Ctrl/Cmd + P را برای چاپ فشار دهید
یا به صورت PDF ذخیره کنید

شرایط مطلَّق

مسئلۀ 3265 :    مردی که می‏خواهد زنش را طلاق دهد باید عاقل باشد، با قصد و اختیار این کار را انجام دهد و بنا بر احتیاط واجب بالغ باشد، بنابراین اگر مرد را مجبور کنند زنش را طلاق دهد یا با قصد واختیار طلاق ندهد و صیغة طلاق را به شوخی جاری سازد و یا آن‎را بدون اراده بگوید باطل است و همچنین اگر پسر قبل از بلوغ طلاق بدهد، حتّی اگر ده سال هم داشته باشد بنا بر احتیاط صیغة طلاق صحیح نیست، اگرچه از بعضی روایات صحّت طلاق پسر وقتی که به ده سال رسیده باشد، استفاده می‏شود.
مسئلۀ 3266 :    زنی که می‏خواهند طلاق دهند، علاوه بر اینکه باید همسر دائمی مرد باشد صحت طلاق وی مشروط به دو شرط زیر است:
1- هنگام طلاق از خون حیض یا نفاس پاک باشد.
2- در حال پاکی از حیض و نفاس یا حتّی در حال حیض و نفاس شوهر با وی نزدیکی نکرده باشد و تفصیل این دو شرط طی مسائل آتی بیان می‏شود.
مسئلۀ 3267 :    طلاق زن در حال حیض و نفاس در سه صورت صحیح است:
1- شوهر زن پس از ازدواج با وی نزدیکی نکرده باشد.
2- معلوم شود که زن حامله است- با فرض اینکه حیض با حمل قابل جمع باشد- پس اگر معلوم نباشد زن آبستن است و شوهر در حال حیض زنش را طلاق دهد و بعد از طلاق بفهمد زنش حامله است، چنانچه صیغة طلاق را جداً و با قصد تحقّق جاری کرده، صحیح است اگرچه احتیاط آنست که صیغة طلاق را دوباره جاری سازد.
3- شوهر به علّت غایب بودن یا مشکل دیگری، نتواند پاک بودن زن را بفهمد.
مسئلۀ 3268 :    اگر زن را از خون حیض و نفاس پاک بداند و او را طلاق بدهد و بعد بفهمد موقع طلاق در حیض و نفاس بوده، طلاق باطل است، ولی اگر زن را در حال حیض و نفاس بداند و او را طلاق دهد و بعد معلوم شود پاک بوده است، در صورتی که صیغه را به قصد ایجاد جاری کرده باشد، طلاق صحیح است و احتیاط آنست که صیغة طلاق را دوباره بخواند.
مسئلۀ 3269 :    مردی که غایب بوده و می‏خواهد زنش را طلاق بدهد، اگر بتواند از طبیعت زنش اطّلاع پیدا کند که در حال حیض و نفاس است یا نه، واجب است جویا شود و بعد از مشخّص شدن تصمیم بگیرد، اگر اطلاع او از روی عادت ماهانه یا علایم دیگری باشد که شرعاً معتبر است و اگر ممکن نباشد و یا دارای مشقّت باشد، طوری که عادتاً غیر قابل تحمّل است، واجب است مدّتی تأمّل کند که معمولاً زنها در آن مدّت از حیض و نفاس پاک می‏شوند و احوط آن حدّاقل یک ماه و بهتر آنست که تا سه ماه صبر کند و بعد از گذشتن آن مدّت طلاق دهد و در صورتی که این مراتب را رعایت کند و بعد طلاق دهد و بعد از آن معلوم شود طلاق در واقع در زمان حیض یا نفاس بوده، صحیح است و بدون رعایت آن اگر طلاق دهد و بعد معلوم شود در حال حیض یا نفاس واقع شده، باطل است.
مسئلۀ 3270 :    کسی که غایب نیست، ولی اطلاع از حال همسرش برای او امکان ندارد مثلاً در زندان است، در حکم غایب است.
مسئلۀ 3271 :    اگر مرد در حال پاکی با همسرش نزدیکی کند و بخواهد او را طلاق دهد، واجب است صبر کند همسرش دوباره حیض ببیند و پاک شود و سپس اگر خواست او را طلاق دهد، ولی اگر زن آبستن باشد یا هنوز نه سال او تمام نشده و یا یائسه باشد مرد می‏تواند بعد از نزدیکی بلافاصله او را طلاق دهد.
