احکام غصب‏

مسئلۀ ۲۹۵۰ :    غصب نوعی مستولی شدن و در اختیار خود قرار دادن مال یا حقّ دیگری است و آن از گناهان کبیره ایست که اگر انسان مرتکب شود، در قیامت به عذاب سخت الهی دچار خواهد شد، از پیامبر گرامی اسلام‏ نقل شده که فرمودند: هر کس به اندازه یک وجب زمین از حقّ دیگری غصب کند، در قیامت هفت طبقه آن زمین را مانند طوقی به گردنش می‏آویزند، مگر آنکه توبه کند و آن‎را به صاحبش بازگرداند.
مسئلۀ ۲۹۵۱ :    اگر کسی نگذارد مردم از مسجد، مدرسه، پل و جاهای دیگری که برای عموم ساخته شده استفاده کنند، حقّ آنان را غصب کرده است و نیز اگر کسی مثلاً در مسجد جایی برای عبادت گرفته باشد و دیگری از آن جلوگیری کند، غاصب است.
مسئلۀ ۲۹۵۲ :    هر چیزی که به عنوان گرو نزد طلبکار می‏گذارند، باید نزد طلبکار بماند تا اگر بدهکار بدهی‎اش را نداد، او بتواند طلبش را از آن به دست آورد، بنابراین اگر بدهکار قبل از آن که طلب طلبکار را بدهد، گرو را بگیرد در حقّ او ظلم کرده و غاصب است.
مسئلۀ ۲۹۵۳ :    اگرگرو را فرد دیگری غصب کند، صاحب گرو که همان بدهکار است و طلبکار که صاحب حق است، هر دو می‏توانند آن‎را ازغاصب بخواهند، در صورتی‏که آن‎را بازپس بگیرند، مادام که بدهکار طلب را نداده، در گرو خواهد بود.
مسئلۀ ۲۹۵۴ :    غاصب موظّف است چیزی را که غصب کرده به صاحبش باز گرداند و اگر از بین رفته باشد، واجب است عوض آن‎را بپردازد و اگر چیزی را از بچّه یا دیوانه غصب کرده باشد واجب است در صورت موجود بودن خود آن چیز و در صورت نبودن، عوض آن‎را به ولیّ شرعی او بپردازد.
مسئلۀ ۲۹۵۵ :    اگر کسی چیزی را غصب کند و از آن منفعتی به دست آورد، مثلاً گوسفندی غصب کند و از آن برّه‏ای به دنیا بیاید، آن برّه مال صاحب گوسفند است و نیز اگر چیزی را غصب کند که دارای منفعت است، مثلاً خانه، مغازه و مانند آن که دارای منفعت است، هر چند از آن استفاده نبرده و همین طور خالی گذاشته باشد، اجاره بهای آن‎را مانند اجاره بهای امثال آن بدهکار است و باید به صاحبش بپردازد.
مسئلۀ ۲۹۵۶ :    اگر کسی چیزی را غصب کند و آن چیز در دست غاصب رشد کند، همۀ آن مربوط به صاحب مال است، بنابراین اگر کسی نهالی را غصب کند و در زمین خود بکارد، آن نهال هر چه رشد کند، مال صاحب نهال است و غاصب حقّ مطالبه اجرت زمین را ندارد و نیز اگر پیوندی را غصب کند و به درخت خود پیوند بزند، اظهر آنست که نمو (رشد) و میوه آن متعلق به صاحب پیوند است.
مسئلۀ ۲۹۵۷ :    اگر چند نفر مشترکاً چیزی را غصب کنند طوری که در استیلای همۀ آنها باشد، اگر چه هر کدام از آنها می‏توانستند مستقلاّ غصب کنند، در صورتی که دو نفر باشند، هر کدام نصف آن‎را ضامن است و اگر سه نفر باشند هر کدام یک‎سوم و همین طور به نسبت تعداد آنها ضمانت تحقق پیدا می‏کند. ولی اگر استیلای تک تک آنها به‌طور مستقل و تام باشد، به گونه‏ای که هر کدام از آنها می‏توانند مستقلاّ و به تنهایی در آن تصرّف داشته باشند، در این صورت بهتر آنست که هر کدام از آنها به‌طور مستقل ضامن تمام آنست و صاحب مال می‏تواند از هر کدام به‌طور مستقل تمام مالش را مطالبه کند مانند تعاقب ایادی.
مسئلۀ ۲۹۵۸ :    اگر غاصب چیزی را که غصب کرده با چیز دیگری مخلوط کند مثلاً گندمی را غصب کرده با جو مخلوط کند، چنانچه امکان جدا کردن باشد، اگر زحمت فراوان هم داشته باشد باید جدا کرده و به صاحبش باز گرداند.
