مسئلۀ 3325 : مرد حق ندارد و حرام است، به صرف احتمال، یا گمان و یا شایعههای بیجا به زن خود نسبت زنا بدهد یا فرزندی را که از زن خودش به دنیا آمده و ممکن است مال خودش باشد از خود نفی کند و اگر مرد نسبت زنا به زن بدهد، حد قذف بر وی جاری میشود، مگر آنکه چهار شاهد عادل نزد حاکم شرع بر صحّت آن اقامه کند و یا نزد حاکم شرع جامع شرایط لعان کند که در این صورت اگر زن حاضر به لعان نباشد، با لعان مرد بر زن حد جاری میشود و اگر در برابر لعان مرد، زن هم لعان کند، حد از او هم برطرف میشود.
مسئلۀ 3326 : لعان برای دو چیز است:
1- برای اثبات زنای زن.
2- برای نفی فرزندی که از آن زن متولد شده و باید نزد حاکم شرع جامع شرایط بوده و هر دو بایستند و علیالأحوط تلفظ لعان در حال ایستادن هر کدام از زن و شوهر واقع شود؛ کیفیت لعان در اول سورة مبارکه نور و همچنین کتب مفصّل فقهی ذکر شده است.
مسئلۀ 3327 : واجب است صیغة لعان، شهادت و لعن با همان شکل که در سورة نور ذکر شده است واقع شود و اگر هر کدام از آنها را تبدیل کند ولو اینکه از جهت معنا نزدیک به هم باشد، باطل است و لعان واقع نمیشود.
مسئلۀ 3328 : پس از آنکه لعان به صورت صحیح و جامع شرایط انجام شد، احکام زیر بر آن مترتّب میشود:
1- زن و شوهر از هم جدا میشوند.
2- زن بر آن مرد حرام ابدی میشود.
3- حد از کسی که لعان کرده بر طرف میشود.
4- اگر لعان برای نفی فرزند باشد، خویشاوندی بین این فرزند و مرد و خویشان او منقطع میشود و از یکدیگر ارث نمیبرند ولی بین فرزند، مادر و خویشان مادری، نسبت ثابت است و از یکدیگر ارث میبرند.
مسئلۀ 3329 : اگر یکی از زن و مرد به شرایط لعان عمل نکنند، لعان باطل است و اگر حاکم نیز حکم کند بر اینکه لعان صحیح بوده، حکم او باطل و غیر نافذ است.