مسئلۀ 3272 :    اگر مردی بخواهد زنش را طلاق دهد که یائسه نیست و بالاتر از نُه سال دارد و باردار هم نیست، ولی به علت نوع خلقت یا بیماری و مانند آن حایض نمی‏شود – مُسترابه- است، واجب است پس از آنکه با او نزدیکی کرد، سه ماه از نزدیکی دوباره با او خودداری کند و سپس اگر خواست طلاق دهد.
مسئلۀ 3273 :    اگر مردی با همسرش در حال حیض نزدیکی کند، در اوّلین پاکی بعد از آن نزدیکی که در حال حیض انجام شده، طلاق صحیح نیست، بلکه اگر مرد بخواهد در این حالت همسرش را طلاق بدهد، واجب است صبر کند پس از آن پاکی، زن دوباره حیض ببیند و پس از دیدن پاکی دوّم، در حال پاکی دوّم می‏تواند زنش را طلاق بدهد.
مسئلۀ 3274 :    در صورت امکان، مردی که می‏خواهد زنش را طلاق بدهد، باید به صیغة عربی صحیح و با قصد انشا و ایجاد بخواند و واجب است در حضور دو مرد عادل خوانده شود و آنان صیغة طلاق را بشنوند و نیز واجب است صیغة طلاق منجّز و قطعی بوده و بدون قید و شرط باشد.
مسئلۀ 3275 :    در مواردی که خود شخص نمی‏تواند صیغة طلاق را به عربی صحیح بخواند می‏تواند وکیل بگیرد تا او آن‎را بخواند و اگر از توکیل هم عاجز است می‏تواند آن‎را با هر لفظی که مترادف آن باشد واقع کند.
مسئلۀ 3276 :    اگر خود شوهر بخواهد صیغة طلاق را بخواند، مثلاً اگر اسم زن فاطمه باشد، چنین بگوید: «زَوْجَتِی فَاطِمَۀ طَالِقٌ»  و اگر از طریق وکیل بخواهد طلاق بدهد وکیل باید این طور بگوید: «زَوْجَۀ مُوَکلِی فَاطِمَۀ طَالِقٌ» ، همین مقدار کافی است و الفاظ دیگری که اضافه می‏کنند واجب نیست.
مسئلۀ 3277 :    پدر و جدّ پدری کودکی که از طفولیت دیوانه بوده، با رعایت مصلحت دیوانه می‏توانند زن او را طلاق بدهند، ولی اگر دیوانگی او بعد از بلوغ حادث شده باشد، پدر و جدّ پدری می‏توانند با اجازۀ حاکم شرع جامع شرایط، زن دیوانه را طلاق دهند و مصالح او را نیز باید رعایت کنند.
مسئلۀ 3278 :    مردی که از واقع کردن صیغة طلاق و تلفّظ آن عاجز باشد، مانند کسی که لال است، می‏تواند صیغة طلاق را با اشاره و کتابت واقع کند.
مسئلۀ 3279 :    اگر مردی زنی را فریب دهد که از شوهر خود طلاق بگیرد و به همسری او درآید و او نیز تحت تأثیر واقع شود ولی شوهر با اختیار طلاقش دهد، طلاق صحیح است و نیز اگر فریب دهنده او را عقد کند، عقد صحیح است، اگرچه هر دو کار ناپسندی مرتکب شده‏اند.
مسئلۀ 3280 :    صیغة طلاق همان یک بار است و اگر کسی سه بار صیغه را تکرار کند مثلاً بگوید: هی طالقٌ، هی ِطالقٌ، هی طالقٌ و قصدش تعدّد طلاقها نباشد، یک طلاق واقع شده و آن دو صیغة بعدی باطل است.
مسئلۀ 3281 :    زنی که به عقد موقّت درآمده طلاق ندارد و رهایی او به تمام شدن مدّت است یا اینکه مدّت را به او بخشیده و بگوید بقیۀ مدّت را به تو بخشیدم و تو را بَری‏ءُ الذّمّه کردم و در اینجا شاهد گرفتن و پاک بودن از حیض و یا نفاس شرط نیست.