
مسئلۀ ۱۲۰۵ :    گفتن سلام واجب نمازگزار موجب خروج نمازگزار از نماز می‏شود چه نیت خروج داشته باشد یا نه، ولی احتیاط آنست که سلام واجب را به قصد عدم خروج نگوید.
مسئلۀ ۱۲۰۶ :    کسی که سلام نماز را بلد نیست واجب است یاد بگیرد و اگر وقت وسعت نداشته باشد، واجب است شخص دیگری سلام را به او تلقین کند و اگر آن هم امکان نداشته باشد، می‏تواند به ترجمۀ سلام اکتفا کند و اگر این هم ممکن نباشد، سلام را از قلب خود بگذراند و با دست هم اشاره کند و این حکم در مورد افراد لال نیز صادق است.
مسئلۀ ۱۲۰۷ :    نمازگزار می‎تواند به جز حمد، سوره و تسبیحات که احکام آن بیان شد، بقیۀ ذکرهای واجب یا مستحب نماز مثل تکبیرة‎الاحرام، ذکر رکوع، سجده، قنوت، تشهد و سلام را بلند یا آهسته بخواند.

۱۰

  مسائل واجبات و ارکان نماز : ترتیب

مسئلۀ ۱۲۰۸ :    ترتیب در نماز به این معناست که در تمامی واجبات نماز، آنچه را باید ابتدا بخواند، در ابتدا و آنچه را که باید در رتبۀ بعد بخواند، همه را در جای خود، مرتّب بجا آورد، بنابراین اگر کسی عمداً ترتیب نماز را به هم بزند، مثلاً حمد را بعد از سوره یا سجده را پیش از رکوع بجای آورد نمازش باطل می‏شود.
مسئلۀ ۱۲۰۹ :    اگر رکنی از نماز را فراموش کند و چیزی را که بعد از آن رکن است انجام دهد، دو صورت پیش می‏آید:
الف- اگر آنچه بعد از آن بجای آورده رکن باشد، مثلاً رکوع را فراموش کرده و دو سجده را انجام داده باشد، نمازش باطل است.
ب- اگر آنچه بعد از آن انجام داده است رکن نباشد، مثلاً قبل از آنکه دو سجده کند، تشهّد بخواند، دراین حال باید رکن را بجای آورد و آنچه که اشتباهاً پیش از آن خوانده، دوباره بخواند و بنا بر احتیاط برای هر زیاده دو سجدۀ سهو بجای آورد.
مسئلۀ ۱۲۱۰ :    اگر چیزی که رکن نیست فراموش کند و مشغول بعد از آن شود یکی از دو صورت را دارد:
الف- اگر آنچه بعد از آن بجای آورده رکن باشد، مثلاً حمد و سوره را فراموش کرده و مشغول رکوع شده باشد، نمازش صحیح است و بنا بر احتیاط واجب برای حمد و سورۀ فراموش شده، برای هر کدام، دو سجدۀ سهو انجام دهد.
ب- اگر آنچه بعد از آن بجای آورده رکن نباشد، مثلاً حمد را فراموش کرده و سوره را خوانده باشد، اگر وقتی که مشغول رکن بعد شد یادش بیاید، باید بگذرد و نماز او صحیح است و برای هر واجب فراموش شده بنا بر احتیاط واجب دو سجدۀ سهو بجای آورد و چنانچه مشغول رکن بعد نشده باشد، باید آنچه را فراموش کرده انجام دهد و بعد از آن ذکری را که اشتباهاً جلوتر خوانده، بخواند و برای هر زیاده بنا بر احتیاط واجب دو سجدۀ سهو بجای آورد.
مسئلۀ ۱۲۱۱ :    اگر سجدۀ اول را به خیال اینکه سجدۀ دوم است یا سجدۀ دوم را به خیال اینکه سجدۀ اول است بجا آورد، نمازش صحیح است و اولین سجدۀ او سجدۀ اول و دومین سجدۀ او نیز سجدۀ دوم به حساب می‏آید.

  مسائل واجبات و ارکان نماز : موالات

مسئلۀ ۱۲۱۲ :    موالات یعنی اینکه نمازگزار واجبات نماز مانند رکوع، سجود و تشهد را پشت سر هم و بدون فاصلۀ عرفی انجام دهد و چیزهایی را که در نماز می‏خواند به ‌صورتی که معمول است پشت سر هم بخواند، پس اگر موالات نماز را به هم بزند یعنی ذکرها، قرائت وکارهای نماز را پشت سر هم انجام ندهد به‌طوری‎که از صورت نماز خارج شود، نمازش باطل است.
مسئلۀ ۱۲۱۳ :    اگر در نماز به اشتباه میان حرفها یا کلمات فاصله بیندازد و فاصله به اندازه‏ای نباشد که صورت نماز به هم بخورد، ولی صورت کلمه یا قرائت یا ذکر از بین برود، چنانچه مشغول رکن بعد نشده است باید آن کلمات را دوباره به‌طور معمول بخواند، ولی اگر مشغول رکن بعد شده باشد، نمازش صحیح است، مگر در تکبیرة‎الإحرام که در صورت اختلال در تکبیرة‎الإحرام اصلاً نماز تحقق پیدا نمی‏کند.
مسئلۀ ۱۲۱۴ :    طول دادن رکوع، سجود، اذکار، ادعیه و خواندن سوره‏های بزرگ قرآن موالات را به هم نمی‏زند.

  قنوت

مسئلۀ ۱۲۱۵ :    در تمام نمازهای واجب و مستحب، پیش از رکوع رکعت دوم مستحب است قنوت خوانده شود مگر در نماز جمعه که در رکعت اوّل پیش از رکوع و در رکعت دوم بعد از رکوع خوانده می‏شود و در نماز وتر که یک رکعت است و قنوت در همان رکعت خوانده می‏شود و مستحب است پیش از رکوع خوانده شود، خواندن قنوت در نماز شفع به امّید ثواب مستحب است، در نماز آیات پنج قنوت مستحب است و در نماز عید فطر و قربان بنا بر احتیاط واجب نُه قنوت به ترتیبی که در جای خود گفته خواهد شد، خوانده می‏شود.
مسئلۀ ۱۲۱۶ :    ظاهر آنست که نمازگزار در قنوت دستها را بلند کند و به امید ثواب کف دستها را در برابر صورت، در کنار هم به سوی آسمان نگاه دارد و به جز شست، بقیۀ انگشتان را به هم بچسباند و به کف دستهای خود نگاه کند و قبل از قنوت تکبیر بگوید و در حال تکبیر دستها را بلند کند.
مسئلۀ ۱۲۱۷ :    در قنوت هر ذکری گفته شود کافی است، گرچه یک سبحان اللّه باشد و بهتر است این ذکر خوانده شود: «لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ الْحَلِیمُ الْکرِیمُ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ الْعَلِی الْعَظِیمُ، سُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْأَرَضِینِ السَّبْعِ وَ مَا فِیهِنَّ وَ مَا بَینَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ»  و این ذکر را «کلمات فرج» می‎نامند.
مسئلۀ ۱۲۱۸ :    بهتر است قنوت را با صلوات بر محمّدوآل‎محمّد شروع کرده و با صلوات نیز ختم کند و در بین این دو صلوات از خدای غفّار طلب مغفرت کند و برآورده شدن حوائج خود را از او درخواست کند.
مسئلۀ ۱۲۱۹ :    هر دعا و ذکری که در قنوت گفته می‏شود بنا بر احتیاط باید به عربی صحیح خوانده شود.
مسئلۀ ۱۲۲۰ :    مستحب است نمازگزار قنوت را بلند بخواند مگر در نماز جماعت که اگر امام جماعت صدای او را بشنود معلوم نیست بلند خواندن آن مستحب باشد.
مسئلۀ ۱۲۲۱ :    اگر کسی عمداً قنوت را نخواند قضا ندارد، ولی اگر فراموش کرده باشد اگر قبل از آنکه به اندازة رکوع خم شود یادش بیاید، مستحب است بایستد و قنوت را بخواند و اگر در رکوع یا پس از آن یادش بیاید، مستحب است پس از رکوع قضا کند و چنانچه در سجده یا بعد از آن متوجه شود، مستحب است بعد از سلام نماز آن‎را قضا کند.
مسئلۀ ۱۲۲۲ :    مستحب است انسان قنوت را طول دهد به خصوص در نماز وَتر که در حدیث پیامبر اسلام‏ آمده است، طولانی کردن قنوت موجب راحتی انسان در آخرت است.

  تعقیبات نماز

مسئلۀ ۱۲۲۳ :    تعقیبات عبارت از این است که نمازگزار بعد از تمام شدن نماز مقداری به دعا، ذکر و تلاوت قرآن و مانند اینها برای تقرّب به خداوند متعال بپردازد و بهتر است قبل از آنکه از جای خود برخیزد با وضو یا غسل یا تیمّم رو به قبله تعقیب را بخواند و لازم نیست به عربی باشد، گرچه بهتر است آنچه را در کتب ادعیه دستور داده‏اند بخواند. از تعقیبات سفارش شده، تسبیحات حضرت فاطمۀ زهرا است که به این ترتیب گفته می‏شود: سی و چهار مرتبه «أَللَّهُ أَکبَرُ»، سی و سه مرتبه «أَلْحَمْدُ لِلَّهِ» و سی و سه مرتبه «سُبْحَانَ اللَّه» و می‏توان «سُبْحَانَ اللَّه» را پیش از «أَلْحَمْدُ لِلَّه» گفت، گرچه بهتر است بعد از آن گفته شود.
مسئلۀ ۱۲۲۴ :    بهتر است که تعقیب نماز با تسبیحات حضرت زهرا بعد از هر نماز، چه واجب و چه مستحب، با تربت حضرت سیدالشهدا انجام شود و اگر تربت در دسترس نبود بهتر است با بند انگشتان دو دست گفته شود.
مسئلۀ ۱۲۲۵ :    مستحب است بعد از هر نماز سه مرتبه «أَللَّهُ أَکبَر» گفته شود و مانند دیگر تکبیرات دستها را بلند کند.
مسئلۀ ۱۲۲۶ :    مستحب است نمازگزار بعد از نماز سجدۀ شکر بجای آورد و همین‏ اندازه که پیشانی خود را به قصد شکر بر زمین گذارد کافی است، گرچه بهتر است در حال سجده صد مرتبه یا سه مرتبه و یا حدّاقل یک مرتبه «شُکراً لِلَّه» یا «شُکراً» یا «عَفْواً» بگوید، همچنین مستحب است هرگاه نعمتی به انسان می‏رسد یا بلایی از او دور می‏شود، سجدۀ شکر بجای آورد.

  صلوات بر پیامبر اکرم‏

مسئلۀ ۱۲۲۷ :    مستحب است هرگاه انسان نام مبارک حضرت رسول اکرم، مانند محمّد، احمد یا لقب و کنیۀ آن حضرت مانند مصطفی و ابوالقاسم را بر زبان آورد یا از کسی بشنود، گرچه در نماز باشد، صلوات بفرستد. هنگام نوشتن نام مبارک ایشان هم مستحب است صلوات را بنویسد و نیز بهتر است هر وقت آن حضرت را یاد می‏کند صلوات بفرستد.

  مبطلات نماز

مسئلۀ ۱۲۲۸ :    دوازده چیز نماز را باطل می‏کند که به آنها مبطلات نماز می‏گویند:
۱- یکی از شرایط صحت نماز از بین برود، مثلاً زن یا مرد لباسی را که ساتر است از دست بدهند و یا در وسط نماز معلوم شود لباسی که پوشیده‏اند غصبی بوده است.
۲- عمداً و  یا اشتباهاً و یا به سبب ضرورت و ناچاری چیزی که وضو و غسل را باطل می‏کند پیش آید مثلاً ادرار از او بیرون آید.
مسئلۀ ۱۲۲۹ :    کسانی که نمی‏توانند از بیرون آمدن ادرار یا مدفوع خود جلوگیری کنند و در نماز از آنان بیرون می‏آید، اگر طبق دستوری که در باب وضو گفته شد عمل کنند نمازشان باطل نمی‏شود و نیز اگر از زن مستحاضه در بین نماز خون خارج شود در صورتی که به دستور استحاضه رفتار کند نمازش صحیح است.
مسئلۀ ۱۲۳۰ :    کسی که بی‎اختیار خوابش برده است و نمی‏داند که آیا در نماز خوابش برده یا بعد از آن، لازم است نمازش را اعاده کند، ولی اگر تمام شدن نماز را می‏داند و شک کند که خواب در نماز بوده یا بعد از آن، نمازش صحیح است.
مسئلۀ ۱۲۳۱ :    اگر نمازگزار بداند با اختیار خوابیده است، ولی شک کند این خواب بعد از نماز بوده است یا فراموش کرده در نماز است و خوابیده، نمازش صحیح است.
مسئلۀ ۱۲۳۲ :    اگر در حال سجده از خواب بیدار شود و شک کند که در سجدۀ آخر نماز است و یا در سجدۀ شکر، اگر بداند خوابی که پیش آمده به‌طور غیر اختیاری بوده، اظهر آنست که نماز را دوباره بخواند و اگر بداند آن خواب اختیاری و عمدی بوده و احتمال دهد وقوع آن در سجدۀ آخر نماز به سبب غفلت باشد نمازش صحیح است.
۳- اگر مانند بعضی از اهل سنّت دستها را روی هم قرار دهد (تکتّف)، بنا بر احتیاط واجب نماز را دوباره بخواند.
مسئلۀ ۱۲۳۳ :    اگر نمازگزار به سبب فراموشی یا ناچاری مانند تقیه یا خارانیدن دست، دستها را روی هم بگذارد، اشکال ندارد و نمازش صحیح است.
۴- اگر به سبب اشتباه یا تقیه بعد از خواندن حمد آمین بگوید اشکال ندارد.
۵- اگر عمداً پشت به قبله کند یا به سمت راست یا چپ قبله برگردد، بلکه اگر عمداً به قدری برگردد که نگویند رو به قبله است، اگرچه به سمت راست یا چپ نرسد، نمازش باطل است.
مسئلۀ ۱۲۳۴ :    اگر به سبب اشتباه در تشخیص قبله، پشت به قبله نماز بخواند و در وقت نماز بفهمد، باید نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته باشد بنا بر احتیاط قضا کند و چنانچه اشتباهاً به طرف راست یا چپ قبله نماز بخواند و در وقت بفهمد، نماز را باید دوباره بخواند و اگر بعد از وقت بفهمد، قضا لازم نیست و اگر به طرف راست یا چپ قبله نرسیده باشد قضا لازم نیست.
مسئلۀ ۱۲۳۵ :    اگر عمداً همۀ صورت را به گونه‏ای به طرف راست یا چپ قبله برگرداند که بتواند پشت سر را ببیند، نمازش باطل است، بلکه اگر اشتباهاً نیز همین کار را انجام دهد بنا بر احتیاط واجب نماز باطل می‏شود، ولی اگر سر را کمی برگرداند، اشتباهاً یا عمداً، نمازش باطل نمی‏شود، مگر اینکه صورت او از حد استقبال خارج شود.
۶- اگر عمداً کلمه‏ای را که در نماز نیست بگوید و از آن قصد معنا کند اگرچه معنا نداشته باشد یا یک حرف باشد، بلکه اگر از آن معنایی هم قصد نکند بنا بر احتیاط واجب باید نماز را دوباره بخواند، ولی اگر اشتباهاً بگوید، نماز باطل نمی‏شود، ولی باید سجدۀ سهو بجای آورد.
مسئلۀ ۱۲۳۶ :    سرفه کردن، آروغ زدن و آه کشیدن در نماز اشکال ندارد، ولی گفتن کلماتی چون آه و آخ چنانچه عمدی باشد، نماز را باطل می‏کند.
مسئلۀ ۱۲۳۷ :    گفتن هر ذکری در تمام حالات نماز اشکال ندارد و نیز اگر کلمه‏ای مانند «أَللَّهُ أَکبَر» را به قصد ذکر بگوید و با بلند کردن صدا موقع گفتن قصد داشته باشد چیزی را به دیگری بفهماند یا به قصد ذکر بگوید، ولی فهماندن چیزی به دیگری داعی و انگیزۀ بر گفتن آن ذکر باشد اشکال ندارد و نماز باطل نمی‏شود. بلکه اقوی‏ آنست که اگر قصد ذکر بودن تبعی نباشد ولو اینکه قصد فهماندن چیزی به دیگری هم مورد قصد قرار گیرد، ولی قصد ذکر بودن آن کلمه مورد توجّه گوینده قرار گرفته باشد اشکال ندارد و نماز باطل نیست و اگر در مورد اخیر نماز را دوباره بخواند مطابق احتیاط عمل کرده است.
مسئلۀ ۱۲۳۸ :    اگر نمازگزار آیاتی از قرآن کریم را در بین نماز بخواند باید به قصد قرآن خوانده شود. پس اگر کلماتی را بخواند که مشترک میان قرآن و غیر آن باشد و از قبیل دعا هم به حساب آید، در صورتی که عمدی باشد نماز باطل است.
مسئلۀ ۱۲۳۹ :    تکرار کلمات حمد و سوره و ذکرهای نماز عمداً یا برای رعایت احتیاط ولو چند مرتبه، در صورتی که به حدّ وسواس نرسد اشکال ندارد.
مسئلۀ ۱۲۴۰ :    نمازگزار در حال نماز نباید به کسی سلام کند، ولی اگر دیگری به او سلام کند لازم است بلافاصله جواب دهد و اگر عمداً و یا به سبب فراموشی جواب نماز را به تأخیر اندازد که عرفاً جواب آن سلام به حساب نیاید، اگر در نماز باشد نباید جواب دهد و اگر در نماز نباشد لازم نیست پاسخ دهد و در صورت تأخیر عمدی گناه کرده، ولی نمازش صحیح است.
مسئلۀ ۱۲۴۱ :    نمازگزار در حال نماز بنا بر احتیاط پاسخ سلام را به گونه‏ای دهد که مطابق سلام باشد و کلمۀ سلام در اول جمله قرار گیرد مثلاً بگوید «أَلسَّلاَمُ عَلَیکُم» یا «سَلاَمٌ عَلَیکُمْ» و اگر پاسخ را «عَلَیکمُ السَّلاَم» دهد صحیح نیست و در پاسخ سلام زن بگوید «سَلاَمٌ عَلَیک»، یعنی کاف را بدون حرکت بگوید بنابراین در مفرد، جمع، معرفه و نکره بودن جواب سلام، مماثلت شرط نیست اگر چه رعایت شود بهتر است.
مسئلۀ ۱۲۴۲ :    جواب سلام را طوری بگوید که سلام کننده بشنود، ولی اگر سلام کننده ناشنوا باشد یا اینکه تند گفته و رد شده باشد، اگر انسان به‌طور معمول جواب سلام او را بدهد کافی است و بهتر است اگر می‏تواند، با حرکات لب یا اشاره بفهماند.
مسئلۀ ۱۲۴۳ :    جواب سلام واجب و فوری است؛ اگر نمازگزار عمداً جواب ندهد معصیت کرده است، ولی نماز باطل نمی‏شود.
مسئلۀ ۱۲۴۴ :    اگر کسی به جمعی سلام کند جواب سلام او بر همۀ آنان واجب است، ولی اگر یکی از آنها جواب دهد از عهدۀ بقیۀ افراد ساقط می‏شود.
مسئلۀ ۱۲۴۵ :    اگر کسی به‌طور غلط به نمازگزار سلام کند در صورتی که عرفاً سلام حساب نشود، جواب دادن واجب نیست، ولی اگر سلام حساب شود بنا بر احتیاط واجب نمازگزار هم باید به‌طور صحیح جواب دهد.
مسئلۀ ۱۲۴۶ :    در صورتی‎که سلام کننده بگوید سلام بدون علیکم یا علیک، در صورتی که نمازگزار علم داشته باشد نظر سلام کننده همان سلام معهود شرعی است که «سَلاَمٌ عَلَیکمْ» یا «أَلسَّلاَمُ عَلَیکمْ» است، واجب است به همان شکل جواب دهد و ظرف را در نیت داشته باشد، یا به صورت کامل جواب دهد «أَلسَّلاَمُ عَلَیکمْ» یا «سَلاَمٌ عَلَیکمْ».
مسئلۀ ۱۲۴۷ :    اگر زن نامحرم یا بچه‏ای که بد و خوب را می‏فهمد به نمازگزار سلام کند، بر نمازگزار واجب است که جواب سلام او را بدهد و اگر کسی به شوخی یا مسخره سلام کند جواب ندارد. اگر مرد یا زنی از اهل‎کتاب به نمازگزار سلام کنند احتیاط واجب آنست که فقط بگوید سلام یا فقط علیک.
مسئلۀ ۱۲۴۸ :    اگر فردی به عده‏ای که مشغول نمازند سلام کند و کسی که مخاطب سلام کننده نیست جواب بدهد، کفایت نمی‏کند.
مسئلۀ ۱۲۴۹ :    اگر کسی به جمعی سلام کند که آن جمع در حال نماز باشند یا نباشند، کسی که در میان ایشان مشغول نماز است، اگر شک کند، سلام کننده قصد سلام به او را نیز داشته یا نه، نباید جواب دهد، همچنین است اگر بداند قصد او را هم داشته است، ولی دیگری جواب بدهد، ولی اگر بداند قصد او را داشته است و دیگری هم جواب ندهد، باید جواب سلام را بدهد.
مسئلۀ ۱۲۵۰ :    اگر کسی به یکی از دو نفر سلام کند و آن دو نفر ندانند که سلام کننده کدام یک از آنان را قصد کرده است، در صورتی که آن دو نفر در حال نماز باشند، جواب دادن سلام بر هیچ‎یک از آنها واجب نیست و اگر در حال نماز نباشند، بنا بر احتیاط واجب هر دو باید جواب دهند.
مسئلۀ ۱۲۵۱ :    در مجالس وعظ و عزاداری که اهل منبر و تعزیه خوان در پایان به مستمعین با این عبارت سلام می‏کنند: «أَلسَّلاَمُ عَلَیکمْ وَ رَحَمْۀ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ»؛ جواب دادن از طرف مستمعین واجب است و اگر یکی از آنان جواب بدهد کفایت می‏کند.
مسئلۀ ۱۲۵۲ :    سلام کردن از امور مستحب است و در روایات اسلامی سفارش زیادی در مورد آن شده و توصیه شده است که سواره بر پیاده، ایستاده بر نشسته، کوچک‏تر بر بزرگ‎تر، جمعیت کمتر بر جمعیت بیشتر، یک نفر بر جمع، اسب سوار بر استر سوار و با الغای خصوصیت، صاحب مرکب بهتر بر آن‎کس که مَرکب نازل‏تر دارد سلام کند.
مسئلۀ ۱۲۵۳ :    مستحب است جواب دهندۀ بر سلام در غیر حال نماز، پاسخ را از خود سلام کامل‏تر بدهد مثلاً در پاسخ «سَلاَمٌ عَلَیکمْ»، بگوید «سَلاَمٌ عَلَیکمْ وَ رَحْمَۀ اللَّه» و در حال نماز بهتر است مماثلت را رعایت کند.
۷- اگر عمداً با صدا بخندد، بلکه خندۀ صدادار سهوی هم اگر انسان را از صورت نمازگزار خارج کند نماز را باطل می‏کند، ولی تبسّم و لبخند نماز را باطل نمی‏کند.
مسئلۀ ۱۲۵۴ :    اگر نمازگزار برای جلوگیری از صدای خنده به خود بپیچد و حالش دگرگون شود، مثلاً رنگش سرخ شود، اگرچه ظاهراً نمازش باطل نیست، ولی احتیاطاً نماز را دوباره بخواند.
۸- آنکه برای کار دنیایی عمداً و با صدا گریه کند و اگر به اختیار خود بی‎صدا نیز گریه کند اشکال دارد، ولی اگر بی‎صدا و بدون اختیار به گریه افتد یا برای طلب حاجت مشروع دنیایی از خدا گریه کند، اشکال ندارد و چنانچه برای ترس از خدا و آخرت گریه کند، با صدا باشد یا بی‎صدا، نه تنها اشکال ندارد بلکه از بهترین اعمال است.
۹- اگر کاری انجام دهد که انسان را از صورت نمازگزار خارج کند مثلاً کف بزند یا به هوا بپرد، چه کم و چه زیاد، عمداً یا به سبب اشتباه و فراموشی یا جهل نماز باطل است؛ ولی کاری که صورت نماز را به هم نمی‏زند، مثل اشاره کردن با دست، اشکال ندارد.
مسئلۀ ۱۲۵۵ :    اگر نمازگزار در بین نماز آن‎قدر ساکت بماند که عرفاً نگویند او نماز می‏خواند، نمازش باطل است.
مسئلۀ ۱۲۵۶ :    اگر نمازگزار در بین نماز کاری انجام دهد یا مدتی سکوت کند، ولی شک کند که صورت نماز به هم خورده یا نه، نمازش صحیح است.
مسئلۀ ۱۲۵۷ :    ملاک اصلی در باطل شدن نماز به خاطر اینست که شکل نماز به هم بخورد، بنابراین اشاره کردن با دست و کشتن موجوداتی چون عقرب، مار و برداشتن طفل و چسبانیدن وی به سینه و حتّی شیر دادن به او در موقع گریه کردن و شمارش عدد رکعتهای نماز با ریگ و شمارش عدد استغفار با تسبیح در نماز وتر اشکالی ندارد.
۱۰- خوردن و آشامیدن اگر به گونه‏ای باشد که صورت نماز را به هم بزند و نگویند نماز می‏خوانده است، عمدی باشد یا به سبب فراموشی، نماز را باطل می‏کند.
مسئلۀ ۱۲۵۸ :    اگر در بین نماز غذایی را که بین دندانها مانده فرو ببرد، نماز باطل نمی‏شود و همچنین اگر قند و شکر و مانند اینها در دهان مانده باشد و در حال نماز کم‎کم آب شود و پایین برود، برای نماز اشکال ندارد، مگر آنکه به قدری زیاد باشد که نمازگزار را از حالت نماز بیرون ببرد و در این صورت احتیاط مستحب آنست که نماز را دوباره بخواند.
۱۱- شک در شمارۀ رکعتهای نماز دو رکعتی و سه رکعتی و در دو رکعت اول از نمازهای چهار رکعتی به گونه‏ای که در شکیات نماز گفته خواهد شد، نماز را باطل می‏کند.
۱۲- اگر یکی از رکنهای نماز را اشتباهاً یا عمداً انجام ندهد یا آن‎را زیاد کند یا چیزی را که رکن نیست عمداً کم و زیاد کند نماز باطل می‎شود.
مسئلۀ ۱۲۵۹ :    اگر بعد از نماز شک کند در نماز کاری که  آن‎را باطل می‏کند انجام داده یا نه، نمازش صحیح است.

  چیزهایی که در نماز مکروه است

مسئلۀ ۱۲۶۰ :    مکروه است نمازگزار صورت خود را به طرف چپ یا راست بگرداند به گونه‏ای که از سمت قبله برنگردد و نیز مکروه است چشمها را ببندد و به طرف راست و چپ نگاه کند، با ریش و دست و سر خود بازی کند، انگشتانش را داخل هم کند، به نقش انگشتر و خطّ قرآن و کتاب نگاه کند و بخواند، در موقع خواندن حمد و سوره و گفتن اذکار سکوت کند تا حرف کسی را بشنود و اصولاً هر عملی که خضوع و خشوع را از بین ببرد کراهت دارد.
مسئلۀ ۱۲۶۱ :    هنگامی که انسان خواب‎آلود است و نیز هنگامی که از بول و مدفوع خود جلوگیری می‏کند، و همچنین پوشیدن جوراب تنگی که پا را فشار دهد مکروه است نماز بخواند. به غیر از موارد گفته شده مکروهات دیگری هم در کتابهای مفصّل ذکر شده است.

  مواردی که می‏توان نماز واجب را رها کرد

مسئلۀ ۱۲۶۲ :    شکستن و قطع کردن نماز واجب اختیاراً بنا بر احتیاط واجب جایز نیست، ولی قطع آن در موارد زیر جایز و بلکه واجب است:
۱- اگر حفظ جان خود انسان یا کسی که حفظ جان او واجب است بدون شکستن نماز ممکن نباشد.
۲- اگر حفظ مالی که نگهداری آن واجب است بدون شکستن نماز ممکن نیست، ولی شکستن نماز برای مالی که اهمّیتی ندارد مکروه است.
۳- اگر وقت نماز وسعت دارد و نمازگزار در بین نماز متوجه نجس بودن مسجد شود و طوری باشد که اگر بخواهد در بین نماز مسجد را تطهیر کند صورت نماز به هم می‏خورد، ولی چنانچه وقت تنگ یا اواخر نماز باشد به شکلی که ادامه دادن نماز به فوریت تطهیر مسجد لطمه نزند، نماز خود را تمام کند و بعد فوراً مسجد را تطهیر کند.
۴- اگر وقت نماز وسعت دارد و طلبکار در بین نماز طلب خود را مطالبه کند و نتواند در بین نماز طلب او را بدهد و در این صورت جایز است نماز را قطع کند.
مسئلۀ ۱۲۶۳ :    کسی که باید نماز را بشکند اگر نماز را تمام کند معصیت کرده، ولی نمازش صحیح است؛ اگرچه احتیاط مستحب آنست که دوباره بخواند.
مسئلۀ ۱۲۶۴ :    کسی که قبل از رسیدن به حد رکوع متوجّه شود اذان و اقامه را فراموش کرده است چنانچه وقت وسعت دارد مستحب است نماز را رها کند و پس از اذان و اقامه دوباره شروع کند و اگر پیش از قرائت یادش بیفتد که اقامه را نگفته است، مستحب است نماز را بشکند و بعد از اقامه نماز را شروع کند.

  شکیات نماز

مسئلۀ ۱۲۶۵ :    حکم ظنّ و گمان در رکعات و افعال نماز حکم علم و یقین است چه در رکعت اول باشد یا در رکعت آخر نمازهای چهار رکعتی. البتّه بهتر است که اگر ظنّ و گمان در دو رکعت اول نمازهای چهار رکعتی باشد، مطابق گمان، نماز را تمام، سپس آن‎را اعاده کند. حکم شک و گمان در نمازهای واجب یومیه و نمازهای واجب دیگر نیز به همین صورت است، مثلاً اگر در نماز آیات شک کند که یک رکعت خوانده یا دو رکعت چون شک او در نماز دو رکعتی است نماز او باطل می‏شود.
مسئلۀ ۱۲۶۶ :    اگر در ابتدا گمانش به یک طرف بیشتر باشد، ولی بعد دو طرف در نظر او مساوی شود، باید به دستور شک عمل کند و اگر در ابتدا دو طرف در نظر او مساوی‏ باشد و بنا را بر طرفی که وظیفۀ اوست بگذارد، بعد گمانش به طرف دیگر برود، باید همان طرف گمان را بگیرد و نماز را تمام کند.
مسئلۀ ۱۲۶۷ :    اگر شک او از بین برود و شک دیگری برایش پیش آید باید به دستور شک دوّم عمل کند.
مسئلۀ ۱۲۶۸ :    شکیات نماز بیست و سه قسم است، بنا بر مشهور، هشت قسم آن و بنا بر این رساله نَه قسم آن شکهایی است که نماز را باطل می‏کند. به شش قسم آن نباید اعتنا کرد و نُه قسم دیگر صحیح است و نمازگزار نماز را به ترتیبی که گفته شده تمام می‏کند اگرچه به نظر می‏رسد فروض شک منحصر به این موارد نیست.

