جمعه , ۵ خرداد ۱۳۹۶
آخرین خبرها
خانه » رساله عملیه » احکام روزه

احکام روزه

  احکام کلی روزه

مقدمه
روزه یکی از مهم‏ترین عبادات اسلامی و از برترین دستورات انبیاء و اولیای الهی و ادیان توحیدی است و یکی از استوانه‏های پنج‎گانه‏ای است که اسلام بر آنها بنا شده است که اگر با آداب دینی و شرایط لازم انجام شود تأثیر فراوان در تطهیر جسم و جان و تهذیب نفوس بشری و تقویت اراده و سلامت فرد و جامعه و توجه انسان به معنویات و همنوعانش خواهد داشت.
رسول گرامی اسلام‏ فرمودند: «روزه، انسان روزه‏دار را به اندازۀ فاصلۀ میان مشرق و مغرب، از شیطان دور می‏سازد»  به ویژه کسی که یک ماه تمام به صورت مستمر و پی‏درپی با همۀ گرفتاریها و مشکلات زندگی امروزی فرصت و موقعیتی برای خود فراهم می‏کند که بتواند خود را از قیود و وابستگیها و زنجیرهای زندگی مادّی، آزاد سازد و با کسب معنویات، افاضات و اشراقات ربوبی خود را تشدید کند و صاحب ورع و تقوای الهی گردد. انسان روزه‏دار با کسب این ارزشها وارد زندگی اجتماعی شود و برای زندگی طیب و طاهر در طول سال و بلکه سالیان دراز خود را آماده می‏سازد. روزه برای فرد روزه‏دار این موقعیت را فراهم می‏سازد که رنج فقرا و مستمندان را لمس کرده و آنها را فراموش نکند و مسئولیت سنگینی را که به سبب وجود ایشان متوجّه وی است، با تمام وجود درک کند و در میدان عمل از ایشان حمایت کند. این احساس که در گروه زیادی از افراد یک جامعۀ مسلمان به‌وجود آمد خودبه‌خود تمام جامعه به همدلی، همدردی، تعاون و همکاری رغبت پیدا می‏کنند و از برکات روزه و روزه‏داری بهره‏مند خواهد شد و به فرمودۀ حضرت علی‎ابن‎موسی‎الرضا با لمس فقر و نیاز دنیوی به یاد فقر و نیازهای روز قیامت بیفتد و برای رفع خطر آن روز در فکر بندگان محروم خدا باشد و آنان را فراموش نکند.
مسئلۀ ۱۶۹۵ :    روزه آنست که انسان برای انجام فرمان خداوند متعال، از اذان صبح صادق تا غروب شرعی از چیزهایی که شرح آنها بعداً خواهد آمد خودداری کند.
مسئلۀ ۱۶۹۶ :    روزه مانند دیگر عبادات اسلامی باید همراه با نیت باشد، ولی در تحقّق نیت لازم نیست انسان آن‎را از قلب خود بگذراند یا بر زبان جاری سازد، بلکه همین مقدار که با توجّه و برای امتثال و فرمانبری امر خدای متعال تصمیم داشته باشد که از اذان صبح تا غروب آفتاب شرعی، از چیزهایی که روزه را باطل می‏کند دوری گزیند، کافی است و برای اینکه یقین پیدا کند تمام این مدّت را روزه بوده، باید مقداری قبل از اذان صبح و مقداری هم بعد از مغرب، کاری که روزه را باطل می‏کند، انجام ندهد.
مسئلۀ ۱۶۹۷ :    انسان واجب است در هر شب از ماه رمضان برای روزۀ فردای آن نیت کند، ولی بهتر است که شب اول ماه نیز نیت روزۀ همۀ ماه را بکند.
مسئلۀ ۱۶۹۸ :    نیت روزه یکی از این سه حالت را دارد:
۱- چنانچه روزۀ او واجب و معین باشد، مثل روزۀ ماه رمضان، باید قبل از اذان صبح برای فردا نیت کند و از اول شب تا اذان صبح- ماه رمضان- هر وقت روزۀ فردا را نیت کند اشکال ندارد، به شرط اینکه به نیت خود باقی باشد و برنگردد.
۲- چنانچه روزۀ او واجب غیر معین باشد مثل روزۀ قضا یا کفّارۀ واجب، وقت آن تا ظهر ادامه دارد، بلکه اگر پیش از ظهر تصمیم نداشته باشد روزه بگیرد یا تردید داشته باشد، چنانچه کاری که روزه را باطل می‏کند انجام ندهد و پیش از ظهر شدن نیت کند، روزۀ او صحیح است، ولی بعدازظهر نمی‏تواند نیت کند.
۳- چنانچه روزۀ او مستحبی باشد وقت نیت آن از اول شب تا چند دقیقه به اذان مغرب روز بعد است، به این معنا که اگر کسی به هر دلیل، بدون نیت روزه از اذان صبح تا چند دقیقه به اذان مغرب کاری که روزه را باطل می‏کند انجام نداده باشد و قبل از مغرب نیت روزۀ مستحبّی کند، روزۀ او صحیح است.
مسئلۀ ۱۶۹۹ :    برای کسی که بدون نیت روزۀ قبل از اذان صبح خوابیده و بعد از گذشتن مقداری از وقت نیت روزه بیدار شده است دو حالت وجود دارد:
۱- چنانچه قبل از ظهر بیدار و متوجّه شود و قصد روزه کند، روزه‏اش صحیح است- واجب باشد یا مستحب- ولی در روزۀ واجب معین، مثل روزۀ ماه رمضان یا نذر معین، روزه را بگیرد و بنا بر احتیاط مستحب قضای آن‎را هم بجای آورد.
۲- چنانچه بعد از ظهر از خواب بیدار شود، روزۀ واجب از او صحیح نیست، ولی در ماه رمضان بنا بر احتیاط به قصد ما فی الذّمّه، امساک کند، یعنی از کاری که روزه را باطل می‏کند بپرهیزد و بعد از ماه مبارک هم قضای آن‎را بجای آورد.
مسئلۀ ۱۷۰۰ :    اگر کسی قبل از اذان صبح برای روزۀ فردا نیت کند و بخوابد و بعد از مغرب بیدار شود، روزۀ آن روزش صحیح است.
مسئلۀ ۱۷۰۱ :    اگر بخواهد غیر از روزۀ رمضان و روزه‏هایی که در ایام خاصی قرار داده شده، مثل اول ماه یا ایام‎البیض، روزۀ دیگری بگیرد، اگر متعدد باشد- مثلاً هم روزۀ قضا داشته باشد هم روزۀ نذر- باید آن‎را معین کند، مثلاً نیت کند که روزۀ قضا یا روزۀ نذر می‏گیرم، ولی اگر متعدد نباشد، ظاهر آنست که اگر روزه بگیرد و نیت مافی‎الذمّه کند کافی است و در ماه رمضان لازم نیست نیت کند که روزۀ ماه رمضان می‏گیرم، بلکه نیت روزۀ فردا کافی است و اگر نداند ماه رمضان است یا فراموش کند و روزۀ دیگری نیت کند، روزۀ ماه رمضان حساب می‏شود، همچنین است حکم روزه‏هایی که در روزهای خاص قرار داده شده است مانند ایام‎البیض، در صورتی که انسان بخواهد با همان خصوصیت آن روز، روزه بگیرد باید معین کند، ولی اگر به آن خصوصیت توجه نداشته باشد و به صورت مطلق روزه بگیرد، اگرچه روزه‏اش صحیح است، ولی آن خصوصیت محقق نمی‏شود.
مسئلۀ ۱۷۰۲ :    اگر انسان بداند که ماه رمضان است و عمداً نیت روزۀ غیر رمضان کند، نه روزۀ رمضان حساب می‏شود و نه روزه‏ای که قصد کرده است.
مسئلۀ ۱۷۰۳ :    اگر انسان به عنوان یکی از روزهای ماه رمضان نیت روزه کند، مثلاً به نیت روز اول ماه رمضان نیت کند و بعد معلوم شود روز دوم، سوم یا چهارم بوده روزه‏اش صحیح است.
مسئلۀ ۱۷۰۴ :    اگر در ماه رمضان قبل از اذان صبح بیهوش شد و در بین روز به هوش آمد سه حالت برایش متصوّر است:
۱- چنانچه پیش از اذان صبح نیت روزه کرده و بیهوش شده است و پیش از ظهر به هوش آمده است، باید روزه بگیرد و اگر نگرفت قضای آن‎را بجای آورد و اگر بعداز ظهر به هوش آید بنا بر احتیاط باید روزۀ آن روز را تمام کند و اگر تمام نکرد قضای آن روز را بجای آورد.
۲- چنانچه پیش از اذان صبح نیت نکرده و بعد از ظهر به هوش آید، علیالظاهر آن روز روزه بر او واجب نیست و قضا هم ندارد.
۳- چنانچه قبل از اذان صبح نیت نکرده باشد و پیش از ظهر به هوش آید، بنا بر احتیاط واجب نیت روزه کرده و روزۀ آن روز را تمام کند و اگر تمام نکرد قضای آن‎را بجای آورد.
مسئلۀ ۱۷۰۵ :    اگر کسی قبل از اذان صبح نیت روزۀ فردا کند و بعداً مست شود و در بین روز به هوش آید- قبل از ظهر به هوش بیاید یا بعد از ظهر- بنا بر احتیاط واجب روزۀ آن روز را تمام کند و اگر تمام نکرد قضای آن‎را بجای آورد.
مسئلۀ ۱۷۰۶ :    اگر نداند یا فراموش کند که ماه رمضان است و قبل از ظهر متوجّه شود، چنانچه کاری که روزه را باطل می‏کند انجام نداده باشد باید نیت کند و روزۀ او صحیح است و چنانچه کاری که روزه را باطل می‏کند انجام داده است یا بعد از ظهر متوجّه شود ماه رمضان است روزه‏دار محسوب نمی‏شود، ولی باید تا مغرب کاری که روزه را باطل می‏کند انجام ندهد و بعد از ماه رمضان هم آن روزه را قضا کند.
مسئلۀ ۱۷۰۷ :    کسی که در ماه رمضان بالغ شود چهار حالت دارد:
۱- اگر قبل از اذان صبح بالغ شود باید روزة آن روز را بگیرد.
۲- اگر قبل از اذان ظهر بالغ شود و کاری که روزه را باطل می‏کند انجام نداده باشد، بنا بر احتیاط واجب باید روزۀ آن روز را بگیرد، مخصوصاً اگر از اذان صبح نیت روزه ولو مستحبی کرده باشد، ولی اگر از اذان صبح نیت روزه نکرده، اقوی‏ آنست روزۀ آن روز واجب نیست، ولی بهتر است اگر کاری که روزه را باطل می‏کند انجام نداده باشد، روزۀ آن روز را بگیرد.
۳- اگر بعدازظهر بالغ شود و قصد روزۀ آن روز را داشته باشد و کاری هم که روزه را باطل می‏کند انجام نداده باشد، می‏تواند روزۀ آن روز را بگیرد، ولی واجب نیست.
۴- اگر بعدازظهر بالغ شود و قصد روزۀ آن روز را نداشته باشد، چه کاری که روزه را باطل می‏کند انجام داده و چه نداده باشد، روزۀ آن روز بر او واجب نیست و اگر روزه هم بگیرد صحیح نیست.
مسئلۀ ۱۷۰۸ :    همان طورکه در باب نماز گذشت، روزه و دیگر عبادات بچّه نابالغ که قدرت تشخیص خوب و بد را دارد صحیح است.
مسئلۀ ۱۷۰۹ :    اگر کافر پیش از ظهر مسلمان شود و کاری هم که روزه را باطل می‏کند انجام نداده باشد، بنا بر احتیاط آن روز را روزه بگیرد، همچنین اگر دیوانه‏ای عاقل گردد، یا بی‎هوشی به هوش آید و کاری که روزه را باطل می‏کند انجام نداده باشد، بنا بر احتیاط واجب روزۀ آن روز را بگیرد.
مسئلۀ ۱۷۱۰ :    کسی که روزۀ قضای رمضان دارد نمی‏تواند روزۀ مستحبّی بگیرد، همچنین است اگر روزۀ واجب دیگری داشته باشد و چنانچه فراموش کند و روزۀ مستحبّی بگیرد، در صورتی که قبل از ظهر یادش بیاید، روزۀ مستحبی او به هم می‏خورد و می‏تواند نیت خود را به واجب برگرداند و اگر بعدازظهر متوجّه شود روزۀ او باطل است بلکه اگر بعد از غروب هم یادش بیاید صحّت روزۀ او خالی از اشکال نیست.
مسئلۀ ۱۷۱۱ :    کسی که برای بجای آوردن روزۀ میتی اجیر شده است، در صورتی که روزۀ مستحبی بگیرد و مانع گرفتن روزۀ استیجاری نگردد اشکال ندارد، هر چند بهتر است آن‎را ترک کند.
مسئلۀ ۱۷۱۲ :    کسی که روزۀ قضا دارد، در صورتی که وقت آن وسعت داشته باشد می‏تواند روزۀ استیجاری بگیرد.
مسئلۀ ۱۷۱۳ :    کسی که غیر از روزۀ رمضان، روزۀ واجب معین دیگری دارد، مثلاً نذر کرده که در روز معینی روزه بگیرد، اگر عمداً و یا اختیاراً تا نماز صبح نیت نکند، روزه‏اش باطل است و اگر نداند روزۀ آن روز بر او واجب است یا می‏دانسته، ولی فراموش کرده باشد، در صورتی که قبل از ظهر یادش بیاید و کاری که روزه را باطل می‏کند نکرده باشد، باید فوراً نیت کند و روزه‏اش صحیح است و اگر غیر از این کند روزه‏اش باطل است.
مسئلۀ ۱۷۱۴ :    اگر مریض در ماه رمضان در میانة روز بهبود یابد اظهر آنست که چه قبل از ظهر خوب شود و چه بعدازظهر، روزۀ آن روز بر او واجب نیست و قضای آن‎را باید بگیرد، اگرچه بهتر است در صورتی که پیش از ظهر خوب شود و کاری که روزه را باطل می‏کند انجام نداده باشد نیت روزه کند و آن روز را روزه بگیرد و قضای آن‎را نیز بجای آورد.
مسئلۀ ۱۷۱۵ :    روزی را که انسان شک دارد آخر شعبان است یا اول رمضان واجب نیست روزه بگیرد و اگر بخواهد روزه بگیرد نمی‏تواند نیت روزۀ رمضان کند بلکه باید نیت روزۀ قضا یا مستحبی کند و اگر به قصد غیر رمضان روزه بگیرد و بعد معلوم شود آن روز جزء ماه رمضان بوده، روزه‏ای که گرفته برای رمضان حساب می‏شود.
مسئلۀ ۱۷۱۶ :    اگر روزی را که شک دارد آخر شعبان است یا اول رمضان به نیت روزۀ قضا یا روزۀ مستحبّی و مانند آن روزه بگیرد و در بین روز بفهمد که ماه رمضان است، باید نیت روزۀ رمضان کند.
مسئلۀ ۱۷۱۷ :    اگر در روزۀ واجب معینی مانند روزۀ رمضان از نیت روزه گرفتن برگردد یا مردّد شود، روزه‏اش باطل می‏شود، حتی اگر قصد کند یکی از کارهایی که روزه را باطل می‏کند انجام دهد، هر چند انجام ندهد اظهر آنست که روزه‏اش باطل است؛ در هر دو صورت باید از چیزهایی که روزه را باطل می‏کند اجتناب کند و قضای آن‎را نیز بگیرد.
مسئلۀ ۱۷۱۸ :    در روزۀ واجبی که وقت آن معین نیست، مانند روزۀ قضا یا کفّاره، اگر قصد کند کاری که روزه را باطل می‏کند انجام دهد یا مردّد شود، چنانچه انجام ندهد و تا قبل از ظهر دوباره نیت روزه کند روزه‏اش صحیح است و در روزۀ مستحب اگر قبل از غروب هم نیت کند صحیح است.
مسئلۀ ۱۷۱۹ :    در روزۀ واجبی که وقت آن معین نیست و وسعت دارد، روزه‏دار می‏تواند قبل از اذان ظهر روزۀ خود را باطل کند، ولی اگر بعد از اذان ظهر بخواهد باطل کند جایز نیست و چنانچه روزۀ او مستحبّی باشد هر وقت بخواهد می‏تواند آن‎را باطل کند.

