جبیره عبارت از چیزی است که روی زخم میگذارند و با آن زخم را میبندند، مانند پارچه و باند و امثال اینها که برای جلوگیری از رسیدن آب بهطور موقت روی شکستگی و زخم گذاشته و آنرا میبندند و از روی آن وضو، غسل و یا تیمّم انجام میشود. این وضو، غسل یا تیمّم را «جبیرهای» مینامند.
مسئلۀ 452 اگر در یکی از اعضای وضو زخم، دمل یا شکستگی وجود داشته باشد و روی آن باز باشد، در صورتیکه آب برایش ضرری نداشته باشد، باید بهطور معمول وضو گرفت.
مسئلۀ 453 اگر زخم، دمل یا شکستگی، روی صورت یا دستها باز باشد و آب ریختن و شستن آن، ضرر داشته باشد، چنانچه روی زخم پاک است و کشیدن دست تَر بر آن ضرر ندارد، باید اطراف زخم را از بالا به پایین شسته و دست تَر بر آن بکشد و بنا بر احتیاط مستحب پارچه یا پلاستیک پاکی روی آن ببندد و دست تَر را روی آن نیز بکشد. اگر دست تَر کشیدن بر آن ضرر دارد، باید اطراف زخم را از بالا به پایین بشوید و بنا بر احتیاط مستحب پارچه یا پلاستیک پاکی روی آن بسته و دست تَر روی آن بکشد، در این حالت تیمّم لازم نیست. اگر بستن پارچه ممکن نیست، باید اطراف زخم را بشوید و بنا بر احتیاط مستحب تیمّم نیز بکند، ولی چنانچه روی زخم نجس باشد و نتواند آنرا آب بکشد، اگر ضرر نداشته باشد، احتیاط واجب آنست که دست تَر روی آن بکشد و بعد دست تر را تطهیر کند. سپس روی زخم پارچهای ببندد و روی پارچه نیز دست کشیده و تیمّم نیز بکند. اگر دست کشیدن روی زخم ممکن نباشد و یا موجب زیاد شدن نجاست بدن شود یا دست تَر کشیدن روی آن موجب ضرر باشد، دست تَر روی پارچه کشیده و تیمّم نیز بکند. در همۀ فرضهای بالا اگر شستن روی پارچه و یا گذاشتن پلاستیک ممکن باشد، بنا بر احتیاط واجب روی آنرا شسته و دست تر روی آن بکشد.
مسئلۀ 454 اگر زخم یا دمل یا شکستگی جلوی سر یا روی پاها بوده و روی آنها باز باشد، در صورتیکه مسح کردن روی آنها به هر دلیلی ممکن نباشد، واجب است روی آن پارچه یا پلاستیک یا هر چیز پاک دیگری که مانع رسیدن آب به زخم میشود، ببندد و روی آنرا با رطوبت آب وضو مسح کند، در این حالت تیمّم لازم نیست. اگر گذاشتن و یا بستن پارچه یا مانند آن بر روی زخم ممکن نباشد، مسح لازم نیست، ولی بنا بر احتیاط واجب باید تیمّم نیز بکند.
مسئلۀ 455 در صورتیکه زخم بسته باشد، اگر باز کردن آن ممکن است و برای شخص زحمت و مشقّت ندارد و آب هم برای آن مضر نیست، واجب است روی آنرا باز کند و وضو بگیرد. چه زخم دمل یا شکستگی در صورت باشد و یا در سایر اعضای وضو تفاوتی ندارد.
مسئلۀ 456 اگر زخم، دمل یا شکستگی در صورت یا دست و پاها باشد و بتوان روی آنرا باز کرد، اگر ریختن آب روی آن ضرر دارد، چنانچه کشیدن دست تَر ضرر ندارد، باید در صورت امکان طوری دست تَر را بکشد که بگویند آنرا شسته است، اگر چنین کند کافی است. اگر کشیدن دست تَر به این صورت ممکن نباشد، احتیاط واجب آنست که دست تَر روی آن بکشد و بعد پارچه یا چیز پاکی را روی آن بسته و روی آنرا هم دست تَر بکشد.
مسئلۀ 457 در مواردی که روی زخم بسته است و باز کردن آن هم ممکن نیست، ولی خود زخم و چیزی که روی آن گذاشته شده پاک است و رسانیدن آب به زخم ممکن بوده و ضرر و مشقّتی هم ندارد، باید آب را به روی زخم رساند. اما اگر نجس باشد، چنانچه آب کشیدن و رساندن آب به روی زخم بدون مشقّت ممکن باشد، باید آنرا آب کشید. در صورتیکه آب برای زخم ضرر داشته باشد و یا آنکه رساندن آب به روی زخم بدون مشقّت ممکن نباشد، باید اطراف زخم را از بالا به پایین شست. اگر جبیره پاک است باید روی آنرا مسح کرد و اگر نمیشود روی آنرا دست تَر کشید (مثلاً دارویی که به دست میچسبد) پارچۀ پاکی را بهطوری که جزء جبیره حساب شود، روی آن ببندد و دست تَر روی آن بکشد. اگر این هم ممکن نباشد، واجب است که هم وضو بگیرد و هم تیمّم کند. اگر روی زخم بسته و یا پارچۀ روی آن نجس باشد و نشود آنرا پاک کرد، چنانچه بشود دست تَر روی آن کشید بنا بر احتیاط واجب باید چنین کرد و بعد دست تَر را تطهیر کرد. سپس پارچه یا پلاستیک پاکی روی زخم بسته و روی آن دست بکشد، تیمّم نیز بکند. اما اگر نمیشود دست تَر روی آن کشید، دست تَر روی پارچه کشیده و تیمّم نیز بکند.