  قسم اول: شکهایی که نماز را باطل می‏کنند

مسئلۀ ۱۲۶۹ :    شکهایی که نماز را باطل می‏کنند عبارتند از:
۱- شک در شمارۀ رکعتهای نماز واجب دو رکعتی مانند نماز صبح، نماز جمعه و نماز مسافر؛ ولی شک در شمارۀ رکعتهای نمازهای مستحبی دو رکعتی نماز را باطل نمی‏کند.
۲- شک در شمارۀ رکعتهای نماز سه رکعتی (مغرب).
۳ – در نماز چهار رکعتی شک کند که یک رکعت خوانده یا بیشتر.
۴- در نماز چهار رکعتی قبل از تمام شدن سجدۀ دوم شک کند که دو رکعت خوانده یا بیشتر.
۵- شک بین دو رکعت و پنج رکعت یا دو و بیشتر از پنج رکعت.
۶- شک بین سه رکعت و شش رکعت یا سه و بیش از شش رکعت و احتیاط در این فرض و فرض قبلی آنست که نماز را تمام کرده و دوباره بخواند.
۷- شک در رکعتهای نماز به گونه‏ای که نداند چند رکعت خوانده است.
۸- شک بین چهار رکعت و شش رکعت یا چهار و بیشتر از شش رکعت پیش از تمام شدن سجدۀ دوم؛ در این صورت طبق همان احتیاط فرض ۵ و ۶ عمل‏کند، ولی اگر بعد از سجدۀ دوم چنین شکی پیش آید بنا بر احتیاط واجب بنا را بر چهارمی‏ بگذارد و نماز را تمام‏کند و بعد از نماز دو سجدۀ سهو بجای‏آورد و نماز را هم دوباره بخواند.
۹- شک کند بین سه رکعت و پنج رکعت، نوعاً فقها متعرض این فرض نشده‏اند لکن طبق قاعده این هم از اقسام شکهایی است که موجب بطلان نماز می‏شود.
مسئلۀ ۱۲۷۰ :    اگر یکی از شکهای باطل کننده برای انسان پیش آید، نباید فوراً نماز را به هم بزند، بلکه ابتدا مقداری فکر کند و اگر شک پا برجا بود به هم زدن نماز مانعی ندارد.

  قسم دوم: شکهایی که نباید به آنها اعتنا کرد

مسئلۀ ۱۲۷۱ :    شکهایی که نباید به آنها اعتنا کرد عبارتند از:
۱- شک در چیزی که محل بجای آوردن آن گذشته باشد مثلاً در رکوع شک کند حمد را خوانده یا نه.
۲- شک بعد از سلام نماز.
۳- شک بعد از گذشتن وقت نماز.
۴- شک کسی که در نماز زیاد شک می‏کند (کثیرالشّک).
۵- شک امام در شمارۀ رکعتهای نماز با حفظ مأموم و بالعکس.
۶- شک در نمازهای مستحبی.
مسئلۀ ۱۲۷۲ :    اگر نمازگزار در بین نماز شک کند که یکی از کارهای واجب را انجام داده یا نه، مثلاً شک کند که حمد را خوانده یا نه، اگر مشغول کاری که باید بعد از آن انجام بدهد نشده است واجب است آنچه را در انجام آن شک دارد بجای آورد و اگر مشغول کاری شده که واجب است بعد از آن انجام دهد، مثلاً وارد رکوع شده، به شک خود اعتنا نکند.
مسئلۀ ۱۲۷۳ :    اگر در بین خواندن آیه‏ای شک کند که آیۀ قبل از آن‎را خوانده یا نه، یا وقتی آخر آیه‏ای را می‏خواند شک کند که اول آن‎را خوانده یا نه، به شک خود اعتنا نکند.
مسئلۀ ۱۲۷۴ :    اگر بعد از بلند شدن از رکوع یا سجود، شک کند که کارهای واجب آن مانند ذکر یا آرام بودن بدن را انجام داده یا نه، به شک خود اعتنا نکند.
مسئلۀ ۱۲۷۵ :    اگر در حالی‎که به سجده می‏رود شک کند که رکوع را بجای آورده یا نه، یا شک کند بعد از رکوع ایستاده یا نه، بنا بر احتیاط به شک خود اعتنا نکند، ولی ‏نماز را نیز دوباره بخواند.
مسئلۀ ۱۲۷۶ :    اگر در حال برخاستن شک کند که سجده یا تشهد را انجام داده است یا نه، باید برگردد و آن‎را بجای آورد و بنا بر احتیاط تشهّد را به قصد قربت مطلقه یعنی بدون نیت وجوب یا استحباب بجای آورد و این حکم از باب الحاق تشهد بر سجده است.
مسئلۀ ۱۲۷۷ :    کسی که نشسته یا خوابیده نماز می‏خواند، اگر موقعی که حمد یا تسبیحات را می‏خواند شک کند که سجده یا تشهّد را بجای آورده یا نه، به شک خود اعتنا نکند و چنانچه پیش از مشغول شدن به حمد یا تسبیحات، شک کند که سجده یا تشهد را انجام داده است یا نه، باید آن‎را بجا آورد، ولی چنانچه با توجه و التفات نشستن یا خوابیدن را به جای ایستادن انجام داده و پیش از شروع در حمد یا تسبیحات شک کرده است، اگر در تشهد شک کرده است آن‎را به قصد قربت مطلقه بجای‏آورد و نماز او صحیح است و اگر در سجده شک کرده است، به سجده برود ونماز را تمام کند و بنا بر احتیاط واجب دوباره بخواند.
مسئلۀ ۱۲۷۸ :    اگر نمازگزار در بین نماز شک کند که یکی از رکنهای نماز را بجای آورده یا نه، دو صورت دارد:
۱- چنانچه مشغول کار بعد از آن نشده است مثلاً پیش از خواندن تشهّد شک کند که دو سجده را بجای آورده یا نه، باید انجام دهد و چنانچه بعد به یادش بیاید که آن رکن را قبلاً انجام داده است، چون رکن زیاد شده نمازش باطل است.
۲- چنانچه مشغول کار بعد از آن شده، مثلاً مشغول خواندن تشهّد است و شک کند دو سجده را بجا آورده یا نه، به شک خود اعتنا نکند و اگر یادش بیاید که آن رکن را انجام نداده است، در صورتی که مشغول رکن بعد نشده باید بجای آورد و نمازش صحیح است و اگر مشغول رکن بعد شده نمازش باطل است، بنابراین اگر پیش از رکوع رکعت بعد یادش بیاید که دو سجده را انجام نداده باید برگردد و انجام دهد و نمازش صحیح است و اگر در رکوع یا پس از آن یادش بیاید، نمازش باطل است.
مسئلۀ ۱۲۷۹ :    اگر نمازگزار در بین نماز شک کند عملی را که رکن نیست بجای آورده یا نه، دو حالت دارد:
۱- چنانچه مشغول کار بعد از آن نشده است، مثلاً قبل از شروع سوره شک کند که حمد را خوانده یا نه، باید آن‎را بجای آورد و اگر بعد از آن یادش بیاید که آن‎را قبلاً انجام داده است، نمازش صحیح است.
۲- چنانچه مشغول کار بعد از آن شده، مثلاً مشغول خواندن سوره است و شک کند که حمد را خوانده یا نه، به شک خود اعتنا نکند و اگر یادش بیاید که آن‎را انجام نداده است، در صورتی که مشغول رکن بعد نشده باشد باید بجای آورد و اگر مشغول رکن بعد شده نمازش صحیح است، بنابراین اگر مثلاً در قنوت یادش بیاید که حمد را نخوانده است باید برگردد و بخواند و اگر در رکوع یادش بیاید نمازش صحیح است، ولی بعد از نماز بنا بر احتیاط واجب دو سجدۀ سهو بجای آورد.
مسئلۀ ۱۲۸۰ :    اگر نمازگزار شک کند که سلام نماز را گفته یا نه، یا شک کند درست گفته یا نه، چنانچه مشغول تعقیبات نماز یا مشغول نماز دیگر شده یا به سبب انجام کاری که نماز را به هم می‏زند از حال نمازگزار بیرون رفته است، به شک خود اعتنا نکند و اگر پیش از اینها شک کند، چنانچه در گفتن اصل سلام شک کرده است باید سلام را بگوید و اگر در صحیح گفتن سلام شک کرده، اقوی آنست که به شک خود اعتنا نکند اگرچه بهتر است دوباره آن‎را صحیح بگوید.

۲- شک بعد از سلام نماز
مسئلۀ ۱۲۸۱ :    اگر کسی بعد از سلام واجب نماز شک کند که نمازش صحیح بوده یا نه، مثلاً شک کند که رکوع بجای آورده یا نه، یا بعد از سلام نماز چهار رکعتی شک کند که چهار رکعت خوانده است یا پنج رکعت، به شک خود اعتنا نکند، ولی اگر هر دو طرف شک باطل باشد مثلاً در نماز چهار رکعتی شک کند که سه رکعت خوانده یا پنج رکعت، نمازش باطل است.

۳- شک بعد از گذشتن وقت نماز
مسئلۀ ۱۲۸۲ :    اگر بعد از گذشتن وقت نماز شک کند که نماز خوانده است یا نه، یا گمان کند که نخوانده، خواندن لازم نیست، ولی اگر قبل از گذشتن وقت شک کند، باید آن نماز را بخواند، بلکه اگر گمان کند که خوانده نیز باز آن نماز را بخواند.
مسئلۀ ۱۲۸۳ :    اگر بعد از گذشتن وقت نماز شک کند که نماز را صحیح خوانده است یا نه، به شک خود اعتنا نکند.
مسئلۀ ۱۲۸۴ :    اگر بعد از گذشتن وقت نماز ظهر و عصر یقین داشته باشد یک نماز چهار رکعتی خوانده است، ولی نمی‏داند به نیت ظهر خوانده یا عصر، واجب است یک نماز چهار رکعتی به نیت نمازی که بر عهدۀ اوست قضا کند.
مسئلۀ ۱۲۸۵ :    اگر بعد از گذشتن وقت نماز مغرب و عشا یقین داشته باشد که یک نماز خوانده است، ولی نمی‏داند آن نمازی که خوانده سه رکعتی بوده یا چهار رکعتی، واجب است نماز مغرب و عشا هر دو را قضا کند.

۴- کثیرالشّک (کسی که زیاد شک می‏کند)
مسئلۀ ۱۲۸۶ :    کسی که بیش از مقدار متعارف شک می‏کند، به گونه‏ای که معمولاً در سه نماز پی‎درپی شک می‎کند، کثیرالشک است و به شک خود نباید اعتنا نکند، ولی اگر زیاد شک کردن او موقّت و به دلیل ترس یا پریشانی یا به سبب خشم باشد کثیرالشک شمرده نمی‏شود.
مسئلۀ ۱۲۸۷ :    اگر کثیرالشّک در بجای آوردن چیزی شک کند، چنانچه آن چیز نماز را باطل نمی‏کند، بنا بگذارد که آن‎را انجام داده است، مثلاً اگر شک کند که رکوع کرده یا نه، بنا بگذارد که رکوع کرده است و چنانچه بجای آوردن آن نماز را باطل می‏کند باید بنا بگذارد که آن‎را انجام نداده است مثلاً اگر شک کند که در یک رکعت یک رکوع کرده یا بیشتر، چون زیاد شدن رکوع نماز را باطل می‏کند باید بنا را بر این بگذارد که یک رکوع بیشتر نکرده است.
مسئلۀ ۱۲۸۸ :    کسی که در یک چیز نماز زیاد شک می‏کند، چنانچه احیاناً در چیزهای دیگر نماز شک کند باید در آنها به دستور شک عمل کند، مثلاً کسی که در بجای آوردن سجده، زیاد شک می‏کند اگر در انجام رکوع شک کند باید به دستور آن رفتار کند، یعنی اگر ایستاده است، به رکوع برود و اگر به سجده رفته اعتنا نکند؛ همچنین است اگر در نماز مخصوصی مثلاً نماز ظهر زیاد شک می‏کند در صورتی که در نمازهای دیگر شک کند باید به دستور شک رفتار کند.
مسئلۀ ۱۲۸۹ :    اگر نمازگزار شک کند که کثیرالشّک شده یا نه، باید به دستور شک عمل کند، ولی کثیر الشّک تا هنگامی که یقین نکند به حال معمولی برگشته باید به شک خود اعتنا نکند.
مسئلۀ ۱۲۹۰ :    اگر کثیرالشّک شک کند که رکنی را بجای آورده یا نه و اعتنا نکند و بعد یادش بیاید که آن‎را انجام نداده است، چنانچه مشغول رکن بعدی نشده باشد، واجب است بازگردد و آن‎را بجا آورد و اگر مشغول رکن بعدی شده باشد نمازش باطل است.
مسئلۀ ۱۲۹۱ :    اگر کثیرالشّک شک کند چیزی را که رکن نیست انجام داده یا نه و اعتنا نکند و بعد یادش بیاید که آن‎را انجام نداده، چنانچه از محل آن نگذشته یعنی‏داخل رکن نشده باشد باید برگردد و آن‎را انجام دهد و اگر از محل آن گذشته نمازش صحیح است و بنا بر احتیاط واجب دو سجدۀ سهو بجای آورد.
مسئلۀ ۱۲۹۲ :    حکم کثیر الشّک که نباید به شک خود اعتنا کند اختصاص به نماز دارد و در غیر نماز باید مطابق وظیفۀ شک عمل کند امّا اگر شک به حد وسواس برسد در هیچ عملی نباید به آن توجه شود.

۵- شک امام جماعت یا مأموم
مسئلۀ ۱۲۹۳ :    اگر امام جماعت در شمارۀ رکعتهای نماز شک کند، چنانچه مأموم یقین یا گمان داشته باشد و به امام بفهماند، امام باید به آن عمل کرده و نماز را تمام کند و خواندن نماز احتیاط لازم نیست، همچنین اگر مأموم در شمارۀ رکعتهای نماز شک کند و امام یقین یا گمان داشته باشد، باید به شک خود اعتنا نکند.

۶- شک در نمازهای مستحبّی
مسئلۀ ۱۲۹۴ :    اگر نمازگزار در شمارۀ رکعتهای نماز مستحبی شک کند مخیر است بین اینکه طرف اقل را بگیرد یا اکثر، مگر آنکه یک طرف موجب بطلان عمل شود در این صورت به هر طرف که صحیح است حمل خواهد کرد و بهتر است بنا را بر کمتر بگذارد، مثلاً اگر در نافلۀ صبح شک کند که دو رکعت خوانده است یا سه رکعت، بنا را بگذارد که دو رکعت خوانده است و اگر طرف بیشتر شک نماز را باطل نمی‏کند مثلاً شک کند که دو رکعت خوانده یا یک رکعت، به هر طرف شک عمل کند نمازش صحیح است و بهتر است بنا را بر کمتر بگذارد.
مسئلۀ ۱۲۹۵ :    اگر در یکی از کارهای نماز نافله شک کند، چه رکن باشد چه نباشد، در صورتی که محل آن نگذشته است باید بجای آورد و اگر از محل آن گذشت به شک خود اعتنا نکند.
مسئلۀ ۱۲۹۶ :    ظاهراً کم کردن رکن، نافله را باطل می‏کند، اما زیادۀ رکن، اگرچه بهتر است نباشد لیکن اظهر عدم بطلان نماز است بنابراین اگر یکی از کارهای نافله را فراموش کند و موقعی یادش بیاید که مشغول رکن بعدی شده است، باید برگردد و کار فراموش شده را انجام بدهد و بعد از آن دوباره آن رکن را انجام بدهد و نماز را تمام کند و بهتر است آن نماز را اعاده کند یا اینکه آن‎را رها کند و از ابتدا شروع کند.
مسئلۀ ۱۲۹۷ :    در نماز مستحبی باید به ظنّ و گمان خود عمل کند، مثلاً اگر گمانش به یک رکعت می‏رود، یک رکعت دیگر هم بخواند.
مسئلۀ ۱۲۹۸ :    اگر در نافله کاری کند که برای آن در نماز واجب سجدۀ سهو واجب می‏شود مثلاً یک سجده یا تشهّد را فراموش کند، لازم نیست پس از آن سجدۀ سهو یا قضای سجده یا تشهّد فراموش شده را انجام دهد، ولی می‏تواند به امید ثواب بجا آورد.
مسئلۀ ۱۲۹۹ :    اگر نمازگزار شک کند که نماز مستحبی را خوانده یا نه، اگر آن نماز مثل جعفر طیار است و وقت معین ندارد، بنا را بر عدم انجام بگذارد و انجام دهد و اگر وقت معین دارد و قبل از گذشتن وقت شک کرده است، باز هم بنا را بر عدم انجام بگذارد و انجام دهد، ولی اگر وقت معین دارد و بعد از گذشتن وقت شک دارد که انجام داده یا نه، به شک خود اعتنا نکند.

  قسم سوّم: شکهای صحیح

مسئلۀ ۱۳۰۰ :    در نُه صورت اگر نمازگزار در شمارۀ رکعتهای نماز چهار رکعتی شک کند باید فوراً فکر کند، پس اگر یقین یا گمان به یک طرف شک پیدا کرد، همان طرف را بگیرد و نماز را تمام کند و در غیر این صورت به دستورهایی که گفته می‏شود عمل کند و آن صور عبارتند از:
۱ – اگر بعد از سر برداشتن از سجدۀ دوم شک کند دو رکعت خوانده است یا سه رکعت، باید بنا را بر رکعت سوم بگذارد و یک رکعت دیگر بخواند و بعد از سلام نماز بلافاصله و بدون انجام کاری که نماز را باطل می‏کند بنا بر احتیاط واجب یک رکعت نماز احتیاط ایستاده و یا دو رکعت نشسته به نیت نماز احتیاط بخواند. بهتر است نماز احتیاط، همان یک رکعت ایستاده بجای آورده شود.
۲ – اگر بعد از سر برداشتن از سجدۀ دوم شک کند که دو رکعت خوانده است یا چهار رکعت، باید بنا را بر رکعت چهارم بگذارد و نماز را تمام کند و بعد از سلام نماز بلافاصله دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بخواند.
۳- شک کند که سه رکعت خوانده است یا چهار رکعت که در این فرض در هر جای نماز که باشد باید بنا را بر چهار رکعت بگذارد و نماز را تمام کند و بعد از سلام نماز بلافاصله یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نماز احتیاط نشسته بخواند و بهتر است دو رکعت نشسته بخواند.
۴ – اگر بعد از اتمام ذکر سجدۀ دوم شک کند که دو رکعت خوانده است یا سه یا چهار رکعت، باید بنا را بر رکعت چهارم بگذارد و نماز را تمام کند و بعد از سلام نماز بلافاصله دو رکعت نماز احتیاط ایستاده و دو رکعت نماز به نیت احتیاط نشسته انجام دهد و احتیاط مستحب در این صورت آنست که به همین دستور عمل کند و نماز را نیز دوباره بخواند و اگر این شک بعد از سر برداشتن از سجدۀ دوم باشد طبق همان دستور عمل کند و رعایت احتیاط مستحب لازم نیست.
۵- اگر نمازگزار پس از اتمام ذکر سجدۀ دوم شک کند که چهار رکعت خوانده است یا پنج رکعت، بنا را بر رکعت چهارم بگذارد و نماز را تمام کند و بعد از آن بلافاصله دو سجدۀ سهو بجای آورد و بنا بر احتیاط مستحب نماز را دوباره بخواند و اگر بعد از سجدۀ اول یا در سجدۀ دوم و قبل از اتمام ذکر واجب این شک صورت بگیرد نماز باطل است، اگرچه احتیاط مستحب در این صورت آنست که مطابق دستور فوق عمل کند و نماز را دوباره بخواند.
۶ – اگر در حال ایستاده شک کند در رکعت چهارم است یا پنجم، باید بنشیند و نماز را با تشهد و سلام به پایان ببرد و سپس دستور شک بین سه و چهار را انجام دهد و بنا بر احتیاط دو سجدۀ سهو برای ایستادن و دو سجدۀ سهو برای ذکرهای بیجا انجام دهد.
۷ – اگر در حال ایستاده شک کند در رکعت سوم است یا پنجم، باید بنشیند و نماز را با تشهد و سلام تمام کند و بعد دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بخواند و بنا بر احتیاط دو سجدۀ سهو برای ایستادن و دو سجدۀ سهو هم برای ذکرهای بیجا انجام دهد.
۸ – اگر در حال ایستاده شک کند در رکعت سوم یا چهارم و یا پنجم است ، باید بنشیند و نماز را با تشهد و سلام به پایان ببرد و پس از نماز بلافاصله دو رکعت نماز احتیاط ایستاده و دو رکعت هم نشسته بجای آورد و بنا بر احتیاط دو سجدۀ سهو برای ایستادن و دو سجدۀ سهو برای ذکرهای بیجا انجام دهد.
۹ – اگر در حال ایستاده شک کند در رکعت پنجم است یا ششم باید بنشیند و نماز را با تشّهد و سلام به پایان برد و بلافاصله دو سجدۀ سهو بجای آورد و بنا بر احتیاط دو سجدۀ سهو دیگر هم برای ایستادن و دو سجدۀ سهو برای ذکرهای بیجا انجام دهد و بنا بر احتیاط مستحب مؤکد، در چهار صورت آخر نماز را دوباره بخواند.
مسئلۀ ۱۳۰۱ :    اگر یکی از شکهای صحیح برای انسان پیش آید بنا بر احتیاط واجب نباید نماز را بشکند و اگر قبل از انجام کاری که نماز را باطل می‏کند مثل رو گرداندن از قبله، نماز را از سر گیرد، نماز دوّمش هم باطل است، بنا بر احتیاط واجب در صورتی که نماز احتیاط بر او واجب باشد و پیش از خواندن آن، نماز را از سر بگیرد نیز نمازش باطل است، ولی در هر دو صورت اگر بعد از انجام کاری که نماز را باطل می‏کند دوباره مشغول نماز شود، نماز دوّمش صحیح است.
مسئلۀ ۱۳۰۲ :    اگر برای نمازگزار یکی از شکهای صحیح پیش آید همان‎گونه که قبلاً گفته شد واجب است فکر کند، ولی اگر چیزهایی که به سبب آنها یقین یا گمان به یک طرف شک پیدا شود از بین نمی‏رود، چنانچه کمی بعد هم فکر کند اشکال ندارد مثلاً اگر در سجده شک کند می‏تواند تا بعد از سجده فکر کردن را به تأخیر بیندازد.
مسئلۀ ۱۳۰۳ :    اگر نمازگزار در ابتدا گمانش به یک طرف بیشتر باشد و بعد گمانش از بین برود و هر دو طرف در نظر وی مساوی شود، موظّف است به دستور شک عمل کند و اگر بالعکس باشد یعنی در ابتدا دو طرف شک در نظرش مساوی باشد و بعد گمانش به طرف دیگر برود باید طرف گمان را بگیرد و نماز را تمام کند.
مسئلۀ ۱۳۰۴ :    اگر نمازگزار قبل از آنکه تشهّد بخواند یا در رکعتهایی که تشهّد ندارد قبل از ایستادن شک کند که دو سجده را بجا آورده است یا نه و در همان موقع یکی از شکهایی که بعد از اتمام سجدتین صحیح است برای او پیش آید نمازش باطل می‏شود.
مسئلۀ ۱۳۰۵ :    کسی که نشسته نماز می‏خواند اگر شکی کند که باید برای آن یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته بخواند، باید یک رکعت نشسته بجای‏آورد و نیز اگر شکی کند که باید برای آن دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بخواند، باید به جای آن دو رکعت نشسته بجای آورد.
مسئلۀ ۱۳۰۶ :    اگر نمازگزار در حال ایستاده بین سه و چهار، یا بین سه و چهار و پنج شک کند و یادش بیاید که دو سجده از رکعت قبل را بجای نیاورده است، نمازش باطل است.

  نماز احتیاط

مسئلۀ ۱۳۰۷ :    کسی که نماز احتیاط بر او واجب شده است باید بعد از سلام نماز بلافاصله نیت نماز احتیاط کند و تکبیرة‎الاحرام بگوید و بعد از آن فقط سورۀ حمد را بخواند و به رکوع برود و دو سجده را بجای آورد، حال اگر یک رکعت نماز احتیاط بر او واجب بوده، پس از سجدۀ دوم تشهّد را بخواند و سلام دهد و اگر دو رکعت نماز احتیاط بر او واجب بوده باید بعد از سجدۀ دوم یک رکعت دیگر بخواند و بعد از تشهّد سلام دهد و نماز را تمام کند.
مسئلۀ ۱۳۰۸ :    نماز احتیاط سوره و قنوت ندارد و واجب است هنگام خواندن حمد حتّی «بِسْمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم» آن‎را هم آهسته بخواند و نباید نیت آن‎را به زبان جاری کرد.
مسئلۀ ۱۳۰۹ :    اگر نمازگزار قبل از خواندن نماز احتیاط یا در وسط آن بفهمد نمازی را که خوانده صحیح بوده است، خواندن و تمام کردن نماز احتیاط لازم نیست.
مسئلۀ ۱۳۱۰ :    اگر در شمارۀ رکعتهای نماز شک کند، به گونه‏ای که نماز احتیاط بر او واجب شود، ولی بعد از نماز شک او برطرف گردد، چند صورت دارد:
۱- اگر پیش از شروع نماز احتیاط بفهمد نمازی که خوانده درست بوده باید مطابق مسئلۀ قبل عمل کند.
۲- اگر پیش از شروع نماز احتیاط بفهمد رکعتهای نمازش کم بوده است، چنانچه کاری که عمدی و سهوی آن نماز را باطل می‏کند انجام نداده است، باید آنچه که از نماز نخوانده بخواند و برای سلام بی‌جا دو سجدۀ سهو بجای آورد. اگر سهواً کلام بی‌جایی هم گفته باشد دو سجدۀ سهو نیز برای کلام بی‌جا بجای آورد و اگر کاری که نماز را باطل می‏کند انجام داده باید نماز را اعاده کند.
۳- اگر بعد از خواندن نماز احتیاط بفهمد کسری نمازش به مقدار نماز احتیاط بوده است، مثلاً در شک بین سه و چهار، یک رکعت نماز احتیاط بخواند و بعد بفهمد نماز را سه رکعت خوانده، نمازش صحیح است.
۴- اگر بعد از خواندن نماز احتیاط بفهمد کسری نمازش کمتر از نماز احتیاط بوده مثلاً شکش بین دو و چهار بوده است و دو رکعت نماز احتیاط خوانده و بعد متوجه شده که نماز را سه رکعت خوانده است، اقوی‏ آنست که نماز باطل است چنانچه کاری که نماز را باطل می‏کند انجام نداده باشد، بنا بر احتیاط مستحب کسری نماز را به نماز متّصل کند و دو سجدۀ سهو برای سلام بیجا انجام دهد و نماز را هم دوباره بخواند و چنانچه کاری که نماز را باطل می‏کند انجام داده است، فقط نماز را اعاده کند.
۵- اگر بعد از خواندن نماز احتیاط بفهمد کسری نمازش بیشتر از نماز احتیاط بوده است، مثلاً شکش بین سه و چهار بوده و یک رکعت نماز احتیاط خوانده است و بعد متوجه شده که نماز را دو رکعت خوانده است، چنانچه بعد از نماز احتیاط کاری که سهوی و عمدی آن نماز را باطل می‏کند بجای نیاورده مثلاً پشت به قبله نکرده باشد، باید کسری نماز را به نماز متّصل کند و دو سجدۀ سهو برای سلام بیجا انجام دهد و نماز را هم دوباره بخواند و چنانچه کاری که نماز را باطل می‏کند انجام داده است، باید نماز را اعاده کند.
۶- اگر در بین نماز احتیاط بفهمد کسری نمازش بیشتر یا کمتر از نماز احتیاط بوده است، بنا بر احتیاط واجب نماز احتیاط را رها کند و کسری نماز را بجا آورد و دو سجدۀ سهو برای سلام بیجا انجام دهد و نماز را هم دوباره بخواند.
۷ – اگر در بین نماز احتیاط بفهمد کسری نمازش به اندازۀ نماز احتیاط بوده است بنا بر احتیاط واجب نماز احتیاط را تمام کند و نماز را هم دوباره بجای آورد.
۸- اگر نمازگزار بین دو و سه و چهار شک کند و بعد از خواندن دو رکعت نماز احتیاط ایستاده یادش بیاید که نماز را دو رکعت خوانده است، لازم نیست نماز احتیاط دو رکعت نشسته را بخواند.
مسئلۀ ۱۳۱۱ :    اگر برای نمازگزار هم نماز احتیاط واجب شود و هم قضای سجده و تشهد یا دو سجدۀ سهو، بایداول نماز احتیاط و بعد بقیۀ واجبات را بجای آورد.
مسئلۀ ۱۳۱۲ :    اگر شک کند نماز احتیاطی را که بر او واجب بوده بجای آورده است یا نه، چنانچه وقت نماز گذشته است به شک خود اعتنا نکند و اگر وقت دارد در صورتی که مشغول کاردیگری نشده و از جای نماز برنخاسته وکاری که نماز را باطل می‏کند انجام نداده است باید نماز احتیاط را بخواند و اگر مشغول کار دیگری شده یا کاری که نماز را باطل می‏کند انجام داده است یا بین نماز و شک او زیاد طول کشیده است بنا بر احتیاط، نماز احتیاط را بخواند و نماز را هم دوباره بخواند، هر چند در فرض اوّل اگر نماز احتیاط را بخواند و در فرض دوم و سوم، اگر نماز را دوباره بخواند کافی است.
مسئلۀ ۱۳۱۳ :    اگر شک دارد که یکی از موارد وجوب نماز احتیاط برای او پیش آمده است، لازم نیست آن‎را بخواند، ولی اگر احتیاطاً آن‎را انجام دهد اشکال ندارد.
مسئلۀ ۱۳۱۴ :    اگر موقعی که مشغول نماز احتیاط است در یکی از کارهای آن شک کند چنانچه محل آن نگذشته باشد، باید بجای آورد و اگر محلّش گذشته، نباید به شک خود اعتنا کند.
مسئلۀ ۱۳۱۵ :    اگر در شمارۀ رکعتهای نماز احتیاط شک کند بنا را بر بیشتر بگذارد و اگر طرف بیشتر شک، نماز را باطل می‏کند، بنا را بر کمتر بگذارد و آن‎را تمام کند و در هر دو صورت بنا بر احتیاط مستحب دوباره نماز احتیاط را بخواند و نماز را هم از سر بگیرد.
مسئلۀ ۱۳۱۶ :    اگر بعد از سلام نماز احتیاط شک کند که یکی از اجزاء یا شرایط آن‎را بجای آورده یا نه، به شک خود اعتنا نکند.
مسئلۀ ۱۳۱۷ :    اگر در نماز احتیاط رکنی را زیاد کند یا مثلاً به جای یک رکعت دو رکعت بخواند، نماز احتیاط باطل می‏شود و بنا بر احتیاط دوباره نماز احتیاط را بخواند و بعد اصل نماز را نیز بخواند، ولی چنانچه چیزی که رکن نیست اشتباهاً کم یا زیاد شود نمازش صحیح است و بنا بر احتیاط دو سجدۀ سهو بجای آورد.
مسئلۀ ۱۳۱۸ :    اگر در نماز احتیاط تشهّد یا یک سجده را فراموش کند اگر بجا آوردن آنها در وسط نماز ممکن باشد باید انجام دهد، ولی اگر این کار ممکن نباشد، احتیاط آنست که بعد از سلام نماز احتیاط، آن‎را قضا کند و دو سجدۀ سهو نیز بجای آورد.