مسئلۀ ۲۹۵۹ :    اگر غاصب چیز را که غصب کرده طوری تغییر دهد که از حالت اولش نیز بهتر شود، مثلاً طلا بدزدد و با آن گردن‌بند بسازد و مالک از وی بخواهد طلا را به همین صورت گردنبند به او تحویل دهد، واجب است تحویل دهد و حق ندارد از مالک طلب اجرت کند و بدون اجازۀ مالک حقّ برگرداندن آن به حالت اوّلیه را ندارد و اگر بدون اجازه آن‎را به حالت اول بازگرداند، مزد ساخت را به مالک بدهکار است و باید تحویل دهد و در صورتی که مزد ساختن کمتر از مقدار تفاوت طلای ساخته شده و دست نخورده باشد، آن تفاوت را هم باید بدهد، چون غاصب است.
مسئلۀ ۲۹۶۰ :    ظروف و چیزهایی که غَصب و ملک دیگری است، تصرّف در آنها بدون اجازۀ مالک حرام بوده و وضو و غسل با آنها نیز در صورت علم به غصبیت، باطل است چون تصرف عدوانی در مال غیر محسوب می‏شود.
مسئلۀ ۲۹۶۱ :    اگر کسی زمینی را غصب کند و در آن بنا بسازد، چنانچه صاحب زمین حاضر شود، زمین را بفروشد یا عوض آن‎را بگیرد، غاصب باید قبول کند و اگر صاحب زمین نه حاضر به فروش باشد و نه به اخذ معوض رضایت می‏دهد و عین زمین خود را مطالبه می‏کند، غاصب موظف است بنا را تخریب کند و زمین را به حالت اول برگردانده و به صاحبش بازگرداند.
مسئلۀ ۲۹۶۲ :    اگر کسی زمینی را غصب و در آن کشت یا درخت‎کاری کند، کشت، درخت و محصول آن متعلق به کسی است که آنها را کاشته، ولی اگر صاحب زمین اجازه ندهد آنها در زمین او بماند، واجب است غاصب فوراً آنها را از زمین بکند، اگرچه موجب ضرر برکشت و درختها باشد و نیز واجب است غاصب اجاره زمین را در مدّتی که در آن کشت انجام داده به مالک زمین بپردازد و اگر در زمین خرابی، ویرانی و حفره‏هایی به وجود آمده است، باید آنها را ترمیم و پر کند و اگر به سبب اینها زمین از قیمت افتاده، واجب است مابه‎التفاوت را هم به صاحب زمین بپردازد. صاحب کشت و درختها نمی‏تواند مالک زمین را وادار به فروش زمین خود کند و یا مجبور کند از طریق اجاره و مانند آن در اختیار وی بگذارد کما اینکه مالک زمین هم حق ندارد غاصب را که صاحب کشت و درختهاست وادار کند که کشت و درختها را به او بفروشد.
مسئلۀ ۲۹۶۳ :    اگر مالک زمین اجازه دهد که زراعت و درخت غاصب در زمین او باقی بماند، در این صورت بر غاصب واجب نیست آنها را از زمین بکند، ولی اگر مالک زمین وجه اجاره را مطالبه کند، بر غاصب واجب است وجه اجاره را از زمانی که زمین را غصب کرده تا وقتی که صاحب زمین راضی شده به مالک زمین بدهد.
مسئلۀ ۲۹۶۴ :    از جمله حقوق معتبر نزد عقلا حقّ طبع، تکثیر، اختراع و مانند اینهاست و شارع هم معلوم نیست آنها را منع کرده باشد، بنابراین اگر در کتاب کسی نوشته شده حقّ طبع محفوظ است یا مثلاً نوع خاصی از پرورش ماهی را کشف کرده و در ثبت آن قید کرده باشد که این کشف در انحصار فلان کس یا فلان شرکت است، دیگری حقّ کپی‎برداری یا پرورش ماهی به این روش را ندارد یا اگر فرمولی یا صنعتی را اختراع کرده و به نام مخترع ثبت شده است، بدون رضایت او چاپ، تکثیر و کپی‏برداری ممنوع و غصب است و اگر از این طریق به حقوق کسی تعدّی صورت گیرد و بر صاحبان حق خسارتی وارد شود، آنان می‏توانند از وارد کنندگان خسارت جبران آن‎را مطالبه کنند.