  مبطلات روزه

مسئلۀ ۱۷۲۰ :    چند چیز است که روزه را باطل می‏کند و به آنها مبطلات روزه می‏گویند:
۱- خوردن، ۲- آشامیدن، ۳- جماع، ۴- استمناء، ۵- دروغ بستن به خدا یا پیامبر یا امامان معصوم و بنا بر احتیاط واجب دروغ بستن بر حضرت زهرا و سایر پیامبران و جانشینان ایشان، ۶- بنا بر احتیاط واجب رساندن غبار غلیظ به حلق، ۷- فرو بردن تمام سر در آب ۸- باقی ماندن بر جنابت، حیض و نفاس تا اذان صبح، ۹- تنقیه کردن با چیزهای مایع و روان، ۱۰- عمداً قی کردن؛ و احکام این موارد در مسائل آینده بیان می‏شود.

  مبطلات روزه: خوردن و آشامیدن

مسئلۀ ۱۷۲۱ :    اگر انسان روزه‏دار عمداً چیزی بخورد یا بیاشامد، چه خوردن یا آشامیدن آن، معمول باشد مانند نان و آب یا معمول نباشد مانند خاک و شیرة درخت و امثال آن، کم باشد یا زیاد، روزه‏اش باطل می‏شود، حتّی اگر مسواکی را که رطوبت دارد از دهان بیرون آورد و دوباره به دهان ببرد و رطوبت آن‎را فرو دهد روزۀ او باطل می‏شود، مگر آنکه رطوبت به قدری کم باشد که آب دهان بر آن غالب شود.
مسئلۀ ۱۷۲۲ :    اگر روزه‏دار سهواً چیزی بخورد یا بیاشامد، چه روزۀ او واجب باشد یا مستحب، روزه‏اش باطل نمی‏شود.
مسئلۀ ۱۷۲۳ :    اگر انسان موقعی که در حال خوردن سحری است متوجّه شود صبح شده، واجب است از فرو بردن غذا خودداری کند و چنانچه عمداً غذا را فرو برد، روزه‏اش باطل می‏شود و در روزۀ ماه رمضان بنا به دستوری که بعداً گفته خواهد شد کفّاره نیز بر او واجب می‏شود.
مسئلۀ ۱۷۲۴ :    اگر شک کند که صبح شده یا نه، می‏تواند کاری که روزه را باطل می‏کند انجام دهد، ولی بنا بر احتیاط قبل از تحقیق چنین کاری انجام ندهد.
مسئلۀ ۱۷۲۵ :    احتیاط واجب آنست که شخص روزه‏دار از زدن آمپولهای تقویتی و دارویی و انواع سرمها اجتناب کند، ولی آمپولهایی که برای بی‎حس کردن عضو یا تسکین درد تزریق می‏شود، اشکال ندارد، بنابراین اگر روزه‏دار مریضی باشد که روزه برای او ضرر ندارد، ولی به آمپول دارویی نیاز دارد و ناچار است در روز آمپول بزند، پس از زدن آمپول، روزۀ آن روز را بگیرد و بنا بر احتیاط واجب قضای آن‎را هم بجای آورد.
مسئلۀ ۱۷۲۶ :    اگر روزه‏دار چیزی را که در بین دندان مانده است عمداً فرو برد، روزه‏اش باطل می‏شود.
مسئلۀ ۱۷۲۷ :    شستن و خلال کردن دهان و دندان قبل از اذان صبح لازم نیست هر چند احتمال دهد غذای لای دندان در روز فرو می‏رود، ولی اگر بداند غذایی که لای‏ دندان مانده در روز فرو می‏رود و خلال نکند، بنا بر احتیاط روزۀ او باطل می‏شود , در صورت فرو رفتن غذا، کفّاره هم لازم است و اگر فرو نرود احتیاط واجب آنست آن روز را امساک کند و قضای آن‎را هم بجای آورد.
مسئلۀ ۱۷۲۸ :    فرو بردن اخلاط سر و سینه تا وقتی که به فضای دهان نرسیده اشکال ندارد، ولی اگر به فضای دهان رسیده باشد بنا بر احتیاط واجب آن‎را فرو نبرد.
مسئلۀ ۱۷۲۹ :    فرو بردن آب دهان هرچند به خاطر تصوّر ترشی و مانند آن در دهان جمع شده باشد، اشکال ندارد و روزه را باطل نمی‏کند.
مسئلۀ ۱۷۳۰ :    اگر روزه‏دار به اندازه‏ای تشنه شود که بترسد از تشنگی هلاک شود یا ضرر و زیان غیر قابل تحمّلی به او متوجّه می‏شود، واجب است به مقداری که از هلاکت و مردن یا از ضرر و زیان رهایی یابد، آب بنوشد، گرچه روزه‏اش باطل می‏شود و اگر ماه رمضان باشد باید در بقیۀ روز از کاری که روزه را باطل می‏کند خودداری‏کند و بنا بر احتیاط واجب قضای آن‎را هم بگیرد.
مسئلۀ ۱۷۳۱ :    انسان نمی‏تواند به خاطر ضعف و ناتوانی جسمی روزۀ خود را بخورد، ولی اگر ضعف او به قدری زیاد است که به‌طور عادّی قابل تحمّل نیست، خوردن روزه اشکال ندارد، ولی بعد از آنکه حالش بهتر شد، قضای آن‎را باید بگیرد.
مسئلۀ ۱۷۳۲ :    اگر روزه برای انسان ضرر داشته باشد نباید روزه بگیرد و اگر با وجود ضرر روزه گرفت، روزه‏اش باطل است و باید قضای آن‎را بگیرد، همچنین است اگر احتمال دهد روزه برایش ضرر دارد و احتمال او در نظر مردم عقلایی و بجا باشد.
مسئلۀ ۱۷۳۳ :    جویدن غذا برای بچه یا پرنده و چشیدن غذا و مانند اینها که به سبب آن معمولاً غذا به حلق نمی‏رسد، اگرچه اتفاقاً به حلق برسد، روزه را باطل نمی‏کند، ولی اگر انسان از ابتدا بداند که به حلق می‏رسد، چنانچه فرو رود روزه‏اش باطل می‏شود و باید قضای آن‎را بگیرد و کفّاره هم بر او واجب می‏شود، بلکه در این صورت اگر فرو نرود نیز آن روز را روزه بگیرد و بنا بر احتیاط قضای آن‎را هم بجای آورد.

  مبطلات روزه : جماع

مسئلۀ ۱۷۳۴ :    جماع و نزدیکی کردن روزه را باطل می‏کند، گرچه فقط به اندازة ختنه‎گاه داخل شود و منی هم بیرون نیاید. فرقی نمی‏کند که با زن باشد یا- خدای ناکرده- با مرد یا با حیوانی باشد و این عمل موجب باطل شدن روزۀ فاعل و مفعول می‏شود، در صورتی که هر دو روزه‏دار باشند.
مسئلۀ ۱۷۳۵ :    در صورتی که انسان روزه‏دار تصمیم بگیرد که جماع کند و توجه داشته باشد که روزه‏اش باطل می‏شود، هر چند جماع انجام نگیرد یا به اندازة ختنه‎گاه داخل نشود و منی بیرون نیاید، صحت روزۀ او محل اشکال است، پس روزۀ آن روز را تمام کند و قضای آن‎را نیز بجای آورد.
مسئلۀ ۱۷۳۶ :    اگر روزه‏دار فراموش کند که روزه است و جماع کند یا او را به جماع و نزدیکی کردن مجبور کنند به‌طوری که عمل جماع بدون اراده و اختیار او واقع شود، روزۀ او باطل نمی‏شود، ولی چنانچه در بین جماع یادش بیاید یا دیگر مجبور نباشد، باید فوراً از حال جماع خارج شود، وگرنه روزه‏اش باطل می‏شود.
مسئلۀ ۱۷۳۷ :    در مواردی که روزه‏دار شک کند که آلت تناسلی داخل شده است یا نه، یا اینکه به اندازة ختنه‎گاه داخل شده یا نه، روزه‏اش باطل نمی‏شود.

  مبطلات روزه : استمناء

مسئلۀ ۱۷۳۸ :    استمناء آنست که انسان با خود کاری کند که منی از او خارج شود و این کار حرام است و روزه را باطل می‏کند، ولی اگر بدون آنکه کاری انجام دهد یا فکری کند بی‎اختیار از او منی بیرون آید روزه‏اش باطل نمی‏شود.
مسئلۀ ۱۷۳۹ :    اگر کاری کند که به سبب آن منی از او خارج می‏شود ولو اینکه منی هم بیرون نیاید روزه‏اش باطل می‏شود و باید تا غروب شرعی امساک کند و بعداً نیز قضای آن روز را بجای آورد.
مسئلۀ ۱۷۴۰ :    اگر کاری کند که بی‎اختیار منی از او بیرون آید چند حالت ممکن دارد:
۱- عادت داشته است که هرگاه از این کارها انجام می‏داده منی از او خارج می‏شده است و اتفاقاً خارج هم شده، هم روزه باطل است و هم کفّاره واجب است.
۲- بعضی از این کارها را بدون قصد خارج شدن منی انجام داده است و عادتی هم نداشته که بعد از این نوع کارها منی از او خارج شود و به‌طور اتّفاقی منی از وی بیرون بیاید در این صورت اگر عادت بر عدم انزال منی داشته و کارها هم از قبیل بوسه و بازی و لمس زن خویش نبوده است، ظاهر آنست که روزه‏اش باطل نیست.
۳- در صورتی که این کارها را بدون قصد انزال منی انجام داده و عادت بر عدم انزال منی هم نداشته است و کارها از قبیل بوسه و بازی و لمس زن خود بوده که معمولاً تحریک کننده است و اتفاقاً منی هم خارج شده، بنا بر احتیاط واجب روزه‏اش باطل است و باید آن روز را امساک کند و قضای آن‎را نیز بجای آورد.
۴- در صورتی که کارهای انجام شده از قبیل لمس و بوسه و بازی نبوده بلکه در حدّ نگاه یا صحبت بوده است و با قصد بیرون آمدن منی نیز این کارها را انجام نداده و عادت او هم بر انزال منی بعد از این کارها نبوده است و در عین حال بدون اختیار منی خارج شده است، ظاهر آنست که روزه‏اش باطل نیست، اگرچه احتیاط آنست که آن روز را امساک کند و قضای آن‎را هم بجای آورد.
مسئلۀ ۱۷۴۱ :    اگر روزه‏دار در حال بیرون آمدن منی از خواب بیدار شود، واجب نیست از بیرون آمدن آن جلوگیری کند.
مسئلۀ ۱۷۴۲ :    اگر روزه‏دار بداند که اگر در روز بخوابد، در حالت خواب از او منی خارج می‏شود، می‏تواند بخوابد و در صورتی که بخوابد و محتلم هم شود روزه‏اش صحیح است، گر چه احتیاط مستحب آنست که اگر مشقّت نداشته باشد نخوابد و اگر خوابید و محتلم شد قضای آن روز را بگیرد.
مسئلۀ ۱۷۴۳ :    روزه‏داری که محتلم شده، می‏تواند ادرار و استبراء کند و اگر بداند یا احتمال دهد منی در مجرا مانده است و در صورتی که پیش از غسل ادرار و استبراء نکند و بعد از غسل منی از او بیرون آید، دوباره جنب می‏شود، پس بنا بر احتیاط واجب باید پیش از غسل ادرار و استبراء کند، ولی اگر غسل کرده باشد و بداند به سبب ادرار و استبراء باقی ماندة منی بیرون می‏آید و دوباره جنب می‏شود، نمی‏تواند استبراء کند، مگر آنکه بول نکردن او موجب عُسر و حرج شود.