  سجدۀ سهو

مسئلۀ ۱۳۱۹ :    سجدۀ سهو در سه مورد واجب می‏شود:
۱- در نماز چهار رکعتی پس از سجدۀ دوم شک کند که چهار رکعت خوانده یا پنج رکعت.
۲- هرگاه تشهّد را فراموش کند، پس از قضای آن باید دو سجدۀ سهو بجای آورد.
۳- در نماز اشتباهاً حرفی بزند.
همچنین در چهار مورد بنا بر احتیاط باید بعد از سلام نماز دو سجدۀ سهو بجا آورد:
۱- هرگاه بیجا سلام نماز را بگوید، مثلاً در رکعت اول اشتباهاً سلام دهد.
۲- هرگاه یک سجده را فراموش کند بعد از قضای آن بنا بر احتیاط واجب دو سجدۀ سهو بجای آورد.
۳- هرگاه جایی که باید بایستد، اشتباهاً بنشیند یا جایی که باید بنشیند اشتباهاً بایستد.
۴- هرگاه اشتباهاً چیزی به نماز اضافه و یا کم کند، احکام این موارد در مسائل آینده بیان می‏شود.
مسئلۀ ۱۳۲۰ :    اگر انسان اشتباهاً یا به خیال اینکه نمازش تمام شده است حرف بزند واجب است، دو سجدۀ سهو بجای آورد.
مسئلۀ ۱۳۲۱ :    برای حرفی که از آه کشیدن، سرفه کردن و مانند آن پیدا می‏شود سجدۀ سهو واجب نیست، ولی اگر مثلاً اشتباهاً آه یا آخ بگوید واجب است دو سجدۀ سهو بجای آورد.
مسئلۀ ۱۳۲۲ :    هر کلامی که در صورت عمد بودن، موجب باطل شدن نماز می‏شود، همان کلام از روی سهو موجب دو سجدۀ سهو می‏گردد.
مسئلۀ ۱۳۲۳ :    اگر چیزی را که غلط خوانده دوباره به‌طور صحیح بخواند، برای دوباره خواندن آن سجدۀ سهو لازم نیست.
مسئلۀ ۱۳۲۴ :    اگر در نماز سهواً مدّتی حرف بزند و عرفاً همۀ آن یک مرتبه تکلّم حساب شود، دو سجدۀ سهو بجای آورد.
مسئلۀ ۱۳۲۵ :    اگر اشتباهاً تسبیحات اربعه را نگوید بنا بر احتیاط واجب بعد از نماز دو سجدۀ سهو بجای آورد.
مسئلۀ ۱۳۲۶ :    اگر در جایی که نباید سلام نماز را بدهد اشتباهاً بگوید: «أَلسَّلاَمُ عَلَینَا وَ عَلَی عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِینَ» یا بگوید: «أَلسَّلاَمُ عَلَیکمْ وَ رَحْمَۀ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ» یا مقداری از این دو سلام را بگوید، بنا بر احتیاط واجب باید دو سجدۀ سهو بجای آورد.
مسئلۀ ۱۳۲۷ :    اگر در جایی که نباید سلام دهد اشتباهاً هر سه سلام را بگوید دو سجدۀ سهو کافی است و اگر سهواً فقط بگوید: «أَلسَّلاَمُ عَلَیک أَیهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَۀُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ»، بهتر است دو سجدۀ سهو بجای آورد.
مسئلۀ ۱۳۲۸ :    اگر سجدۀ سهو واجب را عمداً انجام ندهد گناه کرده و واجب است هر چه زودتر آن‎را بجای آورد و اگر به سبب فراموشی انجام ندهد، باید هرگاه متوجّه شد آن‎را انجام دهد و در هر دو صورت لازم نیست نماز را دوباره بخواند.
مسئلۀ ۱۳۲۹ :    اگر سجدۀ سهو را فراموش کند و در نماز واجب بعد یادش بیاید باید بعد از تمام کردن نماز فوراً آن‎را بجای آورد.
مسئلۀ ۱۳۳۰ :    اگر نمازگزار یک سجده یا تشهد را فراموش کند اگر قبل از رکوع رکعت بعد یادش بیاید واجب است برگردد و آن‎را بجا آورد و بعد از نماز بنا بر احتیاط واجب برای قیام بیجا دو سجدۀ سهو بجای آورد، ولی اگر در رکوع یا بعد از آن یادش بیاید که یک سجده یا تشهد را از رکعت قبل فراموش کرده است باید بعد از سلام نماز، سجده و تشهد را قضا کند و بنا بر احتیاط دو سجدۀ سهو برای فراموشی سجدۀ واحده و بنا بر اقوی‏ دو سجدۀ سهو برای نسیان تشهد بجای آورد و در تشهد سجدۀ سهو قصد قربت مطلقه بدون نیت واجب یا مستحب کند.
مسئلۀ ۱۳۳۱ :    اگر شک دارد که یکی از موارد سجدۀ سهو برای او پیش آمده است، لازم نیست آن‎را بجای آورد، ولی اگر احتیاطاً آن‎را انجام دهد اشکال ندارد.
مسئلۀ ۱۳۳۲ :    کسی که شک دارد مثلاً یک بار دو سجدۀ سهو بر او واجب شده است یا دوبار اگر یک بار دو سجدۀ سهو بجای آورد کافی است.
مسئلۀ ۱۳۳۳ :    اگر بداند در دو سجدۀ سهو اشتباهاً سجده‏ای کم یا زیاد شده است بنا براحتیاط دوباره سجدۀ سهو بجای آورد.
مسئلۀ ۱۳۳۴ :    هنگامی که پس از سلام نماز قصد سجدۀ سهو می‏کند، لازم نیست نیت آن‎را بر زبان بیاورد بلکه تنها توجه به اینکه سجده انجام می‏دهد کافی است.

  دستور سجدۀ سهو

مسئلۀ ۱۳۳۵ :    دستور سجدۀ سهو آنست که نمازگزار بعد از سلام نماز بدون فاصله، با توجه به سجده رود و بنا بر احتیاط واجب پیشانی را روی چیزی که سجده برآن صحیح است بگذارد و بگوید: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ، أَلسَّلَامُ عَلَیک أَیُهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَۀُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ» آنگاه سر از سجده بردارد و بار دیگر به سجده رود و همین ذکر را خوانده و پس از آن تشهّد خفیف بخواند و سلام آخر را بگوید.
مسئلۀ ۱۳۳۶ :    بنا بر احتیاط واجب آنچه در سجدۀ نماز معتبر است مانند وضو داشتن، پاک بودن بدن و لباس و پوشش بدن به اندازة واجب، رو به قبله بودن، گذاشتن هفت جای بدن بر زمین، نهادن پیشانی بر چیزی که سجده بر آن صحیح است و نشستن میان دو سجده، در سجدۀ سهو نیز رعایت شود.

  قضای سجده و تشهّد فراموش شده

مسئلۀ ۱۳۳۷ :    سجده و تشهدی را که انسان فراموش کرده است و پس از نماز قضای آن‎را بجای می‏آورد، واجب است تمام شرایط نماز، مانند پاک بودن بدن و لباس، روبه قبله بودن، طهارت از حدث و شرایط دیگر را داشته باشد.
مسئلۀ ۱۳۳۸ :    اگر نمازگزار سجده یا تشهدی را فراموش کند و پیش از رکوع رکعت بعد یادش بیاید، باید بنشیند و آن‎را انجام دهد و پس از تمام کردن نماز بنا بر احتیاط برای هر یک از قیام و ذکر بیجا دو سجدۀ سهو انجام دهد، ولی اگر بعد از رسیدن به رکوع یا بعد از آن متوجّه شود، باید پس از سلام با رعایت تمام شرایط نماز، قضای آن‎را بجای آورد و بعد از آن دو سجدۀ سهو نیز انجام دهد.
مسئلۀ ۱۳۳۹ :    سجده یا تشهّد فراموش شده یکی از دو صورت زیر را دارد:
۱- اگر سجده یا تشهّد فراموش شده از رکعت آخر نماز باشد و بعد از سلام نماز یادش بیاید که در این صورت چنانچه کاری که عمدی و سهوی آن نماز را باطل می‏کند انجام نداده باشد بنا بر احتیاط واجب بدون قصد ادا و قضا، سجده یا تشهّد فراموش شده را انجام دهد و بعد از آن نماز را در صورت قضای سجده، با تشهّد و سلام و در صورت قضای تشهّد با سلام تمام کند و علاوه بر دو سجدۀ سهوی که برای قضای تشهّد یا سجده بجای می‏آورد و نیز برای هر یک از سلام و تشهّد بیجا یا کلام بیجا، دو سجدۀ سهو بجای آورد و اگر کاری که عمدی و سهوی آن نماز را باطل می‏کند، انجام داده باشد، اقوی‏ آنست همین‎که یادش آمد، قضای آنها را با سجدۀ سهو انجام دهد و نمازش صحیح است اگرچه بهتر است نماز را اعاده کند.
۲- اگر سجده یا تشهّد فراموش شده مربوط به رکعات دیگر باشد که باید بعد از سلام نماز قضای آن‎را نیت کند و بجای آورد و سپس دو سجدۀ سهو نیز انجام دهد.
مسئلۀ ۱۳۴۰ :    اگر سجده یا تشهّد را چند مرتبه فراموش کند مثلاً یک سجده از رکعت اول و یک سجده از رکعت دوم ، باید بعد از نماز، قضای هر دو را با سجده‏های سهوی که برای آنها لازم است، انجام دهد و بنا بر احتیاط قضای اولی را اول و قضای دوّم را دوّم انجام دهد.
مسئلۀ ۱۳۴۱ :    اگر یک سجده و یک تشهّد را فراموش کند، احتیاط واجب آنست که هر کدام را اوّل فراموش کرده اوّل قضا کند و اگر نداند کدام یک اول فراموش شده است، احتیاطاً یک سجده و یک تشهّد و بعد یک سجده دیگر بجای آورد، یا یک تشهّد و یک سجده و بعد یک تشهّد دیگر بجای آورد تا یقین کند سجده و تشهّد را به ترتیبی که فراموش شده، قضا کرده است.
مسئلۀ ۱۳۴۲ :    اگر بین سلام نماز و قضای سجده یا تشهّد کاری کند که اگر عمداً یا سهواً در نماز اتّفاق بیفتد نماز باطل می‏شود، مانند پشت به قبله کردن، باید قضای سجده و تشهّد را بجای آورد و نمازش صحیح است، ولی بهتر است نماز را هم دوباره بخواند.
مسئلۀ ۱۳۴۳ :    اگر نداند سجده یا تشهّد را فراموش کرده است، باید هر دو را قضا کند و هر کدام را اوّل بجای آورد اشکال ندارد.
مسئلۀ ۱۳۴۴ :    اگر بین سلام نماز و قضای سجده یا تشهّد کاری کند که برای آن سجدۀ سهو واجب است مثلاً حرفی بزند، واجب است علاوه بر آنکه سجده و تشهّد را قضا می‏کند، دو سجدۀ سهو برای قضای سجده یا تشهد و بنا بر احتیاط مستحّب دو سجدۀ سهو دیگر برای کلام بیجا بجای آورد.
مسئلۀ ۱۳۴۵ :    اگر شک دارد سجده یا تشهّد را فراموش کرده است یا نه، واجب نیست قضا کند و کسی که باید سجده یا تشهّد را قضا کند اگر برای کار دیگری هم سجدۀ سهو بر او واجب شود، بنا بر احتیاط واجب باید بعد از نماز ابتدا سجده یا تشهد را قضاکند و بعد سجده‏های دیگر را بجای آورد.
مسئلۀ ۱۳۴۶ :    اگر شک دارد قضای سجده یا تشهّد فراموش شده را انجام داده است یا نه، چنانچه وقت نماز نگذشته باشد باید قضا کند، بلکه اگر وقت نماز گذشته باشد هم بنا بر احتیاط واجب قضای آن‎را انجام دهد.

  کم یا زیاد کردن اجزاء و شرایط نماز

مسئلۀ ۱۳۴۷ :    هرگاه نمازگزار چیزی از واجبات نماز را عمداً کم یا زیاد کند، اگرچه یک حرف باشد، نمازش باطل می‏شود.
مسئلۀ ۱۳۴۸ :    اگر به دلیل ندانستن مسئله، چیزی از اجزای نماز را کم یا زیاد کند، چنانچه رکن باشد، نمازش باطل می‏شود و اگر رکن نباشد چنانچه در دانستن مسئله کوتاهی نکرده باشد نمازش صحیح است وگرنه بنا بر احتیاط واجب اعاده کند.
مسئلۀ ۱۳۴۹ :    هرگاه نمازگزار در حال نماز متوجه شود وضو یا غسل خود را انجام نداده یا باطل انجام داده است، نماز را به هم بزند و دوباره آن‎را با وضو یا غسل انجام دهد و چنانچه بعد از نماز بفهمد باید دوباره نماز را با وضو و غسل بجای آورد و اگر وقت گذشته است قضا کند.
مسئلۀ ۱۳۵۰ :    اگر قبل از سلام نماز یادش بیاید که یک رکعت یا بیشتر از آخر نماز را نخوانده است، باید مقداری را که فراموش کرده بجای آورد.
مسئلۀ ۱۳۵۱ :    اگر بعد از سلام نماز یادش بیاید که یک رکعت یا بیشتر از آخر نماز را نخوانده است، چنانچه کاری انجام داده است که انجام آن عمداً یا اشتباهاً موجب باطل شدن نماز می‏شود، مثلاً پشت به قبله کرده است، نمازش باطل است و اگر چنین کاری نکرده است، باید فوراً مقداری را که فراموش کرده است، انجام دهد و بنا بر احتیاط واجب برای هر یک از تشهّد و سلام و کلام بیجا، دو سجدۀ سهو انجام دهد.
مسئلۀ ۱۳۵۲ :    اگر بفهمد نماز را قبل از وقت خوانده است، باید دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا کند و اگر در وقت بفهمد پشت به قبله یا به طرف راست یا به طرف چپ قبله بجای آورده است، باید دوباره بخواند و اگر وقت گذشته، در صورتی که پشت به قبله خوانده است بنا بر احتیاط قضا کند و اولی اینست که این احتیاط ترک نشود و اگر به طرف راست یا چپ بوده است، قضا لازم نیست مگر اینکه عمل او به خاطر ندانستن حکم شرعی باشد.

  نماز مسافر

مسئلۀ ۱۳۵۳ :    مسافر با هشت شرط باید نمازهای ظهر، عصر و عشا را شکسته یعنی دو رکعتی بخواند و روزۀ او نیز درست نیست و آن شرایط به ترتیب زیر است:
شرط اول: سفر او کمتر از هشت فرسخ شرعی، حدود پنج هزار و هفتصد و پنجاه متر نباشد
مسئلۀ ۱۳۵۴ :    اگر رفتن و برگشتن او هشت فرسخ باشد باید نماز را شکسته بخواند، چه بخواهد در همان شب و روز برگردد یا در غیر آن، به شرط اینکه نخواهد ده روز در مقصد بماند.
مسئلۀ ۱۳۵۵ :    کسی که رفتن و برگشتن او هشت فرسخ است در صورتی باید نمازش را شکسته بخواند که رفتن او کمتر از چهار فرسخ نباشد، بنابراین اگر راهِ رفتن سه فرسخ و راهِ برگشتن پنج فرسخ باشد باید نماز را تمام بخواند.
مسئلۀ ۱۳۵۶ :    اگر سفر او مختصری از هشت فرسخ کمتر باشد یا نداند که سفرش هشت فرسخ است یا کمتر، باید نماز را کامل بخواند و در صورت شک بنا بر اقوی تحقیق و تفحّص لازم نیست اگر چه در صورتی که تحقیق برای او مشقّت نداشته باشد بهتر است تحقیق کند.
مسئلۀ ۱۳۵۷ :    مسافت از راههای زیر ثابت می‏شود و به دست می‏آید:
۱- علم و یقین به دست آمده از طریق تحقیق و پرسش.
۲ – به قدری شایع و معروف باشد که باعث علم و یقین گردد.
۳- بینۀ شرعی که همان گواهی دو نفر باشد.
۴- گواهی یک عادل و یا موثّق که عادتاً از سخن او اطمینان به دست آید.
۵- نشانه‏ها و تابلوهایی که در راهها نصب شده است و نوعاً موجب اطمینان عادی می‏گردد، مگر آنکه انسان علم وجدانی پیدا کند که خطاست. در این صورت و صورت چهارم اگر قول یک نفر اطمینان بخش نباشد، احتیاط آنست که هم نماز را شکسته و هم تمام بخواند و روزه را بگیرد و قضای آن‎را نیز بجای آورد.
مسئلۀ ۱۳۵۸ :    کسی که یقین دارد سفرش هشت فرسخ است اگر نماز را شکسته بخواند و بعد بفهمد که هشت فرسخ نبوده، واجب است همان نماز را چهار رکعت بخواند و اگر وقت خارج شده است قضا کند.
مسئلۀ ۱۳۵۹ :    کسی که یقین دارد سفرش هشت فرسخ نیست و نمازش را تمام بخواند و بعد معلوم شود که هشت فرسخ بوده، در صورتی که در وقت معلوم شود، نماز را باید اعاده کند و اگر بعد از وقت معلوم شود، احتیاط آنست که قضا کند، گرچه اقوی‏ عدم وجوب قضاست.
مسئلۀ ۱۳۶۰ :    کسی که یقین دارد سفرش هشت فرسخ نیست یا شک دارد که هست یا نه، اگر در بین راه بفهمد که هشت فرسخ بوده است، در صورتی که سفرش مقصد معین داشته و مسافرت به آن مقصد معین را قصد کرده است، ولی نمی‏دانسته که تا آن مقصد هشت فرسخ مسافت وجود داشته یا نه، در این صورت چه باقی ماندۀ راه به مقدار مسافت شرعی باشد و چه نباشد، باید نمازش را شکسته بخواند و اگر تمام خوانده دوباره شکسته بخواند.
مسئلۀ ۱۳۶۱ :    اگر بچه‏ای که به سن بلوغ نرسیده قصد مسافت کند و در وسط راه سفر به سن بلوغ برسد، واجب است نمازهای چهار رکعتی را شکسته بخواند ولو اینکه مابقی سفر او به اندازة مسافت نباشد و نیز اگر قبل از بلوغ بخواهد نماز بخواند باید به صورت یک امر مستحبّی نمازهای چهار رکعتی را شکسته بخواند و نوافل نمازهای‏شکسته را نیز بجای نیاورد.
مسئلۀ ۱۳۶۲ :    اگر در بین دو محلّی که فاصلۀ آنها کمتر از چهار فرسخ است چند مرتبه رفت و آمد کند، اگرچه جمعاً هشت فرسخ شود، باید نماز را تمام بخواند.
مسئلۀ ۱۳۶۳ :    اگر محلّی دو راه دارد و یکی از دو راه کمتر از هشت فرسخ است چنانچه از راهی که کمتر است مسافرت کند نمازش کامل و چنانچه از راهی که بیشتر است برود باید نمازش را شکسته بخواند.
مسئلۀ ۱۳۶۴ :    مبدأ هشت فرسخ آخرین ساختمانهای شهر است و در این جهت بلاد کبیره و صغیره، شهرهای کوچک و بزرگ، فرقی ندارند مگر آنکه محلّه‏های ‏یک شهر بزرگ به گونه‏ای از یکدیگر دور و جدا باشند که چند محل حساب شوند و شخصی را که از یک محلّه به محلّۀ دیگر برود بگویند مسافرت کرده است.

شرط دوم: از ابتدا قصد هشت فرسخ را داشته باشد
مسئلۀ ۱۳۶۵ :    اگرکسی به جایی که فاصله‏اش کمتر از هشت فرسخ است مسافرت کند و بعد از رسیدن به آنجا قصد کند به جایی برود که با هم هشت فرسخ می‏شود، چون از ابتدا قصد هشت فرسخ را نداشته است باید نماز را تمام بخواند، ولی اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود یا اینکه چهار فرسخ برود و به وطنش یا جایی که می‏خواهد ده روز بماند، برگردد که مجموع رفت و برگشت هشت فرسخ می‏شود، باید نماز را شکسته بخواند.
مسئلۀ ۱۳۶۶ :    مسافر زمانی می‏تواند نمازش را شکسته بخواند که از اول قصد رفتن به هشت فرسخ شرعی را داشته باشد، بنابراین اگر کسی از شهر یا روستا خارج شود و قصدش این باشد که اگر رفیق پیدا کرد هشت فرسخ برود، در صورتی که اطمینان داشته باشد که رفیق پیدا می‏کند در واقع علم به حصول شرط داشته باشد، باید نمازش را شکسته بخواند و اگر اطمینان نداشت باید نماز را تمام بخواند.
مسئلۀ ۱۳۶۷ :    کسانی که به سفر می‏روند، ولی نمی‏دانند که سفرشان چند فرسخ است، مانند کسانی که در جستجوی گمشده‏ای هستند، هر قدر هم بروند نمازشان را باید تمام بخوانند، ولی اگر هنگام بازگشت به وطن یا جایی که می‏خواهند ده روز در آنجا بمانند، فاصله به اندازۀ هشت فرسخ باشد، واجب است نماز را شکسته بخوانند، همان‎گونه که اگر در بین رفتن قصد کند که چهار فرسخ برود و برگردد و مجموع این رفت و برگشت هشت فرسخ باشد، باید نمازش را شکسته بخواند.
مسئلۀ ۱۳۶۸ :    کسی که از ابتدا قصد هشت فرسخ یا چهار فرسخ رفت و چهار فرسخ برگشت را دارد، حتّی اگر هر روز مقدار کمی راه برود، هنگامی که از مبدأ به اندازه‏ای ‏دور شود که ساختمانهای شهر را نبیند و صدای متعارف اذان شهر را هم نشنود، وارد محدودۀ سفر شده است و باید نمازش را شکسته بخواند.
مسئلۀ ۱۳۶۹ :    کسی که در سفر در اختیار دیگری است، مانند خدمت‎گذاری که از خود اختیاری ندارد یا متّهمی که با مأمور سفر می‏کند، اگر می‏داند که سفر او هشت فرسخ یا بیشتر است باید نماز را شکسته بخواند و اگر نمی‏داند بنا بر احتیاط بپرسد، ولی اگر نمی‏تواند بپرسد نماز خود را تمام بخواند.
مسئلۀ ۱۳۷۰ :    کسی که در سفر در اختیار دیگری است اگر بداند یا گمان و شک داشته باشد که پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا می‏شود و خود نیز به سفر ادامه نمی‏دهد، باید نماز را تمام بخواند.
مسئلۀ ۱۳۷۱ :    کسی که در سفر در اختیار دیگری است، اگرچه بداند او به اندازة مسافت شرعی خواهد رفت منتها اگر یقین یا ظن یا بنا بر اقوی‏ حتی شک داشته باشد که پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا می‏شود، باید نماز را تمام بخواند، ولی اگر منشأ شک او این باشد که احتمال دهد مانعی برای ادامۀ سفر پیش می‏آید، چه احتمال او در نظر مردم بجا باشد و چه نباشد، باید نماز را شکسته بخواند زیرا قصد مسافت کرده است.

شرط سوّم: در بین راه از قصد هشت فرسخ منصرف نشود، پس اگر قبل از رسیدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد، یا مردد شود، باید نماز را تمام بخواند
مسئلۀ ۱۳۷۲ :    اگر مسافر بعد از رسیدن به چهار فرسخ از ادامۀ سفر منصرف شود و بخواهد همان‎جا بماند یا بعد از ده روز برگردد یا در رفتن و ماندن مردّد شود، باید نماز را تمام بخواند، ولی اگر قصد داشته باشد قبل از ده روز برگردد باید نماز را شکسته بخواند.
مسئلۀ ۱۳۷۳ :    اگر مسافر برای رفتن به محلّی که هشت فرسخ یا بیشتر است حرکت کند و بعد از رفتن مقداری از راه بخواهد جای دیگری برود، چنانچه از محلّ اولی که حرکت کرده تا جایی که می‏خواهد برود هشت فرسخ به‌طور مستقیم یا رفت و برگشت باشد، باید نماز را شکسته بخواند، هر چند مسیر او عوض شده باشد.
مسئلۀ ۱۳۷۴ :    اگر مسافر قصد مسافت بکند و قبل از آنکه به هشت فرسخ برسد بر ادامه دادن راه مردّد شود و هنگامی که مردّد است نرود و بعد تصمیم بگیرد که ادامه دهد، باید تا آخر مسافرت نماز را شکسته بخواند، همچنین است اگر موقعی که مردّد است مقداری راه برود و بعد تصمیم بگیرد که هشت فرسخ دیگر برود یا چهار فرسخ برود و برگردد.
مسئلۀ ۱۳۷۵ :    اگر مسافر قصد مسافرت کند، ولی پیش از آنکه به هشت فرسخ برسد مردّد شود که بقیۀ راه را برود یا نه و هنگامی که مردّد است مقداری راه برود و بعد تصمیم بگیرد که بقیۀ راه را برود در این صورت باقی ماندۀ سفر او ولو به انضمام برگشتن، اگر به اندازۀ هشت فرسخ باشد، واجب است نماز را شکسته بخواند و اگر کمتر از هشت فرسخ باشد واجب است نماز را تمام بخواند، چنانچه راهی که قبل از مردّد شدن و راهی که بعد از تصمیم جدید می‏رود جمعاً هشت فرسخ باشد، بنا بر احتیاط واجب نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند.

شرط چهارّم: نخواهد قبل از رسیدن به هشت فرسخ از وطن خود بگذرد یا ده روز یا بیشتر در جایی بماند
مسئلۀ ۱۳۷۶ :    کسی که می‏خواهد قبل از رسیدن به هشت فرسخ از وطن بگذرد یا ده روز در محلّی بماند و نیز کسی که مردّد است از وطن بگذرد یا ده روز در محلّی بماند، اگر از ماندن ده روز و یا ماندن در وطن منصرف شود باز هم باید نماز را تمام بخواند، ولی اگر باقی ماندۀ راه هشت فرسخ باشد یا چهار فرسخ و بخواهد برود و برگردد باید بعد از حرکت جدید نماز را شکسته بخواند.

شرط پنجم: اصل سفر او حرام نباشد یا برای انجام کار حرامی سفر نکرده باشد
مسئلۀ ۱۳۷۷ :    اگر زن بدون اجازۀ شوهر یا فرزند با وجود نهی پدر و مادر به سفری بروند که برای آنان واجب نباشد باید نماز را تمام بخوانند، ولی اگر سفر آنها مانند سفر حج واجب باشد، باید شکسته بخوانند.
مسئلۀ ۱۳۷۸ :    سفر غیر واجبی که موجب اذیت و آزار پدر و مادر باشد حرام است و انسان باید در آن سفر نماز را تمام بخواند و روزه هم بگیرد.
مسئلۀ ۱۳۷۹ :    کسی که سفر او ذاتاً حرام نیست و برای کار حرام هم سفر نمی‏کند، گرچه در سفر معصیتی هم انجام دهد مثلاً غیبت کند، باید نماز را شکسته بخواند.
مسئلۀ ۱۳۸۰ :    اگر مخصوصاً برای اینکه یکی از واجبات را ترک کند مسافرت کند، نمازش تمام است، امّا اگر مخصوصاً برای ترک واجب مسافرت نکند، ولی در مسافرت یکی از واجبات را ترک کند باید نماز را شکسته بخواند و احتیاط مستحب آنست که هم شکسته و هم تمام بجای آورد و اگر برای اینکه روزه نگیرد مسافرت کند اشکال ندارد، گرچه مکروه است که برای فرار از روزه مسافرت کند.
مسئلۀ ۱۳۸۱ :    اگر سفر او ذاتاً حرام نباشد، ولی وسیله‏ای که با آن مسافرت می‏کند غصبی باشد یا در زمین غصبی مسافرت کند بنا بر احتیاط واجب باید نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند.
مسئلۀ ۱۳۸۲ :    کسی که به خواست خود همراه ظالمی سفر کند، اگر سفر او کمک به ظالم یا تقویت او باشد، سفرش حرام است و باید نماز را تمام بخواند، ولی اگر ناچار باشد یا مثلاً برای نجات دادن مظلومی با او مسافرت کند نمازش شکسته است.
مسئلۀ ۱۳۸۳ :    اگر به قصد تفریح و گردش مسافرت کند حرام نیست و باید نماز را شکسته بخواند.
مسئلۀ ۱۳۸۴ :    اگر برای لهو و خوش‎گذرانی به شکار برود نمازش تمام است، ولی چنانچه برای تهیۀ معاش به شکار رود نمازش شکسته است. اگر برای کسب و زیاد کردن مال برود، احتیاط واجب آنست که نماز را هم شکسته و هم تمام بجای آورد و روزه را بگیرد و قضا هم بکند.
مسئلۀ ۱۳۸۵ :    کسی که برای معصیت سفر کرده است چنانچه هنگام برگشتن توبه کرد و راه بازگشت او هشت فرسخ باشد باید در بازگشت نماز را شکسته بخواند و اگر توبه نکرده است و خود برگشتن برای ارتکاب حرام نباشد، بنا بر احتیاط واجب هم شکسته و هم تمام بخواند.
مسئلۀ ۱۳۸۶ :    کسی که سفر او معصیت است اگر در بین راه از قصد معصیت برگردد چنانچه باقی ماندۀ راه هشت فرسخ یا چهار فرسخ باشد و بخواهد برود و قبل از ده روز برگردد، باید نماز را شکسته بخواند.
مسئلۀ ۱۳۸۷ :    کسی که برای معصیت سفر نکرده است اگر در بین راه قصد کند که بقیۀ راه را برای معصیت برود باید نماز را تمام بخواند، ولی نمازهایی را که شکسته خوانده است در صورتی که مقدار مسافت طی شده، هشت فرسخ باشد صحیح است و اگر هشت فرسخ نباشد، اگرچه اقوی‏ آنست که صحیح است، ولی بهتر است نماز را اعاده کند.

شرط ششم: از صحرانشینانی نباشد که در بیابان گردش می‏کنند و هر جا آب و خوراک پیدا کنند می‏مانند و پس از چندی به جای دیگر می‏روند
مسئلۀ ۱۳۸۸ :    اگر یکی از صحرانشینان صرفاً برای پیدا کردن منزل و چراگاه حیواناتش سفر کند و حالت صحرانشینی نداشته و با بنه و دستگاه نباشد و سفر او هشت فرسخ باشد، احتیاط واجب آنست که نمازش را هم شکسته و هم تمام بخواند.
مسئلۀ ۱۳۸۹ :    اگر صحرانشین صرفاً برای زیارت، حجّ، تجارت و مانند آن سفر کند باید نماز را شکسته بخواند.