مسئلۀ ۲۹۶۵ :    اگر چیزی را که غاصب غصب کرده، عین و موجود باشد، مثلاً گاوی را غصب کرده باشد که عیناً موجود است، واجب است عین همان را به صاحبش بازگرداند و اگر موجود نبوده و از بین رفته باشد دو حالت دارد:
۱- عین تلف شده مثل گاو، گوسفند و مرغ باشد که افراد آنها از جهت قیمت، مثل و یکنواخت نیستند، بلکه به دلیل خصوصیات گوناگون قیمت آنها متفاوت است- قیمیات- در این صورت باید قیمت آن‎را به صاحبش بپردازد و احوط آنست که قیمت روز را بپردازد و احوط از آن این است که بالاترین قیمت از روز غصب تا روز پرداخت را بپردازد و اگر قیمت بازار آن تفاوت پیدا نکرده است ولی مدّتی که پیش غاصب بوده زیاده عینی پیدا کرده، مثلاً گوسفند، چاق شده است، قیمت آن زیاده را هم باید حساب کند و بپردازد.
۲- عین غصب شده مانند گندم، جو، برنج و مثل آنها باشد که معمولاً قیمت همۀ اجزای آن یکنواخت و مانند هم است، در این صورت واجب است غاصب مثل همان چیزی را که غصب کرده، به صاحبش بپردازد و باید آن چیز را که تحویل می‏دهد، اوصاف و خصوصیات همان مال غصب شده را داشته باشد.
مسئلۀ ۲۹۶۶ :    اگر کسی مالی را غصب کند و فرد دیگری هم، از غاصب اوّل همان مال را غصب کند، چنانچه آن مال موجود است صاحب آن مال، اگر به کسی که عین مال غصبی نزد اوست مراجعه کند و عین آن‎را تحویل بگیرد، نه غاصب اول و نه غاصب دوم حقّ رجوع به هیچ کس را ندارند و اگر آن مال تلف شده باشد، مالک آن عین حق دارد برای گرفتن عوض آن به هر یک از آن دو غاصب مراجعه کند یا اینکه از هر کدام از آنها مقداری از عوض آن عین را که تلف شده، مطالبه کند، در این صورت اگر مالک عین، به غاصب اول رجوع کند و از او عوض عین تلف شده را تحویل بگیرد، غاصب اول می‏تواند به غاصب دوم که عین مال نزد او تلف شده، رجوع کند، ولی اگر مالک به غاصب دوم رجوع کند و از او عوض آن عین تلف شده را بگیرد، غاصب دوم نمی‏تواند به غاصب اول رجوع کند مگر آنکه غاصب دوم پس از غصب، مال را به غاصب اول برگردانده باشد و نزد غاصب اول تلف شده باشد، در این صورت اگر مالک به غاصب اول رجوع کرده باشد، او حقّ رجوع به غاصب دوم را ندارد ولی اگر به غاصب دوم رجوع کرده باشد، غاصب دوم حقّ رجوع به اولی را دارد.
مسئلۀ ۲۹۶۷ :    اگر کسی معامله‏ای کند که شرایط صحت را نداشته باشد، مثلاً خرید و فروشی کند که شرایط صحت معامله را ندارد در این صورت اگر فروشنده و خریدار با توجّه به اینکه معامله باطل است باز هم راضی هستند، هر دو در ثمن و مْثمُن تصرّف کنند، با اینکه مالک نیستند ولی تصرّف ایشان مانعی ندارد ولی اگر رضایت نداشته باشند، آنچه را که گرفته اند در حکم مال غصبی است و باید به یکدیگر بازگردانند و در هر صورت اگر مال یکی در دست دیگری تلف شده باشد، چه بدانند معامله باطل است و چه ندانند، عوض آن‎را باید بپردازند.
مسئلۀ ۲۹۶۸ :    اگر کسی مالی را از فروشنده بگیرد تا ببیند و پس از آن اگر پسندید آن‎را بخرد یا اینکه مدّتی نزد خود نگاه دارد و پس از پسند کردن آن‎را معامله کند، ظاهر آنست که به عنوان امانت نیست، بنابراین اگر آن مال از بین برود، عوض آن‎را به صاحبش، بنا بر احتیاط، اگر اقوی‏ نباشد، باید بپردازد مگر آنکه صاحب مال او را مأذون در تصرّف کرده و او نیز در حفظ آن مراقبت لازم را به عمل آورده باشد، در این صورت معلوم نیست ضامن باشد.
مسئلۀ ۲۹۶۹ :    کسی که مال یا حقّ او غصب شده می‏تواند با توسّل به زور یا با رجوع به حکومت صالح اسلامی و حتّی در حال ضرورت به حکومت غیر صالح، حقّ خود را به دست آورد منتها در راه احقاق حقّ خود اگر متحمّل مخارجی گردد نمی‏تواند آن‎را از غاصب مطالبه کند.

آیا تمایل به دریافت آخرین اخبار و اعلانات دارید؟
خیر
بله