مسئلۀ 1837 : اگر دیوانه عاقل شود، یا کافری مسلمان گردد، قضای روزهای دیوانگی یا کفر بر ایشان واجب نیست، امّا اگر مسلمان مرتد و دوباره مسلمان شود، قضای روزههای دوران ارتداد و کفر بر او واجب است.
مسئلۀ 1838 : روزهای که از انسان به سبب مستی ترک شده باید قضا شود، هر چند چیزی را که به وسیلۀ آن مست شده برای معالجه خورده باشد، بلکه اگر نیت روزه کرده و مست شده است، بنا بر احتیاط واجب باید آن روزه را تمام کند و قضای آنرا نیز بجای آورد.
مسئلۀ 1839 : کسی که با عذر یا بدون عذر چند روز، روزه نگرفته است و در تعداد آن شک دارد، مانند کسی که قبل از ماه رمضان مسافرت رفته و نمیداند که پنجم ماه رمضان از سفر برگشته یا ششم، میتواند به حدّاقل اکتفا کند و پنج روز روزه بگیرد؛ نیز کسی که نمیداند عذری که برایش به وجود آمده چه وقت پیدا شده است، میتواند مقدار کمتر را قضا کند، مثل کسی که در روزهای آخر ماه رمضان مسافرت کند و بعد از رمضان نداند ابتدای سفر او بیست و پنجم بوده یا بیست و ششم، چنین شخصیمیتواند روز بیست و ششم را روز شروع مسافرت خود حساب کند و پنج روز روزۀ قضا بگیرد، مگر اینکه عدد روزهایی را که روزه نگرفته میدانسته و بعد فراموش کرده باشد که در این صورت بنا بر احتیاط مقدار بیشتر را که احتمال میدهد قضا کند.
مسئلۀ 1840 : زنی که به سبب حیض یا نفاس روزههایش را خورده است، واجب است بعد از پاک شدن قضای آنها را بگیرد، امّا زنی که خون استحاضه دیده اگر به وظائف استحاضه عمل کرده باشد، روزههای او قضا ندارد.
مسئلۀ 1841 : اگر انسان از چند ماه رمضان روزۀ قضا داشته باشد، قضای هر کدام را که بگیرد و آنرا نیت کند اشکال ندارد و اگر وقت قضای روزۀ رمضان آخر تنگ باشد، احتیاط آنست که اول قضای روزۀ رمضان آخر را بگیرد.
مسئلۀ 1842 : اگر قضای روزۀ چند ماه رمضان بر کسی واجب باشد و در بجای آوردن آن نیت معین نکند، ظاهر آنست که قضای سال اول به حساب میآید، گرچه ترتیب بین آنها شرط نیست.
مسئلۀ 1843 : اگر کسی هم روزۀ قضا و هم روزۀ دیگری که واجب است مانند روزۀ کفّاره و نذر و مانند اینها به عهدهاش باشد، در انجام آنها ترتیب لازم نیست و هر یک از آنها را جلوتر بگیرد مانعی ندارد، ولی کسی که روزۀ واجب دارد نمیتواند روزۀ مستحبی بگیرد.
مسئلۀ 1844 : اگر در ماه رمضان به سبب عذری که پیش آمده، مریضی یا عذر دیگر، روزه نگیرد و بعد از ماه رمضان عذر او برطرف شود، احتیاط واجب آنست که تا رمضان سال آینده قضای آنرا بگیرد و در صورتی که عمداً تا رمضان آینده قضای آن روزه را نگیرد، واجب است علاوه بر قضای آن، برای هر روز یک مُد طعام که ده سیر است و 750 گرم گندم و جو و غیره به فقیر بدهد.
مسئلۀ 1845 : کسی که قضای روزۀ رمضان بر عهده دارد اگر در انجام آن تا رمضان سال آینده کوتاهی کند یا وقت تنگ شود و بهطور اتفاقی در تنگی وقت عذری پیدا شود و نتواند قضا را انجام دهد، واجب است هم قضای روزهها را بگیرد و هم برای هر روز یک مُد طعام به فقیر دهد.