  مبطلات روزه : دروغ بستن عمدی به خدا یا پیامبر و یا امامان معصوم

مسئلۀ ۱۷۴۴ :    اگر روزه‏دار عمداً با گفتن، نوشتن یا اشاره و مانند آن به خدا یا پیامبر یا امامان معصوم نسبت دروغ بدهد، گرچه بلافاصله بگوید دروغ گفتم یا توبه کند، روزۀ او باطل می‏شود و بنا بر احتیاط این حکم در مورد حضرت زهرا و سایر پیامبران و جانشینان آنان نیز جریان دارد.
مسئلۀ ۱۷۴۵ :    اگر روزه‏دار خبری را که نمی‏داند راست است یا دروغ نقل کند، بنا بر احتیاط باید از قول کسی که آن خبر را گفته یا از کتابی که آن خبر در آن بوده نقل کند یا به‌طور اجمال بگوید خبری به این مضمون وارد شده است و نباید به‌طور جدّی از قول خدا یا پیامبر یا امامان معصوم خبر دهد.
مسئلۀ ۱۷۴۶ :    اگر روزه‏دار با اعتقاد به اینکه خبری صحیح است، از قول خدا یا پیامبر یا امامان خبری را نقل کند و بعد معلوم شود دروغ بوده، روزه اش باطل نمی‏شود.
مسئلۀ ۱۷۴۷ :    نسبت دروغ عمداً به خدا و رسول خدا و دیگر امامان معصوم روزه را باطل می‏کند، چه خودش آن دروغ را بسازد یا دیگری آن‎را پرداخته باشد، ولی اگر آن دروغ را که دیگری ساخته از او نقل کند، روزه‏اش باطل نمی‏شود.
مسئلۀ ۱۷۴۸ :    اگر از روزه‏داری سؤال شود که آیا خداوند متعال یا رسولش یا یکی از امامان معصوم چنین مطلبی را فرموده‏اند و او عمداً خلاف واقع را بیان کند روزه‏اش باطل می‏شود.
مسئلۀ ۱۷۴۹ :    اگر در شب دروغی را نسبت دهد و روز بعد که روزه است بگوید: حرفی که شب قبل گفتم درست بود یا حرف راستی را در شب نسبت دهد و در روز بگوید که شب گذشته دروغ گفتم، روزۀ او باطل است.
مسئلۀ ۱۷۵۰ :    نسبت دروغ به خدا و پیامبر و امامان به صورت شوخی، هر چند بی‎ادبی است

  مبطلات روزه : رساندن غبار غلیظ به حلق‏

مسئلۀ ۱۷۵۱ :    رساندن غبار غلیظ به حلق عمداً، بنا بر احتیاط واجب روزه را باطل می‏کند، چه غبار چیزی باشد که خوردن آن حلال است مثل آرد یا چیزی باشد که خوردن آن حرام است مثل خاک، ولی رسیدن غبار رقیق که عرفاً جزء هوا محسوب می‏شود به روزه ضرر نمی‏رساند.
مسئلۀ ۱۷۵۲ :    اگر به سبب باد یا جارو کردن، غبار غلیظی پیدا شود و انسان با اینکه متوجّه است مواظبت نکند و آن به حلق برسد، بنا بر احتیاط واجب روزه‏اش باطل می‏شود.
مسئلۀ ۱۷۵۳ :    ظاهر آنست که بخار و غبار غلیظ خصوصیت ندارد، بنابراین احتیاط واجب آنست که روزه‏دار بخار غلیظ و دود سیگار و دیگر دخانیات را هم به حلق نرساند.
مسئلۀ ۱۷۵۴ :    اگر روزه‏دار مواظبت نکند و غبار یا بخار و یا دود و مانند اینها داخل حلق شود، چنانچه اطمینان یا گمان داشته باشد که به حلق نمی‏رسد روزه‏اش صحیح است.
مسئلۀ ۱۷۵۵ :    اشخاصی که به سبب بیماری تنگی نفس به دستور پزشک از وسیله‏ای استفاده می‏کنند که به وسیلۀ آن از راه دهان یا بینی استنشاق می‏کنند و قهراً به ریه آنها می‏رسد، چنانچه بدون آن نمی‏توانند روزه بگیرند، اشکال ندارد.
مسئلۀ ۱۷۵۶ :    اگر فراموش کند که روزه است و مواظبت نکند یا بی‎اختیار غبار و مانند آن به حلق او برسد، روزه‏اش باطل نمی‏شود.

  مبطلات روزه : فرو بردن تمام سر در آب

مسئلۀ ۱۷۵۷ :    اگر عمداً و با اختیار، تمام سر خود را به تدریج یا یک دفعه زیر آب ببرد، گرچه بدن او از آب بیرون باشد، بنا بر احتیاط واجب باید قضای آن روزه را بگیرد، ولی اگر تمام بدن را آب بگیرد و تمام سر یا مقداری از آن بیرون باشد، روزه باطل نمی‏شود.
مسئلۀ ۱۷۵۸ :    اگر نیمی از سر را یک بار و نیمی را بار دیگر در آب فرو برد به‌طوری که تمام سر در یک لحظه زیر آب نباشد روزه‏اش باطل نیست.
مسئلۀ ۱۷۵۹ :    ملاک ابطال روزه فرو بردن تمام سر در آب است، بنابراین اگر سر را زیر آب ببرد و فقط مقداری از موها بیرون بماند، بنا بر احتیاط واجب باید قضای آن‎را بگیرد.
مسئلۀ ۱۷۶۰ :    اگر روزه‏دار شک کند که تمام سر زیر آب رفته یا نه، به شک خود اعتنا نکند و روزه‏اش صحیح است.
مسئلۀ ۱۷۶۱ :    احتیاط واجب آنست که در ماه رمضان انسان روزه‏دار از فرو بردن سر در گلاب و آبهای مضاف دیگر، اجتناب کند، ولی فرو بردن سر در چیزهای‏ دیگری که روان است، مانند شیر و روغن مایع، اشکال ندارد.
مسئلۀ ۱۷۶۲ :    اگر شخص روزه‏دار با استفاده از کلاه غواصی و مانند آنکه سرش را در محفظه قرار می‏دهد به زیر آب فرو رود، روزه‏اش صحیح است.
مسئلۀ ۱۷۶۳ :    اگر شخص روزه‏دار بدون اختیار در آب بیفتد یا کسی او را در آب بیندازد و تمام سرش زیر آب فرو رود یا فراموش کند که روزه است و سر خود را زیر آب کند، روزه‏اش باطل نمی‏شود، ولی هر وقت یادش آمد و قدرت بیرون آمدن از آب را پیدا کرد، واجب است فوراً سرش را از زیر آب بیرون بیاورد و اگر بیرون نیاورد روزه‏اش باطل است، اما باید تا مغرب از همۀ چیزهایی که روزه را باطل می‏کند اجتناب کرده و قضای آن روز را هم بگیرد.
مسئلۀ ۱۷۶۴ :    اگر شخص روزه‏دار سهواً به نیت غسل سرش را زیر آب فرو ببرد و بعد از بیرون آوردن متوجّه بشود، هم روزه‏اش صحیح است و هم غسلی که انجام داده بی‎اشکال است.
مسئلۀ ۱۷۶۵ :    اگر روزه‏دار بداند که روزه است و عمداً به نیت غسل سر خود را زیر آب فرو ببرد دو صورت دارد:
۱- چنانچه روزۀ او واجب و معین باشد، مانند روزۀ ماه رمضان، بنا بر احتیاط واجب باید روزه را قضا کند و غسل را دوباره به صورت ترتیبی انجام دهد هر چند در روزۀ واجب معین غیر رمضان، اگر در حال سکون زیر آب یا در حال خارج شدن از آن نیت غسل کند بعید نیست که غسل او صحیح باشد، ولی روزه‏اش باطل است.
۲- چنانچه روزۀ او روزۀ مستحب یا روزۀ واجبی باشد که وقت آن وسعت دارد طوری که اتمام امساک و روزۀ واجب نباشد، غسل باطل نمی‏شود، ولی بنا بر احتیاط واجب روزه باطل است.
مسئلۀ ۱۷۶۶ :    روزه‏داری که برای نجات غریق ناگزیر از فرو بردن سر خود به زیر آب است، گرچه نجات غریق واجب باشد بنا بر احتیاط واجب روزۀ او صحیح نیست، پس اگر روزۀ او واجب معین است، تا غروب شرعی امساک کند و قضای آن‎را هم بگیرد و اگر واجب غیر معین بوده و قبل از ظهر باشد لازم نیست روزۀ آن روز را تمام کند و تنها باید عوض آن‎را بجای آورد و اگر روزۀ او مستحبّی باشد، لازم نیست آن‎را تمام کند و قضا نیز ندارد، در تمام مواردی که واجب است برای نجات غریق و مانند آن روزه‏دار سرش را در آب فرو برد، اگر مخالفت کرده و ارتماس نکند، بنا بر اظهر باز هم روزه‏اش باطل است، چون لازمه وجوب ارتماس ممنوع و منهی بودن امساک است.
مسئلۀ ۱۷۶۷ :    ریختن آب روی سر اشکالی ندارد، ولی اگر مثل آب لوله‏های بزرگ یا آبشار است که به یک باره تمام سر را می‏پوشاند، اشکال دارد.
مسئلۀ ۱۷۶۸ :    بنا بر احتیاط واجب غسل ارتماسی اگر عمداً باشد روزه را باطل می‏کند چه روزه‏دار مبطل بودن آن‎را بداند یا نداند.

  مبطلات روزه : باقی ماندن بر جنابت یا حیض یا نَفسا تا اذان صبح

مسئلۀ ۱۷۶۹ :    اگر روزه‏دار در ماه رمضان و قضای آن، جُنُب، حائض یا نفاس شود و عمداً تا نماز صبح غسل نکند، یا اگر وظیفۀ او تیمّم است تیمّم نکند، روزۀ او باطل می‏شود.
مسئلۀ ۱۷۷۰ :    اگر روزه‏دار در ماه رمضان یا روزۀ واجبی که مثل روزۀ رمضان وقت معین دارد، تا اذان صبح سهواً و یا به خاطر عذر غسل نکند یا اگر وظیفه‏اش تیمّم است، تیمّم نکند، مثلاً نداند که جنب شده یا دیگری نگذارد که غسل یا تیمّم کند، روزه‏اش صحیح است.
مسئلۀ ۱۷۷۱ :    کسی که جنب است و می‏خواهد در غیر رمضان روزه‏ای بگیرد که وقت معین دارد، اگر عمداً تا تنگی وقت غسل نکند، می‏تواند با تیمّم روزه بگیرد و روزه‏اش صحیح است، ولی به خاطر تأخیر عمدی غسل معصیت‎کار است.
مسئلۀ ۱۷۷۲ :    اگر جنب در ماه رمضان غسل را فراموش کند و پس از یک روز یادش بیاید، قضای همان روز را بگیرد و اگر بعد از چند روز یادش بیاید قضای هر چند روز را که می‏داند جنب بوده است بگیرد و اگر می‏داند چند روز جنب بوده، ولی نداند مثلاً سه روز بوده است یا چهار روز، در صورتی که منشأ شک کوتاهی خودش نباشد و از قبیل دوران امر بین اقلّ و اکثر باشد و قضای اقل را بجای آورد کافی است.
مسئلۀ ۱۷۷۳ :    کسی که در شب ماه رمضان نه برای غسل وقت دارد و نه برای تیمّم، نباید خود را جنب کند و اگر خود را عمداً جنب کند روزه‏اش باطل است و باید هم قضای روزه را بگیرد و هم کفّاره بدهد، ولی اگر تنها برای تیمّم وقت داشته باشد در صورتی که عمداّ خود را جنب کرده و تیمّم کند، روزه‏اش صحیح، ولی گناه کرده است.
مسئلۀ ۱۷۷۴ :    اگر انسان در شب ماه رمضان اطمینان یا گمان داشته باشد که اگر جنب شود به اندازة غسل جنابت وقت خواهد داشت و خود را جنب کند و بعداً معلوم شود که به اندازة غسل وقت نداشته و تیمّم بدل از غسل کند روزه‏اش صحیح است و همچنین است بنا بر اظهر اگر گمان داشته باشد که وقت به اندازة غسل خواهد داشت و خود را جنب کند و بعد معلوم شود وقت نداشته و تیمّم بدل از غسل کند روزه‏اش صحیح است.
مسئلۀ ۱۷۷۵ :    کسی که در ماه رمضان واجب است برای روزه تیمّم کند، واجب نیست بعد از تیمّم تا اذان صبح بیدار بماند، گرچه بهتر است تا صبح نخوابد و از او حدث دیگری هم سر نزند.
مسئلۀ ۱۷۷۶ :    کسی که در شب ماه رمضان جنب شده است اگر بخواهد بخوابد، چهار حالت برایش وجود دارد:
۱- در صورتی که بداند تا اذان صبح بیدار نمی‏شود یا عادت به بیدار شدن ندارد، بنا بر احتیاط واجب نباید بخوابد ودر صورتی که بخوابد و تا اذان صبح بیدار نشود، روزه‏اش باطل و قضا وکفّاره بر او واجب می‏شود.
۲- اگر می‏داند یا گمان و یا عادت دارد پیش از اذان صبح بیدار شود، یکی از این دو حالت را دارد:
الف- چنانچه با این تصمیم که پس از بیدار شدن غسل کند بخوابد، ولی تا اذان بیدار نشود، روزه‏اش صحیح است.
ب- اگر از خواب اوّل بیدار شود و با این تصمیم بخوابد و بیدار نشود، حکم بند الف را دارد و ظاهراً بین خواب اول و دوم و سوم فرقی نیست، اگرچه احتیاط آنست اگر از خواب اول بیدار شد دوباره به خواب نرود و این احتیاط در خواب سوّم مؤکدتر است.
۳- اگر می‏داند یا احتمال می‏دهد برای اذان صبح بیدار می‏شود، ولی تصمیم بر غسل بعد از بیدار شدن نداشته یا تردید داشته باشد که غسل کند یا نه، در صورتی که بخوابد و تا اذان صبح بیدار نشود، روزه‏اش باطل است و قضا و کفّاره نیز بر او واجب می‏شود برای اینکه از موارد بقای عمدی بر جنابت است.
۴- اگر می‏داند یا احتمال می‏دهد که اگر بخوابد برای اذان صبح بیدار می‏شود و بعد به‌طور کلّی از جنابت و غسل غفلت داشته باشد و تا اذان صبح در خواب بماند، روزه‏اش صحیح است چون تعمّد بر بقای بر جنابت صدق نمی‏کند.
مسئلۀ ۱۷۷۷ :    اگر روزه‏دار در روز محتلم شود، لازم نیست فوراً غسل کند.
مسئلۀ ۱۷۷۸ :    مواردی که میان خواب اول و خوابهای بعدی از نظر حکم فرق وجود دارد خواب اول، خوابی است که بعد از جنابت واقع می‏شود، بنابراین خوابی را که انسان در آن محتلم شده است نباید خواب اول به حساب آورد و همچنین اگر بین خوابهای اول، دوم و سوم از حیث بطلان روزه و وجوب کفّاره فرقی وجود داشته باشد، میان خوابهای سوم، چهارم و بالاتر فرقی وجود ندارد و حکم خواب چهارم یا بیشتر همان حکم خواب سوم است، گرچه اظهر آنست که میان آنها تفاوتی وجود ندارد.
مسئلۀ ۱۷۷۹ :    اگر در ماه رمضان بعد از اذان صبح بیدار شده و متوجّه شود که محتلم شده، روزه‏اش صحیح است، اگرچه بداند که قبل از اذان محتلم شده است.
مسئلۀ ۱۷۸۰ :    کسی که می‏خواهد قضای روزۀ رمضان را بگیرد اگر تا اذان صبح، هر چند عمدی نباشد، جُنب بماند، چنانچه وقت قضا وسعت دارد، روزۀ او باطل است و اگر وقت وسعت ندارد، بنا بر احتیاط آن روز را امساک کند و بعد از رمضان آن‎را قضا کند.
مسئلۀ ۱۷۸۱ :    اگر در روزۀ واجبی غیر از رمضان و قضای آن، تا اذان صبح جنب بماند، ظاهر آنست که اگر عمداً هم جنب بماند، روزه‏اش صحیح است چه واجب معین باشد و چه غیر معین، ولی احتیاطاً در صورتی که عمدی بوده تیمّم کند و با تیمّم روزه را بگیرد و بعد از رمضان قضا کند و این احتیاط در واجب غیر معین مؤکدتر است.
مسئلۀ ۱۷۸۲ :    اگر زن قبل از اذان صبح از حیض یا نفاس پاک شود و عمداً غسل نکند و در تنگی وقت هم تیمّم نکند، روزۀ او در ماه رمضان باطل است و بنا بر احتیاط واجب قضای رمضان هم همین حکم را دارد.
مسئلۀ ۱۷۸۳ :    اگر زن قبل از اذان صبح از حیض یا نفاس پاک شود و وقت برای غسل نداشته باشد، تیمّم کند و لازم نیست تا اذان صبح بیدار بماند، روزه‏اش صحیح است و در این جهت میان روزۀ رمضان و قضای آن و روزه‏های واجب غیر معین و مستحبی فرقی نیست، اگرچه بهتر آنست که در روزه‏های واجب غیر معین و مستحب با تیمّم روزه نگیرد.
مسئلۀ ۱۷۸۴ :    اگر زن نزدیک اذان صبح از حیض یا نفاس پاک شود و برای هیچ کدام از غسل و تیمّم وقت نداشته باشد، یا بعد از اذان بفهمد که پیش از اذان پاک شده، روزه‏اش صحیح است، چه واجب و چه مستحب و چه واجب معین باشد و چه غیر معین، اگرچه در قضای رمضان در صورت وسعت وقت صحت روزه خالی از اشکال نیست و در روزۀ مستحب یا روزه‏های واجب غیر معین مانند کفّاره که وقت آن معین نیست، بهتر آنست که با تیمّم روزه نگیرند.
مسئلۀ ۱۷۸۵ :    اگر زن بعد از اذان صبح از خون حیض یا نفاس پاک شود یا در وسط روز خون حیض یا نفاس ببیند، اگرچه نزدیک غروب باشد، روزۀ او باطل است.
مسئلۀ ۱۷۸۶ :    اگر زن غسل حیض یا نفاس خود را فراموش کند و بعد از یک یا چند روز یادش بیاید، ظاهر آنست که روزه‏هایی که گرفته صحیح است، گرچه بهتر آنست که قضای آنها را هم بجای آورد.
مسئلۀ ۱۷۸۷ :    زنی که در حال استحاضه است اگر غسلهای خود را به ترتیبی که در احکام استحاضه گفته شد انجام دهد، روزۀ او صحیح است.
مسئلۀ ۱۷۸۸ :    کسی که مس میت کرده است، می‏تواند بدون غسل مس میت روزه بگیرد و اگر در حال روزه هم میت را لمس کند روزه‏اش باطل نمی‏شود.
مسئلۀ ۱۷۸۹ :    کسی که به اصطلاح فاقد طهورین است، یعنی نه آب برای وضو و غسل دارد و نه چیزهایی که تیمّم به آنها صحیح است، می‏تواند بدون غسل و تیمّم روزه بگیرد و در این مسئله تفاوتی بین جنابت و حیض و نفاس وجود ندارد.