شرط هفتم: شغل او مسافرت نباشد
مسئلۀ ۱۳۹۰ :    کسی که شغل او سفر است مانند راننده، خلبان و ناخدای کشتی، اگر برای کار دیگری مسافرت کند مثلاً زیارت خانۀ خدا و عتبات عالیات، واجب است نمازش را شکسته بخواند، ولی اگر راننده، خلبان و ناخدا، وسایل نقلیۀ خود مانند کشتی، هواپیما و ماشین را برای زیارت کرایه دهند و خودشان هم همراه باشند باید نمازشان را کامل بخوانند.
مسئلۀ ۱۳۹۱ :    حَمَله‎دار و مدیر کاروان حج در ایام حمله‎داری، اگر عرفاً مسافرت برای آنها شغل باشد باید نماز خود را هنگام حمله‎داری تمام بخواند، ولی اگر شغلش مسافرت نیست نمازش شکسته است و اظهر آنست که اگر حمله‎داری او در تمام سال یا بیشتر آن طول بکشد در این صورت شغل حساب شده و نمازش تمام است.
مسئلۀ ۱۳۹۲ :    بازرگانان و پیشه‎وران سیار، فرمانده‏هان نیروهای نظامی و انتظامی، معلّمانی که محل کارشان ثابت نیست، مأموران گشت مانند سیم‎بانان و راه‎بانان، مهمان‎داران هواپیما و قطار و کشتی و نیز کسانی که محل کارشان چند شهر است و همواره در بین شهرها رفت و آمد می‏کنند، باید نمازشان را تمام بخوانند و روزه هم بگیرند، بلکه اشخاصی که هر روز یا بیشتر روزها از منزل به محلّ کارشان سفر می‏کنند، در صورتی که این امر موقّت نبوده و همیشگی باشد، نمازشان تمام است و همچنین‎اند کسانی که دکان و محل کار دارند، ولی هر روز یا بیشتر روزها برای خرید و فروش جنس مغازه یا کارخانۀ خود سفر می‏کنند.
مسئلۀ ۱۳۹۳ :    دانشجو یا هر شخص دیگری که مجبور است هر هفته معمولاً چند روز به شهر دیگری که به مقدار مسافت شرعی است برای تدریس یا کار دیگری سفر کند، در حکم «دائم السّفر» بوده و نمازش تمام و روزه‏اش صحیح است، ولی در سفر اول حکم مسافر را دارد.
مسئلۀ ۱۳۹۴ :    چوپانهای سیار که محل مخصوصی را برای چرای گوسفندان انتخاب نکرده‏اند و در تمام سال یا بیشتر سال به دنبال گوسفندان در حرکت هستند، نمازشان تمام است.
مسئلۀ ۱۳۹۵ :    مهمان‎داران هواپیما، قطار یا کشتی که نوعاً در حال مسافرت هستند و سایر کسانی که شغل آنها عرفاً مسافرت است چنانچه ده روز در یک مکان بمانند و پس از آن دوباره مسافرت کنند، در سفر اول بعد از ده روز باید نمازشان را شکسته بخوانند، ولی در بقیۀ سفرها نمازشان تمام است.
مسئلۀ ۱۳۹۶ :    کسی که در هر هفته معمولاً چند روز در وطن خود مشغول به کار است و چند روز هم در خارج شهر مشغول رانندگی است و به مقدار مسافت شرعی سفر می‏کند، چنانچه رانندگی او موقّت نباشد و شغل او محسوب شود، نمازش تمام و روزه بر او واجب است.
مسئلۀ ۱۳۹۷ :    راننده‏ای که در مسیر معین سفر می‏کند، اگر اتفاقاً مسیر خود را برای کارش تغییر دهد، گرچه یک مرتبه هم باشد نمازش تمام است.
مسئلۀ ۱۳۹۸ :    راننده‏ای که در دو سه فرسخی شهر رفت و آمد می‏کند، چنانچه اتفاقاً سفر هشت فرسخی برود، باید نمازش را شکسته بخواند.
مسئلۀ ۱۳۹۹ :    کسی که شغلش مسافرت نیست، به عنوان مثال اگر در شهر یا در روستایی جنسی دارد که برای حمل آن مسافرتهای پی‎درپی می‏کند باید نمازش را شکسته بخواند.
مسئلۀ ۱۴۰۰ :    کسی که در مقداری از سال مثلاً چهار ماه یا بیشتر شغلش مسافرت است، باید در سفری که مشغول به کارش است نمازش را تمام بجا آورد و در غیر آن ایام نماز را شکسته بخواند، اگر چه در فرض اول احتیاط مستحب آنست که هم شکسته و هم تمام بجا آورد.
مسئلۀ ۱۴۰۱ :    کسی که در شهرها گردش می‏کند و برای خود وطنی انتخاب نکرده باید نمازش را تمام بخواند.
مسئلۀ ۱۴۰۲ :    کسی که از وطنش صرف نظر کرده است و می‏خواهد وطن دیگری برای خود اختیار کند، چنانچه شغل او مسافرت نباشد باید در سفر نماز را شکسته بخواند.
مسئلۀ ۱۴۰۳ :    کسی که شغل او مسافرت است اگر ده روز یا بیشتر در وطن خود بماند، چه از اول قصد ماندن ده روزه داشته باشد یا بدون قصد بماند، باید در سفر اول که بعد از ده روز انجام می‏دهد نماز را شکسته بخواند، ولی اگر کمتر از ده روز بماند در سفر اول نیز تمام است هر چند اگر پنج روز یا بیشتر بماند، ولی ده روز نشود، احتیاط مستحب آنست که در سفر اول نماز ظهر و عصر را هم شکسته و هم تمام بخواند، ولی نماز عشا را تمام بخواند و روزه را هم بگیرد.
مسئلۀ ۱۴۰۴ :    کسی که کارش مسافرت است، اگر در غیر وطن خود ده روز بماند چه از اول قصد ماندن ده روز را داشته باشد یا بدون قصد بماند، باید در سفر اولی که بعد از ده روز می‏رود، نماز را شکسته بخواند هر چند در صورتی که ده روز بدون قصد بماند بنا بر احتیاط در سفر اوّل هم شکسته و هم تمام بجای آورد.
مسئلۀ ۱۴۰۵ :    کسی که شغلش مسافرت است، اگر شک کند در وطن خود یا جای دیگر ده روز مانده است یا نه، باید نمازش را تمام بخواند.

شرط هشتم: به اندازه‏ای از محل سکونت خود دور شود که در هوای صاف ساختمانهای معمولی شهر یا روستا را درست و واضح نبیند و صدای متعارف اذان آنجا را هم نشنود
مسئلۀ ۱۴۰۶ :    در حدّ ترخّص لازم نیست به قدری دور شود که مناره‏ها و گنبدها یا ساختمانهای بسیار بلند را نبیند یا دیوارها هیچ‎جا پیدا نباشند، بلکه همین قدر که دیوارهای معمولی کاملاً دیده نشوند، کافی است.
مسئلۀ ۱۴۰۷ :    اگرچه اقوی‏ آنست که اعتبار حدّ ترخّص منحصر به وطن نیست و شامل محل اقامت، محلی که ده روز در آنجا مانده، نیز است، لیکن احتیاط موکد آنست، چنانچه از آنجا سفر کند بنا بر احتیاط نماز را در محدودۀ ترخص نخواند و اگر بخواهد در محدودۀ ترخص بخواند، هم شکسته و هم تمام بجای آورد.
مسئلۀ ۱۴۰۸ :    اگر مسافر به جایی برسد که اذان را نشنود، ولی دیوار ساختمانها را ببیند، یا دیوارها را ببیند، ولی صدای اذان را نشنود چنانچه بخواهد در آنجا نماز بخواند، بنا بر احتیاط واجب هم شکسته و هم تمام بخواند، ولی اگر فقط به یکی از آنها علم پیدا کند و به دیگری جاهل باشد، برای شکسته خواندن نماز کافی‏است.
مسئلۀ ۱۴۰۹ :    هرگاه شهر در بلندی باشد به‌طوری که از دور دیده شود، یا در محل پستی باشد که اگر انسان کمی دور شود دیوار آن‎را نبیند، چنانچه کسی که از آنجا مسافرت می‏کند به اندازه‏ای دور شود که اگر آن شهر در زمین هموار بود دیوارش از آنجا دیده نمی‏شد، باید نماز را شکسته بخواند و نیز اگر پستی و بلندی ساختمانها بیش از معمول باشد باید ملاحظة معمول را بکند.
مسئلۀ ۱۴۱۰ :    اگر از محلّی مسافرت کند که خانه و دیوار ندارد، وقتی به جایی برسد که اگر آن محل دیوار داشت دیده نمی‏شد، باید نماز را شکسته بخواند.
مسئلۀ ۱۴۱۱ :    اگر به اندازه‏ای دور شود که نداند صدایی را که می‏شنود، صدای اذان است یا صدای دیگر، یا بداند صدای اذان است، ولی کلمات آن‎را تشخیص ندهد، باید نماز را تمام بخواند، هر چند بهتر است که صبر کند تا هیچ نشنود یا اینکه هم شکسته و هم تمام بجای آورد.
مسئلۀ ۱۴۱۲ :    اگر چشم و گوش مسافر، بیش از حد تیز یا به‌طور غیر متعارف ضعیف یا صدای اذان غیر معمولی باشد، درمحلّی که چشم معمولی و متعارف دیوار ساختمانها را نبیند وگوش معمولی صدای اذان را نشنود، باید نماز را شکسته بخواند.
مسئلۀ ۱۴۱۳ :    مسافری که به وطن خود باز می‏گردد تا زمانی که به حدّ ترخص نرسیده است باید نماز را شکسته بخواند، ولی هنگامی که به حدّ ترخّص برسد، گرچه نخواهد وارد شهر یا روستا شود، باید نماز را تمام بخواند.
مسئلۀ ۱۴۱۴ :    مسافری که می‏خواهد ده روز در محلی بماند، اقوی‏ آنست که وقتی به حد ترخص آن محل رسید، نمازش تمام است، ولی احتیاط مؤکد آنست که نماز را به تأخیر بیندازد تا به آن محل برسد و نماز را تمام بخواند و اگر بخواهد در همان حدّ ترخص نماز بخواند، هم شکسته و هم تمام بجای آورد.
مسئلۀ ۱۴۱۵ :    کسی که به سفر می‏رود اگر شک کند که به حدّ ترخص رسیده است یا نه، باید نماز را تمام بخواند و کسی که از سفر بازمی گردد اگر شک کند که به حدّ ترخّص رسیده یا نه، واجب است نماز را شکسته بخواند و چون در بعضی از موارد تشخیص آن مشکل است لازم است یا مسافر در آنجا نماز نخواند و به تأخیر بیندازد یا احتیاطاً نماز را هم تمام و هم شکسته بجای آورد.
مسئلۀ ۱۴۱۶ :    مسافری که در سفر از وطن خود عبور می‏کند وقتی به جایی برسد که ساختمانهای وطن را ببیند و صدای اذان آن‎را بشنود، باید نماز را تمام بخواند و اگر از کنار وطن عبور کند به گونه‏ای که داخل در حدّ ترخّص شود، ولی داخل وطن نشود، بنا بر احتیاط نماز را در آنجا هم شکسته و هم تمام بجای آورد.
مسئلۀ ۱۴۱۷ :    مسافرانی که در بین سفر به وطن خود می‏رسند، تا هنگامی که در وطن هستند، واجب است نمازشان را تمام بخوانند و اگر از آنجا بخواهند به جای دیگری ‏بروند، اگر به مقدار هشت فرسخ بروند یا چهار فرسخ بروند و برگردند، همین‎که به جایی رسیدند که ساختمانهای وطن را ندیدند و صدای آنجا را نشنیدند، واجب است نمازشان را شکسته بخوانند.

  چیزهایی که سفر را قطع می‏کند : رسیدن به وطن

مسئلۀ ۱۴۱۸ :    محلی که انسان برای اقامت و زندگی خود اختیار کرده است، وطن اوست. چه در آنجا به دنیا آمده باشد و وطن پدر و مادرش نیز به حساب آید، یا خودش آنجا را برای زندگی انتخاب کرده باشد.
مسئلۀ ۱۴۱۹ :    محل تولد انسان در صورتی که در آنجا سکونت و اقامت نداشته و عملاً از آنجا اعراض کرده باشد حکم وطن را ندارد.
مسئلۀ ۱۴۲۰ :    اِعراض از وطن به معنای انصراف عملی از سکونت و اقامت در آنجاست و تنها به قصد و نیت محقّق نمی‏شود و تشخیص آن به عهدۀ عرف است و طوری باید اعراض کند که عرف آنجا را اقامت‎گاه فعلی وی حساب نکند.
مسئلۀ ۱۴۲۱ :    اگر کسی قصد دارد در محلی که وطن اصلی‏اش نیست مدّتی بماند و بعد به جای دیگر برود، آنجا وطن او حساب نمی‏شود. در صدق وطنیت لازم نیست کسی در محلی که وطن اصلی‏اش نیست، قصد ماندن همیشگی داشته باشد بلکه اگر قصد دارد بعد از مدّتی از آنجا برود، ولی مدّت ماندن او در آن محل به قدری طولانی ‏باشد که آنجا را عرفاً اقامتگاه فعلی او به حساب آورند به گونه‏ای که هر وقت وارد آنجا شود به خانه خود وارد شود و دیگر به او مسافر نگویند؛ در این صورت حکم وطن را خواهد داشت.
مسئلۀ ۱۴۲۲ :    کسانی که نیمی از سال را در یک شهر و نیمی دیگر را در شهری دیگر زندگی می‏کنند، هر دو شهر وطن آنهاست و نیز اگر بیشتر از دو محل را برای زندگی‏اختیار کرده باشند، همۀ آنها وطن آنان حساب می‏شود.
مسئلۀ ۱۴۲۳ :    زن در انتخاب وطن به‌طور مطلق تابع شوهرش نیست، بلکه اگر زن و شوهر توافق کنند که با هم زندگی کنند محل زندگی شوهر برای همسرش نیز وطن محسوب می‏شود، ولی اگر زن به سبب نافرمانی و تمرّد یا با توافق شوهر نخواهد در وطن شوهر زندگی کند، هر جا را که وطن برای خودش انتخاب کند، وطن او به حساب می‏آید.
مسئلۀ ۱۴۲۴ :    مسافر اگر به جایی برسد که وطنش بوده است، ولی از آنجا به‌طور کامل صرف نظر کرده، نمازش شکسته است، هر چند در آنجا ملک داشته و وطن دیگری هم برای خود اختیار نکرده باشد مگر اینکه بخواهد همیشه در شهرها سیاحت کند و اصلاً برای خود وطنی اختیار نکند که در این حالت نماز او در همه جا تمام است.

  چیزهایی که سفر را قطع می‏کند : قصد اقامه

به محلی که وطن انسان نیست، ولی می‏خواهد ده روز در آنجا بماند، محل اقامه گفته می‏شود.
مسئلۀ ۱۴۲۵ :    مسافری که قصد دارد ده روز پشت سر هم در جایی بماند یا می‏داند ناخواسته ده روز در یک محل می‏ماند، باید نمازهای خود را در آن محل تمام بخواند.
مسئلۀ ۱۴۲۶ :    مسافری که قصد دارد ده روز در محلی بماند لازم نیست قصد ماندن شب اول و شب آخر را که شب یازدهم است، داشته باشد و به همین ‏اندازه که قصد کند از اذان صبح روز اول تا غروب روز دهم بماند واجب است نمازهایش را تمام بخواند و نیز اگر قصد کند مثلاً از ظهر روز اول تا ظهر روز یازدهم بماند لازم است نماز را تمام بخواند.
مسئلۀ ۱۴۲۷ :    مسافری که می‏خواهد ده روز در محلّی بماند در صورتی باید نماز را تمام بخواند که بخواهد تمام ده روز را در یک‎جا بماند، پس اگر قصد ماندن در دو محل را داشته باشد، مانند کسی که بخواهد در دو شهر نزدیک به هم بماند باید نماز را در هر دو محل شکسته بخواند.
مسئلۀ ۱۴۲۸ :    ملاک و میزان در وحدت یا تعدّد محل، حکم عرف است، پس اگر در یک شهر قصد ده روزه کند، گردش او در محلّه‏های آن شهر مانعی ندارد، هرچند آن شهر بزرگ باشد، مگر آنکه محلّه‏های آن شهر طوری از هم دور و جدا باشند که چند محل حساب شوند و شخصی را که از یک محل به محل دیگر رفته بگویند مسافرت کرده است.
مسئلۀ ۱۴۲۹ :    مسافری که می‏خواهد ده روز در محلّی بماند اگر از اول قصد داشته باشد در این ده روز به اطراف آنجا هم برود، در صورتی به قصد او ضرر نمی‏زند که یا اطراف نیز در نظر مردم جزء همان محل به حساب آید، مانند باغها و قبرستان اغلب شهرها، ولوکمی از حدّ ترخّص بگذرد، یا از نظر زمان فاصله آن‎قدر کم باشد که رفت‎وآمد به قصد اقامۀ او ضرر وارد نکند، مثلاً در مدّت ده روز یک بار، آن هم به مدّت یک یا حدّاکثر دو ساعت به اطراف رفته و بازگردد و مسافتی که طی می‏کند از مقدار چهار فرسخ کمتر باشد، پس کسانی که محل اقامه را مقرّ خود قرار می‏دهند، ولی بنا دارند در ضمن ده روز به روستاهای اطراف نیز بروند، باید نماز را شکسته بخوانند.
مسئلۀ ۱۴۳۰ :    مسافری که تصمیم دارد ده روز در محلّی بماند، اگرچه احتمال بدهد که برای ماندن او مانعی پیش آید، در صورتی که احتمال او ضعیف و غیر قابل توجّه باشد باید نماز را تمام بخواند.
مسئلۀ ۱۴۳۱ :    مسافری که قصد کرده است ده روز در جایی بماند اگر منصرف شود یا بین ماندن و رفتن مردّد شود، در صورتی که قبل از خواندن یک نماز چهار رکعتی ‏این وضعیت پیش آید واجب است نماز را شکسته بخواند و اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتی به صورت ادا، منصرف یا مردّد شود تا وقتی که در آنجاست باید نماز را تمام بخواند.
مسئلۀ ۱۴۳۲ :    اگر مسافر به خیال اینکه دوستانش می‏خواهند ده روز در محلّی بمانند، قصد کند که ده روز در آنجا بماند و پس از خواندن یک نماز چهار رکعتی بفهمد که آنها قصد نکرده‏اند، اگرچه خودش هم از ماندن منصرف یا مردد شود، تا مدّتی که در آنجاست باید نمازش را کامل بخواند.
مسئلۀ ۱۴۳۳ :    مسافری که قصد کرده ده روز در محلّی بماند اگر روزه بگیرد و بعد از ظهر از ماندن در آنجا منصرف شود، چنانچه یک نماز چهار رکعتی ادا خوانده باشد روزه‏اش صحیح است و تا وقتی که در آنجاست باید نماز را تمام بخواند و روزه‏هایش را بگیرد و اگر یک نماز چهار رکعتی ادا نخوانده باشد روزۀ آن روزش صحیح است، ولی باید نمازهای خود را شکسته بخواند و روزهای بعد را هم روزه نگیرد اگرچه احتیاط مستحب آنست که در صورتی که روزه را بگیرد و بعد از زوال ظهر از قصد ماندن منصرف شده باشد، نمازها را پس از آن هم تمام بخواند و هم شکسته.
مسئلۀ ۱۴۳۴ :    مسافری که قصد کرده ده روز در محلّی بماند اگر از ماندن در آن محل منصرف شود و شک کند که قبل از آنکه از قصد ماندن برگردد یک نماز چهار رکعتی ‏ادا خوانده است یا نه، اگر شک او در وقت باشد نمازهایش را شکسته بخواند و اگر از وقت گذشته باشد نمازهایش را تمام بخواند و به شک خود اعتنا نکند.
مسئلۀ ۱۴۳۵ :    اگر مسافر با این نیت که نمازش شکسته است نماز را شروع کند و در بین نماز قصد ماندن ده روز یا بیشتر کند، واجب است نماز را تمام بخواند.
مسئلۀ ۱۴۳۶ :    مسافری که قصد کرده است ده روز در محلّی بماند اگر در بین نماز چهار رکعتی از قصد خود برگردد یکی از سه حالت زیر را دارد:
الف- چنانچه مشغول رکعت سوم نشده است، باید نماز را دو رکعتی تمام کند و تا وقتی که آنجاست نمازهای دیگرش را شکسته بخواند.
ب- چنانچه مشغول رکعت سوم شده، ولی هنوز به رکوع نرفته است، باید بنشیند و نماز را دو رکعتی تمام کند و بنا بر احتیاط برای هر یک از ایستادنهای بیجا و ذکری که گفته دو سجدۀ سهو بجای آورد و تا وقتی در آنجاست نمازهای دیگرش را شکسته بخواند.
ج- چنانچه به رکوع رکعت سوم رسیده است، اظهر آنست که نمازش باطل است و آن‎را دوباره شکسته بخواند، اگرچه احتیاط مستحب مؤکد آنست که نماز را تمام کند و یک نماز شکسته هم بخواند و تا وقتی در آنجاست نمازهایش را هم شکسته و هم تمام بجای آورد.
مسئلۀ ۱۴۳۷ :    مسافری که قصد کرده ده روز در محلّی بماند اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتی ادا تصمیم بگیرد به جایی که فاصله‏اش کمتر از چهار فرسخ است یک یا چند مرتبه رفته و به محل اقامت خود بازگردد و ده روز بماند، باید در رفتن و برگشتن و محل اقامت نماز را تمام بخواند.
مسئلۀ ۱۴۳۸ :    مسافری که قصد کرده است ده روز در محلّی بماند اگر بعد از خواندن یک نماز چهار رکعتیِ ادا بخواهد به محلّی برود که مسافتش کمتر از چهار فرسخ است و قبل از ده روز ماندن به محل اقامتش برگردد و از آنجا نیز پیش از ده روز اقامت به وطن یا به محل دیگری که هشت فرسخ فاصله دارد برود، چند صورت پیش می‏آید:
۱- اگر وسایل و اثاثیۀ خود را از محل اقامتش جمع‎آوری کرده و برگشتن او به محل اقامت فقط به عنوان عبور باشد، در این صورت در مسیر رفتن به جایی که کمتر از چهار فرسخ است و نیز در آنجا، اگرچه مقتضای قاعده، تمام خواندن نماز است، ولی بنا بر احتیاط مؤکد نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند و در موقع برگشتن به محل اقامه و در محل اقامه مطابق قاعده قصر است، ولی احتیاط مؤکد آنست که هم تمام و هم شکسته بخواند.
۲- اگر وسایل و اثاثیۀ خود را از محل اقامه جمع‎آوری نکرده است بلکه می‏خواهد پس از بازگشت به محل اقامه مدّت زمانی کمتر از ده روز در آنجا بماند و از آنجا به قصد وطن یا جایی که هشت فرسخ است حرکت کند، در این صورت مطابق قواعد موقع رفتن از محل اقامت به محل جدید و مدّتی که در محل جدید می‏ماند و موقع برگشتن به محل اقامت و مدّتی که در محل اقامت می‏ماند، نماز قصر است، اگرچه احتیاطاً در مسیر رفتن به آنجا و در آن محل و در برگشتن به محل اقامه و خود محل اقامه، نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند و موقع رفتن از محل اقامت به جایی که از آنجا تا محل اقامت هشت فرسخ است نماز را شکسته بخواند.
۳- اگر تصمیم بگیرد از محل اقامت به جایی برود که کمتر از چهار فرسخ است و از آنجا برگردد و در همان محل اقامت چند روز بماند و مجدداً از آنجا به وطن بازگردد، اظهر آنست که موقع رفتن از محل اقامت به محل جدید و موقع برگشتن به محل اقامت و مدّتی که در محل اقامت می‏ماند، نماز را تمام بخواند، اگرچه احتیاط مؤکد آنست که در رفتن به آنجا و در آنجا و در برگشتن به محل اقامه و خود محل اقامه، نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند و موقع برگشتن از محل اقامت به وطن چون فرض اینست که فاصله هشت فرسخ است مادامی که به وطن نرسیده است نماز را شکسته بخواند.
۴- تصمیم داشته باشد بعد از تحقق اقامه به کمتر از مسافت برود و دوباره به محل اقامت بازگردد منتهی یا تردید دارد در اینکه دوباره ده روز در آنجا بماند یا از اقامت و نبودن آن غافل است، اگرچه برای برگشتن به محل اقامت تصمیم قطعی دارد، اظهر آنست که نمازش تمام است، ‏احتیاط مستحب در جمع کردن است.
مسئلۀ ۱۴۳۹ :    مسافری که می‏خواهد به جایی برود و در آنجا قصد اقامه کند، اگر فاصله به مقدار هشت فرسخ یا بیشتر باشد تا هنگامی که به آنجا نرسیده است اگر بخواهد نماز بخواند، نمازش شکسته است، ولی پس از رسیدن به محل اقامه، در آنجا باید نمازش را تمام بخواند.
مسئلۀ ۱۴۴۰ :    مسافری که قصد اقامه کرده و ده روز در محلی مانده است، اگر پس از تمام شدن ده روز چند روز دیگر هم بماند مادامی که مسافرت جدید آغاز نکرده نمازش تمام است و قصد مجدّد لازم نیست.
مسئلۀ ۱۴۴۱ :    مسافری که قصد اقامه کرده ده روز در محلی بماند واجب است روزۀ واجب خود را نیز بگیرد و می‏تواند روزۀ مستحبّی هم بگیرد و نماز جمعه و نوافل ظهر و عصر را هم بخواند.

  چیزهایی که سفر را قطع می‏کند : یک ماه ماندن بدون نیت

مسئلۀ ۱۴۴۲ :    مسافری که بعد از رسیدن به هشت فرسخ در حال تردید در محلّی مانده است و نمی‏داند ده روز خواهد ماند، چنانچه سی روز به حال تردید بماند باید نماز را شکسته بخواند، ولی پس از سی روز گرچه به مدّت کمی بماند باید نماز را تمام بخواند. ولی اگر پیش از رسیدن به هشت فرسخ در بین راه مردّد شود، از وقتی که مردّد می‏شود باید نماز را تمام بخواند، ولی اگر به چهار فرسخ رسیده است و تصمیم دارد قبل از ده روز به محلّ خود برگردد، باید نماز را شکسته بخواند.
مسئلۀ ۱۴۴۳ :    مسافری که سی روز مردّد بوده است، در صورتی بعد از سی روز باید نماز را تمام بخواند که تمام این مدّت را در یک‎جا بماند، پس اگر مقداری از آن‎را در جای دیگری بماند، پس از سی روز هم اگر قصد ماندن ده روز را ندارد، باید نماز را شکسته بخواند و در تحقق مقدار سی روز لازم نیست از ابتدای روز محاسبه شود بلکه اگر در اثنای روز هم حالت تردید پیدا شود می‏توان بعد از گذشتن بیست و نه روز به صورت تلفیقی از روز بعد از آن، نقصان روز اول را تکمیل کرد.
مسئلۀ ۱۴۴۴ :    مسافری که سی روز با تردید مانده است و بعد از سی روز نمازش را تمام می‏خواند اگر بخواهد سفر جدیدی را آغاز کند مادامی که از حدّ ترخّص خارج نشده است باید نماز را تمام بخواند و روزه را بگیرد.

  مواردی که مسافر می‏تواند نماز را تمام بخواند

مسئلۀ ۱۴۴۵ :    در چهار مکان مسافر می‏تواند نماز را تمام بخواند:
۱- مسجدالحرام، ۲- مسجدالنّبی‏ ، ۳- مسجد کوفه، ۴- نزد قبر مطهّر حضرت سیدالشّهداء  و در شعاع بیست و پنج ذراع از طرف بالای سر، پایین پا و روبه رو نیز همین حکم جاری است و تمام خواندن در این موارد افضل است.
مسئلۀ ۱۴۴۶ :    اگر مسافر بخواهد در قسمتهایی که اول جزء مسجدالحرام یا مسجدالنّبی   یا مسجد کوفه نبوده و بعدها به این مساجد اضافه شده است نماز بخواند بنا بر احتیاط واجب شکسته بخواند.
مسئلۀ ۱۴۴۷ :    کسی که می‏داند مسافر است و باید نماز را شکسته بخواند، اگر در غیر چهار مکانی که گفته شد نمازش را عمداً تمام بخواند، نمازش باطل است.

  مسائل متفرّقۀ نماز مسافر

مسئلۀ ۱۴۴۸ :    کسی که می‏داند مسافر است باید نمازش را شکسته بخواند و اگر فراموش کند نماز مسافر شکسته است و تمام بخواند، ظاهر آنست که باید نمازش را دوباره بخواند. اگر فراموش کند که مسافر است و تمام بخواند در صورتی که قبل از پایان وقت یادش بیاید که مسافر بوده، واجب است نمازش را اعاده کند و اگر در وقت اعاده نکند باید در خارج آن قضا کند؛ در صورتی که قبل از پایان وقت یادش نیامد که مسافر بودنش را فراموش کرده بود و نمازش را تمام خوانده است و بعد از وقت یادش آمد قضای آن نماز لازم نیست.
مسئلۀ ۱۴۴۹ :    مسافری که باید در سفر نمازش را شکسته بجای آورد، در صورت تمام خواندن نماز چند حالت برایش پیش می‏آید:
۱- اگر می‏داند مسافر باید نمازش را شکسته بخواند و بدون دقّت و توجّه کافی و یا به خاطر عادت نمازش را تمام بخواند، نمازش باطل است در وقت اعاده و در خارج وقت قضا کند و هر دو را شکسته بجای آورد.
۲- اگر به اصل حکم جاهل و به تعبیر روایات اسلامی آیۀ تقصیر برای او خوانده نشده است و نمی‏دانسته که مسافر باید نمازش را در سفر شکسته بخواند، چنانچه تمام خوانده باشد، نمازش صحیح است و اعاده لازم نیست.
۳- اگر حکم سفر و مسافر را بداند، ولی هر دو را فراموش کرده باشد و تمام بخواند، در صورتی که وقت باقی است باید نماز را دوباره شکسته بخواند و اگر وقت گذشته است باید به‌طور شکسته قضا کند.
۴- اگر می‏داند مسافر باید نماز را در سفر شکسته بخواند، ولی برخی خصوصیات آن‎را نداند و جاهل باشد، مانند اینکه مثلاً در سفر هشت فرسخی باید شکسته بخواند، در صورتی که وقت باقی است باید نماز را شکسته بجای آورد و اگر وقت گذشته است به‌طور شکسته قضا کند.
۵- اگر می‏داند مسافر باید نماز را شکسته بخواند، ولی به گمان اینکه سفر او کمتر از هشت فرسخ است تمام بخواند، وقتی فهمید سفرش هشت فرسخ بوده، بنا بر احتیاط واجب نماز را شکسته بخواند و اگر وقت گذشته است شکسته قضا کند.
۶- اگر فراموش کند که مسافر است و نماز را تمام بخواند، چنانچه در وقت یادش بیاید باید شکسته بجای آورد و اگر بعد از وقت یادش بیاید قضای آن لازم نیست.
۷- اگر فراموش کند که نماز مسافر شکسته است و تمام بخواند، باید آن‎را شکسته اعاده کند و اگر وقت گذشته است، اظهر آنست که قضا کند.
مسئلۀ ۱۴۵۰ :    کسی که وظیفۀ او تمام خواندن نماز است اگر شکسته بخواند در هر صورت نمازش باطل است، در وقت اعاده و در خارج وقت باید قضا کند.
مسئلۀ ۱۴۵۱ :    اگر مشغول نماز چهار رکعتی شود و در نماز یادش بیاید که مسافر است، چنانچه به رکوع رکعت سوم نرفته باشد باید بنشیند و نماز را دو رکعتی تمام کند و برای هر ایستادن و ذکر اضافه احتیاطاً دو سجدۀ سهو بجای آورد و اگر به رکوع رکعت سوّم رفته است، نمازش باطل است و در صورتی که به مقدار خواندن یک رکعت هم وقت داشته باشد باید نماز را شکسته بخواند.
مسئلۀ ۱۴۵۲ :    مسافری که نماز خود را نخوانده است اگر در وقت، به وطن یا جایی که می‏خواهد ده روز در آنجا بماند برسد، باید نماز را تمام بخواند، ولی اگر بعد از وقت به وطن برسد باید قضای آن‎را شکسته بخواند.
مسئلۀ ۱۴۵۳ :    مسافری که نماز را شکسته خوانده است، گرچه در وقت به وطن خود برسد، لازم نیست آن نماز را اعاده کند.
مسئلۀ ۱۴۵۴ :    کسی که مسافر نیست اگر در اول وقت نماز نخواند و مسافرت کند، در سفر باید نماز را شکسته بخواند.
مسئلۀ ۱۴۵۵ :    اگر نماز ظهر، عصر یا عشا از مسافری که باید آنها را شکسته بخواند، قضا شود، باید آن‎را دو رکعتی قضا کند، هر چند در غیر سفر بخواهد قضای آن‎را بجای آورد و اگر از کسی که مسافر نیست یکی از این سه نماز قضا شود باید چهار رکعتی قضاکند، حتّی اگر در سفر بخواهد آن‎را قضا کند.
مسئلۀ ۱۴۵۶ :    مستحب است مسافر بعد از هر نمازی که شکسته می‏خواند، سی مرتبه بگوید: «سُبْحَانَ‎اللَّهِ وَالْحَمْدُلِلَّهِ وَ لاَإِلَهَ‎إِلَّااللَّهُ وَ اللَّهُ‎أََکبَرُ» و بلکه بهتر است در تعقیب هر نمازی این ذکر خوانده شود و در تعقیب نمازهای ظهر و عصر و عشا سفارش بیشتری شده است که شصت مرتبه خوانده شود، سی مرتبه به عنوان تعقیب و سی مرتبه هم به عنوان تتمیم نمازهای شکسته.