مسئلۀ 1846 : کسی که به هر طریق عذری دارد و برای داشتن عذر روزهاش را افطار میکند، اگر تصمیم داشته باشد هر موقع عذرش برطرف شد روزههایش را قضا کند و عذرش برطرف شود و نتواند قضای آنرا بگیرد یا وقت تنگ شود و در تنگی وقت عذر دیگری پیدا شود، واجب است هم قضای روزهها را بگیرد و هم احتیاطاً برای هر روز یک مُد طعام به فقیر دهد.
مسئلۀ 1847 : اگر بیماری شخص طول بکشد و تا رمضان آینده خوب نشود، قضای روزهایی که خورده واجب نیست، ولی برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد و اگر بعد از بهبودی تا رمضان آینده به اندازة قضا وقت داشته باشد، باید قضای آنها را بگیرد. اگر مرض او چند سال ادامه پیدا کند و تا رمضان آینده به اندازة قضای یکی از رمضانها وقت داشته باشد، فقط قضای ماه رمضان آخری را بگیرد و برای هر روز از سالهای پیش یک مُد طعام به فقیر بدهد و قضای آنها واجب نیست.
مسئلۀ 1848 : کسی که باید کفّاره برای هر روز به مقدار یک مُد طعام، گندم، جو، خرما و مانند آن، به فقیر بدهد، میتواند کفّارة چند روز را به یک فقیر بدهد.
مسئلۀ 1849 : اگر قضای روزۀ رمضان را چند سال به تأخیر بیندازد واجب است قضایش را بگیرد و برای هر روز یک مُد طعام به فقیر بدهد و با استمرار سالهای تأخیر چیزی به کفّاره اضافه نمیشود.
مسئلۀ 1850 : کسی که به نیت قضای روزۀ رمضان روزه گرفته است، اگر وقت قضای روزۀ او تنگ نباشد، میتواند قبل از ظهر روزۀ خود را باطل کند و در غیر این صورت جایز نیست آنرا باطل کند بلکه کفّاره هم دارد.
مسئلۀ 1851 : اگر کسی عمداً و اختیاراً روزۀ رمضان را نگیرد، واجب است هم قضای آنرا بجای آورد و هم برای هر روز، دو ماه روزۀ کفّاره بگیرد یا به شصت فقیر طعام دهد و اگر تا رمضان آینده قضای آنرا بجا نیاورد برای هر روز یک مُد طعام باید به فقیر بدهد.
مسئلۀ 1852 : اگر قضای روزۀ میتی را رایگان یا استیجاری گرفته باشد بنا براحتیاط واجب بعدازظهر آنرا باطل نکند.
مسئلۀ 1853 : اگر کسی به علّت بیماری یا حیض و نفاس، روزۀ رمضان را نگیرد و قبل از تمام شدن ماه رمضان بمیرد، لازم نیست روزههای او را قضا کنند، ولی اگر به علّت مسافرت نگیرد و قبل از تمام شدن رمضان بمیرد، این روزهها را باید برای او قضا کنند.
مسئلۀ 1854 : بعد از مرگ پدر و بنا بر احتیاط واجب پس از مرگ مادر، بزرگترین وارث، مطابق طبقات ارث، واجب است قضای نماز و روزۀ آنها را بجای آورد و همچنین است اگر پدر و مادر به جز روزۀ رمضان روزۀ واجب دیگری مانند روزۀ نذر داشته باشند، در این موارد اگر پدر میت زنده است بنا بر احتیاط با کمک پسر بزرگتر میت این کار را انجام دهند.
مسئلۀ 1855 : بعد از مرگ پدر و بنا بر احتیاط مادر، وقتی قضای روزۀ آنها بر ولی واجب میشود که اگر خود میت زنده میماند بر او واجب بود، بنابراین اگر مثلاً میت بعد از یک بیماری طولانی از دنیا برود بهطوری که بعد از هیچ ماه رمضانی تا وقت مرگ، وقت برای قضای آنها پیدا نکند، چون برای او قضای آنها واجب نبوده، پس برای ولی میت هم که بزرگترین وارث مرد است، واجب نیست.