  مبطلات روزه : تنقیه کردن با چیزهای روان

مسئلۀ ۱۷۹۰ :    تنقیه کردن با چیزهای روان، اگرچه به خاطر ضرورت و یا معالجه باشد روزه را باطل می‏کند.
مسئلۀ ۱۷۹۱ :    در صورتی که انسان روزه‏دار اشیای جامد را استعمال کند یا شیافهایی را که برای معالجه و درمان به کار می‏برند مورد استفاده قرار دهد، اشکال ندارد، گرچه بهتر است حتی از استعمال اشیای غیر مایع هم خودداری کند.
مسئلۀ ۱۷۹۲ :    احتیاط واجب آنست که از استعمال شیافهای تریاک و تمام شیافهایی که اثر غذایی یا دارویی دارند خودداری شود.
مسئلۀ ۱۷۹۳ :    تنقیه کردن با مایع عمداً، روزه را باطل می‏کند، چه از راه و مجرای طبیعی صورت گیرد یا از غیر آن، مشروط بر اینکه عرفاً تنقیه صدق کند.
مسئلۀ ۱۷۹۴ :    تنقیه کردن با چیزهای روان و مایع روزه را باطل می‏کند، ولی تنقیه کردن با بخار یا هوا که در اعصار جدید رواج پیدا کرده است روزه را باطل نمی‏کند، ولی‏احتیاط واجب آنست که از شست‎وشو دادن معده به وسیلۀ دستگاه که در زمان ما متداول است خودداری کنند، گرچه عنوان تنقیه بر آن صدق نکند.
مسئلۀ ۱۷۹۵ :    اگر به وسیلۀ دستگاهی که از طریق دهان وارد معده می‏شود، معده را شست‎وشو دهند و سپس وسایل شست‎وشو را از همان طریق بیرون آورند، روزه باطل نمی‏شود.

  مبطلات روزه : قِی کردن‏

مسئلۀ ۱۷۹۶ :    اگر روزه‏دار عمداً قی کند، گرچه به خاطر بیماری و یا ناچاری باشد، روزه‏اش باطل می‏شود، ولی اگر اشتباهاً یا بی‎اختیار قی کند، اشکال ندارد.
مسئلۀ ۱۷۹۷ :    اگر روزه‏دار بتواند از قی کردن خودداری کند، چنانچه برای او ضرر و مشقّت نداشته باشد در روزۀ واجب معین باید خودداری کند.
مسئلۀ ۱۷۹۸ :    اگر روزه‏دار بداند خوراکی را که قصد دارد در شب بخورد موجب می‏شود در روز ناخواسته قی کند، چنانچه بخورد و قی کند، بنا بر احتیاط واجب باید آن روزه را قضا کند، حتی در این فرض اگر قی نکند نیز بنا بر احتیاط قضای آن روزه را بگیرد.
مسئلۀ ۱۷۹۹ :    اگر روزه‏دار بداند با آروغ زدن چیزی از گلو خارج می‏شود، طوریکه می‏گویند قی کرده است، نباید عمداً آروغ بزند، ولی اگر یقین نداشته باشد، اشکال ندارد.
مسئلۀ ۱۸۰۰ :    اگر آروغ بزند و بی‎اختیار چیزی در گلو یا دهانش بیاید، باید آن‎را بیرون بریزد، ولی اگر بی‎اختیار فرو رود روزه‏اش صحیح است.
مسئلۀ ۱۸۰۱ :    اگر اشتباهاً چیزی را فرو برد و قبل از رسیدن به گلو یادش بیاید، واجب است بیرون بریزد و روزه‏اش صحیح است و نیز اگر قبل از رسیدن به معده یادش بیاید، چنانچه به معده نرسیده باشد و بیرون آوردن آن ممکن باشد و قی هم به آن صدق نکند، باید آن‎را بیرون آورد و روزۀ او صحیح است و اگر بیرون آوردن آن ممکن باشد، ولی عنوان قی کردن عمدی بر آن صدق کند در این صورت بیرون آوردن مصداق قی عمدی است و پایین بردن عنوان اکل و شرب، ظاهراً بیرون آوردن آن جایز نیست اگرچه اقوی‏ آنست چیزی را که سهواً فرو برده و بعد از رسیدن به حلق یادش آمده، گرچه به معده نرسیده باشد، خوردن و آشامیدن بر آن صدق نمی‏کند و اگر فرو بردن، خوردن عمدی حساب شود و بالا آوردن هم قی نباشد بیرون آوردن آن واجب است، ولی اگر بعد از رسیدن به حلق یادش بیاید در این صورت اگر بیرون آورد قی صدق می‏کند، چون اصل فرو بردن سهوی بوده و حرمت نداشته است، بر فرو بردن آن عنوان اکل و شرب صدق نمی‏کند، بنابراین بیرون آوردن جایز نیست و در هر صورت بنا بر احتیاط واجب تا غروب امساک کرده و قضای آن‎را نیز بجای آورد.
مسئلۀ ۱۸۰۲ :    برای کسی که روزۀ واجب معینی مانند رمضان گرفته و مشغول نماز واجب نیز شده است و در عین حال چیزی به گلویش رفته و بیرون آوردن آن ممکن نیست مگر آنکه نماز را باطل کند، چند حالت وجود دارد:
۱- نگهداری آن تا اتمام نماز ممکن باشد به‌طوری که فرو نبرد تا روزه باطل شود، در این حال واجب است تا اتمام نماز آن‎را نگهداری کند و پس از اتمام آن‎را بیرون بیندازد.
۲- حفظ و نگهداری آن ممکن نباشد، به‌طوری که یا باید آن‎را فرو برد و بخورد که روزه‏اش باطل می‏شود یا به هر طریق ممکن بیرون بیاورد و نماز را باطل کند ولو با تکلم به کلمۀ اَخ و اگر آن چیز به حدی فرو نرفته که عرفاً عنوان خوردن به آن صدق کند، در صورت وسعت وقت واجب است آن‎را بیرون آورد، ولو اینکه باعث بطلان نماز شود. در این حکم میان چیزهایی که خوردن آنها ذاتاً حرام است یا چیزهایی که خوردن آنها ذاتاً حرام نیست، فرقی وجود ندارد، اگرچه وجوب بیرون آوردن در قسم اول مؤکدتر است.
۳- با همۀ فروض بند پیشین، وقت نماز هم ضیق باشد به‌طوری که اگر نماز را باطل کند به مقدار یک رکعت نیز از وقت نماز را درک نمی‏کند اظهر آنست که در این فرض، اگر فرو بردن آن طوری است که عرفاً خوردن محسوب نمی‏شود لازم است فرو برد و نماز را تمام کند، نمازش صحیح و روزه‏اش باطل نیست و اگر فرو بردن طوری است که عنوان خوردن بر آن صدق می‏کند، اگر شیئ از چیزهایی نیست که خوردنش حرام است واجب است آن‎را فرو ببرد و روزه را باطل کند تا نماز را عمداً باطل نکند و بعد قضای روزه را می‏گیرد و همچنین اگر از چیزهایی باشد که ذاتاً خوردن آنها حرام است مانند غذای نجس و خون، ظاهر آنست که ابطال نماز جایز نیست و اهمیت آن بالاتر از چیزهای دیگر است.
۴- در صورتی که حفظ و نگهداری آن ممکن نباشد، ولی بتواند آن‎را بیرون بیاورد و روزه‏اش هم باطل نشود و نماز را هم متناسب با حالت اضطرار بخواند، واجب است آن‎را بیرون بیاورد و نماز را به صورت اضطرار بجای آورد و هم روزه و هم نمازش صحیح است.
مسئلۀ ۱۸۰۳ :    ظاهر آنست که شخص روزه‏دار می‏تواند انگشت خود را به گلو فروبرد و بیرون بیاورد و نیز جایز است چیزی را که وارد گلو شده با انگشت خود بیرون آورد و روزه‏اش هم باطل نمی‎شود.

  احکام مبطلات روزه

مسئلۀ ۱۸۰۴ :    اگر روزه‏دار عمداً و با اختیار یکی از کارهایی که روزه را باطل می‏کند انجام دهد، روزه‏اش باطل می‏شود و چنانچه عمدی نباشد روزه‏اش صحیح است، ولی اگر جنب بخوابد و به تفصیلی که در مسئلۀ ۱۷۷۶ گفته شد تا اذان صبح غسل نکند روزۀ او باطل است.
مسئلۀ ۱۸۰۵ :    اگر روزه‏دار سهواً یکی از کارهایی را که روزه را باطل می‏کند انجام دهد و به خیال اینکه روزه‏اش باطل شده است دوباره عمداً یکی از آنها را انجام دهد روزه‏اش باطل است.
مسئلۀ ۱۸۰۶ :    اگر به سبب ندانستن مسئله یکی از کارهایی که روزه را باطل می‏کند انجام دهد، چنانچه در دانستن مسئله کوتاهی کرده باشد روزه‏اش باطل است، ولی اگر کوتاهی نکرده یا حکم مسئله را اشتباه فهمیده باشد، باطل بودن روزۀ او معلوم نیست، هر چند احتیاط مستحب مؤکد آنست که دوباره آن‎را بجای آورد.
مسئلۀ ۱۸۰۷ :    اگر چیزی را به زور در گلوی انسان روزه‏دار بریزند یا سر او را با زور در آب فرو ببرند، روزه‏اش باطل نمی‏شود، امّا اگر مجبورش کنند که روزۀ خود را باطل کند، مثلاً به او بگویند که اگر غذا نخوری ضرر مالی یا جانی به تو می‏زنیم و خودش برای جلوگیری از ضرر چیزی بخورد روزه‏اش باطل می‏شود و چنانچه در ماه رمضان باشد، بقیۀ روز را امساک کند و قضای آن‎را هم بجای آورد.
مسئلۀ ۱۸۰۸ :    روزه‏دار نباید جایی برود که می‏داند یا اطمینان دارد که چیزی در گلویش می‏ریزند یا مجبورش می‏کنند که خودش روزه‏اش را باطل کند و اگر فقط قصد رفتن به آنجا را کرده و نرود یا برود و چیزی به خوردش ندهند، اظهر آنست روزه‏اش باطل نمی‏شود و اگر بعد از رفتن مجبورش کنند روزه‏اش را بخورد، بنا بر احتیاط روزه‏اش باطل است، ولی اگر چیزی در گلویش بریزند معلوم نیست روزه‏اش باطل شود، اگرچه بهتر است در همۀ فروض مذکور قضای آن‎را بجای آورد.
مسئلۀ ۱۸۰۹ :    اگر تشنگی و عطش به روزه‏دار طوری غلبه کند که اگر آب نخورد عملا ادامه روزه برایش میسر نبوده و بترسد که هلاک شود، می‏تواند به اندازه‏ رفع ضرورت و سدّ رمق آب بخورد و روزه‏اش باطل نمی‏شود، و بنابر احتیاط مستحب بعد از ماه رمضان قضا کند.