  نماز خوف

مسئلۀ ۱۴۵۷ :    نماز انسان به جهت ترس از دشمن، دزد، درّنده و مانند اینها نماز خوف است، مانند نماز مسافر شکسته است، به این شرط که شکسته خواندن نماز در دفاع یا ایمنی از دشمن مؤثّر باشد.
مسئلۀ ۱۴۵۸ :    نماز به‌طور کلّی از انسان بالغ، عاقل و واجد شرایط در هیچ حالی ساقط نمی‏شود، حتّی در درگیری مسلحانه، حملۀ دزد یا درنده، به هر شکل ممکن باید نماز خود را بخواند، اگر ممکن است ایستاده و اگر ایستاده امکان ندارد به‌طور نشسته و یا در حال راه رفتن، پیاده، سواره یا خوابیده و باید تا ممکن است تکبیرة‎الاحرام را رو به قبله بگوید و بقیۀ نماز را هم، هر قدر که می‏تواند رو به قبله انجام دهد و اگر نمی‏تواند رکوع و سجود را به‌طور کامل بجای آورد به اشاره انجام دهد؛ چنانچه نماز خواندن برای او به این اندازه هم ممکن نباشد بنا بر احتیاط واجب باید بعد از نیت، تکبیرة‎الاحرام را به قصد ما فی الذّمه، آنچه در واقع به عهدۀ اوست، بگوید و به جای هر رکعت یک «سُبْحَانَ‎اللَّهِ وَالْحَمْدُلِلَّهِ وَ لاَإِلَهَ‎إِلَّااللَّهُ وَاللَّهُ‎أَکبَر» بگوید و به دنبال آن دعای دیگری هم بخواند و نماز را تمام کند و اگر این مقدار هم ممکن نباشد به جای هر رکعت یک تکبیر کفایت می‏کند و در صورت عدم امکان، صرف اخطار به قلب کافی است و اگر به وظیفۀ خود به شکل ممکن عمل کند نمازش اعاده یا قضا ندارد.
مسئلۀ ۱۴۵۹ :    اگر به خاطر ضرورت مقداری از نماز را مثلاً در حال راه رفتن یا سواره بخواند و در این بین ضرورت از میان برود، واجب است بقیۀ نماز را مطابق وضع فعلی و کامل بجای آورد و اگر وقت باقی است بهتر است که نماز را به‌طور کامل دوباره اعاده کند یا بالعکس، اگر مقداری از نماز را به‌طور کامل بجای آورد و ضرورت در بین نماز حاصل شد، باقی ماندۀ نماز را مطابق حالت ضرورت غیر عادی انجام دهد و در صورتی که وقت باقی است، نماز را به‌طور کامل اعاده کند.
مسئلۀ ۱۴۶۰ :    اگر انسان یقین داشته باشد که دشمن حمله کرده یا مورد هجوم و حملۀ درنده یا دزد قرار گرفته است و نماز را شکسته یا در حال راه رفتن و سواره و غیره بخواند، بعد معلوم شود اشتباه کرده است، مطابق قواعد، همان نماز کافی است لیکن چنانچه وقت نماز باقی است بنا بر احتیاط مؤکد نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا ندارد.
مسئلۀ ۱۴۶۱ :    اگر نمازگزار برای دفع حملۀ حیوان درنده یا دزد، نماز را به نیت نماز خوف، دو رکعتی یا سواره یا در حال راه رفتن بخواند، چنانچه تا آخر وقت نماز، خوف و ترس او باقی باشد، نمازش صحیح است وگرنه بنا بر احتیاط مستحب نماز را دوباره به‌طور کامل بخواند.

  نماز قضا

مسئلۀ ۱۴۶۲ :    کسی که عمداً یا سهواً یا به خاطر ندانستن مسئله، نماز واجب خود را در وقت آن نخوانده باشد باید قضای آن‎را بجای آورد، همچنین اگر در تمام وقت نماز، خواب یا مست بوده یا مدّتی از دین برگشته و مرتد شده بعد توبه کرده است و چنانچه اختیاراً خود را بی‎هوش کرده باشد، بنا بر احتیاط نمازهای زمان بیهوشی خود را قضا کند، بلکه اگر بیهوشی او غیر اختیاری بوده بنا بر احتیاط مستحب قضا کند.
مسئلۀ ۱۴۶۳ :    نمازهای یومیه‏ای را که زن در حال حیض و نفاس نخوانده است قضا ندارد، همچنین نمازهای واجبی را که از انسان در حال کفر اصلی یا جنون یا بی‎هوشی‏که در اختیار خود او نبوده، ترک شده است، در صورتی که کفر، جنون یا بی‎هوشی در همۀ وقت نماز بوده، قضا ندارد، ولی اگر در وقت نماز، مسلمان یا عاقل شود یا به هوش آید یا پاک گردد، باید نماز خود را بجای آورد، هر چند تنها به مقدار یک رکعت از وقت باقی‎ مانده باشد.
مسئلۀ ۱۴۶۴ :    اگر اول وقت به مقدار خواندن نماز به حسب تکلیف فعلی خود وقت داشته باشد و نماز را نخواند و سپس یکی از عذرهایی که گفته شد، برای او پیش آید، باید قضای آن نماز را بجای آورد.
مسئلۀ ۱۴۶۵ :    اگر بعد از وقت نماز بفهمد نمازی که خوانده باطل بوده است، باید قضای آن‎را بجای آورد، هر چند باطل بودن نماز به واسطۀ ندانستن مسئله باشد، در صورتی که در دانستن مسئله کوتاهی کرده باشد.
مسئلۀ ۱۴۶۶ :    کسی که وظیفه‏اش خواندن نماز جمعه بوده است، اگر به هر دلیل آن‎را نخواند تا وقت آن بگذرد، باید نماز ظهر را بخواند و اگر نماز ظهر را هم نخواند باید قضای ‏ظهر را بجای آورد.
مسئلۀ ۱۴۶۷ :    اگر انسان احتمال دهد که نماز قضایی دارد یا نمازهایی که خوانده صحیح نبوده است، مستحب است احتیاطاً قضای آنها را بجای آورد و اگر انسان نمازهایی‏را که خوانده به قصد قربت مطلقه دوباره بخواند مانعی ندارد بلکه مطلوب نیز است.
مسئلۀ ۱۴۶۸ :    کسی که نماز قضا دارد لازم است در خواندن آن کوتاهی نکند و اگر اطمینان داشته باشد که در آینده آن‎را خواهد خواند، لازم نیست فوراً آن‎را بجای‏آورد.
مسئلۀ ۱۴۶۹ :    کسی که نماز قضا دارد می‏تواند نماز مستحبی هم بخواند یا نماز قضای دیگران را بخواند.
مسئلۀ ۱۴۷۰ :    در هر یک از نمازهای یومیه که ترتیب در آن شرط است، در قضای آن هم ترتیب شرط است، مثلاً اگر نماز ظهر و عصر او قضا شده باشد، باید اول قضای ظهر و سپس قضای عصر را بخواند و اگر در یک روز نماز عصر و در روز بعد نماز ظهر او قضا شده، بنا بر احتیاط اول نماز عصر و بعد نماز ظهر روز بعد را قضا کند، ولی در قضای نمازهای واجب دیگر مثل نماز آیات ترتیب شرط نیست و همچنین اگر رعایت ترتیب را به‌طور کلّی فراموش کرده باشد، رعایت ترتیب شرط نیست اگر چه بهتر است.
مسئلۀ ۱۴۷۱ :    اگر بخواهد قضای یک نماز یومیه و یک نماز غیر یومیه را بجای آورد ترتیب شرط نیست.
مسئلۀ ۱۴۷۲ :    کسی که یک نماز چهار رکعتی از او قضا شده و نمی‏داند نماز ظهر است یا عصر یا عشا، اگر یک نماز چهار رکعتی به نیت آنچه در ذمّۀ اوست بخواند، کفایت می‏کند و در بلند یا آهسته خواندن حمد و سوره نیز مخیر است و اگر علم داشته باشد که یک نماز از نمازهای پنج‎گانۀ او قضا شده، کفایت می‏کند که یک نماز دو رکعتی را به نیت نماز صبح و یک نماز سه رکعتی را به نیت مغرب و یک نماز چهار رکعتی را به نیت آنچه در ذمّۀ اوست بجای آورد.
مسئلۀ ۱۴۷۳ :    کسی که چند نماز از او قضا شده و شمارۀ آنها را نمی‏داند احتیاطاً باید آن‎قدر بخواند تا گمان کند قضای تمامی آنها را خوانده است، ولی اگر قبلاً می‏دانسته چند نماز از او قضا شده است، ولی اکنون فراموش کرده است، بنا بر احتیاط باید آن‎قدر بخواند تا یقین و اطمینان عادی پیدا کند که همۀ آنها را قضا کرده است.
مسئلۀ ۱۴۷۴ :    کسی که نماز قضا از همین روز یا روزهای پیشین دارد، اگر یک نماز است و وقت وسعت دارد، بنا بر احتیاط اول آن نماز قضا را بجای آورد و اگر بیشتر از یک نماز باشد، لازم نیست نمازهای قضا را اوّل بخواند، هر چند اول خواندن نمازهای قضا مطابق احتیاط است.
مسئلۀ ۱۴۷۵ :    نمازگزار می‏تواند نیت خود را از نماز قضای لاحِق مثل نماز عصر به نماز قضای سابق مثل نماز ظهر برگرداند، ولی عدول از نماز قضای سابق به لاحِق مثلاً از قضای ظهر به عصر محل اشکال است.
مسئلۀ ۱۴۷۶ :    اگر در بین نماز ادا یادش بیاید که یک نماز یا بیشتر از همان روز یا یک نماز از روزهای گذشته از او قضا شده است، اگر وقت وسعت دارد و ممکن است که نیت را از ادا به قضا برگرداند بهتر است این کار را بکند، مثلاً اگر در نماز ظهر قبل از رسیدن به رکوع رکعت سوم یادش بیاید که نماز صبح آن روز قضا شده، در صورتی که وقت نماز ظهر تنگ نشده باشد بهتر است نیت را به قضای صبح برگرداند و آن‎را دو رکعتی تمام کند و بعد از آن نماز ظهر را بجای آورد، اما اگر وقت تنگ شده باشد یا امکان برگرداندن نیت را نداشته باشد مثلاً وقتی که وارد رکوع رکعت سوم شده به یاد بیاورد که نماز صبح را نخوانده است در این صورت نماز را به نیت ظهر ادا تمام کند و بعد از آن قضای نماز صبح را انجام دهد.
مسئلۀ ۱۴۷۷ :    کسی که نماز قضا به عهدۀ اوست و نمی‏تواند نمازهای قضای خود را به‌طور کامل و با رعایت همۀ شرایط لازم بجای آورد، واجب است انجام نمازهای‏قضا را تا برطرف شدن عذر خود به تأخیر بیندازد و اگر می‏داند که عذرش تا آخر عمر از بین نمی‏رود و خوف آن دارد که مرگ به سراغش بیاید، می‏تواند در همان حال عذر نمازهای قضای خود را بجای آورد، ولی اگر بعداً عذرش برطرف شد احتیاطاً دوباره آنها را بخواند.
مسئلۀ ۱۴۷۸ :    تا انسان زنده است ولو اینکه از قضای نمازهای قضا شدۀ خود ناتوان باشد، جایز نیست دیگری از طرف او نمازهای فوت شده را قضا کند.
مسئلۀ ۱۴۷۹ :    نمازهای قضا را می‏شود با جماعت خواند چه نماز امام جماعت ادا باشد چه قضا، مشروط بر اینکه قضای امام جماعت قضای حتمی و بنا بر احتیاط قضای نماز خودش باشد و لازم نیست نماز هر دوی آنان یکی باشد، بنابراین جایز است نماز قضای صبح را با نماز قضای ظهر یا عصر امام بخواند.
مسئلۀ ۱۴۸۰ :    مستحب است بچه‏ای که خوب و بد را می‏فهمد به خواندن نماز و سایر عبادتها تشویق شود و بهتر است به قضای نمازها وادار شود به شرط اینکه اثرات سوء تربیتی و عقیدتی جانبی نداشته باشد و اقوی‏ آنست که عبادات بچۀ ممیز مشروع و مطلوب است.

  نماز قضای پدر و مادر

مسئلۀ ۱۴۸۱ :    نماز و روزۀ قضا شده پدر و بنا بر احتیاط مادر بر عهدۀ پسر بزرگ‏تر بلکه بنا بر اقوی بر عهدۀ بزرگ‏ترین مرد در میان وارثان، مطابق طبقات ارث، است که باید او پس از مرگ ایشان بجای آورد و یا برای آن اجیر بگیرد و در این جهت میان نماز و روزه‏های ترک شده با عذر و بدون عذر فرقی نیست؛ بنابراین اگر پدر میت زنده است با مشارکت پسر بزرگ‏تر میت که واجد شرایط است، آن‎را انجام دهند.
مسئلۀ ۱۴۸۲ :    اگر نماز و روزۀ شخصی دیگر بر عهدۀ پدر و مادر بوده و انجام نداده باشند، مثلاً نماز و روزۀ استیجاری داشته و انجام نداده باشند، قضای آن بر بزرگ‏ترین وارث مرد واجب نیست، ولی پول آن باید از ترکۀ مرد پرداخت شود.
مسئلۀ ۱۴۸۳ :    کسی که باید قضای نماز میت را بجای آورد چنانچه شک داشته باشد که میت نماز و روزۀ قضا داشته یا نه، چیزی بر او واجب نیست، ولی اگر بداند نماز یا روزۀ قضا داشته و شک کند که بجای آورده یا نه، بنا بر احتیاط واجب باید قضا کند.
مسئلۀ ۱۴۸۴ :    کسی که نماز قضای پدر و مادر را واجب است بخواند، واجب است مطابق وظیفۀ خودش عمل کند، مثلاً اگر می‏خواهد قضای نماز مادر را انجام دهد، حمد و سورۀ نماز صبح، مغرب و عشا را باید بلند بخواند.
مسئلۀ ۱۴۸۵ :    کسی که خودش قضای نماز و روزه دارد و می‏خواهد قضای نماز و روزۀ پدر و مادر را هم بخواند، لازم نیست ترتیب را رعایت کند و هر کدام را اول بجای آورد صحیح است.
مسئلۀ ۱۴۸۶ :    کسی که قضای نماز پدر و مادر به عهدۀ اوست اگرچه واجب نیست فوراً انجام دهد، ولی تأخیر انداختن و مسامحه در بجای آوردن آن جایز نیست.
مسئلۀ ۱۴۸۷ :    اگر میت وصیت کرده باشد که نماز و روزۀ او را به کسی بدهند، بعد از آنکه اطمینان به دست آمد که آن شخص نماز و روزۀ او را به‌طور صحیح انجام داده است چیزی بر عهدۀ بزرگ‏ترین وارث نیست.
مسئلۀ ۱۴۸۸ :    اگر هنگام مرگ پدر یا مادر، ولی او یعنی کسی که نماز و روزۀ آنها به عهدۀ اوست، دیوانه بوده یا به حد بلوغ نرسیده باشد، چنانچه بعداً عاقل یا بالغ شود واجب بودن قضای نماز و روزۀ پدر و مادر بر او محل اشکال است، هر چند احوط است؛ و اگر بزرگ‏ترین مرد از وارثان قبل از بلوغ یا قبل از عاقل شدن فوت کند، واجب شدن قضای نماز و روزۀ پدر و مادر بر بزرگ‏ترین وارثان بعد از او نیز محل اشکال است و از باب خیر مطلق، اگر بجای آورند بهتر است.
مسئلۀ ۱۴۸۹ :    اگر کسی تبرعاً و برای رضای خدا نماز قضای میت را انجام دهد از عهدۀ ولی میت ساقط می‏شود.
مسئلۀ ۱۴۹۰ :    پسری که به حد بلوغ نرسیده است، ولی خوب و بد را تشخیص می‏دهد و نماز خود را به‌طور صحیح می‏خواند، می‏تواند قضای نماز پدر و مادر را بجای آورد.
مسئلۀ ۱۴۹۱ :    کسی که قضای نماز و روزۀ پدر یا مادر بر عهدۀ اوست اگر پیش از آنکه نماز یا روزۀ آنها را قضا کند بمیرد، چنانچه بین مرگ پدر یا مادر او به اندازه‏ای فاصله بوده که می‏توانسته قضای نماز و روزۀ را بجا آورد، بر بزرگ‏ترین مرد از وارثان او چیزی واجب نیست و اگر این مقدار فاصله نشده، اگرچه به نظر می‏رسد بر وارثان بعد از او چیزی واجب نیست، ولی بنا بر احتیاط بزرگ‏ترین مرد از وارثان بعد از او قضای نماز و روزه را بجای آورد.
مسئلۀ ۱۴۹۲ :    هنگامی که ولی میت برای انجام نماز و روزۀ شخص ثالثی را اجیر کند، شخص اجیر از طرف میت نیت خواهد کرد نه از طرف ولی.
مسئلۀ ۱۴۹۳ :    بر ولیّ میت واجب است علاوه بر نمازهای یومیه و روزه‏های میت که باید قضا کند، نماز و روزه‏هایی را که از طریق نذر، عهد، قسم و غیره بر عهدۀ میت آمده را نیز از طرف او قضا کند و این حکم شامل نماز و روزه‏هایی که اجیر بوده و انجام نداده است، نمی‏شود، کما اینکه در مسئلۀ ۱۴۸۲ گذشت.
مسئلۀ ۱۴۹۴ :    بعد از مرگ انسان جایز است نماز و عبادتهای دیگر او را که در زمان حیات انجام نداده یا باطل انجام داده است، شخص دیگری به صورت تبرّعی یا با گرفتن اجرت و مزد به نیابت از میت انجام دهد.
مسئلۀ ۱۴۹۵ :    به کسی که برای بجای آوردن نماز یا روزه و سایر عبادتهای میت معین می‏کنند «اجیر» یا نایب می‏گویند.
مسئلۀ ۱۴۹۶ :    کسی که برای نماز قضای میت نایب شده باید مسائل مورد نیاز شرعی را بداند.
مسئلۀ ۱۴۹۷ :    بر نایب واجب است هنگام نیت، میت را معین کند، گرچه دانستن اسم او لازم نیست.
مسئلۀ ۱۴۹۸ :    کسی که برای قضای نماز و روزۀ میت نایب می‏شود باید امین باشد و مطمئن باشد که وظائف محوّله را صحیح انجام می‏دهد. بنابراین اگر کسی را نایب کنند و بعد معلوم شود عبادتهایی را که بر عهدۀ او گذاشته‏اند صحیح انجام نداده، واجب است دوباره برای انجام آنها اجیر بگیرند.
مسئلۀ ۱۴۹۹ :    اگر شخصی را به عنوان نایب برای انجام قضای نماز و روزۀ میت معین کنند و بعد شک کنند که اصلاً انجام داده است یا نه، در صورتی که آن شخص متّهم به دروغ‎گویی نباشد و بگوید انجام داده‎ام، می‏توان به قول او اطمینان کرد و اگر متّهم به دروغ‎گویی باشد واجب است دوباره نایب بگیرند تا اطمینان پیدا کنند که نماز و روزۀ میت به‌طور صحیح انجام شده است و اگر اطمینان به دست آوردند که اصل قضا را نایب انجام داده است، ولی شک کنند که درست انجام داده یا نه، به شک خود اعتنا نکرده و حکم به صحت کنندِ.
مسئلۀ ۱۵۰۰ :    بنا بر احتیاط واجب نمی‏توان کسی را که عذری دارد و مثلاً نماز خود را نشسته یا با تیمّم می‏خواند، برای نمازهای میت نایب گرفت، اگرچه نمازهای میت هم به همین صورت قضا شده باشد.
مسئلۀ ۱۵۰۱ :    می‏توان مرد را برای زن و زن را برای مرد نایب گرفت، ولی اگر مرد از طرف زن نایب شود باید حمد و سوره را در نمازهای صبح و مغرب و عشا بلند بخواند و اگر زن از طرف مرد نایب شود، بنا بر احتیاط حمد و سوره را در نمازهای یاد شده بلند بخواند، مشروط بر اینکه صدای او را مرد اجنبی نشنود. همچنین اگر زن از طرف مرد یا مرد از طرف زن به صورت تبرّعی نماز قضای میت بجای آورند نیز همین حکم را دارد.
مسئلۀ ۱۵۰۲ :    اگر کسی را برای انجام عملی نایب بگیرند در صورتی که با او شرط کنند که عمل را با فلان خصوصیت و کیفیت خاصه انجام دهد، مثلاً در رکعت سوّم و چهارّم نماز همیشه سه مرتبه تسبیحات را بگوید، واجب است مطابق شرط عمل کند و اگر شرطی در کار نباشد و به صورت مطلق او را نایب گرفته باشند موظّف است مطابق وظیفۀ خود عمل کند یعنی سعی کند عمل را به‌طور صحیح در نزد خودش انجام دهد.
مسئلۀ ۱۵۰۳ :    اگر با اجیر شرط نکنند که نماز را با چه مقدار از مستحبات آن بخواند، باید مقداری از مستحبّات نماز را که معمول است بجای آورد.
مسئلۀ ۱۵۰۴ :    اگر برای نایب در حال نماز شک یا سهوی پیش آید، موظف است مطابق وظیفۀ خود که از راه تقلید یا اجتهاد به دست آورده، عمل کند و اعاده لازم نیست.
مسئلۀ ۱۵۰۵ :    در قضای نمازهای میت آنچه در آنها ترتیب معتبر بوده، مثل ظهر و عصر یک روز، باید به ترتیب خوانده شود و در غیر این صورت چنانچه میت ترتیب قضا شدن را می‏دانسته، بنا بر احتیاط باید طوری انجام دهند که ترتیب حاصل شود؛ بنابراین اگر چند نفر را اجیر کنند باید بنا بر احتیاط برای هر یک وقت مرتّبی را معین کنند که با وقت دیگری هم زمان نباشد، مثلاً اگر با یکی از آنها قرار گذاشتند که از صبح تا ظهر برای میت نماز قضا بخواند با دیگری قرار کنند که از ظهر تا شب بخواند، و نیز نمازی را که در هر مرتبه شروع می‏کند معین کنند، مثلاً قرار بگذارند که در هر دفعه نماز یک شبانه روز را تمام کنند و اگر ناقص بگذارند آن‎را حساب نکنند و دفعۀ بعد نماز یک شبانه روز را از اوّل شروع کنند.
مسئلۀ ۱۵۰۶ :    اگر بخواهند برای میت نماز قضا بجای آورند و بدانند او ترتیب قضا شدن را نمی‏دانسته یا شک داشته باشند که او ترتیب را می‏دانسته یا نه، رعایت ترتیب لازم نیست، ولی مستحب است طوری قضا کنند که ترتیب فراهم شود، پس اگر بخواهند چند نفر را برای بجای آوردن نماز قضای میت اجیر کنند بنا بر احتیاط مستحب، وقت معین کنند.
مسئلۀ ۱۵۰۷ :    اگر کسی اجیر شود که مثلاً در مدت یک سال نمازهای میت را بخواند، ولی قبل از تمام شدن سال بمیرد، باید برای نمازهایی که می‏دانند نخوانده، دیگری را نایب کنند، بلکه بنا بر احتیاط واجب برای نمازهایی هم که احتمال می‏دهند بجا نیاورده است نایب بگیرند.
مسئلۀ ۱۵۰۸ :    کسی را که برای نمازهای میت اجیر کرده‏اند اگر پیش از تمام کردن نمازها بمیرد و اجرت همۀ آنها را گرفته باشد، چنانچه شرط کرده باشند که همۀ نمازها را خودش بخواند و یا قرینه‏ای در بین باشد که نظر داشته‏اند خودش بخواند، باید اجرت مقداری را که نخوانده از مال او به ولی میت بدهند، ولی اگر شرط نکرده باشند و قرینه‏ای هم در بین نباشد، باید ورثۀ اجیر از مال او نایب بگیرند و چنانچه مالی نداشته باشد بر ورثۀ او چیزی واجب نیست.
مسئلۀ ۱۵۰۹ :    اگر نایب پیش از آنکه نمازهای میت را تمام کند از دنیا برود و خودش نیز نماز قضا بر عهده داشته باشد، چنانچه شرط نکرده باشند خودش بخواند، باید از مال او برای نمازهایی که اجیر بوده، نایب بگیرند و اگر چیزی زیاد آمد در صورتی که وصیت کرده باشد و وارثان هم اجازه دهند، برای تمام نمازهای خودش نایب بگیرند، و چنانچه ورّاث اجازه ندهند، یک‌سوم آن‎را به مصرف نماز خودش برسانند و در صورتی که وصیت نکرده باشد یا یک‌سوم آن کافی نباشد، ولی او یعنی بزرگ‏ترین مرد از وارثان آنها را بجای آورد و اگر ولی موجود نباشد، بنا بر احتیاط واجب، وارثان بالغ میت از سهم خودشان آنها را بجای آورند.
مسئلۀ ۱۵۱۰ :    اگر فتوای مرجع تقلید نایب با فتوای مرجع تقلید میت فرق داشته باشد، در صورتی که هنگام اجیر شدن خصوصیات عمل تعیین نشده باشد و منصرف به نحو خاصی نیز نباشد، نایب باید عمل را طبق فتوای مرجع تقلید خود انجام دهد هر چند احتیاط آنست که وصی با نایب شرط کند که عمل را طوری انجام دهد که در صورت امکان مطابق نظر مرجع تقلید میت و نظر مرجع خودش باشد.
مسئلۀ ۱۵۱۱ :    کسی که برای انجام نماز یا سایر عبادات اجیر شده است نمی‏تواند دیگری را برای انجام آن اجیر کند، مگر در صورتی که اجیر کننده اجازه داده باشد، یا اجازه، منصرف به انجام عمل توسّط شخص اجیر نباشد.
مسئلۀ ۱۵۱۲ :    نایب شدن برای انجام عبادات واجب شخص زنده یا انجام آن به صورت تبرّعی و رایگان جایز نیست مگر در نیابت حج که اگر شخصی مستطیع شود و از انجام حج عاجز باشد و امید هم نداشته باشد که در آینده بتواند خودش انجام دهد، می‏تواند نایب بگیرد.
مسئلۀ ۱۵۱۳ :    کسی که نایب می‏شود نمازها و روزه‏های قضا شدۀ میت را انجام دهد وقتی ذمۀ میت فارغ می‏شود که نایب به عنوان اینکه ذمۀ میت فارغ شود آنها را انجام دهد و اگر به این عنوان اعمال را انجام ندهد و صرفاً پس از انجام آنها، ثوابشان را به میت هدیه کند کفایت نمی‏کند و واجب است دوباره برای میت نایب بگیرند.
مسئلۀ ۱۵۱۴ :    انسان می‏تواند برای انجام بعضی از کارهای مستحبّی، مانند زیارت پیامبرخدا  و امامان معصوم ، از طرف افراد زنده اجیر شود، همچنین می‏تواند کار مستحبّی را انجام دهد و ثواب آن‎را به کسانی که از دنیا رفته‏اند یا کسانی که در قید حیات‏اند، هدیه کند.

  نماز جماعت

در مورد جایگاه نماز جماعت و اهمیت و فضیلت آن، روایات زیادی از رسول خدا و اهل‌بیت آن بزرگوار، وجود دارد و یکی از کارهای مورد تأیید شارع اسلام و رهبران الهی آن در تمامی واجبات به خصوص واجبات روزانه به ویژه نمازهای اقامة نماز جماعت اداست، مخصوصاً در نمازهای صبح و مغرب و عشا؛ و برای همسایگان مسجد و برای آنهایی که صدای اذان را می‏شنوند، سفارش اکید شده است. برای نمونه به یکی از روایات مرحوم محدّث نوری که در مستدرک الوسایل آورده است اشاره می‏شود:
ابوسعید خدری از پیامبر گرامی اسلام نقل می‏کند که فرمودند: جبرییل‏ با هفتاد هزار فرشته پس از انجام فریضۀ ظهر نزد من آمد و گف: ای محمّد، خدایت به تو سلام می‏رساند و بر تو درود می‏فرستد و دو هدیه به تو اهدا فرموده است که قبل از تو به هیچ پیامبری اهدا نکرده است که عبارتند از:
۱- نمازهای پنج‎گانه که به جماعت خوانده شود.
۲- نماز وتر که سه رکعت است (همان نماز شفع و وتر).
رسول اکرم فرمود، از جبرییل سؤال کردم: در نماز جماعت برای امت من چه مقدار ثواب وجود دارد جبرییل گفت: اگر یک نفر به امام اقتدا کند، هر رکعت از نماز آنها ثواب صد و پنجاه رکعت نماز را دارد و اگر دو نفر اقتدا کنند، ثواب هر رکعت نمازشان معادل ششصد رکعت نماز است و به هر اندازه زیادتر شوند ثواب نمازهای آنها بیشتر و بیشتر می‏شود و هرگاه تعدادشان از ده نفر گذشت اگر تمام آب دریاها مُرکب و تمام شاخه‏های درختان قلم و تمام جنّ و انس و فرشتگان، نویسنده شوند، توان نوشتن ثواب یک رکعت از آن نماز جماعت را نخواهند داشت  و در این زمینه روایات زیادی وارد شده است که علاقه‎مندان می‏توانند به کتب مفصّل حدیثی و روایی مراجعه کنند.
مسئلۀ ۱۵۱۵ :    حضور نیافتن در نماز جماعت به خاطر بی‎اعتنایی جایز نیست و نیز صحیح نیست که انسان بدون عذر موجه نماز جماعت را ترک کند.
مسئلۀ ۱۵۱۶ :    هرگاه نماز جماعت دیرتر از اول وقت برپا شود، مستحب است مؤمنان صبر کنند و نماز خود را با جماعت بخوانند و نماز جماعت از نماز اول وقت فرادا یعنی نمازی که به تنهایی خوانده شود بهتر است، ولی از ظاهر «صحیحة زراره» استفاده می‏شود که نماز فرادا در اول وقت که همان وقت فضیلت است، از نماز جماعت در غیر وقت فضیلت بهتر است، همچنین نماز جماعت مختصر از نماز فرادایی که آن‎را طول بدهند بهتر است.
مسئلۀ ۱۵۱۷ :    هنگامی که نماز جماعت برپا می‏شود مستحب است کسانی که نمازشان را فرادا خوانده‏اند دوباره با جماعت بخوانند و اگر بعداً یقین پیدا کنند که نماز اول آنها باطل بوده، نماز دوم کفایت می‏کند.
مسئلۀ ۱۵۱۸ :    اگر شخص، موقعی که مشغول خواندن نماز مستحبی است، جماعت برپا شود، چنانچه اطمینان ندارد که اگر نماز را تمام کند به جماعت به‌طور کامل برسد، مستحب است نماز مستحبی را رها کند و مشغول نماز جماعت شود بلکه اگر اطمینان نداشته باشد که به رکعت اول برسد، مستحب است همین‎گونه عمل کند.
مسئلۀ ۱۵۱۹ :    اگر موقعی که مشغول نماز سه رکعتی یا چهار رکعتی است جماعت برپا شود، چنانچه به رکوع رکعت سوم نرفته است و اطمینان ندارد که اگر نماز را تمام کند به جماعت برسد، مستحب است نیت را به نماز مستحبی برگرداند و نماز را دو رکعتی تمام کند سپس خود را به نماز جماعت برساند.

  مواردی که واجب است نماز به جماعت خوانده شود

مسئلۀ ۱۵۲۰ :    نماز جمعه و نیز نمازهای عید فطر و قربان هرگاه واجب شوند ، فقط در صورتی صحیح هستند که با جماعت خوانده شوند.
مسئلۀ ۱۵۲۱ :    کسانی که در نمازهای خود وسواس دارند و در صورتی که نمازشان را با جماعت بخوانند از وسواس نجات پیدا می‏کنند، واجب است نمازشان را با جماعت بخوانند.
مسئلۀ ۱۵۲۲ :    کسانی که حمد و سوره را نمی‏توانند درست ادا کنند واجب است حتی الامکان نمازشان را با جماعت بخوانند.
مسئلۀ ۱۵۲۳ :    اگر پدر یا مادر به فرزند خود امر کنند که در جماعت حاضر شود، چه مخالفت او موجب اذیت و آزار و ناراحتی آنان شود و چه نشود، واجب است نماز را احتیاطاً با جماعت بخواند و در هر دو صورت قصد استحباب کند.

