سؤال: سلام علیکم. آیا حقیقاً دین مبین اسلام و مذهب حقه تشیع با اصل فلسفه و فراگیری آن در این دو مورد یعنی مباحث اعتقادی و غیر اعتقادی‌ مخالف شدید بوده و آنرا به شدت تحریم کرده و اینکه ما در روایاتمان داریم که فلسفه و اهلش را در حد کفر و ضلالت برده و اینکه عده از اعاظم فقهای فقید و حال حاضر نسبت به آن موضع گیری منفی و علی الخصوص موضع گیری خشم آلودی نسبت به فلسفه صدرایی و مسائل وحدت وجودش دارند؟ (لطفاً توضیح دهید)

سوال

پاسخ:

با سلام و تحیت؛

فلسفه را که نوعی هستی شناسی از راه برهان و سلوک معنوی است، نه تنها نمی توان ممنوع اعلام کرد بلکه امری مطلوب و مطابق سیره و سنت اهل بیت(ع) است. کلام که یکی از علوم عقلی اسلامی و شیعی است، مملو از مباحث فلسفی است. تجرید خواجه و شرح آن که مربوط به علامه حلی است، بهترین شاهد برای این سخن است.

بنابراین چگونه می توان مردم را توصیه به تعقل و به کارگیری عقل کرد و از شیوه های برهانی مانع شد؟ آیا حاج ملاهادی سبزواری، فیلسوف بزرگ و زاهد و استاد علامه طباطبائی فیلسوف معاصر و مفسر قرآن کریم و آیت الله شیخ ابوالحسن شعرانی و فیض کاشانی و فیاض لاهیجی و استاد شهید مطهری و امثال آنان را به دلیل دانستن فلسفه مطورد دانست؟ در حقیقت کسانی که با فلسفه صدرا مخالفت کرده اند، به این دلیل بوده است که تخصص درک مطالب ایشان را فاقد بوده اند.

البته ما هیچ فیلسوفی را مصون از خطا نمی دانیم و معصومی به جز ۱۴ معصوم و پیامبران الهی نمی شناسیم؛ بنابراین نقد سخنان هر فیلسوفی حتی ملاصدرا را ناصحیح نمی دانیم ولی طرد و نفی کلی فیلسوفان بزرگ و فلسفه اسلامی و الهی را امری نامعقول و ناصحیح می دانیم.



0
adminfaq 5 سال 0 Answers 133 views 0