  کفّارة روزه

مسئلۀ ۱۸۱۰ :    اگر کسی عمداً و بدون داشتن عذر شرعی در ماه رمضان افطار کند و روزه‏اش را باطل کند، علاوه بر قضای آن، کفّاره نیز بر او واجب می‏شود و کفّارة روزۀ ماه رمضان سه چیز است که انسان مخیر است به‌طور معمول یکی از آنها را انجام دهد:
۱- گرفتن دو ماه روزه به‌طوری که سی و یک روز آن پی‎درپی باشد و اگر بقیۀ آن پی‎درپی نباشد اشکال ندارد.
۲- دادن شصت مُد و چارک طعام (هر چارکی ده سیر است) به شصت فقیر یا سیر کردن آنها.
۳- آزاد کردن یک بنده در راه خدا (که فعلاً موضوعیتی ندارد).
مسئلۀ ۱۸۱۱ :    کسی که می‏خواهد دو ماه روزۀ رمضان را بگیرد واجب است طوری شروع کند که پیش از گرفتن سی و یک روز به روزی که روزه در آن حرام است، مثلاً عید قربان برخورد نکند، همچنین نباید به روزی برخورد کند که روزۀ آن واجب معین باشد، مانند نذر معین، ولی اگر عذرهایی مانند حیض و نفاس یا سفری که در رفتن آن مجبور بوده و از اختیار او بیرون است فاصله شود، اشکال ندارد و باید بعد از برطرف شدن عذر بقیه را انجام دهد.
مسئلۀ ۱۸۱۲ :    کسی که باید دو ماه پی‎درپی روزه بگیرد، اگر در طول سی و یک روز، بدون عذر یک روز را روزه نگیرد یا وقتی شروع کند که در بین آن به روزی برسد که روزۀ آن واجب معین است، باید روزه‏ها را از سر بگیرد.
مسئلۀ ۱۸۱۳ :    کسی که می‏خواهد شصت فقیر را سیر کند، می‏تواند آنها را به یک باره یا در چند نوبت دعوت کند و نیز می‏تواند به هر کدام یک مُد طعام گندم، جو، خرما، برنج، ذرت و مانند اینها معادل تقریبی‏۷۵۰ گرم مواد خوراکی بدهد و در یک کفّاره جایز نیست به یک فقیر بیش از یک‏ طعام داده شود و اگر توان پرداخت آن مقدار را هم نداشته باشد، هر چند فقیر را که می‏تواند سیر کند یا هر مقدار مواد خوراکی که می‏تواند بدهد و اگر به هیچ وجه توان ندارد استغفار کند و پس از آن هر وقت توانست بهتر است کفّاره را بدهد.
مسئلۀ ۱۸۱۴ :    کسی که برای کفّارة یک روز باید شصت فقیر را سیر کند، اگر به شصت فقیر دسترسی ندارد، نمی‏تواند به یک فقیر بیش از یک مُد طعام بدهد یا یک فقیر را بیش از یک مرتبه سیر کند، ولی چنانچه اطمینان داشته باشد که فقیر آنها را به زن و فرزند خود می‏دهد یا آنان را سیر می‏کند، می‏تواند برای هر یک از نان‎خورهای فقیر اگرچه صغیر باشند، یک مُد طعام بدهد.
مسئلۀ ۱۸۱۵ :    در مواردی که به علّت عذری چند روز روزه نگرفته است و باید برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد، می‏تواند کفّارة چند روز را به یک فقیر بدهد.
مسئلۀ ۱۸۱۶ :    کسی که عمداً روزه‏اش را باطل کرده، پس از آن، چه بعدازظهر مسافرت کند و یا قبل از ظهر برای فرار از روزه سفر کند، کفّاره از او ساقط نمی‏شود، حتی اگر قبل از ظهر مسافرت برای او پیش آید، کفّاره از او ساقط نمی‏شود.
مسئلۀ ۱۸۱۷ :    اگر کسی عمداً روزۀ خود را باطل کند و بعد از آن عذری مانند حیض، نفاس یا مرضی که برای روزه‏دار ضرر دارد پیش آید، بنا بر احتیاط واجب کفّاره از او ساقط نمی‏شود.
مسئلۀ ۱۸۱۸ :    اگر انسان یقین داشته باشد که اوّل ماه رمضان است و عمداً روزه‏اش را باطل کند و بعداً معلوم شود که آخر ماه شعبان بوده، کفّاره ندارد، گرچه بهتر است کفّاره بدهد.
مسئلۀ ۱۸۱۹ :    اگر کسی شک کند که آخر ماه رمضان است یا اول ماه شوّال و عمداً روزۀ خود را باطل کند و بعداً معلوم شود اول شوّال بوده، کفّاره بر او واجب نیست، گرچه بهتر است کفّاره بدهد.
مسئلۀ ۱۸۲۰ :    اگر مرد روزه‏دار در ماه رمضان همسر روزه‏دار خود را وادار به جماع کند، واجب است هم کفّارة خودش را بدهد و هم کفّارة همسرش را، ولی اگر زن به جماع راضی باشد یا زن شوهرش را وادار به جماع کند و یا کاری که روزه را باطل می‏کند انجام دهد، کفّارة هر کس بر خودش واجب است.
مسئلۀ ۱۸۲۱ :    اگر مرد همسر روزه‏دار خود را در ماه رمضان وادار به جماع کند و زن در اثنای جماع راضی گردد، دو کفّاره بر مرد و یک کفّاره بر زن واجب می‏شود، امّا اگر مرد روزه‏دار همسر روزه‏دار خودش را در ماه رمضان به کارهای دیگری که روزه را باطل می‏کند- غیر از جماع – وادار سازد کفّارة روزۀ زن بر هیچ کدام واجب نیست.
مسئلۀ ۱۸۲۲ :    اگر مرد روزه‏دار در ماه رمضان با همسر روزه‏دار خود که خواب است جماع کند فقط یک کفّاره بر خودش واجب می‏شود، ولی روزۀ زن صحیح است و کفّاره نیز ندارد.
مسئلۀ ۱۸۲۳ :    هیچ کس به علّت اینکه مسافر یا بیمار است و روزه نیست، حق ندارد همسر روزه‏دار خود را وادار به جماع سازد و اگر وادارکند، روزۀ زن صحیح است و کفّارة زن بنا بر احتیاط بر مرد واجب است، ولی بر خود مرد کفّاره واجب نیست.
مسئلۀ ۱۸۲۴ :    جایز نیست انسانی که کفّاره بر عهدۀ اوست در بجای آوردن آن کوتاهی کند، گرچه فوراً نیز لازم نیست انجام دهد، ولی اگر کوتاهی کرد و چندین سال به تأخیر افتاد، چیزی بر آن افزوده نمی‏شود.
مسئلۀ ۱۸۲۵ :    کسی که قضای روزۀ رمضان گرفته است اگر تا اذان ظهر آن‎را باطل نکند، دیگر نمی‏تواند باطل کند و اگر بعدازظهر آن‎را عمداً باطل کند باید به ده فقیر هر کدام یک مُد طعام یعنی حدود ۷۵۰ گرم گندم، جو، خرما، برنج یا ذرّت و مانند اینها بدهد و اگر نمی‏تواند باید بنا بر احتیاط واجب سه روز پی‎درپی روزه بگیرد و خوب است به جای ده فقیر، شصت فقیر را اطعام کند.
مسئلۀ ۱۸۲۶ :    کسی که نذر کرده روز معین را روزه بگیرد، واجب است مطابق نذر خود عمل کند و اگر عمداً افطار کند علی‎الظاهر کفّارة او مانند کفّارة رمضان است.
مسئلۀ ۱۸۲۷ :    کسی که روزۀ اعتکاف گرفته است نمی‏تواند روزه‏اش را با جماع باطل کند و اگر عمداً با جماع باطل کند، کفّارة او مانند کفّارة ماه رمضان است و بنا بر احتیاط لازم، ترتیب را باید رعایت کند، ابتدا بنده را آزاد کند- چون اکنون مصداق ندارد، موضوعاً منتفی است- سپس دو ماه پی‎درپی روزه بگیرد و در مرتبة سوم شصت فقیر را سیر کند یا به شصت فقیر، هر کدام ۷۵۰ گرم طعام دهد و اگر معتکف روزه را با مبطلات دیگری غیر از جماع باطل کند کفّاره ندارد، به جز استمناء که بهتر است کفّاره داده شود.

  مواردی که فقط قضای روزه واجب است

مسئلۀ ۱۸۲۸ :    در موارد زیر فقط قضای روزه واجب است:
۱- هرگاه روزه‏دار بدون آنکه کار مُبطِل روزه انجام دهد، قصد کند که روزۀ خود را به هم بزند و آن‎را باطل کند یا قصد ریا کند یا از نیت روزه عدول کند و نیت روزه نکند.
۲- هرگاه در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش کند و با حالت جنابت یک یا چند روز، روزه بگیرد.
۳- هرگاه در ماه رمضان بدون اینکه تحقیق کند صبح شده یا نه کاری که روزه را باطل می‏کند انجام دهد و بعد معلوم شود صبح بوده است، حتی در صورتی که بعد از تحقیق گمان کند که صبح شده یا هنوز شب باقی است یا تردید داشته باشد که صبح شده یا نه، در صورتی که کاری که روزه را باطل می‏کند انجام داده باشد، فقط قضای روزه لازم است، ولی‏اگر پس از تحقیق یقین پیدا کند صبح نشده است و چیزی بخورد و بعداً معلوم شود صبح بوده، قضای روزه واجب نیست.
۴- هرگاه به گفتة کسی که می‏گوید صبح نشده کاری که روزه را باطل می‏کند انجام دهد و بعد معلوم شود صبح بوده است، خواه گفتة آن فرد برای او حجّت باشد یا نباشد. اگر از گفتة او یقین کندکه صبح نشده و بعداً معلوم شود صبح شده است، در این صورت نه کفّاره دارد و نه قضا.
۵- هرگاه به گفته کسی که می‏گوید صبح شده، یقین نکند یا خیال کند شوخی کرده است و کاری که مبطل روزه است، انجام دهد و بعد معلوم شود صبح بوده است.
۶- هرگاه نابینا و مانند آن به گفتة کسی که می‏گوید غروب شده اطمینان کرده و افطار کند و بعد معلوم شود غروب نبوده است.
۷- بنا بر احتیاط هرگاه در هوای صاف به علّت تاریک شدن هوا، یقین کند غروب شده و افطار کند و بعداً معلوم شود غروب نبوده است، ولی اگر در هوای ابری با اطمینان به اینکه غروب شده افطار کند و بعداً معلوم شود غروب نبوده است، قضا لازم نیست و اگر در هوای صاف شک کند که غروب شده و یا ظن داشته باشد که غروب شده است، اگر افطار کند اقوی‏ آنست که کفّاره هم بدهد.
۸- به گفتة دو عادل روزۀ خود را افطار کند یا به گفتة کسی اطمینان پیدا کند که غروب شده و افطار کند، ولی بعد معلوم شود غروب نبوده است و چنانچه خبر دهندگان عادل نباشند یا از گفتة فردی اطمینان حاصل نکند، بنا بر اظهر کفّاره هم واجب است.
۹- هرگاه بی‎جهت یا برای خنک شدن مضمضه کند، یعنی آب را در دهان بگرداند، ولی بی‎اختیار فرو دهد. اگر فراموش کند روزه است یا برای وضوی نماز واجب مضمضه کند و بی‎اختیار فرو رود، قضا بر او واجب نیست. اگر غیر از آب چیز دیگری را در دهان قرار دهد و بدون اختیار فرو رود یا آب را به عنوان استنشاق وارد بینی‏کند و بدون اختیار فرو رود، باز هم قضا واجب نیست.
۱۰- بنا بر احتیاط هرگاه با همسرش ملاعبه و بازی کند و بدون اینکه قصد یا عادت داشته باشد، بی‎اختیار منی از او خارج شود، اقوی‏ آنست که قضا ندارد، اگرچه بنا به احتیاط مستحب قضای آن‎را بجای آورد.
مسئلۀ ۱۸۲۹ :    در صورتی که بداند اگر مضمضه کند، آب فرو خواهد داد یا فراموش کرده و آب را فرو خواهد برد، مضمضه کردن آب جایز نیست.
مسئلۀ ۱۸۳۰ :    مضمضه زیاد برای روزه‏دار مکروه است و اگر بعد از مضمضه بخواهد آب دهان را فرو ببرد بهتر است قبل از آن سه مرتبه آب را در دهان بگرداند و بیرون بریزد.

  مواردی که قضا و کفّاره، هر دو واجب است

مسئلۀ ۱۸۳۱ :    در موارد زیر علاوه بر قضای روزه کفّاره نیز بر انسان واجب می‏شود:
۱- اگر با علم، آگاهی و عمد یکی از مبطلات روزه را انجام دهد و همچنین بنا بر احتیاط واجب اگر عمداً سر را زیر آب ببرد یا نسبت دروغ به خداوند متعال و پیامبر اسلام‏ وامامان معصوم بدهد یا تنقیه کند، احتیاط واجب آنست که کفّاره هم بدهد؛ در قی کردن، اقوی آنست که کفّاره واجب نیست، ولی اگر کفّاره بدهد بهتر است.
۲- بنا بر احتیاط واجب اگر در یاد گرفتن مسئله کوتاهی کرده و به دلیل ندانستن مسئله روزۀ خود را باطل کرده باشد.
۳- چنانچه بر اثر آروغ زدن چیزی را که در دهانش مانده عمداً فرو برد.
۴- اگر شک کند یا گمان کند غروب شده است و با این حال عمداً افطار کند.
۵- اگر با اینکه توان تشخیص وقت را دارد به گفتة شخصی که در شرع اعتبار ندارد، روزۀ خود را افطار کند و معلوم شود غروب نشده است.
۶- اگر غیر از جماع و استمناء کاری که حلال است، ولی روزه را باطل می‏کند انجام دهد و بعد با کار حرامی به جز جماع و استمناء روزۀ خود را باطل کند؛ البته در این صورت بنا بر احتیاط مستحب کفّارۀ جمع هم بدهد.
۷- احتیاطاً مسافری که قبل از رسیدن به حدّ ترخّص، عمداً روزۀ خود را باطل کند.
مسئلۀ ۱۸۳۲ :    اگر روزۀ معینی را که به خاطر نذر بر خود واجب کرده است را عمداً باطل کند علاوه بر قضای آن بنا بر احتیاط شصت فقیر را غذا دهد تا سیر شوند.

  کفّارة جمع

مسئلۀ ۱۸۳۳ :    در موارد زیر بنا بر احتیاط واجب کفّارة جمع واجب می‏شود، یعنی هم باید دو ماه روزه بگیرد و هم شصت فقیر سیر کند و هم یک بنده را در صورت امکان آزاد کند و چون آزاد کردن بنده در زمان ما موضوعیت ندارد، باید دو صورت دیگر را انجام دهد:
۱- هرگاه روزه‏دار با چیز حرام روزۀ خود را باطل کند، چه آن چیز ذاتاً حرام باشد مثل شراب و زنا، یا به سببی حرام شده باشد مثل نزدیکی با همسر در حال حیض، یا خوردن و آشامیدن چیزی که برای او ضرر فوق‌العاده دارد.
۲- هرگاه روزه‏دار دروغی را به خدا یا پیامبر یا یکی از امامان معصوم و بنا بر احتیاط واجب حضرت زهرا یا سایر پیامبران و جانشینان آنان نسبت دهد.
۳- در صورتی که روزه‏دار آروغ بزند و چیزی که از صورت و شکل غذا بودن خارج شده و خوردنش حرام است به دهانش بیاید و عمداً فرو ببرد.
مسئلۀ ۱۸۳۴ :    کسی که کفّارة جمع بر او واجب شده است اگر نتواند سه موردی را که در مسئلۀ قبل گفته شد، انجام دهد، هر یک را که می‏تواند بجای آورد.