  مواردی که صحیح نیست نماز با جماعت خوانده شود

مسئلۀ ۱۵۲۴ :    نمازهای مستحبی را نمی‏توان به جماعت خواند مگر نماز استسقاء که برای آمدن باران می‏خوانند، همچنین نمازهای عید فطر و قربان که در زمان غیبت واجب نمی‏باشند را می‏توان به جماعت بجای آورد.
مسئلۀ ۱۵۲۵ :    هنگامی که امام جماعت یکی از نمازهای یومیة خود را می‏خواند- تمام یا شکسته- هر یک از نمازهای یومیه را چه تمام و چه شکسته می‏شود به او اقتدا کرد، ولی اگر امام جماعت آن نماز را احتیاطاً دوباره می‏خواند فقط در صورتی که احتیاط مأموم با امام یکی باشد می‏تواند به او اقتدا کند، مثلاً چنانچه امام و مأموم در نماز چهاررکعتی شک بین سه و چهار کنند و قبل از خواندن نماز احتیاط حرف بزنند، بنا بر احتیاط بعد از خواندن یک رکعت نماز احتیاط باید دوباره نمازشان را اعاده کنند و این چهار رکعت را می‏توانند به جماعت بخوانند.
مسئلۀ ۱۵۲۶ :    اگر امام جماعت قضای قطعی یکی از نمازهای یومیه خود یا شخص دیگر را که فوت نماز او یقینی است بجای می‏آورد، مأموم می‏تواند به او اقتدا کند، ولی‏اگر امام نمازش را احتیاطاً قضا می‏کند یا قضای نماز شخص دیگری را می‏خواند- گرچه برای آن اجرتی نگرفته باشد- اقتدای به او اشکال دارد.
مسئلۀ ۱۵۲۷ :    اگر انسان نداند نمازی را که امام می‏خواند یکی از نمازهای یومیه است، یا نماز مستحب، نمی‏تواند به او اقتدا کند.
مسئلۀ ۱۵۲۸ :    امام یا مأموم اگر بخواهد نمازی را که به جماعت خوانده دوباره با جماعت بخواند، احوط آنست که به قصد رجا و نیل به ثواب بجای آورد.

  شرایط نماز جماعت‏

شرط اول: بین امام و مأموم چیزی حایل نباشد.
مسئلۀ ۱۵۲۹ :    در نماز جماعت باید بین امام و مأموم، پرده یا چیز دیگری که مانع صدق ارتباط فاصله نشود، همچنین نباید بین مأموم و مأموم دیگری که به واسطۀ او به امام متّصل شده است چنین چیزی فاصله شود، ولی اگر امام جماعت مرد و مأموم زن باشد و بین آن زن و امام، یا بین آن زن و مأموم مرد دیگری‏که زن به سبب او به امام متّصل شده است، پرده یا مانند آن باشد اشکال ندارد، ولی باید به شکلی باشد که همۀ آنان یک جماعت شمرده شوند.
مسئلۀ ۱۵۳۰ :    اگر امام جماعت در داخل محراب بوده و کسی پشت سر او اقتدا نکرده باشد، افرادی که در دو طرف محراب ایستاده‏اند و به خاطر دیوار محراب نمی‏توانند امام را ببینند، نمی‏توانند اقتدا کنند چون اتصال وجود ندارد، ولی اگر پشت سر امام جماعت کسی اقتدا کرده باشد، اقتدا کردن کسانی که در دو طرف محراب ایستاده‎اند و به آن مأموم که پشت سر امام ایستاده است، متصل‎اند، ولی به خاطر دیوار محراب امام را نمی‏بینند، بنا بر اقوی‏ صحیح است.
مسئلۀ ۱۵۳۱ :    اگر به سبب طولانی بودن صف اول، کسانی که دو طرف صف ایستاده‏اند امام را نبینند می‏توانند اقتدا کنند و یا اگر به علت طولانی بودن یکی از صفها کسانی که در دو طرف آن ایستاده‏اند صف جلوی خود را نبینند و طبعاً امام جماعت را هم نبینند، می‏توانند اقتدا کنند.
مسئلۀ ۱۵۳۲ :    اگر صفهای جماعت تا در مسجد برسد، کسانی که روبه‎روی در و پشت صف ایستاده‏اند و کسی‎ که پشت سر ایشان ایستاده، نمازشان صحیح است بلکه بنا بر اقوی‏ نماز کسانی که دو طرف او ایستاده‏اند و صف جلو را نمی‏بینند نیز صحیح است.
مسئلۀ ۱۵۳۳ :    کسی‎ که پشت ستون ایستاده است، اگر از طرف راست یا چپ به ‎وسیلۀ مأموم دیگر به امام متِّصل نباشد، نمی‏تواند اقتدا کند، ولی اگر از دو یا یک طرف متّصل باشد امِّا با صف جلو اتّصال نداشته باشد، بنا بر اقوی‏ جماعتش صحیح است.

شرط دوم: جای ایستادن امام از مأموم بلندتر نباشد.
مسئلۀ ۱۵۳۴ :    جایی که امام جماعت می‏ایستد نباید از جای مأموم بلندتر باشد، ولی اگر زمین سراشیبی باشد و امام در طرف بلندتر بایستد، در صورتی‎ که سراشیبی آن زیاد نباشد بلکه به گونه‏ای باشد که به آن زمین مسطح بگویند، مانعی ندارد.
مسئلۀ ۱۵۳۵ :    اگر جای ایستادن مأموم از جای امام بلندتر باشد، در صورتی‎ که بلندی به مقدار متعارف باشد به گونه‏ای که همۀ آنان یک اجتماع شمرده شوند، اشکال ندارد، مانند ساختمانهای قدیم که امام در صحن مسجد نماز می‏خواند و تعدادی از مأمومین در پشت بام می‏ایستادند، ولی اگر بلندی زیاد باشد به شکلی که همۀ آنها یک جماعت شمرده نشوند، جماعت اشکال دارد مانند برجهای چند طبقه که اقتدای طبقات به همدیگر اشکال دارد.

شرط سوم: بنا بر احتیاط واجب فاصلۀ بین امام و مأموم یا مأمومین با یکدیگر بیشتر از یک گام معمولی نباشد.
مسئلۀ ۱۵۳۶ :    احتیاط واجب آنست که بین جای سجدۀ مأموم و جای ایستادن امام جماعت بیشتر از یک گام معمولی فاصله نباشد، همچنین اگر انسان به واسطۀ مأمومی که جلوی او ایستاده به امام متصل باشد، بنا بر احتیاط واجب باید فاصلۀ جای سجده‏اش از جای ایستادن او بیشتر از یک گام معمولی نباشد و احتیاط مستحب آنست که جای سجدۀ مأموم با محل ایستادن کسی‎ که جلوی اوست بیش از حد متعارف فاصله نداشته باشد.
مسئلۀ ۱۵۳۷ :    اگر مأموم به واسطۀ کسی‎ که سمت راست یا چپ او اقتدا کرده به امام جماعت متّصل باشد و از جلو به او متصل نباشد، بنا بر احتیاط واجب باید با کسی ‎که سمت راست یا چپ او اقتدا کرده است، بیشتر از یک گام معمولی فاصله نداشته باشد.
مسئلۀ ۱۵۳۸ :    اگر بین کسانی که در یک صف ایستاده‏اند کسی ‎که نمازش باطل است و بچّه ممیز، یعنی بچّه‏ای که خوب و بد را می‏فهمد بلکه غیر ممیز فاصله شود، در صورتی ‎که فاصله کم باشد و به اتّصال ضرر نرساند، مانعی ندارد، ولی اگر چند نفر که نمازشان باطل است فاصله شود یا به ‎دلیل دیگری فاصله ایجاد شود، نماز باطل است.

شرط چهارّم: مأموم جلوتر از امام نایستد.
مسئلۀ ۱۵۳۹ :    مأموم نباید در تمام حالات از امام جماعت جلوتر بایستد و احتیاطاً مساوی و برابر هم نباشند و در تمام حالات کمی عقب‏تر از امام جماعت بایستد و در صورتی ‎که جلوتر بایستد اگر به وظائف منفرد عمل کند و عمداً قرائت را ترک و رکنی را زیاد نکند، اگرچه نماز او به صورت جماعت منعقد نمی‏شود، ولی اصل نماز باطل نیست.

  وظیفۀ مأموم در نماز جماعت

مسئلۀ ۱۵۴۰ :    موقعی که مأموم نیت اقتدا می‏کند باید امام جماعت را معین کند، ولی دانستن نام و مشخّصات او لازم نیست و چنانچه قصد کند که نماز خود را با جماعت به امام حاضر عادل اقتدا کند، کافی است.
مسئلۀ ۱۵۴۱ :    اگر به قصد اقتدا به شخص خاصی نیت کند و پس از نماز معلوم شود امام جماعت فرد دیگری بوده، چنانچه قصدش اقتدا به امام حاضر بوده است و او را نیز دارای شرایط امام جماعت می‏دانسته، جماعت و نمازش صحیح است، ولی اگر اقتدا را مقید به همان شخص کرده باشد به شکلی که اگر دیگری باشد اقتدا نمی‏کرد، یا اینکه دیگری را دارای شرایط امامت نمی‏دانسته، باید نمازش را دوباره بخواند مگر اینکه جز ترک حمد و سوره، سایر کارهای نماز را به‌طور صحیح و کامل انجام داده و رکنی را کم یا زیاد نکرده باشد، که در این صورت اعادۀ نماز لازم نیست.
مسئلۀ ۱۵۴۲ :    نمازگزاری که در صفهای عقب جماعت قرار گرفته، اگر بداند که نماز صفهای جلو باطل است، نمی‏تواند اقتدا کند، ولی اگر نداند که نماز صفهای جلو صحیح است یا باطل، می‏تواند اقتدا کند.
مسئلۀ ۱۵۴۳ :    اگر نمازگزار بداند که نماز امام جماعت باطل است مثلاً بداند که امام جماعت وضو ندارد، نمی‏تواند به او اقتدا کند.
مسئلۀ ۱۵۴۴ :    مأموم نباید تکبیرة‎الاحرام را قبل از امام بگوید، بلکه احتیاط لازم آنست که تا تکبیر امام تمام نشده است، تکبیر نگوید.
مسئلۀ ۱۵۴۵ :    بعد از تکبیر امام جماعت اگر صف جلو آمادۀ نماز و تکبیر گفتن هستند، صفهای بعدی می‏توانند قبل از صف جلو تکبیر بگویند اگرچه بهتر آنست صفهای بعدی صبر کنند تا تکبیر صف جلویی تمام شود.
مسئلۀ ۱۵۴۶ :    در نماز جماعت بر مأموم واجب است غیر از حمد و سوره همۀ اذکار نماز را خودش بخواند، ولی اگر رکعت اول یا دوم مأموم رکعت سوم یا چهارم امام جماعت باشد، واجب است خود مأموم، حمد و سوره را بخواند و بنا بر احتیاط حمد و سوره و حتّی «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» را هم آهسته بخواند.
مسئلۀ ۱۵۴۷ :    در نمازهای صبح، مغرب و عشا اگر مأموم در رکعت اول و دوم، صدای حمد و سورۀ امام جماعت را بشنود اگرچه کلمات را تشخیص ندهد احتیاط واجب آنست که حمد و سوره را نخواند و در صورتی ‎که صدای امام جماعت را نشنود، مستحب است حمد و سوره را بخواند، ولی باید آهسته بخواند و چنانچه اشتباهاً بلند بخواند اشکال ندارد.
مسئلۀ ۱۵۴۸ :    اگر مأموم بعضی از کلمات حمد و سورۀ امام را بشنود بنا بر احتیاط واجب حمد و سوره را نخواند.
مسئلۀ ۱۵۴۹ :    اگر مأموم اشتباهاً حمد و سوره را در نماز جماعت بخواند و یا گمان کند صدایی که می‏شنود صدای امام جماعت نیست و بعد معلوم شود صدای امام بوده، نمازش صحیح است.
مسئلۀ ۱۵۵۰ :    بهتر است مأموم در رکعتهای اول و دوم نمازهای ظهر و عصر حمد و سوره را نخواند و مستحب است به جای آن ذکر بگوید.
مسئلۀ ۱۵۵۱ :    اگر مأموم بعد از نماز بفهمد که امام عادل نبوده یا به عللی نمازش باطل بوده است مثلاً بدون وضو نماز خوانده در صورتی‎ که کاری که حتّی سهوی آن نماز را ولو به‌طور فرادا باطل می‏سازد انجام نداده باشد، نمازش صحیح است.
مسئلۀ ۱۵۵۲ :    اگر مأموم سلام نماز امام را بشنود یا بداند که چه وقت سلام می‏گوید، اگر چه احتیاط آنست که قبل از امام سلام ندهد، مگر اینکه عذری داشته یا اشتباه کند، ولی متابعت در سلام شرط نیست بنابراین جایز است قبل از سلام امام جماعت سلام بدهد و اعادۀ سلام بعد از سلام امام هم لازم نیست.
مسئلۀ ۱۵۵۳ :    اگر مأموم غیر از تکبیرة‎الاحرام ذکرهای دیگر نماز را قبل از امام جماعت بگوید، اشکال ندارد، ولی اگر صدای امام را بشنود یا بداند که امام چه وقت می‏گوید بهتر است قبل از امام چیزی نگوید.
مسئلۀ ۱۵۵۴ :    مأموم در اعمال نماز مانند رکوع، سجود، قیام و قعود، لازم است از امام جماعت پیروی کند و بهتر است که کمی بعد از امام جماعت آنها را انجام دهد.
مسئلۀ ۱۵۵۵ :    اگر مأموم عمداً قبل از امام جماعت یا دقیقاً هم زمان با او یا با فاصلۀ طولانی بعد از او افعال نماز را انجام دهد، چنانچه به وظیفۀ منفرد عمل کرده باشد ظاهراً نمازش باطل نیست، گرچه احوط آنست که دوباره نمازش را اعاده کند.
مسئلۀ ۱۵۵۶ :    برای کسی که اشتباهاً زودتر از امام به رکوع رفته است سه حالت متصور است:
۱- چنانچه به گونه‏ای باشد که اگر برگردد مقداری از قرائت امام را درک می‏کند، واجب است ذکر رکوع را کوتاه بگوید، برگردد و از امام پیروی کند و ظاهر آنست که نمازش درست است و پس از اتمام نماز، بنا بر احتیاط مستحب نمازش را دوباره بخواند و اگر عمداً برنگردد گناه کرده است، ولی دلیلی بر بطلان نماز نیست اگرچه بهتر است نمازش را با جماعت تمام کند و دوباره هم بخواند.
۲- چنانچه طوری باشد که اگر برگردد به چیزی از قرائت امام نمی‏رسد، ولی قیام امام را درک می‏کند، بنا بر احتیاط سر بردارد و با امام به رکوع رود و نماز را تمام کند و دوباره هم بخواند و اگر عمداً سر برندارد تا امام برسد، گناه کرده است، ولی معلوم نیست نمازش باطل باشد، ولی اگر اشتباهاً برنگردد نمازش صحیح است و در هر دو صورت در رکوع اشتباهی نیز ذکر رکوع را به صورت کوتاه بگوید.
۳- چنانچه بداند که اگر برگردد قیام امام را درک نمی‏کند لازم نیست برگردد و نمازش صحیح است.
مسئلۀ ۱۵۵۷ :    اگر اشتباهاً قبل از امام جماعت به سجده برود بنا بر احتیاط سر بردارد و با امام سجده کند و بنا بر احتیاط در سجدۀ اشتباهی نیز ذکر سجده را به‌طور کوتاه بگوید و نمازش را دوباره بخواند، ولی اگر اشتباهاً سر برنداشت نمازش صحیح است.
مسئلۀ ۱۵۵۸ :    کسی که به اشتباه پیش از امام جماعت سر از رکوع یا سجده بردارد، چنانچه امام هنوز در رکوع یا سجده باشد بنا بر احتیاط واجب برگردد و از امام پیروی‏کند و اضافه شدن یک رکوع یا سجده در چنین موردی نماز را باطل نمی‏کند، اما اگر قبل از آنکه به رکوع برسد امام سر از رکوع بردارد، بنا بر احتیاط واجب باید نماز را تمام کند و دوباره هم بخواند، همچنین است اگر در هر دو سجدۀ یک رکعت چنین اتّفاقی بیفتد.
مسئلۀ ۱۵۵۹ :    اگر امام جماعت در رکعتی که قنوت ندارد اشتباهاً قنوت بخواند یا در رکعتی که تشهّد ندارد، اشتباهاً تشهّد بخواند، مأمومین باید به‌طوری که نمازشان باطل نشود او را به اشتباهش آگاه کنند و اگر توان آگاه کردن او را ندارند نباید قنوت یا تشهّد را بخوانند، ولی نمی‏توانند قبل از امام به رکوع روند یا قبل از ایستادن امام بایستند، بلکه باید صبر کنند تا قنوت یا تشهّد امام تمام شود و بقیۀ نماز را با او بخوانند.
مسئلۀ ۱۵۶۰ :    اگر در اول نماز یا در بین حمد و سوره به امام جماعت اقتدا کند و پیش از آنکه به رکوع برود امام جماعت سر از رکوع بردارد، نمازش صحیح و جماعت او بدون اشکال است، ولی باید به رکوع برود و تلاش کند خود را به جماعت برساند.
مسئلۀ ۱۵۶۱ :    اگر در حالی که امام در رکوع است به او اقتدا کند یکی از این سه حالت پیش می‏آید:
۱- چنانچه به رکوع امام برسد، گرچه ذکر امام جماعت تمام شده باشد، نمازش به جماعت صحیح است و یک رکعت حساب می‏شود.
۲- اگر در حال خم شدن او امام جماعت از رکوع برخیزد یا اینکه شک کند به رکوع امام جماعت رسیده یا نه، جماعتش باطل می‏شود و بنا بر احتیاط واجب باید رکوع را تمام کند و به سجده رود و نماز را فرادا تمام کند و دوباره نمازش را بخواند.
۳- اگر پیش از آنکه به ‏اندازۀ رکوع خم شود، امام سر از رکوع بردارد، بنا بر احتیاط بایستد تا امام سجده‏های خود را بجای آورد و برای رکعت بعد برخیزد و مأموم رکعت بعد امام را رکعت اول خود حساب کند، ولی اگر رکعت آخر امام بوده یا برخاستن امام جماعت به ‏اندازه‏ای طول می‏کشد که این شخص از حالت جماعت خارج می‏شود، باید قصد فرادا کند و نمازش را به تنهایی به پایان برد.
مسئلۀ ۱۵۶۲ :    اگر نمازگزار موقعی برسد که امام در حال خواندن تشهّد آخر نماز است، در صورتی که بخواهد به ثواب نماز جماعت برسد می‏تواند بعد از نیت و گفتن تکبیرة‎الاحرام بنشیند و تشهّد را همراه امام جماعت بخواند و صبر کند تا امام سلام نماز را بگوید سپس نمازگزار بایستد و بدون اینکه نیت و تکبیرة‎الاحرام را تجدید کند، حمد و سورۀ نمازش را بخواند و آن‎را رکعت اول نمازش قرار دهد.
مسئلۀ ۱۵۶۳ :    اگر نماز امام و مأمومین چهار رکعتی باشد برای کسی که بعد از شروع نماز جماعت وارد می‏شود و اقتدا می‏کند، چند حالت ممکن است وجود داشته باشد:
۱- اگر مأمومین ساکت ایستاده‏اند و رکعت اول یا دوم نماز است، او هم به نیت نمازی که قصد کرده اقتدا کند و ساکت بایستد، اگر امام بعد از خواندن حمد و سوره، قنوت نخواند معلوم می‏شود رکعت اول جماعت بوده و او هم بقیۀ نماز را همراه امام تمام کند.
۲- اگر امام بعد از خواندن حمد و سوره قنوت بخواند، رکعت دوم نماز است، پس او هم به قصد متابعت از امام قنوت بخواند و بعد از رکوع و دو سجده، هنگام تشهّد بنا بر احتیاط نیم‎خیز بنشیند و می‏تواند ذکر تشهّد را با امام بخواند و پس از برخاستن، حمد و سوره را خوانده و همراه امام به رکوع رود. اگر می‏داند با خواندن حمد و سوره به رکوع سوم امام نمی‏رسد، فقط حمد را بخواند و خود را به رکوع یا سجدۀ امام برساند، اگر به سجدۀ امام برسد بنا بر احتیاط مستحب نماز را دوباره بخواند، و بعد از رکوع و دو سجده واجبات تشهّد را بجای آورد و برای رکعت سوم همراه امام برخیزد و تسبیحات را بنا بر اقوی‏ یک مرتبه و اگر وقت داشته باشد بهتر است سه مرتبه بخواند و رکوع و دو سجده را با امام بجای آورد و هنگام تشهّد و سلام نماز امام، بنا بر احتیاط به حالت نیم‎خیز بنشیند، می‏تواند در آن حال ذکر تشهّد را با امام بخواند، ولی سلام را نگوید و پس از سلام امام برخیزد و نماز خود را به اتمام برساند.
۳- اگر امام و مأمومین مشغول خواندن تسبیحات باشند و می‏داند چنانچه بخواهد اقتدا کند و حمد را بخواند به رکوع امام نمی‏رسد بنا بر احتیاط واجب صبر کند تا هنگامی که امام به رکوع رفت اقتدا کرده و به رکوع رود و این رکعت را رکعت اول خود حساب کند، پس اگر امام پس از رکوع و دو سجده برخاست معلوم می‏شود رکعت سوم جماعت بوده، او هم به قصد رکعت دوم برخیزد و حمد و سوره بخواند و خود را به رکوع امام برساند و اگر به ‏اندازۀ کافی وقت ندارد فقط حمد بخواند و سوره و قنوت را ترک کند و بعد از رکوع و دو سجده تشهّد را به حال معمول بجای آورد و به هنگام سلام نماز امام، به حالت نیم‎خیز بنشیند و پس از سلام امام برخیزد و نماز خود را به تنهایی‏ ادامه دهد و اگر امام بعد از تسبیحات و بجای آوردن رکوع و دو سجده مشغول تشهّد شود معلوم می‏شود رکعت آخر نماز جماعت است، پس باید بنا بر احتیاط به حالت نیم‎خیز بنشیند و می‏تواند در آن حال ذکر تشهّد را با امام بخواند، ولی سلام را نگوید و بعد از سلام امام برخیزد و بقیۀ نماز را به تنهایی بخواند.
مسئلۀ ۱۵۶۴ :    اگر نمازگزار تعداد رکعتهای نمازش با تعداد رکعات نماز امام متفاوت باشد، مثلاً امام جماعت نماز چهار رکعتی بخواند، ولی مأموم نماز دو رکعتی اقتدا کرده باشد، در این صورت اگر از اول با امام جماعت بوده، در رکعت دوم نمازش سلام بدهد و می‏تواند در رکعتهای بعدی او نماز دیگری را اقتدا و مطابق وظیفه عمل کند و نیز می‏تواند اقتدا نکند و مشغول ذکر و تعقیبات نماز شود، ولی اگر از ابتدا همراه امام نبوده بلکه پس از شروع نماز جماعت وارد شده است، در این صورت می‏تواند اقتدا کند، ولی باید به موارد زیر توجّه داشته باشد:
۱- وقتی امام مشغول خواندن حمد و سوره است، مأموم می‏تواند اقتدا کند و چنانچه امام در رکعت دوم باشد، مأموم به قصد متابعت قنوت را با امام بخواند.
۲- وقتی امام در رکعت سوم یا چهارم باشد و مشغول تسبیحات، مأموم می‏تواند اقتدا کند، ولی باید حمد را بخواند و چنانچه بداند اگر اقتدا کند و حمد را بخواند به رکوع امام نمی‏رسد، بنا بر احتیاط واجب باید صبر کند تا امام به رکوع رود، آن‎‎گاه اقتدا کند.
۳- پس از آنکه مأموم اقتدا کرد، چنانچه امام مشغول تشهد شود و مأموم در رکعتی باشد که تشهّد ندارد، بنا بر احتیاط باید به حالت نیم‎خیز بنشیند و می‏تواند در آن حال ذکر تشهّد را با امام بخواند، پس اگر امام برای رکعت بعد برخاست او نیز برمی‎خیزد و نماز جماعت را طبق دستوری که گفته شد ادامه می‏دهد و اگر امام سلام نماز را داد او سلام نگوید و به حال نیم‎خیز صبر کند تا نماز امام تمام شود، آن‎گاه برخیزد و بقیۀ نماز را به تنهایی بخواند.
مسئلۀ ۱۵۶۵ :    اگر مأموم در ابتدای رکعت سوم یا چهارم امام اقتدا کند واجب است که حمد و سوره را بخواند و در صورتی که برای خواندن سوره وقت ندارد، حمد را بخواند و در رکوع یا سجده خود را به امام جماعت برساند، گرچه احتیاط مستحب آنست که اگر در سجده به امام رسید احتیاطاً نماز را اعاده کند.
مسئلۀ ۱۵۶۶ :    کسی که می‏داند اگر سوره یا قنوت را بخواند در رکوع به امام نمی‏رسد باید آن‎را نخواند و اگر بخواند لازم است نیت فرادا کند.
مسئلۀ ۱۵۶۷ :    کسی که اطمینان دارد اگر سوره را شروع یا تمام کند به رکوع امام جماعت می‏رسد، احتیاط واجب آنست که سوره را شروع کند یا اگر شروع کرده تمام کند مگر آنکه زیاد طول بکشد، در این صورت یا شروع نکند و اگر شروع کرده، ادامه ندهد و اگر ادامه بدهد و زیاد طول بکشد نیت فرادا کند.
مسئلۀ ۱۵۶۸ :    کسی که یقین دارد اگر سوره را بخواند به رکوع امام جماعت می‏رسد، واجب است بخواند و اگر خواند و در رکوع به امام نرسید نمازش به صورت جماعت صحیح است.
مسئلۀ ۱۵۶۹ :    اگر امام ایستاده باشد و مأموم نداند در کدام رکعت است می‏تواند اقتدا کند، ولی باید حمد و سوره را به قصد قربت بخواند و اگر بعد بفهمد امام در رکعت اول یا دوم بوده نمازش صحیح است اگرچه حمد را به قصد مطلق جزئیت، به عنوان جزئی از کل نماز، می‏تواند بخواند.
مسئلۀ ۱۵۷۰ :    اگر نمازگزار به خیال اینکه امام در رکعت اول یا دوم نماز است، حمد و سوره را نخواند و پس از رکوع بفهمد که امام جماعت در رکعت سوم یا چهارم بوده، نمازش صحیح است و احتیاطاً برای نقصان قرائت دو سجدۀ سهو بجا می‏آورد، ولی اگر قبل از رکوع بفهمد واجب است حمد و سوره را بخواند و اگر وقت نداشته باشد، تنها حمد را بخواند و در رکوع یا سجده به امام جماعت برسد و بهتر است در صورتی که در سجده به امام رسید نماز را اعاده کند.
مسئلۀ ۱۵۷۱ :    اگر نمازگزار به گمان اینکه امام جماعت در رکعت سوم یا چهارم است حمد و سوره یا مقداری از آن‎را بخواند و قبل از رکوع یا بعد از آن بفهمد که در رکعت اول یا دوم بوده است، نمازش صحیح است و اگر در بین حمد و سوره بفهمد لازم نیست آنها را تمام کند.
مسئلۀ ۱۵۷۲ :    اگر نماز امام جماعت تمام شود و مأموم مشغول تشهّد اول باشد و یا نماز امام جماعت تمام شود و مأموم به سبب کندی یا غیر آن مشغول سلام اول بشود لازم نیست فرادا کند.
مسئلۀ ۱۵۷۳ :    اگر نمازگزار وارد شود و ببیند امام مشغول خواندن تشهّد آخر نماز است و بخواهد به ثواب نماز جماعت برسد، بعد از نیت و گفتن تکبیرة‎الاحرام به حال نیم‎خیز بنشیند و به نیت ذکر مطلق و بدون قصد وجوب یا استحباب، تشهّد را همراه امام بگوید و صبر کند تا امام جماعت سلام نماز را بدهد و پس از آن برخیزد و بدون آنکه دوباره نیت کند و تکبیرة‎الاحرام بگوید، حمد و سوره را بخواند و آن‎را رکعت اول نماز خودش به حساب بیاورد.
مسئلۀ ۱۵۷۴ :    کسی که با تأخیر به ‏اندازۀ یک رکعت به امام جماعت اقتدا کرده و به همان اندازه عقب مانده است، وقتی امام تشهّد رکعت آخر نماز را می‏خواند، هم می‏تواند برخیزد و نماز خودش را تمام کند و هم می‏تواند به صورت نیم‎خیز بنشیند و صبر کند که امام سلام نماز را بگوید و بعد برخیزد و نمازش را تمام کند.

  نیت فرادا در جماعت

مسئلۀ ۱۵۷۵ :    اقوی‏ آنست که انسان در همۀ حالات نماز می‏تواند نیت فرادا کند ولو اینکه از اول همین قصد را داشته باشد، اگرچه احتیاط آنست که بدون عذر جماعت را به فرادا برنگرداند.
مسئلۀ ۱۵۷۶ :    اگر نمازگزار با عذر یا بدون عذر نیت فرادا کند در صورتی که بعد از اتمام حمد و سوره امام جماعت نیت فرادا کند، لازم نیست حمد و سوره را بخواند، ولی‏اگر قبل از اتمام حمد و سوره یا قبل از شروع خواندن حمد و سورۀ امام جماعت نیت فرادا کند، واجب است مقداری را که امام نخوانده است، خودش بخواند.
مسئلۀ ۱۵۷۷ :    اگر نمازگزار در بین نماز جماعت نیت فرادا کند، احتیاط واجب آنست که دوباره نیت جماعت نکند، ولی اگر در حال نماز مردّد شود که نیت فرادا کند یا نه و بعد از تردید خارج شود و تصمیم بگیرد نماز را با جماعت بخواند، نمازش با جماعت صحیح است.
مسئلۀ ۱۵۷۸ :    نمازگزاری که در حال نماز جماعت به سر می‌برد، اگر شک کند که نیت فرادا کرده یا نه، بنا را بر این بگذارد که نیت فرادا نکرده است.
مسئلۀ ۱۵۷۹ :    اگر بعد از شروع نماز جماعت، بین امام و مأموم یا بین مأموم و مأمومهای دیگر که به واسطۀ او به امام جماعت متّصل می‏شوند، پرده یا چیز دیگری فاصله ایجاد کند یا بیشتر از یک گام معمولی فاصله به ‌وجود بیاورد، احتیاط واجب آنست که قصد فرادا کند و نمازش صحیح است.
مسئلۀ ۱۵۸۰ :    اگر نماز کسانی که در صف جلو ایستاده‏اند تمام باشد یا تمام آنها قصد فرادا کنند، در صورتی که فاصلۀ نمازگزاران صف بعدی با امام جماعت به اندازۀ یک گام معمولی نباشد، نماز آنها به جماعت صحیح است و اگر فاصلۀ آنها بیشتر از آن ‏اندازه باشد، نمازگزاران صف بعدی بنا بر احتیاط واجب نیت فرادا کنند.
مسئلۀ ۱۵۸۱ :    اگر نماز امام تمام باشد و مأموم مشغول تشهّد اول باشد یا مأموم که نمازش شکسته است مشغول سلام باشد، لازم است نیت فرادا کند.
مسئلۀ ۱۵۸۲ :    در صورتی که فرادا نماز خواندن کسی موجب خدشه‎دار شدن جماعت، سبک شمردن آن یا باعث هتک حرمت امام جماعت گردد، صحّت نماز او خالی از اشکال نیست و بنا بر احتیاط باید از این کار خودداری کند.