مسئلۀ 458 اگر جبیره تمام صورت یا تمام یک دست یا تمام هر دو دست را گرفته باشد یا بیش از معمول اطراف زخم را گرفته و برداشتن آن ممکن نباشد، باید علاوه بر وضوی جبیره بنا بر احتیاط واجب تیمّم نیز بکند. اگر بیش از معمول اطراف زخم را گرفته، ولی برداشتن آن ممکن باشد، باید جبیره را بردارد. سپس اگر زخم در صورت و دستها باشد، اطراف آنرا بشوید و اگر در سر یا روی پاها باشد اطراف آنرا مسح کند و برای جای زخم به دستور جبیره عمل کند.
مسئلۀ 459 اگر جبیره تمام اعضای وضو را گرفته باشد، اعمّ از آنکه در وضو، شستن آن عضو واجب باشد یا مسح آن، باید تیمّم کند و بنا بر احتیاط مستحب وضویجبیرهای هم بگیرد.
مسئلۀ 460 کسیکه در کف دست و انگشتها جبیره دارد و در موقع وضو دست تَر روی آن کشیده است، باید سر و پا را با همان رطوبت دست مسح کند.
مسئلۀ 461 در صورتیکه جبیره تمام پهنای روی پاها را گرفته باشد، ولی مقداری از اطراف انگشتان و مقداری از بالای پاها باز باشد، واجب است جاهای باز را از روی پا و جاهای جبیره را از روی جبیره مسح کند.
مسئلۀ 462 در مواردی که در صورت یا دستها چند جبیره وجود داشته باشد باید بین آنها را بشوید و اگر جلوی سر و پاها باشد بین آنها را مسح کند و روی جبیرهها را به دستور جبیره عمل کند.
مسئلۀ 463 اگر وضو نه به خاطر زخم، جراحت یا شکستگی، بلکه به علل دیگری ضرر داشته باشد و نتواند به صورت و دستها آب بزند، واجب است تیمّم کرده و مستحب است وضوی جبیرهای نیز بگیرد، ولی اگر آب برای مقداری از دست و صورت ضرر داشته باشد، احوط آن است اطراف آنجایی را که آب برای آن ضرر دارد بشوید و پارچهای روی آن ببندد و دست تَر روی آن بکشد و تیمّم نیز بکند.
مسئلۀ 464 اگر زخم و جراحت در غیر جاهای وضو باشد، ولی طوری است که وضو گرفتن ضرر دارد، واجب است تیمّم کند.
مسئلۀ 465 در کلیۀ احکامی که برای جبیره گفته شد، میان زخمها و جراحاتی که با اختیار به وجود آمده و یا با اختیار نبوده، فرقی نیست و این احکام در هر دو جاریاست، چون ادلّۀ جبیره اطلاق دارد.
مسئلۀ 466 اگر در جای وضو یا غسل چیزی مانند قیر چسبیده و برداشتن آن ممکن نباشد یا برداشتن آن به قدری سخت و دشوار باشد که نتوان بهطور معمول آنرا تحمّل کرد، واجب است به دستور جبیره عمل کند و بنا بر احتیاط واجب تیمّم نیز بکند.
مسئلۀ 467 کسیکه وظیفهاش تیمّم است، اگر در بعضی از جاهای تیمّم، زخم یا شکستگی یا دمل و مانند اینها وجود داشته باشد، واجب است تیمّم جبیرهای کند.
مسئلۀ 468 احکام غسل جبیرهای مانند احکام وضوی جبیرهای است، ولی احتیاط آنست که غسل جبیرهای را ترتیبی بجا آورد، مشروط بر آنکه محلّ غسل مانع دیگری مانند نجاست محل نداشته باشد، در غیر این صورت باید غسل ترتیبی انجام دهد.
مسئلۀ 469 اگر برای ناراحتیای که در چشم اوست روی چشم خود را با چیزی ببندد، باید وضو و غسل جبیرهای انجام دهد و بنا بر احتیاط واجب تیمّم نیز بکند.
مسئلۀ 470 کسیکه نمیداند وظیفۀ او تیمّم است یا وضو و غسل جبیرهای و شک دارد، بنا بر احتیاط واجب هر دو را انجام دهد.
مسئلۀ 471 کسیکه وظیفهاش وضو یا تیمّم یا غسل جبیرهای است، چنانچه بداند تا پایان وقت عذرش باقیست، میتواند در اول وقت نمازها را بخواند، ولی اگر نمیداند عذرش برطرف میشود یا نه و یا حتی امید دارد که تا پایان وقت عذرش برطرف شود، بنا بر احتیاط واجب باید صبر کند. اگر عذر وی برطرف نشد، آخر وقت نماز را با وضو یا غسل و یا تیمّم جبیرهای بجا آورد.
مسئلۀ 472 نمازهایی را که انسان با وضو یا غسل جبیرهای خوانده است، اگر عذر وی در وقت نماز برطرف شود، اقوی آنست که اعاده ندارد و همان نمازهای خوانده شده کفایت میکند. بهتراست دوباره با وضو و غسل غیر جبیرهای انجام دهد، ولی اگر و قت نماز تمام شده و عذر او از بین رفته باشد، نمازهای خوانده شده صحیح است و قضا ندارد، ولی برای نمازهای بعدی باید وضو بگیرد و یا غسل کند.