  مواردی که کفّاره مضاعف می‏شود

مسئلۀ ۱۸۳۵ :    بنا بر احتیاط واجب در موارد زیر کفّارة روزۀ رمضان تکرار می‏شود:
۱- اگر عمداً در یک روز ماه رمضان چند بار جماع یا استمناء کند، بنا بر احتیاط واجب باید به تعداد جماع یا استمناء کفّاره بدهد، ولی اگر چند مرتبه کار دیگری که روزه را باطل می‏کند انجام دهد، مثلاً چند مرتبه غذا بخورد، یک کفّاره کافی است، گرچه کفایت یک کفّاره در صورت تکرار جماع یا استمناء، خالی از قوت نیست.
۲- اگر غیر از جماع و استمناء کار دیگری که روزه را باطل می‏کند انجام دهد و بعد با همسر خود جماع کند، بنا بر احتیاط برای هر کدام یک کفّاره واجب می‏شود.
۳- هرگاه از راه حرام جماع کند و بعد با همسر خود جماع کند، بنا بر اقوی‏ یک کفّارة جمع کافی است، ولی احتیاط مستحب آنست که یک کفّارة غیر جمع نیز بدهد.
مسئلۀ ۱۸۳۶ :    اگر روزه‏دار جماع و استمناء را که به سبب آن کفّارة جمع واجب می‏شود چند بار انجام دهد، اقوی‏ آنست که یک کفّارة جمع کفایت می‏کند، ولی بنا بر احتیاط مستحب به تعداد آنها کفّارة جمع را تکرار کند.

  احکام روزۀ قضا

مسئلۀ ۱۸۳۷ :    اگر دیوانه عاقل شود، یا کافری مسلمان گردد، قضای روزهای دیوانگی یا کفر بر ایشان واجب نیست، امّا اگر مسلمان مرتد و دوباره مسلمان شود، قضای روزه‏های دوران ارتداد و کفر بر او واجب است.
مسئلۀ ۱۸۳۸ :    روزه‏ای که از انسان به سبب مستی ترک شده باید قضا شود، هر چند چیزی را که به وسیلۀ آن مست شده برای معالجه خورده باشد، بلکه اگر نیت روزه کرده و مست شده است، بنا بر احتیاط واجب باید آن روزه را تمام کند و قضای آن‎را نیز بجای آورد.
مسئلۀ ۱۸۳۹ :    کسی که با عذر یا بدون عذر چند روز، روزه نگرفته است و در تعداد آن شک دارد، مانند کسی که قبل از ماه رمضان مسافرت رفته و نمی‏داند که پنجم ماه رمضان از سفر برگشته یا ششم، می‏تواند به حدّاقل اکتفا کند و پنج روز روزه بگیرد؛ نیز کسی که نمی‏داند عذری که برایش به وجود آمده چه وقت پیدا شده است، می‏تواند مقدار کمتر را قضا کند، مثل کسی که در روزهای آخر ماه رمضان مسافرت کند و بعد از رمضان نداند ابتدای سفر او بیست و پنجم بوده یا بیست و ششم، چنین شخصی‏می‏تواند روز بیست و ششم را روز شروع مسافرت خود حساب کند و پنج روز روزۀ قضا بگیرد، مگر اینکه عدد روزهایی را که روزه نگرفته می‏دانسته و بعد فراموش کرده باشد که در این صورت بنا بر احتیاط مقدار بیشتر را که احتمال می‏دهد قضا کند.
مسئلۀ ۱۸۴۰ :    زنی که به سبب حیض یا نفاس روزه‏هایش را خورده است، واجب است بعد از پاک شدن قضای آنها را بگیرد، امّا زنی که خون استحاضه دیده اگر به وظائف استحاضه عمل کرده باشد، روزه‏های او قضا ندارد.
مسئلۀ ۱۸۴۱ :    اگر انسان از چند ماه رمضان روزۀ قضا داشته باشد، قضای هر کدام را که بگیرد و آن‎را نیت کند اشکال ندارد و اگر وقت قضای روزۀ رمضان آخر تنگ باشد، احتیاط آنست که اول قضای روزۀ رمضان آخر را بگیرد.
مسئلۀ ۱۸۴۲ :    اگر قضای روزۀ چند ماه رمضان بر کسی واجب باشد و در بجای آوردن آن نیت معین نکند، ظاهر آنست که قضای سال اول به حساب می‏آید، گرچه ترتیب بین آنها شرط نیست.
مسئلۀ ۱۸۴۳ :    اگر کسی هم روزۀ قضا و هم روزۀ دیگری که واجب است مانند روزۀ کفّاره و نذر و مانند اینها به عهده‏اش باشد، در انجام آنها ترتیب لازم نیست و هر یک از آنها را جلوتر بگیرد مانعی ندارد، ولی کسی که روزۀ واجب دارد نمی‏تواند روزۀ مستحبی بگیرد.
مسئلۀ ۱۸۴۴ :    اگر در ماه رمضان به سبب عذری که پیش آمده، مریضی یا عذر دیگر، روزه نگیرد و بعد از ماه رمضان عذر او برطرف شود، احتیاط واجب آنست که تا رمضان سال آینده قضای آن‎را بگیرد و در صورتی که عمداً تا رمضان آینده قضای آن روزه را نگیرد، واجب است علاوه بر قضای آن، برای هر روز یک مُد طعام که ده سیر است و ۷۵۰ گرم گندم و جو و غیره به فقیر بدهد.
مسئلۀ ۱۸۴۵ :    کسی که قضای روزۀ رمضان بر عهده دارد اگر در انجام آن تا رمضان سال آینده کوتاهی کند یا وقت تنگ شود و به‌طور اتفاقی در تنگی وقت عذری پیدا شود و نتواند قضا را انجام دهد، واجب است هم قضای روزه‏ها را بگیرد و هم برای هر روز یک مُد طعام به فقیر دهد.
مسئلۀ ۱۸۴۶ :    کسی که به هر طریق عذری دارد و برای داشتن عذر روزه‏اش را افطار می‏کند، اگر تصمیم داشته باشد هر موقع عذرش برطرف شد روزه‏هایش را قضا کند و عذرش برطرف شود و نتواند قضای آن‎را بگیرد یا وقت تنگ شود و در تنگی وقت عذر دیگری پیدا شود، واجب است هم قضای روزه‏ها را بگیرد و هم احتیاطاً برای هر روز یک مُد طعام به فقیر دهد.
مسئلۀ ۱۸۴۷ :    اگر بیماری شخص طول بکشد و تا رمضان آینده خوب نشود، قضای روزهایی که خورده واجب نیست، ولی برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد و اگر بعد از بهبودی تا رمضان آینده به اندازة قضا وقت داشته باشد، باید قضای آنها را بگیرد. اگر مرض او چند سال ادامه پیدا کند و تا رمضان آینده به اندازة قضای یکی از رمضانها وقت داشته باشد، فقط قضای ماه رمضان آخری را بگیرد و برای هر روز از سالهای پیش یک مُد طعام به فقیر بدهد و قضای آنها واجب نیست.
مسئلۀ ۱۸۴۸ :    کسی که باید کفّاره برای هر روز به مقدار یک مُد طعام، گندم، جو، خرما و مانند آن، به فقیر بدهد، می‏تواند کفّارة چند روز را به یک فقیر بدهد.
مسئلۀ ۱۸۴۹ :    اگر قضای روزۀ رمضان را چند سال به تأخیر بیندازد واجب است قضایش را بگیرد و برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد و با استمرار سالهای تأخیر چیزی به کفّاره اضافه نمی‏شود.
مسئلۀ ۱۸۵۰ :    کسی که به نیت قضای روزۀ رمضان روزه گرفته است، اگر وقت قضای روزۀ او تنگ نباشد، می‏تواند قبل از ظهر روزۀ خود را باطل کند و در غیر این صورت جایز نیست آن‎را باطل کند بلکه کفّاره هم دارد.
مسئلۀ ۱۸۵۱ :    اگر کسی عمداً و اختیاراً روزۀ رمضان را نگیرد، واجب است هم قضای آن‎را بجای آورد و هم برای هر روز، دو ماه روزۀ کفّاره بگیرد یا به شصت فقیر طعام دهد و اگر تا رمضان آینده قضای آن‎را بجا نیاورد برای هر روز یک مُد طعام باید به فقیر بدهد.
مسئلۀ ۱۸۵۲ :    اگر قضای روزۀ میتی را رایگان یا استیجاری گرفته باشد بنا براحتیاط واجب بعدازظهر آن‎را باطل نکند.
مسئلۀ ۱۸۵۳ :    اگر کسی به علّت بیماری یا حیض و نفاس، روزۀ رمضان را نگیرد و قبل از تمام شدن ماه رمضان بمیرد، لازم نیست روزه‏های او را قضا کنند، ولی اگر به علّت مسافرت نگیرد و قبل از تمام شدن رمضان بمیرد، این روزه‏ها را باید برای او قضا کنند.
مسئلۀ ۱۸۵۴ :    بعد از مرگ پدر و بنا بر احتیاط واجب پس از مرگ مادر، بزرگ‏ترین وارث، مطابق طبقات ارث، واجب است قضای نماز و روزۀ آنها را بجای آورد و همچنین است اگر پدر و مادر به جز روزۀ رمضان روزۀ واجب دیگری مانند روزۀ نذر داشته باشند، در این موارد اگر پدر میت زنده است بنا بر احتیاط با کمک پسر بزرگ‏تر میت این کار را انجام دهند.
مسئلۀ ۱۸۵۵ :    بعد از مرگ پدر و بنا بر احتیاط مادر، وقتی قضای روزۀ آنها بر ولی واجب می‏شود که اگر خود میت زنده می‏ماند بر او واجب بود، بنابراین اگر مثلاً میت بعد از یک بیماری طولانی از دنیا برود به‌طوری که بعد از هیچ ماه رمضانی تا وقت مرگ، وقت برای قضای آنها پیدا نکند، چون برای او قضای آنها واجب نبوده، پس برای ولی میت هم که بزرگ‏ترین وارث مرد است، واجب نیست.

  احکام روزۀ مسافر

مسئلۀ ۱۸۵۶ :    مسافری که واجب است نمازهای چهار رکعتی را دو رکعتی بخواند، نباید روزه بگیرد، ولی مسافری که نمازش تمام است، مانند کسی که شغلش مسافرت است، باید روزۀ خود را هم بگیرد.
مسئلۀ ۱۸۵۷ :    مسافرت در ماه رمضان اشکال ندارد، هرچند برای فرار از روزه باشد، ولی مسافرت پیش از بیست و چهارم رمضان مکروه است، مگر اینکه برای حج، عمره یا کار ضروری دیگری انجام گرفته باشد.
مسئلۀ ۱۸۵۸ :    اگر کسی نذر کند روز معینی سفر نرود و روزه بگیرد نمی‏تواند آن روز مسافرت کند و باید آن روز را روزه بگیرد و اگر در سفر باشد باید قصد کند ده روز در آنجا بماند و آن روز را روزه بگیرد، ولی اگر نذر کرده باشد روز معینی را روزه بگیرد، بنا بر اقوی‏ می‏تواند در آن روز مسافرت کند و در سفر روزه نگیرد و بنا بر احتیاط واجب قضای آن‎را بجای آورد، ولی اگر کسی روزۀ قضا داشته باشد و وقت آن بر اثر مضیق شدن، معین شده باشد، اقوی‏ آنست که می‏تواند مسافرت کند، ولی در همۀ صور مذکور بهتر است مسافرت نکند و روزه‏اش را بگیرد.
مسئلۀ ۱۸۵۹ :    اگر نذر کند روزه بگیرد و روز آن‎را معین نکند، نمی‏تواند آن‎را در سفر بجای آورد، ولی چنانچه نذر کند که روز معینی را در سفر روزه بگیرد، باید آن‎را در سفر بجای آورد، همچنین اگر نذر کند که روز معینی را- مسافر باشد یا نباشد- روزه بگیرد باید آن روز را اگرچه مسافر باشد روزه بگیرد.
مسئلۀ ۱۸۶۰ :    گرفتن روزۀ مستحبی در سفر جایز نیست، ولی مسافر می‏تواند برای برآورده شدن حاجت سه روز در مدینة منوره، روزۀ مستحبی بگیرد، به شرط آنکه روزۀ قضا نداشته باشد و احوط آنست که روزهای چهارشنبه، پنج‎شنبه و جمعه باشد.
مسئلۀ ۱۸۶۱ :    کسی که نمی‏داند روزۀ مسافر باطل است، اگر در سفر روزه بگیرد و بین روز به مسئله آگاه شود روزه‏اش باطل می‏شود، اگر تا غروب نفهمد، روزه‏اش صحیح است، ولی اگر مسئله را می‏دانسته و فراموش کرده است یا متوجّه نیست که مسافر است، روزه‏اش باطل است.
مسئلۀ ۱۸۶۲ :    کسی که روزه است و قصد مسافرت دارد یکی از چند حالت زیر برایش متصوّر است:
۱- اگر بعد از اذان ظهر مسافرت کند روزه‏اش صحیح است و باید آن‎را تمام کند.
۲- اگر قبل از ظهر از وطن خارج شود و فقط کمتر از هشت فرسخ داشته باشد یا بخواهد کمتر از چهار فرسخ برود و برگردد، روزه‏اش صحیح است و باید آن‎را به پایان ببرد.
۳- اگر قبل از ظهر از وطن خارج شود و قصد حداقل هشت فرسخ رفت یا چهار فرسخ رفت و برگشت را داشته باشد، بعد از رسیدن به حدّ ترخّص روزۀ او صحیح نیست و قضای آن واجب می‏شود، هر چند از شب قبل قصد مسافرت نداشته باشد و چنانچه مسافر قبل از رسیدن به حدّ ترخّص روزۀ خود را باطل کند، کفاره نیز بر او واجب می‏شود.
مسئلۀ ۱۸۶۳ :    اگر مسافر قبل از ظهر به وطن خود یا به جایی که می‏خواهد ده روز در آنجا اقامت کند برسد، چنانچه کاری که روزه را باطل می‏کند انجام نداده باشد باید آن روز را روزه بگیرد و اگر انجام داده است، روزۀ آن روز بر او واجب نیست، بلکه صحیح هم نیست.
مسئلۀ ۱۸۶۴ :    اگر مسافر بعدازظهر به وطن خود یا به جایی که می‏خواهد ده روز در آنجا بماند برسد، گرچه کاری که روزه را باطل می‏کند انجام نداده باشد، روزۀ آن روز صحیح نیست.
مسئلۀ ۱۸۶۵ :    کسی که مسافر است و ده روز در جایی قصد اقامت کند، اگر روزه بگیرد و بعد از ظهر همان روز از قصد اقامت منصرف شود، دو صورت دارد:
۱- چنانچه یک نماز چهار رکعتی ادا خوانده باشد، روزه‏اش صحیح است و تا وقتی آنجاست باید نمازهایش را تمام بخواند و روزه‏هایش را نیز بگیرد.
۲- چنانچه یک نماز چهار رکعتی ادا نخوانده باشد، روزۀ آن روزش صحیح است، ولی نمازهایش را باید شکسته بخواند و در روزهای بعد هم نمی‏تواند روزه بگیرد.
مسئلۀ ۱۸۶۶ :    مسافر و کسی که از روزه گرفتن معذور است، مکروه است در روز ماه رمضان جماع کند یا در خوردن و آشامیدن خود را کاملاً سیر کند.