  شرایط امام جماعت‏

مسئلۀ ۱۵۸۳ :    امام جماعت باید عاقل، عادل، دوازده امامی، حلال‎زاده و بنا بر احتیاط واجب بالغ باشد و در خواندن حمد و سوره و دیگر ذکرهای نماز و نیز در انجام افعال نماز غلط و ایرادی نداشته باشد و مأمومین اگر مرد یا مرد و زن با هم هستند، امام باید مرد باشد.
مسئلۀ ۱۵۸۴ :    امامت زن برای زن مانعی ندارد، ولی در غیر نماز میت کراهت دارد.
مسئلۀ ۱۵۸۵ :    امامت بچۀ ممیز یعنی بچّه‏ای که خوب و بد را می‏فهمد برای بچّه‏های ممیز دیگر به امید ثواب یا برای تمرین اشکال ندارد، ولی آثار جماعت بر آن مترتّب نیست.
مسئلۀ ۱۵۸۶ :    عدالت امام جماعت از دو راه ثابت می‏شود:
الف شهادت دو مرد عادل، به شرط آنکه دو یا حتی یک مرد عادل دیگر که گفتۀ او موجب وثوق است خلاف آن شهادت ندهند.
ب اطمینان انسان به عدالت او، خواه از راه معاشرت با او حاصل شود یا از شهادت یک مرد عادل یا اقتدا کردن دو مرد عادل یا عده‏ای از مردم مؤمن به او، یا از طریق تأیید عدالت او توسّط جماعتی از مردم به دست آید.
مسئلۀ ۱۵۸۷ :    اگر شک کند امام جماعتی را که عادل می‏دانسته از عدالت بیرون رفته است یا نه، می‏تواند به او اقتدا کند.
مسئلۀ ۱۵۸۸ :    اگر مأموم بعد از نماز بفهمد امام عادل نبوده یا به سببی نمازش باطل بوده است، مثلاً بدون وضو بوده، نمازش صحیح است.
مسئلۀ ۱۵۸۹ :    اگر مأموم قبل از نماز بفهمد که نماز امام جماعت باطل است ولو اینکه امام خود توجه ندارد، نمی‏تواند به او اقتدا کند.
مسئلۀ ۱۵۹۰ :    اگر مأموم در صحت قرائت امام شک کند، در صورتی که شک او به گونه‏ای باشد که راه برای حمل بر صحّت کردن قرائت امام وجود داشته باشد، پس از حمل بر صحّت کردن می‏تواند به او اقتدا کند.
مسئلۀ ۱۵۹۱ :    اگر امام جماعت بعد از نماز یا در بین آن متوجّه شود که نمازش باطل است لازم نیست به مأمومین اطّلاع دهد و نماز آنان صحیح است، ولی اگر در بین نماز متوجّه شود، ادامۀ صورت نماز توسّط امام محل اشکال است.
مسئلۀ ۱۵۹۲ :    کسی که ایستاده نماز می‏خواند بنا بر احتیاط نمی‏تواند به کسی که نشسته یا خوابیده نماز می‏خواند اقتدا کند و کسی هم که نشسته نماز می‏خواند بنا بر احتیاط نمی‏تواند به کسی که خوابیده نماز می‏خواند اقتدا کند، ولی کسی که نشسته نماز می‏خواند می‏تواند به فرد دیگری که او هم نشسته نماز می‏خواند، اقتدا کند.
مسئلۀ ۱۵۹۳ :    اگر امام جماعت به واسطۀ عذری با تیمّم یا وضوی جبیره‏ای نماز بخواند، می‏توان به او اقتدا کرد، حتی اگر به واسطۀ عذری با لباس نجس نماز بخواند، یا نتواند از بیرون آمدن ادرار یا مدفوع جلوگیری کند مطابق اطلاقات می‏توان به او اقتدا کرد، نیز زنی که مستحاضه نیست می‏تواند به زن مستحاضه اقتدا کند اگرچه احتیاط مستحب در موارد چهارگانۀ اخیر اقتدا نکردن است.
مسئلۀ ۱۵۹۴ :    بنا بر احتیاط کسانی که حدّ شرعی خورده‏اند و کسانی که بیماری خوره یا پیسی نمایان دارند نباید امام جماعت شوند.

  مستحبات نماز جماعت

مسئلۀ ۱۵۹۵ :    در صورتی که مأموم یک مرد باشد مستحب است در طرف راست امام جماعت بایستد و اگر یک زن باشد مستحب است در طرف راست امام به گونه‏ای ‏بایستد که جای سجده‏اش مساوی زانو یا قدم امام باشد یا پشت سر امام بایستد و چنانچه مأمومین یک مرد و یک زن یا یک مرد و چند زن باشند، مرد در طرف راست امام و بقیه پشت سر امام بایستند و اگر چند مرد یا چند زن باشند پشت سر امام بایستند و اگر چند مرد و زن باشند، مردها پشت سر امام و زنها پشت سر مردها بایستند.
مسئلۀ ۱۵۹۶ :    اگر امام جماعت و مأموم هر دو زن باشند، احتیاط آنست که امام جلوتر نایستد بلکه همه در یک ردیف بایستند و امام در وسط قرار گیرد.
مسئلۀ ۱۵۹۷ :    مستحب است امام جماعت در وسط صف بایستد و در صف اول هم اهل علم، فضل، کمال و تقوا قرار بگیرند.
مسئلۀ ۱۵۹۸ :    مستحب است صفهای نماز جماعت منظّم بوده و بین کسانی که در یک صف ایستاده‏اند فاصله نباشد و شانۀ آنان در ردیف یکدیگر باشد.
مسئلۀ ۱۵۹۹ :    مستحب است بعد از گفتن «قَدْ قَامَتِ الصَّلاَۀ» مأمومین برخیزند.
مسئلۀ ۱۶۰۰ :    مستحب است امام جماعت حال مأموم یا مأمومین ضعیف‏تر را رعایت کند و عجله نکند تا افراد ضعیف به او برسند و نیز قنوت و رکوع و سجود را طول ندهد مگر آنکه بداند همۀ نمازگزاران به این کار راضی هستند.
مسئلۀ ۱۶۰۱ :    مستحب است امام جماعت در حمد و سوره و ذکرهایی که بلند می‏خواند، صدای خود را به قدری بلند کند که مأمومین بشنوند، ولی باید بیش از اندازۀ متعارف صدا را بلند نکند و در تشهّد و سلام این استحباب مؤکد است.
مسئلۀ ۱۶۰۲ :    مستحب است موقعی که امام جماعت از قرائت حمد فارغ شد، مأموم بگوید: «أَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ».
مسئلۀ ۱۶۰۳ :    اگر امام جماعت هنگام رکوع متوجّه شود فردی تازه رسیده و می‏خواهد اقتدا کند، مستحب است رکوع را دو برابر همیشه طول بدهد و بعد برخیزد، هرچند فرد دیگری هم برای اقتدا وارد شده باشد.
مسئلۀ ۱۶۰۴ :    مستحب مؤکد است امام جماعت پس از آنکه سلام نماز را گفت، فوراً از جایش بلند نشود بلکه بنشیند تا نماز همۀ کسانی که به او اقتدا کرده بودند تمام شود.

  مکروهات نماز جماعت

مسئلۀ ۱۶۰۵ :    اگر در صفهای نماز جای خالی باشد مکروه است نمازگزار تنها بایستد.
مسئلۀ ۱۶۰۶ :    مکروه است مأموم ذکرهای نماز را طوری بگوید که امام بشنود.
مسئلۀ ۱۶۰۷ :    مسافری که نماز ظهر و عصر و عشا را دو رکعتی می‏خواند مکروه است در این نمازها- با وجود مسافر- به کسی که مسافر نیست اقتدا کند و همچنین کسی که مسافر نیست، مکروه است در این نمازها- با وجود غیر مسافر- به مسافر اقتدا کند، پس بهتر است مسافر به مسافر و حاضر به حاضر اقتدا کند.
مسئلۀ ۱۶۰۸ :    مکروه است بعد از آنکه مؤذّن و به اصطلاح مردم مکبِّر، «قَدْ قَامَتِ الصَّلاَۀ» را گفت، حرفی زده شود و البتّه این کراهت منحصر به نماز جماعت نیست بلکه شامل غیر جماعت نیز می‏شود، ولی در نماز جماعت از کراهت شدیدتری برخوردار است.
مسئلۀ ۱۶۰۹ :    بعد از اینکه مکبِّر «قَدْ قَامَتِ الصَّلاَۀ» را گفت مکروه است کسی نماز مستحبی بخواند مگر آنکه امام جماعت معین وجود نداشته باشد و نمازگزاران بعد از گفتن «قَدْ قَامَتِ الصَّلاَۀ» به کسی بگویند: به جلو برو، تا به تو اقتدا کنیم، گفتن این کلام اقامه را باطل نمی‏کند و مکروه نیست.

  نماز جمعه

مسئلۀ ۱۶۱۰ :    یکی از نمازهای واجب یومیه نماز جمعه است که در روزهای جمعه با وجود شرایط خاص آن به جای نماز ظهر خوانده می‏شود و به آن در قرآن کریم، سورۀ جمعه، و احادیث امامان معصوم سفارش زیادی شده است.
مسئلۀ ۱۶۱۱ :    اگر فراهم کردن شرایط نماز جمعه در زمان غیبت حضرت امام عصر عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف ممکن باشد، بنا بر احتیاط برپا کردن آن واجب است و پس از برپایی نماز جمعه بنا بر احتیاط واجب حضور در آن برای افرادی که واجد شرایط هستند واجب است و نباید بدون عذر شرعی ترک شود.
مسئلۀ ۱۶۱۲ :    اگر نماز جمعه با وجود تمام شرایط آن برپا شود، صحّت نماز ظهری که قبل از تمام شدن نماز جمعه خوانده شود محل اشکال است همچنین انجام کارهای‏ دیگری که مزاحم نماز جمعه باشند نظیر معاملات پیش از اتمام نماز جمعه جایز نیست، ولی باطل هم نیست.
مسئلۀ ۱۶۱۳ :    حاضر شدن در نماز جمعه بر کودکان، دیوانگان، پیران سالخورده، بیماران، نابینایان، مسافران، زنان، کسانی که بیش از دو فرسخ از محل برگزاری نماز جمعه فاصله دارند، کسانی که حضور آنها در نماز جمعه مایه آشفتگی نظم اجتماعی می‏شود یا دشواری و سختی به همراه دارد و نیز هنگام باریدن باران و برف، واجب نیست هر چند حاضر شدن موجب بطلان نماز نیست و به جای نماز ظهر محسوب می‏شود. به جز کودکان و دیوانه گان، سایر طبقات در صورتی که در محل نماز جمعه حاضر شوند، بنا بر احتیاط باید در نماز شرکت کنند.
مسئلۀ ۱۶۱۴ :    نماز جمعه قضا ندارد و اگر کسی آن‎را ترک کند باید به جای آن نماز ظهر را بجا آورد و اگر وقت نماز ظهر هم گذشته است باید به نیت ظهر قضا کند.

  کیفیت نمازجمعه

مسئلۀ ۱۶۱۵ :    نماز جمعه مانند نماز صبح دو رکعت است با این تفاوت که در نماز جمعه مستحب است در رکعت اول بعد از حمد سورۀ جمعه و در رکعت دوم بعد از حمد سورۀ منافقون خوانده شود و نیز لازم است در رکعت اول قنوت قبل از رکوع و در رکعت دوم قنوت را بعد از رکوع بخوانند و نیز واجب است قبل از شروع نماز جمعه با شرایطی که در مسائل آینده گفته خواهد شد، دو خطبه خوانده شود.
مسئلۀ ۱۶۱۶ :    نمازگزار در نماز جمعه باید متوجّه باشد که در رکعت دوم بعد از قنوت به رکوع نرود و اگر رفت نماز باطل است.
مسئلۀ ۱۶۱۷ :    شک در نماز جمعه مانند دیگر نمازهای واجب دو رکعتی موجب بطلان آن می‏شود، در بقیۀ احکام نیز نماز جمعه مانند نماز واجب دو رکعتی است.
مسئلۀ ۱۶۱۸ :    بنا بر احتیاط امام باید حمد و سورۀ نماز جمعه را بلند بخواند.

  وقت نماز جمعه

مسئلۀ ۱۶۱۹ :    بنا بر احتیاط باید اول ظهر شرعی بلافاصله اذان و سپس خطبه‏های جمعه شروع شود و خواندن خطبه پیش از ظهر خلاف احتیاط است مگر اینکه امام جمعه پس از داخل شدن وقت مقدار واجب خطبه را تکرار کند.
مسئلۀ ۱۶۲۰ :    وقت نماز جمعه از زوال خورشید شروع می‏شود و هنگامی که سایۀ شاخص به ‏اندازۀ خودش شود پایان می‏پذیرد البتّه بنا بر احتیاط تا زمانی که سایۀ شاخص به اندازۀ دوهفتم آن شود حدود یک ساعت پس از ظهر شرعی باید نماز جمعه تمام شده باشد و اگر تا این زمان تمام نشد، احتیاطاً نماز ظهر را هم بخوانند.
مسئلۀ ۱۶۲۱ :    اگر شک کنند وقت جمعه هنوز باقی است یا نه، نماز جمعه صحیح است.
مسئلۀ ۱۶۲۲ :    اگر در اثنای نماز جمعه وقت آن بگذرد چنانچه یک رکعت آن در وقت واقع شده باشد صحیح است وگرنه بنا بر احتیاط نماز جمعه را تمام کنند و نماز ظهر را هم بخوانند.
مسئلۀ ۱۶۲۳ :    در نماز جمعه علاوه بر شرایط عمومی که برای صحّت نماز گفته شده است، چهار شرط دیگر هم وجود دارد:
۱- نماز جمعه باید به جماعت خوانده شود.
۲- حدّاقل نمازگزار برای برپایی نماز جمعه با خود امام، پنج مرد عاقل، بالغ، غیر مسافر و سالم است که پیر و سالخورده نباشند و بهتر است مجموع امام و مأموم هفت نفر باشند و اگر یکی از شرکت‌کنندگان در اثنای خطبه عمداً و یا اختیاراً یا به سبب هر ضرورت دیگری محل را ترک کند و عدد ناقص گردد نماز جمعه ساقط می‏شود مگر اینکه به سرعت بازگردد و در این صورت احتیاط آنست که امام جمعه خطبه را رجائاً دوباره بخواند بلکه اگر با فاصله هم برگردد و عرفاً وحدت به هم نخورد و وقت نماز هم باقی باشد، مطابق همین احتیاط عمل شود.
۳- امام جمعه به تفصیلی که خواهد آمد، دو خطبه پیش از نماز بخواند.
۴- بین دو محلّی که نماز جمعه برپا می‏شود، باید حدّاقل یک فرسخ شرعی یعنی حدود پنج هزار و هفتصد و پنجاه متر فاصله باشد. (مسافت لازم میان دو نماز جمعه از آخرین صف دو نماز محاسبه می‏شود).
مسئلۀ ۱۶۲۴ :    هنگامی که نماز جمعه با شرایط لازم برپا شود، کسی که هنگام خواندن خطبه‏ها هر چند عمداً حضور نداشته است، می‏تواند در نماز شرکت کند بلکه کسی هم که به رکوع رکعت دوم رسیده، می‏تواند اقتدا کند و پس از سلام امام رکعت دوم را خودش بخواند و در این صورت نماز جمعۀ او صحیح است و اگر اقتدا کند و تکبیرة‎الاحرام را بگوید و برای رسیدن به امام جمعه به رکوع برود و شک کند در رکوع امام را درک کرده یا نه، احتیاط آنست که همان را به نیت جمعه تمام کرده و دوباره به نیت ظهر اعاده کند.
مسئلۀ ۱۶۲۵ :    اگر دو نماز جمعه در کمتر از مسافت شرعی، شروع و خوانده شود، در صورتی که هر دو با هم شروع شود هر دو باطل است و در صورتی که یکی بر دیگری‏ تقدّم داشته باشد، حتّی در گفتن تکبیرة‎الاحرام، اولی صحیح و آنکه بعد شروع کرده باطل است و در صورتی که معلوم نشود کدام جلوتر بوده، بنا بر احتیاط واجب دوباره به نیت ظهر اعاده شود.

  کیفیت خطبه‏های نماز جمعه

مسئلۀ ۱۶۲۶ :    واجب است که خطیب جمعه پیش از شروع نماز دو خطبه را با کیفیت زیر ایراد کند:
واجب است هر یک از خطبه‏ها مشتمل بر حمد و ثنای خداوند متعال و بنا بر احتیاط واجب صلوات بر پیامبر عظیم الشّأن اسلام‏ و اهل‌بیت او  و موعظه و دعوت مردم به تقوا و پرهیزگاری و نیز یک سورۀ کامل قرآن باشد و خطبۀ دوم مشتمل بر حمد و ثنای خداوند و صلوات بر پیامبر بزرگوار اسلام‏ و امامان معصوم همراه با نام مقدس ایشان و طلب آمرزش برای مؤمنان باشد و احتیاطاً یک سورۀ کوچک کامل هم بخواند.
مسئلۀ ۱۶۲۷ :    حمد و ثنای خداوند سبحان و صلوات بر پیامبر و آل پیامبر بنا بر احتیاط باید به عربی صحیح گفته شود، ولی دعوت به تقوا، موعظه، تذکرات و بیان مسائل سیاسی و اجتماعی روز به زبان حاضرین مانعی ندارد و اگر مستمعین اهل زبانهای مختلف باشند، خوب است امام جمعه به ‏اندازۀ قدرت با همۀ آن زبانها صحبت کند، گرچه مستلزم استفاده از ابزار و امکانات روز باشد.
مسئلۀ ۱۶۲۸ :    بنا بر احتیاط واجب خطیب جمعه باید در ابتدا حمد و ثنای خدا کند و سپس بر پیامبر و آل پیامبر صلوات فرستد و بعد از آن موعظه کرده و مردم را دعوت به تقوا و پرهیزکاری کند و در پایان یک سورۀ کامل کوچک بخواند و لازم است این ترتیب را در هر دو خطبه رعایت کند.
مسئلۀ ۱۶۲۹ :    خطیب جمعه واجب است دو خطبه را قبل از نماز بخواند و اگر نماز را اول بخواند و سپس خطبه‏ها را ایراد کند، نماز باطل است.
مسئلۀ ۱۶۳۰ :    واجب است خطبه‏های نماز جمعه را شخص امام جمعه در حال ایستاده و با صدای رسا بخواند و مناسب است طوری بلند بخواند که همۀ حاضران صدای ‏او را بشنوند یا از طریق دستگاههای صوتی یا هر وسیلۀ ممکن صدا به گوش دیگران برسد و واجب است بین دو خطبه کمی بنشیند و بعد شروع به خواندن خطبۀ دوم کند.
مسئلۀ ۱۶۳۱ :    بنا بر احتیاط واجب امام جمعه هنگام خواندن دو خطبه با وضو باشد.
مسئلۀ ۱۶۳۲ :    مستحب است که امام جمعه هنگام خواندن دو خطبه عمامه بر سر داشته باشد و به عصا یا اسلحه تکیه کند و هنگام اذان بر روی منبر بنشیند و قبل از شروع خطبه‏ها به حاضران سلام کند و بر مستمعین واجب کفایی است که جواب سلام او را بدهند.
مسئلۀ ۱۶۳۳ :    بنا بر احتیاط واجب حاضران باید به خطبه‏های خطیب جمعه گوش کرده و کاملاً سکوت را رعایت کنند و از خواندن نماز مستحبی بپرهیزند و به طرف خطیب بنشینند و مانند نماز رو به قبله باشند و به راست و چپ و به پشت سر خود نگاه نکنند، ولی پس از اتمام خطبه‏ها صحبت کردن و جابه‎جا شدن و نگاه به چپ و راست و پشت سر و مانند اینها، ظاهر مانعی ندارد.
مسئلۀ ۱۶۳۴ :    اگر نمازگزاران جمعه اموری را که در مسئلۀ قبل گفته شود رعایت نکنند خلاف احتیاط عمل کرده‏اند، ولی نماز آنان باطل نیست.
مسئلۀ ۱۶۳۵ :    شعارها، تذکرها و تکبیرها که در وسط خطبه‏ها گفته می‏شود، گرچه خلاف احتیاط است، ولی نماز جمعه را باطل نمی‏کند.
مسئلۀ ۱۶۳۶ :    تمام شرایطی که در امام جماعت شرط یا رعایت آنها مستحب است، در امام جمعه نیز رعایت آنها مستحب است، بنابراین امام جمعه لازم است مرد، بالغ، عادل، عاقل و حلال‎زاده باشد و توانایی خواندن خطبه‏ها و نماز را در حال ایستاده داشته باشد و بنا بر احتیاط واجب بیماری خوره و پیسی نداشته و حد شرعی نیز نخورده باشد و نیز امام جمعه در عصر غیبت کبری یا باید خودش مجتهد باشد یا از طرف مجتهد عادل و واجد شرایط منصوب شده باشد و اگر مجتهد جامع شرایط متعدد باشند، از طرف مجتهدی که متصدّی زعامت امّت و ولایت امر مسلمین است منصوب شود، در صورتی که امام جمعه شرایط مذکور را نداشته باشد، حضور در نماز جمعۀ او صحیح نیست و نماز خواندن پشت سر او باطل است.
مسئلۀ ۱۶۳۷ :    امام جمعه شایسته است مردی مخلص، متخلّق به اخلاق الهی، مهذّب، شجاع، صریح، با قاطعیت، موقّر، فصیح، بلیغ و نیز مطّلع به اوضاع سیاسی، اجتماعی‏و اقتصادی دنیای اسلام و مصالح مسلمین باشد و در خطبه‏های نماز جمعه به مسائل اعتقادی، اجتماعی و سیاسی اسلام بپردازد و نیازمندیهای مادی و معنوی‏امّت اسلام را گوشزد کند و در رشد و اعتلای فکری و فرهنگی و درک مسائل سیاسی جامعه از طریق ایراد خطبه‏های زیبا و پر معنا تلاش لازم را به عمل آورد و با تجزیه و تحلیل و استدلال و استناد به متون دینی و اسلامی و مبانی علمی، مردم را روشن و بیدار کند؛ و باید روشهای اخلاقی و نحوۀ برخورد مردم با یکدیگر و نیز با دیگر ملل و فرهنگها و گروه‏ها را به آنان بیاموزد و راههای مبارزه با دشمنان و سلطه‎جویان را به‌طور واضح و شفّاف برای آنان مشخّص کند و در عین حال از مطالب سست و بی‎پایه و سخنان نامستند و تکراری و حرفهای بی‎اساس، فتنه انگیز، طولانی و خسته کننده بپرهیزد. نماز جمعه مانند حج از اعمال سیاسی عبادی، فرهنگی و اجتماعی است، بنابراین باید جهات معنوی و قُربی آن طوری به هم بیامیزد که از این جایگاه عظیم اسلامی به‌طور اکمل به سود استقلال، اعتماد ملّی و عظمت اسلام و امّت اسلامی استفاده شود. با شخصیت دادن به مردم از طریق گفتار و رفتار امام جمعه نتیجۀ مناسب به دست خواهد آمد. اسلام دینی است که سیاستش عین عبادت و عبادتش عین سیاست است و در تمامی عرصه‏ها سخن برای گفتن دارد و دینی با نگاه ژرف و عمیق به همۀ ابعاد زندگی مسلمانان است.
کسانی که از مطرح کردن مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی اسلام پرهیز می‏کنند، یا اسلام را نشناخته‏اند و یا اینکه تحت القائات شیطانی دشمنان قرار گرفته‏اند تا مردم را از توان و قدرت حاکمیت اسلام و نظام قدرتمند اسلامی بی‎اطلاع نگاه دارند و به تدریج به سرنوشت خود و دنیای اسلام بی‎تفاوت کنند و در نتیجه همواره وابسته به بیگانگان و قدرتهای بزرگ باشند، در ضمن تذکر این نکته نیز به خطیب جمعه لازم است که او باید کاملاً مراقب باشد که سخنان وی از جایگاه رفیع نماز جمعه، به ‎نام نظام و اسلام تمام شده و به حساب حکومت اسلامی گذاشته می‏شود و هر اندازه سخنان او شفّاف، مستند باشد، به همان‏ اندازه نیز نسل متفکر، اندیشمند و جوان به او روی خواهند آورد و از او و جایگاه بلند نمازش استقبال خواهند کرد، اما اگر خطبه‏های نماز سست، بی‎اساس و غیر مستند باشد به همان‏ اندازه موجب وهن اسلام و حکومت دینی و بی‎اعتمادی نسل جوان و فکور به امامت جمعه و انقلاب و روحانیت خواهد بود لذا بر خطیب جمعه فرض و واجب است از همه بیشتر خود به آنچه می‏گوید عمل کند و سعی کند بین گفتار و رفتارش کوچک‏ترین تضادّی نباشد چون پیوسته مردم با چشمانی ‏تیزبین اعمال و رفتار او را زیر نظردارند و با سخنان غیر کارشناسانه، ناخواسته منویات دشمن اسلام را به ذهن و افکار جوانان القا نکند.

  نماز عید فطر و قربان

مسئلۀ ۱۶۳۸ :    نماز عید فطر و قربان در زمان حضور امام معصوم‏ و بسط ید و حاکمیت بالفعل آن بزرگواران واجب است و نیز واجب است که با جماعت خوانده شود و در زمان غیبت که دسترسی به امام معصوم‏ وجود ندارد، در صورتی که مجتهد جامع شرایط در رأس حاکمیت قرار گیرد و شرایط اقامۀ نمازهای عیدین فطر و قربان را فراهم کند، ظاهر آنست که بنا بر احتیاط اقامه شود و مانند نماز جمعه، افراد واجد شرایط که شرعاً در عدم حضور معذور نیستند واجب است شرکت کنند.
مسئلۀ ۱۶۳۹ :    افرادی که حضورشان در نماز جمعه واجب نیست، در نمازهای عید فطر و قربان هم واجب نیست.

  شرایط نماز عید فطر و قربان

مسئلۀ ۱۶۴۰ :    در نماز عید واجب نیز مانند نماز جمعه علاوه بر شرایط عمومی نماز، چهار چیز دیگر هم واجب است:
۱- به جماعت خوانده شود.
۲- حدّاقل تعداد نمازگزاران به همراه امام، پنج نفر مرد بالغ و عاقل و بنا بر احتیاط غیر مسافر باشند.
۳- امام باید دو خطبه را بعد از نماز بخواند.
۴- بنا بر احتیاط بین دو مصلّی که نماز عید برپا می‏شود، حدّاقل یک فرسخ شرعی (حدود ۵۷۵۰ متر) فاصله باشد.
مسئلۀ ۱۶۴۱ :    در مواردی که شرایط برای نمازهای واجب عید فطر و قربان فراهم نیست یا اینکه افرادی با عذر نتوانسته‏اند شرکت کنند، شرایط مذکور در مسئلۀ قبل معتبر نیست در این صورت نماز عید فطر و قربان را هم می‏شود به جماعت خواند و هم فرادا و ایراد دو خطبه و رعایت فاصلۀ مذکور در بند چهار مسئلۀ قبل نیز لازم نیست.
مسئلۀ ۱۶۴۲ :    خطبه‏های نماز عید فطر و قربان مانند خطبه‏های نماز جمعه است، ولی این دو خطبه لازم است در صورت وجوب بعد از نماز ایراد شود.
مسئلۀ ۱۶۴۳ :    بهتر است در خطبۀ نماز عید فطر احکام و مسائل مربوط به زکات فطره و در خطبۀ نماز عید قربان احکام و مسائل مربوط به قربانی گفته شود.
مسئلۀ ۱۶۴۴ :    تمام شرایطی که در امام جمعه معتبر است در امام نماز عیدین فطر و قربان هم معتبر است.

  زمان نماز عید فطر و قربان‏

مسئلۀ ۱۶۴۵ :    وقت نماز عید فطر و قربان از طلوع آفتاب روز عید تا ظهر همان روز است و در صورتی که به هر دلیل خوانده نشود، قضا ندارد.
مسئلۀ ۱۶۴۶ :    مستحب است نماز عید قربان را پس از بلند شدن آفتاب بخوانند و در عید فطر مستحب است، پس از بلند شدن آفتاب افطار کنند و زکات فطره را هم بدهند و بعد از آن نماز عید فطر را بخوانند.