  کسانی که روزه بر آنها واجب نیست

مسئلۀ ۱۸۶۷ :    کسانی که روزه بر آنها واجب نیست عبارتند از:
۱- کسی که به علّت پیری توانایی روزه گرفتن ندارد یا روزه گرفتن برای او مشقّت دارد، ولی در صورت دوّم و نیز بنا بر احتیاط واجب در صورت تعذّر و عدم توانایی، برای هر روز، ده سیر طعام به عنوان کفّاره به فقیر بدهد و بهتر است که دو مُد طعام یعنی بیست سیر طعام به فقیر بدهد و اینگونه افراد اگر بعد از ماه رمضان بدون مشقّت بتوانند روزه‏هایی که افطار کرده‏اند را بگیرند، بهتر است قضا کنند.
۲- کسی که دچار مرضی است که زیاد تشنه می‏شود یا توان تحمّل تشنگی را ندارد یا برای او مشقّت دارد و در صورت مشقّت و بنا بر احتیاط واجب در صورت نداشتن قدرت، باید برای هر روز یک مُد طعام که ده سیر طعام است، به فقیر بدهد و احتیاط مستحب آنست که دو مُد یعنی بیست سیر طعام به فقیر بدهد و احتیاط مؤکد آنست، در صورتی که بعد از ماه رمضان بتواند بدون مشقّت روزه بگیرد، قضای روزه‏هایی را که افطار کرده بجای آورد و نیز احتیاط لازم و واجب آنست که بیشتر از مقدار ضرورت آب ننوشد؛ در صورتی که افراد پیر و کسانی که مرض عطش دارند توان دادن ده سیر طعام به فقیر را ندارند، چیزی بر آنان لازم نیست.
۳- زنی که وضع حمل او نزدیک است و روزه برای بچه یا خود او زیان دارد، در صورت اول و نیز بنا بر احتیاط واجب در صورت دوم باید برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد و در هر دو صورت باید روزه‏هایی را که نگرفته قضا کند.
۴- زنی که بچه شیر می‏دهد و شیر او کم است- چه مادر بچه باشد یا دایة او، چه با اجرت شیر دهد یا بی‎اجرت- و روزه برای بچه‏ای که شیر می‏خورد یا برای خود او ضرر دارد، در صورت اول و بنا بر احتیاط واجب در صورت دوم باید برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد و در هر دو صورت باید روزه‏هایی را که نگرفته قضا کند و اگر کسی ‏پیدا شود که بدون اجرت یا با گرفتن اجرت از پدر یا مادر بچّه یا فرد دیگر، بچه را شیر دهد، بنا بر احتیاط واجب بچّه را به او دهد و خود روزه بگیرد.
مسئلۀ ۱۸۶۸ :    به خاطر ضعف و مانند آن نمی‏توان روزه را افطار کرد، ولی اگر گرفتن روزه آن‎قدر سخت باشد که به حدّ عُسر و حرج برسد، جایز است روزه نگیرد و بعد از رمضان قضای آن‎را بجای آورد و بنا بر احتیاط لازم باید به مقدار ضرورت آب بیاشامد و غذا بخورد.
مسئلۀ ۱۸۶۹ :    دختری که به سن بلوغ شرعی رسیده است، ولی از جهات جسمی آن‎قدر ضعیف است که روزه گرفتن برای او عادتاً مقدور نیست یا عُسر و حرج دارد و یا باعث ضرر و زیان او می‏شود، فعلاً تکلیف از او ساقط است و هنگامی که قدرت پیدا کرد قضای روزه را باید بگیرد.

  اقسام روزه

روزه اقسامی دارد: واجب، مستحب، مکروه و حرام.

  روزه‏ های واجب

مسئلۀ ۱۸۷۰ :    روزه‏های واجب عبارت اند از: روزۀ ماه رمضان، روزۀ کفّاره، روزۀ قضا، روزه‏ای که به جای «هَدْی» و قربانی شتر در حجّ تمتع انجام می‏شود، روزۀ نذر، عهد، قسم و روزه‏ای که در اثر التزام به شرط واجب می‏شود و نیز روزه‏ای که با اجیر شدن به عهده می‏آید و روزۀ روز سوم اعتکاف.

  روزه‏های حرام‏

مسئلۀ ۱۸۷۱ :    روزه‏های حرام عبارتند از:
۱- روزۀ روز عید فطر.
۲- روزۀ روز عید قربان.
۳- در روزی که نمی‏داند آخر شعبان است یا اوّل رمضان، اگر به نیت اوّل رمضان روزه گیرد.
۴- بنا بر احتیاط واجب روزۀ مستحبی زن اگر باعث پایمال شدن حقوق شوهر شود.
۵- بنا بر احتیاط واجب روزۀ مستحبی زنی که شوهرش او را از روزۀ مستحبی نهی کرده باشد، هر چند حقّ شوهر هم از بین نرود.
۶- روزۀ مستحبی فرزند اگر باعث آزار پدر یا مادر شود و نیز بنا بر احتیاط واجب در صورتی که آنان او را از گرفتن روزۀ مستحبی نهی کرده باشند؛ بنا بر احتیاط جدّ پدری نیز همین حکم را دارد.
۷- روزه‏ای که برای روزه‏دار ضرر و زیان داشته باشد.
۸- روزۀ شخص مسافر مگر در مواردی که استثناء شده است.
۹- روزه‏ای که برای ارتکاب حرام و یا ترک واجب نذر شود.
۱۰- روزۀ صُمت، یعنی کسی نیت کند در تمام روزی که روزه گرفته یا مقداری از آن‎را سکوت کند به گونه‏ای که سکوت را قید روزه قرار دهد.
۱۱- روزۀ وصال، یعنی روز را روزه بگیرد و شب هم تا سحر غذا نخورد یا اینکه دو روز را روزه بگیرد و در وسط آن افطار نکند، ولی اگر افطار را تا سحر یا شب بعد به تأخیر بیندازد مانعی ندارد، ولی بهتر آنست که انجام ندهد و اینکه در اسلام در میان روزه‏های حرام، صوم دهر نیز اعلام شده است، به اعتبار شمول آن به عیدین است و إلاّ خود صوم دهر مستقلّاً حرمت ندارد.
مسئلۀ ۱۸۷۲ :    اگر فرزند بدون اجازۀ پدر و مادر روزۀ مستحبی بگیرد و در بین روز او را منع کنند، احتیاطاً واجب است روزه خود را افطار کند.
مسئلۀ ۱۸۷۳ :    کسی که یقین دارد روزه برایش ضرر ندارد حتّی اگر پزشک بگوید ضرر دارد، واجب است روزه بگیرد، به شرط آنکه در واقع نیز ضرر نداشته باشد و اگر بعداً معلوم شود ضرر داشته، بنا بر احتیاط واجب قضای آن‎را بجای آورد و اگر کسی یقین یا ظن و گمان دارد یا احتمال موجهی می‏دهد که روزه برای او ضرر دارد، گرچه پزشک بگوید ضرر ندارد نباید روزه بگیرد و اگر روزه بگیرد صحیح نیست، مگر آنکه قصد قربت از او محقّق شود و معلوم شود ضرر نداشته است.
مسئلۀ ۱۸۷۴ :    اگر انسان شک داشته باشد که روزه برای او ضرر دارد و پزشک متخصّص و حاذق که گفتة او وثوق آور باشد، نظر دهد، نظر پزشک حجّت است.
مسئلۀ ۱۸۷۵ :    کسی که عقیده دارد روزه برای او ضرر ندارد چنانچه روزه بگیرد و پس از مغرب معلوم شود روزه برای او ضرر داشته، باید قضایش را بجای آورد.

  روزه‏های مکروه

مسئلۀ ۱۸۷۶ :    روزه‏های مکروه- به معنای کم بودن ثواب عمل- عبارتند از:
۱- روزۀ روز عاشورا.
۲- روزۀ روز عرفه برای کسی که روزه او را از دعاهای آن روز باز می‏دارد.
۳- روزۀ روزی که شک دارد عرفه است یا عید قربان.
۴- روزۀ مستحبی فرزند بدون احراز رضایت پدر و مادر.
۵- روزۀ مهمان بدون اجازۀ میزبان و در صورتی که میزبان مهمان را نهی کرده باشد، کراهت آن شدیدتر است و اگر روزۀ مهمان موجب اذیت و آزار صاحب‎خانه شود به عنوان انطباق عنوان دومی، ممکن است روزۀ حرام باشد.

  روزۀ مستحبی

مسئلۀ ۱۸۷۷ :    روزۀ تمام روزهای سال به جز روزه‏های حرام و مکروه که گفته شد، روزۀ مستحبی به حساب می‏آیند و برای بعضی روزها سفارش بیشتری شده است، از جمله:
۱ – پنجشنبة اول و آخر هر ماه و چهارشنبة اولی که بعد از روز دهم ماه است و اگر ترک شود مستحب است قضای آن بجای آورده شود و در صورت عدم امکان برای هر روز یک مُد طعام به فقیر داده شود.
۲- سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه، ایام البیض.
۳- تمام ماه رجب و شعبان و هر چه از آنها ممکن باشد حتّی یک روز.
۴- روز اوّل تا نهم ذی‎الحجه (روز عرفه).
۵- روز بیست و پنجم- دحو الارض- و بیست و نهم ذیقعده (انزال کعبه).
۶- روز اول و سوم محرم.
۷- روز عید مبعث پیامبر بزرگ اسلام‏ (بیست و هفتم رجب).
۸- روز ولادت با سعادت پیامبر اسلام‏ (هفدهم ربیع الاول).
۹- روز عید سعید غدیر (هجدهم ذی‎الحجّه).
۱۰- روز عید نوروز.
۱۱- روزۀ روزهای پنجشنبه و جمعة هر ماه.
مسئلۀ ۱۸۷۸ :    اگر در دهة اول هر ماه دو روز پنجشنبه جمع شود، پنجشنبة اول مؤکدتر است و همچنین اگر در دهة آخر هر ماه دو پنجشنبه جمع شود، پنج شنبة آخر مؤکدتر است.
مسئلۀ ۱۸۷۹ :    کسی که روزۀ مستحبی گرفته است واجب نیست آن‎را به آخر برساند، بنابراین اگر فرد مؤمنی او را دعوت به خوردن غذا بکند، مستحب است دعوت او را قبول و در بین روز افطار کند.
مسئلۀ ۱۸۸۰ :    اگر هر کدام از ایامی که روزۀ مستحبی به خصوصی دارد، مصادف باشد با ایام دیگری که یا روزه‏اش واجب است مانند ماه رمضان و یا روزۀ آن روز به سبب عنوان دیگری مستحب است، مثلاً پنجشنبه‎ای است که مصادف با روز میلاد پیامبر است، اگر به نیت هر دو عنوان روزه بگیرد، ثواب هر دو را خواهد داشت.
مسئلۀ ۱۸۸۱ :    اظهر آنست که اگر در هر ماه به هر ترتیب که بخواهد به اندازة سه روز یا بیشتر روزه بگیرد، پی‎درپی بگیرد یا پراکنده کافی است، اگرچه بهتر آنست با همان ترتیبی که در بند یک مسئلۀ ۱۸۷۷ گفته شد عمل کند.

  خودداری از مبطلات روزه برای غیر روزه‎دار

مسئلۀ ۱۸۸۲ :    برای چند گروه مستحب است در ماه رمضان اگرچه روزه‏دار نباشند، برای رعایت حرمت ماه مبارک از کارهای مُبطِل روزه اجتناب کنند:
۱- مسافری که در سفر کاری که روزه را باطل می‏کند انجام داده باشد و قبل از ظهر به وطنش یا جایی که ده روز در آنجا می‏خواهد بماند برسد.
۲ – مسافری که بعدازظهر به وطن یا جایی که ده روز می‏خواهد در آنجا بماند برسد.
۳ – بیماری که پیش از ظهر خوب شود و کاری که روزه را باطل می‏کند انجام داده باشد.
۴- بیماری که بعدازظهر خوب شود.
۵- زنی که در بین روز از خون حیض و نفاس پاک شود.
۶- کافری که وسط روز ماه مبارک رمضان مسلمان شود.
۷- طفلی که در وسط روز به بلوغ برسد، گرچه در طفل احتیاط لازم آنست که اگر قبل از زوال به بلوغ برسد و کاری نیز که روزه را باطل می‏کند انجام نداده باشد، نیت کند و روزه بگیرد و روزه‏اش صحیح است و اگر روزه نگیرد بعداً قضا کند.
مسئلۀ ۱۸۸۳ :    مستحب است روزه‏دار نماز مغرب و عشا را پیش از افطار کردن، بخواند، ولی اگر کسی منتظر اوست یا میل زیادی به غذا دارد که نمی‏تواند با حضور قلب نماز بخواند، بهتر است ابتدا افطار کند، ولی هر قدر که ممکن است نماز را در اول وقت آن بجای آورد.

  آنچه برای روزه‏ دار مکروه است

مسئلۀ ۱۸۸۴ :    چند چیز برای روزه‏دار مکروه است:
۱- لمس، بوسیدن، شوخی و بازی کردن با همسر به خصوص برای جوانها و نیز برای کسانی که با این نوع اعمال شهوت آنها تحریک می‏شود، البتّه این کراهت در صورتی است که قصد بیرون آمدن منی نداشته و چنین حالت و عادتی هم نداشته باشد و اگر به قصد بیرون آمدن منی باشد و منی هم خارج شود، در صورتی که در واجب معین مانند رمضان و قضای آن و بعد از زوال باشد، هم کار حرامی مرتکب شده و هم روزه‏اش باطل است.
۲- دوا ریختن به چشم و سرمه کشیدن و مانند اینها.
۳- هر کاری که موجب ضعف انسان شود، مانند حمام رفتن و حجامت کردن و مانند آن.
۴- انفیه کشیدن در صورتی که نداند به گلویش می‏رسد و الاّ جایز نیست.
۵- بو کردن گیاهان معطّر؛ این کراهت در مورد گل نرگس شدیدتر است.
۶- خیس کردن لباسی که بر تن دارد.
۷- هر کاری که موجب بیرون آمدن خون از دهان شود، مثل کشیدن دندان.
۸- شیاف کردن با غیر مایعات.
۹- مضمضه برای غیر وضو.
۱۰- نشستن زن در آب.
۱۱- مسواک زدن دندانها با مسواک مرطوب در صورتی که رطوبت آن زیاد نباشد که بر آن آب خارجی صدق کند، وگرنه جایز نیست مگر آنکه در آب دهان مستهلک شود.
۱۲- مجادله کردن.
۱۳- شتاب کردن بر قسم به خداوند تعالی در صورتی که به حق باشد و الّا جایز نیست.
۱۴- اشتغال به اشعاری که انسان را به دنیا ترغیب و تشویق می‏کند و یا مشتمل بر تعریف و تمجید از صاحبان قدرت و ثروت و زیورهای ظاهری دنیاست که روزه‏دار را به خود مشغول کند.