  کیفیت نماز عید فطر و قربان و احکام آن

مسئلۀ ۱۶۴۷ :    نماز عید فطر و قربان دو رکعت است که در رکعت اول بعد از تکبیرة‎الاحرام و حمد و سوره باید پنج تکبیر بگویند و پس از هر تکبیر یک قنوت بخوانند و بعد از قنوت پنجم تکبیر دیگری گفته شود و به رکوع روند و دو سجده را بجا آورند و برخیزند و در رکعت دوم بعد از حمد و سوره چهار تکبیر بگویند و پس از هر تکبیر یک قنوت بخوانند و تکبیر پنجم را گفته و به رکوع و بعد به سجده روند و سپس تشهّد گویند و نماز را تمام کنند.
مسئلۀ ۱۶۴۸ :    نماز عید سورۀ مخصوصی ندارد، ولی بهتر است در رکعت اول سورۀ اعلی (۸۷) و در رکعت دوم سورۀ شمس (۹۱) و یا در رکعت اول سورۀ شمس و در رکعت دوم سورۀ غاشیه (۸۸) را بخوانند.
مسئلۀ ۱۶۴۹ :    در قنوت نماز عید فطر و قربان هر دعا و ذکری خوانده شود کفایت می‏کند، ولی بهتر است این دعا را به امید ثواب بخوانند:
«أَللَّهُمَّ أَنْتَ أَهْلَ الْکبْرِیاءِ وَ الْعَظَمَۀ وَ أَهْلَ الْجُودِ وَ الْجَبَرُوتِ وَ أَهْلَ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَۀِ وَ أَهْلَ التَّقْوَی وَ الْمَغْفِرَۀِ، أَسْأَلُکَ بِحَقِّ هَذَا الْیَوْمِ، أَلَّذِی جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمِینَ عِیداً وَ لِمُحَمَّدٍ صَلَّی‎اللَّهُ‎عَلَیهِ‎وَآلِهِ ذُخْراً وَ شَرَفاً وَ کرَامَتاً وَ مَزِیداً، أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُدْخِلَنِی فِی کُلِّ خَیرٍ أَدْخَلْتَ فِیهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُخْرِجَنِی مِنْ کُلِّ سُوءٍ أَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ، صَلَوَاتُکَ عَلَیهِ وَ عَلَیهِمْ، أَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ خَیرَ مَا سَأَلَکَ بِهِ عِبَادُکَ الصَّالِحُونَ وَ أَعُوذُ بِکَ مِمَّا اسْتَعَاذَ مِنْهُ عِبَادُک الْمُخْلَصُونَ».
مسئلۀ ۱۶۵۰ :    بهتر است مردم در حالی که عمامۀ سفید بر سر نهاده‏اند، پیاده و با پای برهنه و با وقار و طمأنینه برای نماز عید حاضر شوند و نماز را در بیابان و صحرا بخوانند و در مکه مستحب است نماز را در مسجدالحرام بجا آورند.
مسئلۀ ۱۶۵۱ :    خواندن نماز عید در زیر سقف مکروه است.
مسئلۀ ۱۶۵۲ :    مستحب است روز عید فطر قبل از نماز عید با خرما افطار کنند و در روز عید قربان بعد از نماز قدری از گوشت قربانی بخورند.
مسئلۀ ۱۶۵۳ :    مستحب است پیش از نماز عید غسل کنند و دعاهایی که در کتب ادعیه منقول است به قصد رجا و امید ثواب بخوانند.
مسئلۀ ۱۶۵۴ :    نماز عید فطر و قربان، اذان و اقامه ندارد، بلکه اگر با جماعت بخوانند مستحب است قبل از نماز سه مرتبه «أَلصَّلاَۀ» بگویند.
مسئلۀ ۱۶۵۵ :    مستحب است در نماز عیدین بر زمین سجده کنند و در حال گفتن تکبیرها دستها را بلند کنند و کسی که نماز عید می‏خواند چه با جماعت باشد یا فرادا، نماز را بلند بخواند.
مسئلۀ ۱۶۵۶ :    شب عید فطر بعد از نماز مغرب و عشا و بعد از نماز صبح و همچنین بعد از نماز ظهر و عصر روز عید فطر و نیز بعد از نماز عید، مستحب است بگویند:
«أَللَّهُ أَکبَرُ، أَللَّهُ أَکبَرُ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکبَرُ، أَللَّهُ أَکبَرُ وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ، أَللَّهُ أَکبَرُ عَلَی مَا هَدَانَا».
مسئلۀ ۱۶۵۷ :    مستحب است انسان در ماه ذی‎الحجه بعد از ده نماز که اول آنها نماز ظهر روز عید- دهم ذی الحجه- و آخر آنها نماز صبح روز دوازدهم است، تکبیرهایی را که در مسئلۀ پیش گفته شد بگوید و پس از آن ادامه دهد: «أَللَّهُ أَکبَرُ عَلَی مَا رَزَقَنَا مِنْ بَهِیمَۀ الْأَنْعَامِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی مَا أَبْلاَنَا». ولی اگر عید قربان در مِنا باشد، مستحب است بعد از پانزده نماز که اول آنها نماز ظهر روز عید و آخر آنها نماز صبح روز سیزدهم است، این تکبیرها را بگوید.
مسئلۀ ۱۶۵۸ :    مأموم در نماز عید مانند نمازهای دیگر باید غیر از حمد و سوره بقیۀ ذکرها را خودش بگوید.
مسئلۀ ۱۶۵۹ :    اگر نمازگزار در تعداد تکبیرها یا قنوتهای نماز شک کند، در صورتی که محل آن گذشته باشد- مثلاً در رکوع شک کند- به شک خود اعتنایی نکند و اگر محل آن نگذشته باشد بنا را بر اقلّ بگذارد و اگر بعداً معلوم شود گفته است، اشکال ندارد.
مسئلۀ ۱۶۶۰ :    اگر در نماز عید قرائت، تکبیرها یا قنوتها را فراموش کند، نمازش صحیح است، ولی اگر رکوع یا دو سجده یا تکبیرة‎الاحرام را فراموش کند نمازش باطل است.
مسئلۀ ۱۶۶۱ :    اگر مأموم هنگامی برسد که امام جماعت تعدادی از قنوتها و تکبیرها را گفته باشد، در آن تعداد از قنوتها که باقی مانده است، از امام متابعت کند و هنگامی که امام به رکوع رفت بقیه را خودش انجام دهد و بعد خود را به امام برساند و چنانچه در هر قنوت یک سُبْحانَ اللّه یا الحَمْدُلله بگوید و در رکوع، امام را درک کند، کافی و بهتر است و اگر با گفتن تکبیرها به صورت پشت سر هم و ترک قنوت و ذکر آن ولو به‌طور مختصر در رکوع، امام را درک کند بهتر است و اگر این مقدار هم مهلت نداشته باشد، تکبیرات باقی مانده را با قنوت ولو به‌طور مختصر، بعد از رکوع امام خودش بگوید و بعد خود را ولو بعد از رکوع به امام برساند.
مسئلۀ ۱۶۶۲ :    اگر مأموم امام جماعت را در رکوع رکعت اول نماز عید درک کند، اقتدا کند و هر اندازه از تکبیرات را با قنوت مختصر که می‏تواند بجای آورد و خود را به رکوع امام برساند و اگر در رکعت دوم برسد اقتدا کند و پس از چهار قنوت امام، قنوت پنجم و تکبیر آن‎را خودش بخواند و پس از سلام برخیزد و رکعت دوم را خودش بجای آورد.
مسئلۀ ۱۶۶۳ :    اگر نمازگزار در نماز عید یک سجده یا تشهّد را فراموش کند، احتیاط آنست که آنها را پس از نماز بجای آورد و اگر کاری کند که برای آن در نمازهای یومیه سجدۀ سهو لازم است، بنا بر احتیاط بعد از نماز دو سجدۀ سهو به قصد رجا بجای آورد.
مسئلۀ ۱۶۶۴ :    احتیاط مستحب است که زنها از حضور در نماز عید خودداری کنند، ولی رعایت کردن این احتیاط برای زنان سالخورده لازم نیست.
مسئلۀ ۱۶۶۵ :    در نماز عید فطر و قربان مکروه است که افراد نمازگزار با اسلحه به نماز حاضر شوند، مگر آنکه هراس از دشمن وجود داشته باشد که در این صورت کراهت برداشته می‏شود.

  نماز آیات

مسئلۀ ۱۶۶۶ :    نماز آیات یکی از نمازهایی است که در چهار موضع واجب می‏شود:
۱- هنگام گرفتن خورشید (کسوف).
۲- هنگام گرفتن ماه (خسوف)، گر چه اندکی از آنها گرفته شود و کسی هم نترسد.
۳- بعد از زلزله هر اندازه که باشد، گر چه کسی هم نترسد.
۴- بعد از رعد و برق و بادهای سیاه و سرخ و مانند آن در صورتی که بیشتر مردم بترسند، بلکه بنا بر احتیاط واجب در همۀ حوادث آسمانی یا زمینی مهم که خارج از حد متعارف باشد، هر چند بیشتر مردم نترسند.
مسئلۀ ۱۶۶۷ :    هرگاه دو یا چند مورد از موارد وجوب نماز آیات اتفاق بیفتد، مثلاً زلزله بشود و در همان حین خورشید هم بگیرد، باید برای هر کدام یک نماز آیات بخوانند.
مسئلۀ ۱۶۶۸ :    کسی که چند نماز آیات بر او واجب شده است، اگر همۀ آنها برای یک چیز واجب شده باشد مثلاً سه مرتبه خورشید گرفته و او نماز آیات نخوانده باشد، موقعی که قضای آنها را می‏خواند لازم نیست معین کند که برای کدام دفعه است، بلکه اگر سه نماز آیات قضا بجای آورد کافی است و اگر برای چند مورد مانند خورشید گرفتگی، ماه گرفتگی و زلزله یا مثلاً برای دو مورد از اینها نمازهایی بر او واجب شده باشد، کافی است به مقدار آنچه واجب شده به قصد مافی‌الذّمه بخواند.
مسئلۀ ۱۶۶۹ :    چیزهایی که نماز آیات برای آنها واجب است در هر منطقه اتفاق بیفتد فقط مردم همان محل باید نماز آیات بخوانند و بر مردم جاهای دیگر واجب نیست و مردم توابع وحومۀ محلی که گرفتگی خورشید یا ماه را رؤیت کرده‏اند یا زلزله در آنجا اتفاق افتاده است، اگر ایشان هم در معرض گرفتگی خورشید و ماه یا زلزله قرار گرفتند، باید نماز آیات بخوانند و در غیر این صورت واجب نیست.
مسئلۀ ۱۶۷۰ :    اگر انسان خودش یقین پیدا کندکه یکی از موارد وجوب نماز آیات واقع شده است مثلاً از گفته کسانی که از راههای علمی، زمان کسوف یا خسوف را معین می‏کنند اطمینان حاصل کند یا دو نفر عادل از وقوع خورشید یا ماه گرفتگی خبر دهند، واجب است نماز آیات را بخواند و در صورتی که یک مرد عادل هم خبر دهد، احتیاط واجب آنست که نماز آیات را بخواند.
مسئلۀ ۱۶۷۱ :    اگر گروهی از مردم یا دو نفر که عدالت ایشان معلوم نیست خبر دهند که خورشید گرفته یا خسوف رخ داده است در صورتی که از گفته‏های آنان اطمینان به دست نیاید و او نیز نماز آیات را نخواند و بعداً معلوم شود که آنها صحیح می‏گفته‏اند یا اینکه عادل بوده‏اند، در این صورت اگر تمام خورشید یا ماه گرفته باشد واجب است نماز آیات را بخواند و اگر تمامش نگرفته بلکه مقداری گرفته باشد، خواندن نماز آیات واجب نیست.
مسئلۀ ۱۶۷۲ :    اگر نمازگزار بفهمد نماز آیاتی را که خوانده است باطل بوده، در صورتی که وقت باقی است، دوباره به صورت ادا بخواند وگرنه قضا کند.
مسئلۀ ۱۶۷۳ :    از همان لحظه‏ای که خورشید یا ماه شروع به گرفتن می‏کند تا وقتی که کاملاً باز نشده است باید نماز آیات خوانده شود و بهتر است آن‎قدر نماز آیات را به تأخیر نیندازد که خورشید یا ماه شروع به باز شدن کنند.
مسئلۀ ۱۶۷۴ :    اگر نماز آیات را به تأخیر اندازد و بعد از شروع به باز شدن خورشید یا ماه به نماز بایستد، می‏تواند نیت ادا کند و نیز می‏تواند به قصد مافی‌الذمه انجام دهد و اگر بعد از باز شدن تمام قرص خورشید یا ماه بخواهد نماز آیات بخواند باید نیت قضا کند.
مسئلۀ ۱۶۷۵ :    در صورتی که تمام ماه یا خورشید گرفته باشد و نمازگزار عمداً نماز آیات را در وقت خود نخواند، بنا بر احتیاط اول باید غسل کند و سپس قضای ‏نماز را بجای آورد.
مسئلۀ ۱۶۷۶ :    اگر بعد از باز شدن قرص خورشید یا ماه بفهمد که تمام آن گرفته بوده، واجب است قضای نماز آیات را بخواند و اگر بفهمد مقداری از آن گرفته بوده است، قضا بر او واجب نیست.
مسئلۀ ۱۶۷۷ :    اگر مدّت گرفتن ماه یا خورشید بیش از اندازۀ یک رکعت باشد و نمازگزار عمداً نماز آیات را به تأخیراندازد تا وقتی که به اندازۀ یک رکعت به آخر وقت باقی است، واجب است نماز آیات را به نیت ادا بجای آورد؛ حتی اگر مدت گرفتن خورشید یا ماه به اندازۀ خواندن یک رکعت یا کمتر هم باشد، واجب است نماز را احتیاطاً به نیت ادا بخواند.
مسئلۀ ۱۶۷۸ :    غیر از گرفتن ماه و خورشید که احکام آنها قبلاً گفته شد، اگر زلزله یا حوادث دیگری اتفاق بیفتد، واجب است انسان فوراً نماز آیات بخواند و اگر نخواند معصیت کرده است و هر موقع بخواهد نماز را بخواند لازم است نیت ادا کند.
مسئلۀ ۱۶۷۹ :    اگر زن در حال حیض یا نفاس باشد و خورشید و ماه بگیرد یا رعد، برق، زلزله و غیره اتفاق بیفتد و تا آخرین لحظات وقت که خورشید یا ماه باز می‏شود، در حال حیض یا نفاس باشد، در این صورت نماز آیات بر او واجب نیست بلکه در خارج از وقت هم قضا ندارد.
مسئلۀ ۱۶۸۰ :    کسی که موقع گرفتن ماه یا خورشید، غسل جنابت بر او واجب است، در صورتی که وقت برای غسل دارد و متمکن از غسل است، واجب است فوراً غسل کند و نماز آیات را بخواند و اگر متمکن از غسل جنابت نباشد یا برای غسل وقت کافی ندارد واجب است تیمّم کند و نماز آیات را بجای آورد.
مسئلۀ ۱۶۸۱ :    اگر در وقت نماز یومیه نماز آیات هم بر انسان واجب شود پنج حالت دارد:
الف- اگر برای هر دو نماز وقت کافی وجود دارد، هر کدام را شروع کند اشکال ندارد هر چند احتیاط مستحب آنست که نماز یومیه را مقدّم بدارد.
ب- اگر وقت یکی از آنها تنگ و وقت دیگری وسیع باشد باید نمازی را که وقت آن تنگ است اول بخواند.
ج- اگر در اثنای نماز یومیه که وقت آن وسعت دارد بفهمد نماز آیات بر او واجب شده و وقت آن تنگ است باید نماز یومیه را رها کرده و نماز آیات را شروع کند و چنانچه وقت نماز یومیه هم تنگ باشد، باید آن‎را تمام کند و بعد نماز آیات را بخواند.
د- اگر وقت یومیه و نماز آیات هر دو تنگ باشد، باید نماز یومیه را مقدّم بدارد.
ه- در صورتی که نماز آیات را شروع کند و در بین نماز متوجّه شود وقت نماز یومیه تنگ است، باید نماز آیات را رها کند و مشغول نماز یومیه شود و بعد از آنکه آن‎را تمام کرد بدون انجام کاری که نماز را به هم می‏زند، بقیۀ نماز آیات را از همان‎جایی که رها کرده ادامه دهد.

  دستور نماز آیات‏

مسئلۀ ۱۶۸۲ :    نماز آیات دو رکعت است و در هر رکعت پنج رکوع دارد که به دو صورت می‏توان انجام داد:
۱- بعد از گفتن نیت و تکبیرة‎الاحرام، حمد و سوره را بخواند و به رکوع رود و برگردد، دوباره حمد و سوره را بخواند و به رکوع رود و به همین طریق تا پنج مرتبه، بعد از آنکه از رکوع پنجم بلند شد به سجده برود و بعد از دو سجده رکعت دوّم را هم به همین شکل انجام دهد و بعد از دو سجدۀ رکعت دوم تشهّد بخواند و سلام نماز را بدهد.
۲- بعد از نیت و تکبیرة‎الاحرام حمد را بخواند و سوره را به پنج قسمت تقسیم کند، پس از حمد قسمت اول سوره را بخواند و به رکوع برود و بعد از رکوع بدون آنکه حمد بخواند قسمت دوم سوره را بخواند و به رکوع دوم رود و پس از آن قسمت سوم سوره را بخواند و به رکوع سوم رود و به همین ترتیب عمل کند تا به رکوع پنجم برسد و بعد از بلند شدن از رکوع پنجم به سجده رود و بعد از دو سجده، رکعت دوم را نیز به همین ترتیب انجام دهد و بعد از دو سجدۀ رکعت دوم، تشهد بخواند و سلام دهد.
مسئلۀ ۱۶۸۳ :    در جایی که می‏خواهد سوره را به پنج قسمت تقسیم کند، بنا بر احتیاط «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» یا کمتر از یک آیه از سوره را به عنوان یک قسمت قرار ندهد مگر اینکه آن قسمت از آیه، جمله مستقلی باشد؛ پس اگر بخواهد سورۀ قدر را به پنج قسمت تقسیم کند، این گونه عمل کند، بعد از آنکه حمد را تمام کرد بگوید: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ، إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیلَۀِ الْقَدْرِ» و به رکوع رود، پس از رکوع بایستد و بگوید: «وَ مَا أَدْرَیک مَا لَیلَۀُ الْقَدْرِ» و به رکوع رود و باز برخیزد و بگوید: «لَیلَۀُ الْقَدْرِ خَیرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» و به رکوع رود و باز برخیزد و بگوید: «تَنَزَّلُ المَلَائِکَۀُ وَ الرّوحُ فِیهَا بِإِذنِ رَبِّهِم مِن کُلِّ أَمر» و به رکوع رود و بعد از آن برخیزد و بگوید: «سَلاَمٌ هِی حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ» و به رکوع رود و پس از سر برداشتن از رکوع، دو سجده را بجا آورد و رکعت دوم را نیز به همین ترتیب بخواند و تشهّد بخواند و سلام دهد و اگر سوره‏ای دارای چهار آیه باشد که با «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» جمعاً پنج آیه می‏شود در اینجا می‏تواند «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» را به عنوان یک آیه حساب کند.
مسئلۀ ۱۶۸۴ :    اگر در یک رکعت از نماز آیات پنج مرتبه حمد و سوره بخواند و در رکعت دوم یک مرتبه بخواند و سوره را پنج قسمت کند اشکالی ندارد و نیز می‏تواند در یک رکعت سوره‏های متفاوت بخواند و نیز می‏تواند در یک رکعت دو، سه یا چهار سوره را تقسیم کند، مثلاً یک سوره را دو قسمت و سوره دیگر را سه قسمت کند، ولی باید توجه داشته باشد در هر جایی از وسط سوره که به رکوع رفته است وقتی که برگشت حمد را نخواند و سوره را از آنجا که رها کرده ادامه دهد و هر وقت سوره را تمام کرد و به رکوع رفت، بعد از رکوع حمد را بخواند و سورۀ دیگری را شروع کند و احتیاطاً سوره را قبل از رکوع پنجم تمام کند و رکعت دوم را با حمد و سوره‏ای دیگر شروع کند.
مسئلۀ ۱۶۸۵ :    تمام چیزهایی که در نمازهای واجب یومیه واجب یا مستحب است در نماز آیات هم واجب یا مستحب است، غیر از آنکه در نماز آیات به جای اذان و اقامه سه مرتبه «أَلصَّلاَۀ» به امید ثواب گفته می‏شود.
مسئلۀ ۱۶۸۶ :    مستحب است بعد از رکوع پنجم و دهم «سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ» و پیش از رکوع و پس از آن «أَللَّهُ أَکبَرُ» بگوید، ولی پس از رکوع پنجم و دهم گفتن تکبیر مستحب نیست هر چند برای رفتن به سجده مستحب است.
مسئلۀ ۱۶۸۷ :    مستحب است قبل از رکوع دوم، چهارّم، ششم، هشتم و دهم قنوت بخواند و اگر فقط یک قنوت قبل از رکوع پنجم و یک قنوت هم پیش از رکوع دهم بخواند، مانعی ندارد، ولی خوب است به قصد رجا باشد.
مسئلۀ ۱۶۸۸ :    اگر در نماز آیات شک کند چند رکعت خوانده و فکرش به جایی نرسد، نمازش باطل است.
مسئلۀ ۱۶۸۹ :    اگر شک کند که در رکوع آخر رکعت اول است یا در رکوع اول رکعت دوم و فکرش به جایی نرسد نمازش باطل است، ولی مثلاً اگر در یک رکعت شک کند که چها رکوع کرده یا پنج رکوع، چنانچه برای رفتن به سجده خم نشده باید رکوعی را که شک دارد بجای آورده انجام دهد و اگر برای رفتن به سجده خم شده به شک خود اعتنا نکند و اگر خم نشده، رکوع را بجای آورد و نماز را تمام کند.
مسئلۀ ۱۶۹۰ :    هر یک از رکوعهای نماز آیات رکن است که اگر عمداً و یا سهواً کم یا زیاد شود نماز باطل می‏شود.
مسئلۀ ۱۶۹۱ :    نماز آیات را هم می‏توان فرادا خواند و هم با جماعت و کیفیت آن مانند به جماعت خواندن نمازهای واجب یومیه است.

  نماز استسقاء (طلب باران)

مسئلۀ ۱۶۹۲ :    یکی از نمازهای مستحب، نماز استسقا یا نماز طلب باران است و چگونگی بجای آوردن آن مثل نماز عید فطر و قربان است و قنوتهای آن هم مانند نماز عیدین است، اما مستحب است در قنوتها از خداوند درخواست نزول رحمت الهی و نزولات آسمانی برای بندگان کند و هر دعایی بخواند اشکال ندارد، ولی بهتر است که دعاهایی خوانده شود که از امامان معصوم رسیده و تفصیل آن در کتب ادعیه نوشته شده است.
مسئلۀ ۱۶۹۳ :    مستحب است نماز باران را در صحرا بخوانند و با پای پیاده و آرامش و وقار و خضوع و با حالت تضرّع و مسکنت بیرون روند و افراد صالح و با تقوا و پیرمردان و کودکان و پیرزنان را همراه خود ببرند و میان کودکان و مادران جدایی بیندازند، چون این نوع اعمال موجب تأثر بیشتر و حالت گریه و زاری می‏شود که در نزول برکات آسمانی و جلب رأفت و رحمت خداوند مؤثّر است؛ انشاءاللّه.
مسئلۀ ۱۶۹۴ :    نمازهای مستحبی منحصر به مواردی که تاکنون بیان شد نیست، بلکه برای رفع حوائج و نیازمندیها و استخاره و مانند اینها نمازهایی با انحاء و کیفیتهای مخصوص ذکر شده است که اسناد معتبر و قابل استناد دارد و علاقه‎مندان می‏توانند به کتب مفصّل روایی و فقهی و کتابهای ادعیه مراجعه کنند.

  قصاص یا دیۀ اعضای بدن‏

مسئلۀ ۳۶۸۹ :    در بریدن اعضای بدن انسان و ایجاد جراحت در آن، قصاص جایز است، مشروط بر آنکه قابل کنترل باشد و دقت شود که زیاده‎روی نشود و علی‏الاحوط با اجازۀ حاکم شرع جامع شرایط انجام شود و اگر کنترل ممکن نباشد، دیه بگیرند.
مسئلۀ ۳۶۹۰ :    میزان و ضابطة کلّی در دیة اعضای اصلی بدن انسان این است که هر عضوی که فرد است مانند زبان و آلت تناسلی، بریدن و از بین بردن آن موجب دیة کامل است؛ یعنی یکی از شش چیزی که در دیة قتل گفته شد یا قیمت آنها با توافق و تراضی طرفین. هر عضو اصلی که جفت باشد مانند دست، پا، چشم و گوش، بریدن یا از بین بردن جفت آنها دیة کامل و از بین بردن یکی از آنها موجب نصف دیة کامل است. ولی در بریدن بیضه در صورتی که بیضة چپ باشد، دوسوّم دیه و در صورتی که بیضة راست باشد یک‎سوم دیه؛ در بریدن هر دو لب، دیة کامل، ولی در بریدن لب بالا نصف دیه و در بریدن لب پایین دوسوم دیة کامل؛ در بریدن هر دو پلک دیة کامل یک چشم که نصف دیة کامل است و در بریدن یکی از پلکها، پلک بالا به تنهایی یک‎سوم دیة یک چشم، ولی در پایینی نصف دیة یک چشم لازم است، اگرچه احتیاط در بریدن یک لب و یک بیضه و دو پلک، مصالحه برای نصف دیة کامل انسان است و در حکم دیه فرقی میان صورت عمد و غیر عمد آن وجود ندارد.
مسئلۀ ۳۶۹۱ :    دیة چند چیز مانند دیة قتل است:
۱- دو چشم کسی را درآورند یا کور کنند. اگر یکی از آنها را درآورند یا کور کنند باید نصف دیة قتل را بپردازند، ولی اگر کسی بر حسب خلقت یا به جهت حادثه‏ای غیر ارادی، یک چشم بیشتر ندارد، برای درآوردن یا کور کردن همان یک چشم، دیة کامل لازم است و اگر چهار پلک دو چشم کسی را ببرند، بنا بر مشهور دیه تمام است و اگر دو پلک را ببرند، نصف دیه و احوط مصالحه است.
۲- دو گوش کسی را از بیخ ببرند یا آنها را به‌طور کلّی کر کنند و امید بهبودی و خوب شدن هم نداشته باشد و اگر یکی از آنها را ببرند یا کر کنند، باید نصف دیة قتل را بدهند. اگر نرمه یک گوش کسی را ببرند باید یک‎سوم دیة یک گوش و اگر مقداری از نرمة یک گوش را ببرند باید به نسبت بریده شده به تمام نرمه، دیه پرداخت کنند.
۳- تمام بینی یا تمامی نرمة بینی کسی را ببرند و یا کاری کنند که به‌طور کلّی بویی را نفهمد و امید خوب شدن هم از بین رفته باشد.
۴- زبان کسی را که لال نیست از بیخ ببرند، ولی اگر قسمتی از زبان را ببرند، علی‎الأحوط نسبت آن قسمت را به همۀ زبان بسنجند. همچنین اگر نقصی در اثر بریدن زبان در مخارج حروف بیست و هشت‎گانه پیدا شود، آن‎را محاسبه کنند، یعنی دیة کامل انسان را به حروف بیست و هشت‎گانه به‌طور مساوی تقسیم کنند و در صورتی که در دو حالت قبل از بریدن و بعد از آن در مخارج حروف، تفاوتی پیدا شده باشد، با همدیگر مصالحه کنند و این حکم با توجّه به این است که حروف در زبان عربی بیست و هشت حرف است و اصل در تقسیم زبان عربی است و در تقسیط و تقسیم مخارج حروف فرقی میان حروف خفیف و سبک و غیر آنها نیست و اگر زبان آدم لال را ببرند باید یک‎سوم دیة قتل را بدهند و اگر قسمتی از آن‎را ببرند، آن قسمت را نسبت به همۀ زبان او بسنجند و حساب کنند.
۵- تمام دندانهای کسی را از بین ببرند؛ دیة هر کدام از دوازده دندان جلوی دهان که شش عدد آنها در بالا و شش عدد آنها در پایین است، پنجاه مثقال شرعی (هیجده نخود) طلای سکه‎دار و پانصد درهم نقرة سکه‎دار است و دیة هر کدام از شانزده دندان عقبی دهان بیست و پنج مثقال شرعی طلای سکه‎دار یا دویست و پنجاه درهم نقرة سکه‎دار است.
۶- دو لب کسی را ببرند؛ اگر یکی از آنها را ببرند مطابق مسئلۀ پیش عمل شود و احوط آنست که بر نصف دیه توافق و مصالحه کنند.
۷- بر کسی طوری صدمه و آسیب برسانند که موی تمام ریش یا سر او بریزد و دیگر نروید، ولی اگر با زور روی کسی را بتراشند و دوباره بروید، باید یک‎سوم دیه را بدهند.
۸- هر دو دست کسی را از مچ یا بالاتر قطع کنند؛ ولی اگر یک دست او را قطع کنند باید نصف دیة قتل را بدهند.
۹- هر ده انگشت دست کسی را از بیخ ببرند؛ دیة هر انگشت یک‎دهم قتل است و دیۀ هر بند انگشت یک‎سوّم دیة انگشت و در انگشت شست دیة هر بند، نصف انگشت است.
۱۰- هر دو پای کسی را از مَفصل یا بالاتر و یا همۀ انگشتهای پاهای او را ببرند؛ دیة هر انگشت یک‎دهم قتل است.
۱۱- پشت کسی را طوری بشکنند که اصلاً نتواند بنشیند و به هیچ وجه خوب نشود.
۱۲- طوری به کسی آسیب برسانند که عقل او از بین برود و برنگردد.
۱۳- طوری به کسی آسیب برسانند که صدا و نطق او از بین برود و دیگر برنگردد.
۱۴- دو ران انسان را از بیخ ببرند.
۱۵- آلت تناسلی مرد را از ختنه‎گاه یا بیشتر ببرند؛ ولی اگر آلت مردانگی عِنّین را ببرند، یک‎سوّم دیة کامل را باید بدهند.
۱۶- بیضه‏های مردی را از بین ببرند، ولی اگر یکی از آنها را از بین ببرند، مطابق مسئلۀ پیش عمل کنند و احوط آنست که بر نصف دیه توافق و مصالحه کنند.
۱۷- آلت زنانگی و فرج زن را به‌طور کلّی ببُرند و از بین ببَرند.
۱۸- دو پستان زنی را ببرند؛ ولی اگر یکی از آنها را ببرند باید نصف دیة یک زن را بدهند.
۱۹- به کسی طوری آسیب وارد کنند که به هیچ وجه نتواند جلوی ادرار یا مدفوع خود را بگیرد.
۲۰- نخاع کسی را به‌طور کلّی قطع کنند.
۲۱- زنی افضا شود، یعنی مخرج بول و حیض او یکی شود. اگر به وسیلۀ اجنبی افضا شده باشد چه به وسیلۀ نزدیکی کردن یا به وسیلۀ دیگر، باید دیة کامل به او بدهد، ولی‏اگر به سبب نزدیکی کردن شوهر افضا شده باشد در صورتی که بعد از بلوغ باشد، بر شوهر چیزی لازم نیست، ولی اگر قبل از بلوغ باشد، احوط آنست که با طلاق جدا شود. اگر با عملیات پزشکی به حالت اول بازگردد، ازدواج مجدد با او بلامانع است، اگرچه مهریه و دیة افضا را که دیة کامل است باید بدهد و اگر آن زن پس از طلاق و خروج از عدّه با کس دیگری هم ازدواج کرده باشد، احتیاط آنست که افضا کننده، نفقۀ او را تا آخر عمر بپردازد.
مسئلۀ ۳۶۹۲ :    اگر مردی اجنبی زنی را با اکراه افضا کند، یعنی مخرج بول و حیض او را یکی کند، هم دیۀ کامل را باید بپردازد و هم مهرالمثل او را بدهد و اگر زن با میل خود تن به این کار بدهد و اکراه نداشته باشد تنها دیه را باید بپردازد. اگر زن باکره باشد و مورد اکراه واقع شود علاوه بر دیۀ کامل و مهرالمثل، «اَرش» بکارت را هم باید بدهد و اگر مکره نباشد علاوه بر دیۀ کامل، ارش بکارت را باید بدهد.
مسئلۀ ۳۶۹۳ :    اگر افضا کننده غیر بالغ باشد، مهریه و دیه بر عهدۀ عاقله است.
مسئلۀ ۳۶۹۴ :    اگر پس از افضا محل بهبود یافت و به حالت اولیة خود بازگشت، احوط مصالحه است.
مسئلۀ ۳۶۹۵ :    اگر کسی بیش از یکی از جنایتهایی که در مسئلۀ ۳۶۹۱ گفته شد مرتکب گردد، دیه تکرار می‏شود. مثلاً اگر به کسی ضربه‏ای وارد کند که هم صدای او از بین برود و هم کور شود و هم کر، سه دیة کامل باید به او بدهد.
مسئلۀ ۳۶۹۶ :    دیة زن با دیة مرد تا یک‌سوم دیة کامل قتل مساوی است و چنانچه دیه از یک‎سوم دیة قتل بیشتر باشد، دیة زن به نصف دیة مرد تنزّل می‏یابد و این از متفرّدات امامیه است.
مسئلۀ ۳۶۹۷ :    اگر کسی گوشت هر دو باسن کسی را به‌طور کامل ببرد طوری که به استخوان برسد دیة کامل باید بدهد و اگر مقداری از آن‎را ببرد به نسبت‏ اندازة مساحت بریده شده باید دیه پرداخت کند و در این جهت میان زن و مرد فرقی نیست.
مسئلۀ ۳۶۹۸ :    اگر پس از بریده شدن گوشتهای باسن، همانها مورد عمل جرّاحی قرار گیرد و اثری از آن جنایت باقی نماند، تفاوت قیمتها را باید بپردازد.
مسئلۀ ۳۶۹۹ :    مقدار دیة شل و فلج کردن هر عضوی که دیة معینی دارد، دو سوّم دیة قطع آنست و چنانچه عضو شل و فلج کسی را قطع کنند، یک‌سوم دیة قطع عضو سالم آن‎را باید به مصدوم بپردازند.
مسئلۀ ۳۷۰۰ :    اگر کمر انسان به‌طوری شکسته شود که هم توانایی راه رفتن او از بین برود و هم نزدیکی کردن، مرتکب این عمل باید دو دیة کامل انسان را بپردازد.
مسئلۀ ۳۷۰۱ :    اگر مردی به شکم زن جوانی آن چنان ضربه‏ای بزند که وضعیت قاعده و خون او را به هم زده و فاسد کند و خون نبیند، یک سال به وی مهلت داده می‏شود، اگر در این مدّت به وضعیت عادی باز گردد، در آن «حکومت» است یعنی او را برده فرض می‏کنند و با این وضع قیمت می‏کنند و بدون آن هم قیمت می‏کنند و مابه‌التفاوت را به او می‏دهند و اگر برنگردد یک‌سوم دیة کامل را به او می‏دهند.
مسئلۀ ۳۷۰۲ :    در موارد اختلاف در اینکه، وضعیت خون دیدن و قاعدة‏ زن از بین رفته یا نه، مرجع تشخیص، اهل خبره و متخصص این کار است. اگر از ابتدا با گفتن آنان اطمینان حاصل شود که زن به سبب آن جنایت خون نمی‏بیند، ضارب یک‎سوم دیه را باید بدهد و اگر اهل خبره و متخصص وجود نداشته باشد یا اینکه خود آنان اختلاف داشته باشند، مطابق مسئلۀ پیش عمل می‏شود.
مسئلۀ ۳۷۰۳ :    اگر زن مدّعی شود، بر هم خوردن وضعیت قاعده و خون دیدن او به سبب جنایت جانی است، ولی جانی آن‎را انکار کند، قول زن با قسمش مقدّم است.