  راه ثابت شدن اوّل و آخر هر ماه‏

مسئلۀ ۱۸۸۵ :    اول و آخر ماه با یکی از پنج طریق زیر ثابت می‏شود:
۱- خود انسان ماه را ببیند، اگرچه با چشم مسلح باشد.
۲- دو مرد عادل خبر دهند که در شب ماه را دیده‌اند، به شرط آنکه خبر و شهادت هر یک دربارۀ صفات ماه خلاف دیگری یا خلاف واقع نباشد، امّا اگر فقط در تشخیص بعضی خصوصیات اختلاف داشه باشند، با گفتة آنان ماه ثابت می‏شود.
۳- عدّه‏ای که از گفتة ایشان اطمینان پیدا می‏شود، بگویند ماه را دیده‏ایم همچنین است هر چیزی که به واسطۀ آن اطمینان پیدا می‏شود.
۴- سی روز از آغاز ماه شعبان بگذرد که به سبب آن اول ماه رمضان ثابت می‏شود و سی روز از اول ماه رمضان بگذرد که به سبب آن اول ماه شوال، عید فطر، ثابت می‏شود.
۵- حاکم شرع جامع شرایط حکم کند که اوّل ماه است.
مسئلۀ ۱۸۸۶ :    اگر حاکم شرع جامع شرایط حکم کند که اوّل ماه است، کسی که از او تقلید نمی‏کند نیز باید به حکم او عمل کند، ولی کسی که می‏داند حاکم شرع اشتباه کرده است یا او را جامع شرایط نمی‏داند، نمی‏تواند به حکم او عمل کند.
مسئلۀ ۱۸۸۷ :    با اخبار و پیشگویی منجّمین و امثال آن، اوّل ماه ثابت نمی‏شود، مگر آنکه از گفتة ایشان یقین و اطمینان حاصل شود، در این صورت لازم است مطابق اطمینان به دست آمده عمل کند.
مسئلۀ ۱۸۸۸ :    بلند بودن ماه یا دیر غروب کردن آن دلیل بر اینکه شب قبل اوّل ماه بوده، نیست.
مسئلۀ ۱۸۸۹ :    اگر مطابق راههایی که گفته شد اوّل ماه رمضان بر کسی ثابت نشود و روزه نگیرد، در صورتی که دو مرد عادل خبر دهند یا از راه دیگری معلوم شود شب قبل ماه دیده شده است، واجب است قضای آن‎را بگیرد و اگر همان روز ثابت شود که شب قبل ماه دیده شده است، اگر قبل از زوال باشد و کارهایی که روزه را باطل می‏کند انجام نداده باشد، واجب است نیت روزه کند و روزه بگیرد و اگر کارهایی که روزه را باطل می‏کند انجام داده باشد و یا بعدازظهر آن روز معلوم شود، واجب است هم بقیۀ آن روز از کارهایی که روزه را باطل می‏کند پرهیز کند و هم قضای آن‎را بجای آورد.
مسئلۀ ۱۸۹۰ :    روزی را که نمی‏داند آخر ماه رمضان است یا اول ماه شوال، واجب است به نیت رمضان روزه بگیرد و اگر قبل از ظهر معلوم شود یا دو مرد عادل شهادت دهند اول شوّال است، واجب است افطار کند.
مسئلۀ ۱۸۹۱ :    شهادت و گواهی دو مرد عادل باید به سبب رؤیت باشد، بنابراین اگر به خاطر حدس یا قواعد علمی گواهی دهند، به عنوان شهادت دو مرد عادل اعتبار ندارد.
مسئلۀ ۱۸۹۲ :    اوّل و آخر هر ماه از راه تلگراف و مانند آن ثابت نمی‏شود، مگر اینکه انسان علم پیدا کند که تلگراف به سبب شهادت و گواهی دو مرد عادل یا راه‎های دیگری که شرعاً اعتبار دارد، بوده است که در این صورت معتبر خواهد بود.
مسئلۀ ۱۸۹۳ :    اگر در شهری اوّل ماه ثابت شود، برای مردم جاها و شهرهای دیگر هم اوّل ماه است، مگر آنکه تفاوت افق آن‎قدر زیاد و خارج از حدّ متعارف باشد که مثلاً در یکی روز و در دیگری شب باشد. در این صورت میزان در وحدت افق، اشتراک آنها در شب است، ولو اینکه در یکی اول شب و در دیگری آخر شب باشد؛ چون اختلاف و زیاده و نقیصه در تمامی ماههای قمری از جمله رمضان به اندازۀ یک روز امری معقول و متعارف و حتی منصوص است.
مسئلۀ ۱۸۹۴ :    اسیر و زندانی در مواردی که نمی‏تواند علم پیدا کند که ماه رمضان است یا نه، واجب است مطابق گمانش عمل کند و اگر ظنّ و گمان هم ممکن نباشد هر ماهی را که روزه بگیرد صحیح است و واجب است بعد از گذشت یازده ماه که روزه گرفته است، دوباره یک ماه دیگر روزه بگیرد و اگر گمان پیدا کرد که ماه رمضان است، واجب است مطابق ظنّ و گمان خود عمل کند، شایان ذکر است امروزه با توجّه به رشد ارتباطات و رسانه‏ها و به ویژه ارتباط جهانی و دستگاه عظیم اطلاع رسانی ‏اینترنت، فرض چنین وضعیتی تقریباً غیرممکن است.

  اعتکاف و احکام آن

اعتکاف در نظر فقهای اسلام‏ عبارت است از اینکه انسان به قصد تقرّب به خداوند متعال و به منظور عبادت او با شرایط خاصی که در مسائل آینده بیان خواهد شد، در مسجد بماند.
اعتکاف در لغت از مادّه «عکوف» گرفته شده و عکوف به معنای ملازم شدن، حبس کردن، متلبّس گردیدن، مواظبت کردن و مانند اینهاست که در تمامی آنها نوعی قرار و مستقر شدن و ثبات ملاحظه شده و با توجه بهمعنای لغوی، اعتکاف از عکوف اشتقاق پیدا کرده است و ظاهراً اعتکاف به همان معنای عرفی و لغوی در شرع گرفته شده است، منتها شارع مقدّس آن‎را با قیود و شرایطی، محدود و مقید فرموده، بنابراین اعتکاف از معانی صرف تعبّدی نیست و در هر موردی قید و حدّ شرعی وارد شده باشد به آن قید اخذ می‏شود و در هر جا که قید و حدّی وارد نشده باشد و یا مورد شک و تردید قرار گرفته باشد به همان معنای عرفی و لغوی ارجاع داده خواهد شد.

اعتکاف در روایات اسلامی
اخبار و روایات زیادی به‌طور متواتر از طریق شیعه و سنّی از پیامبر عظیم الشأن اسلام‏ در مورد اعتکاف وارد شده و روایات و سخنانی نیز به همین مضمون از زبان امامان معصوم نقل گردیده است؛ در روایتی نقل شده که پیامبر عظیم الشّأن اسلام‏ فرموده‏اند: «ده روز اعتکاف در ماه رمضان ثوابش معادل دو حج و دو عمره است»  و نیز نقل شده که دهة آخر رمضان پیامبر بزرگوار اسلام‏ در مسجد معتکف می‏شدند و بستر خواب ایشان در این دهه کاملاً جمع می‏شد.
مسئلۀ ۱۸۹۵ :    در تمام ایام سال غیر از روزهایی که روزه گرفتن در آنها حرام است، اعتکاف صحیح است و افضل آنها ماه رمضان به ویژه دهة آخر آنست.
مسئلۀ ۱۸۹۶ :    اعتکاف عملی مستحبّی است، ولی به سبب نذر، قسم، عهد و مانند اینها بر انسان واجب می‏شود.
مسئلۀ ۱۸۹۷ :    مستحب است کسی که معتکف می‏شود، نمازها و دعاهایی را که دربارۀ اعتکاف وارد شده است، در حدّ توان انجام دهد.

  شرایط اعتکاف‏

شرایط اعتکاف‏
مسئلۀ ۱۸۹۸ :    اعتکاف صحیح شرایط زیر را دارد:
۱- اسلام، بنابراین اعتکاف غیر مسلمان صحیح نیست.
۲- ایمان، شرط قبولی همۀ اعمال است، ولی شرط صحّت آنها نیست.
۳- عقل.
۴- قصد تقرّب الهی، مانند همۀ عبادات دیگر.
۵- روزه داشتن، کسی که به هر دلیلی روزه نمی‏گیرد، اعتکافش صحیح نیست.
۶- حدّاقل سه روز در مسجد بماند، بنابراین اگر کسی کمتر از سه روز در مسجد بماند و یا قصد کند کمتر از سه روز بماند، اعتکافش صحیح نیست و برای حداکثر اعتکاف حدّ شرعی وجود ندارد.
مسئلۀ ۱۸۹۹ :    اعتکاف در غیر مسجد و مسجدی که جامع نیست و نماز جمعه صحیح و جامع شرایط در آن خوانده نشده، مثل مسجد بازار و مسجد قبیله جایز نیست و در مواردی که در یک شهر و روستا دو مسجد جامع وجود داشته باشد، اعتکاف کننده مخیر است در هر کدام از این دو مسجد که بخواهد اعتکاف کند.
مسئلۀ ۱۹۰۰ :    اعتکاف در غیر مسجد جامع صحیح نیست، ولی افضل آنست که در مسجد الحرام، مسجد النّبی‏، مسجد کوفه یا مسجد بصره انجام شود.
مسئلۀ ۱۹۰۱ :    کسی که اعتکاف می‏کند واجب است سه روز متوالی در مسجد جامع بماند و نباید در حال اختیار از مسجد خارج شود، مگر اینکه خارج شدن از مسجد ضرورت داشته باشد، مثلاً برای قضای حاجت و غسل جنابت خارج شود، که در این صورت اشکال ندارد.
مسئلۀ ۱۹۰۲ :    اگر در بین اعتکاف محتلم شود، واجب است فوراً برای انجام غسل جنابت از مسجد خارج شود و پس از غسل بلافاصله به مسجد بازگردد و برای غسل نیز به اندازة ضرورت و انجام واجبات اکتفا کند.
مسئلۀ ۱۹۰۳ :    اعتکاف همسر نسبت به دو روز اوّل در صورتی که با حقّ شوهر منافات داشته باشد، باید با اجازۀ شوهر باشد و همچنین اعتکاف فرزند در دو روز اول در صورتی که موجب اذیت و آزار پدر و مادر شود، باید با اجازۀ آنها انجام شود امّا هنگامی که شوهر به همسرش اجازه داد و نیز هنگامی که پدر و مادر به فرزندشان اجازه دادند، اجازۀ آنها برای روز سوم شرط نیست بلکه نهی آنان نیز تأثیر ندارد و ماندن روز سوم در مسجد برای اعتکاف کننده واجب است.
مسئلۀ ۱۹۰۴ :    اعتکاف را در روز اول می‏توان به هم زد، ولی اگر دو روز اول تمام شود، روز سوّم واجب خواهد بود. اما اعتکافی که به سبب نذر، عهد، قسم و مانند اینها واجب شده، اگر معین باشد، به هم زدن آن جایز نیست و اگر نذر مطلق باشد، حکم آن مانند اعتکاف مستحبّی است.
مسئلۀ ۱۹۰۵ :    با توجّه به اینکه عبادات طفل ممیز، یعنی بچّه‏ای که خوب و بد را تشخیص می‏دهد، مشروع و جایز است، اعتکافش هم با اجازۀ ولی شرعی او جایز است.
مسئلۀ ۱۹۰۶ :    کسی که اعتکاف می‏کند با توجّه به اینکه باید روزه بگیرد، در روز باید از انجام تمام چیزهایی که روزه را باطل می‏کند- مبطلات صوم- خودداری کند و نیز واجب است از کارهای زیر- درشب یا روز- اجتناب کند و در صورت عدم پرهیز، اعتکافش باطل می‏شود:
۱- نزدیکی با زن و بلکه بنا بر احتیاط واجب لمس کردن و بوسیدن وی از روی شهوت.
۲- بنا بر احتیاط واجب استمناء چه به صورت حلال مثلاً با نگاه یا لمس همسر منی از او خارج شود یا به صورت حرام.
۳- بوییدن عطر خوش.
۴- خرید، فروش و تجارت، بنا بر احتیاط واجب.
۵- مجادله و بحث در امور دنیوی یا دینی برای اظهار وجود و خودنمایی.
مسئلۀ ۱۹۰۷ :    اگر معتکف یکی از کارهایی که روزه را باطل می‏کند سهواً انجام دهد، ظاهر آنست که اعتکاف او باطل نمی‏شود، امّا اگر اعتکاف کننده سهواً جماع کند، در صورتی که اعتکاف او واجب باشد، احتیاط آنست که یا دوباره از اوّل شروع کند و یا اعتکاف کنونی را به اتمام برساند و بعد قضای آن‎را بجای آورد، اما اگر اعتکاف او مستحب باشد احتیاط آنست که آن‎را به اتمام برساند.
مسئلۀ ۱۹۰۸ :    اگر اعتکاف با یکی از چیزهایی که آن‎را باطل می‏کند باطل شود، چند فرض قابل تصوّر است:
۱- اگر اعتکاف او واجب و معین باشد قضای آن لازم است.
۲- اگر واجب غیرمعین باشد، واجب است آن‎را دوباره شروع کند و بهتر آنست که اعتکاف فعلی را تمام کند و دوباره از سر بگیرد.
۳- اگر اعتکاف مستحب باشد، در صورتی که آن اعمال در دو روز اوّل واقع شود، اشکال ندارد، ولی اگر در روزهای پس از روز دوّم باشد، واجب است آن‎را قضا کند.
مسئلۀ ۱۹۰۹ :    اگر اعتکاف واجب را با جماع باطل کند، در صورتی که شب جماع کرده باشد، علاوه بر قضا کفّاره هم باید بدهد و کفّارة آن هم مانند کفّاره باطل کردن عمدی روزۀ ماه رمضان است و احوط آنست که ترتیب را رعایت کند، ولی اگر جماع را در روز انجام داده باشد، علاوه بر قضا، دو کفّاره باید بدهد، امّا اگر با غیر جماع اعتکاف را باطل کند، قضای آن واجب است، ولی کفّاره ندارد، گرچه دادن کفّاره بهتر است.
مسئلۀ ۱۹۱۰ :    در تمام مواردی که قضای اعتکاف واجب است، لازم نیست آن‎را فوراً بجای آورد، ولی در انجام آن نباید مسامحه و سستی به خرج دهد.